روایت بانوانی که چراغ عزای حسین (ع) را روشن نگه داشتهاند
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از البرز، محرم که از راه میرسد، حال و هوای شهر عوض میشود؛ انگار خاطرهای قدیمی دوباره در جان مردم زنده میشود. نام حسین بن علی (ع) هر سال با خود موجی از اندوه، احترام و دلدادگی میآورد و کوچهها و خانهها را به سمت عزاداری و یاد سرزمین بلا میبرد و دلها ناخودآگاه به سمت کربلا میروند.
فضای شهر و محلهها رنگ و بوی دیگری پیدا میکند. مردم بار دیگر خود را در سوگ امام حسین (ع) شریک میدانند و با برگزاری روضهها، هیأتها و نذریها، پیوند دیرینه خود را با این آیین زنده نگه میدارند. این ایام برای مردم، تنها آغاز یک عزاداری نیست، شروع دوباره یک حال و هواست؛ حال و هوایی که از دل تاریخ آمده و هر سال در خانهها، محلهها و دل مردم جاری میشود.
در این روزها نام حسین (ع) بیش از همیشه شنیده میشود و عزاداری برای او، بهانهای برای کنار هم بودن و به یاد کربلا زیستن است. انگار غمی قدیمی، اما زنده در کوچهها، خانهها و دلها میپیچد؛ غمی که از کربلا آغاز شده و تا امروز در هیئتها، روضهها، دستههای عزاداری و سفرههای نذری ادامه یافته است. عشق به امام حسین (ع) و خاندان پاک او، عشقی صرفاً احساسی نیست، مکتبی است از وفاداری، ایثار، خدمت و دلدادگی.
مردمان بسیاری در طول تاریخ، با هر آنچه در توان داشتهاند، کوشیدهاند در عزای این خاندان سهمی داشته باشند؛ گاه با اشک، گاه با حضور، گاه با غذا، گاه با روضه و گاه با گرد هم آوردن دلهایی که جز برای نام حسین (ع) کنار هم نمینشینند. هیأتها و مجالس عزاداری نیز بهعنوان یکی از جلوههای اصلی این عشق، با همت و مدیریت آقایان اداره میشوند و در محلهها و شهرهای مختلف، پرچم عزای سیدالشهدا (ع) را برافراشته نگه میدارند.
اما در کنار این سنت شناختهشده، هیأتهایی نیز هستند که در آنها بانوان، با صبر، تدبیر، ایمان و همدلی، بار این مسئولیت معنوی را بر دوش میکشند؛ هیأتهایی که شاید کمتر دیده شوند، اما اثرشان عمیق، ماندگار و الهامبخش است. در میان این جمعهای زنانه، هیأت دیوانگان حسین در یکی از محلههای قدیمی شهر کرج، نمونهای روشن از عشق، استمرار و خدمت خالصانه به اهلبیت (ع) است.

این هیأت بیش از ۳۰ سال قدمت دارد و از همان آغاز، با همت بانوانی شکل گرفت که دل در گرو نام حسین (ع) داشتند. بانی و ستون اصلی این مجلس، بانویی است به نام منیژه صنمی که همه او را «خاله» صدا میزنند. اینجا خاله، تنها یک لقب نیست، بلکه نشانی از جایگاه انسانی و عاطفی او در میان اعضای هیأت است؛ زنی که با محبت، خوشرویی و دلسوزی، دلها را دور خود جمع کرده و فضایی ساخته که هر کس وارد آن میشود، احساس آرامش میکند.
روایت شکلگیری این هیأت نیز رنگ و بوی معنوی و خاصی دارد. منیژه صنمی در گفتوگو با خبرنگار دفاعپرس از البرز دلیل آغاز به کار این هیأت را خوابی که دیده عنوان و اظهار میکند: سالها پیش یکی از شبهای محرم خواب دیدم خانمی به من گفت که نمیخواهی برای پسرم عزاداری کنی؟ از خواب بیدار شدم و زنگ تکتک همسایهها را زدم و گفتم که بیایند، میخواهیم روضه بگیریم.
او این رؤیا را نشانهای دانست و با توکل، اخلاص و همراهی دیگر بانوان، نخستین روضه را برپا کرد. هر کس هر چه داشت با خود آورد؛ یکی قند، دیگری چای، یکی دستمالکاغذی و آن یکی، یخ. یکی خانه را جارو زد، دیگری کفشهای مهمانان را مقابل درب جفت کرد و خلاصه مجلس عزای پسر فاطمه (س) برپا شد و تا امروز به اینجا رسیده است که ۱۲ روز اول محرم دیگهای غذا روی اجاقهای روشن قرار میگیرند و ...
از آن زمان تا امروز، هیأت دیوانگان حسین (ع) تنها یک هیأت نیست؛ خانهای است که در روزهای محرم، لباس عزا بر تن میکند و به مأمنی برای دلدادگان تبدیل میشود. در کنار این آمادگی معنوی، حرکت و تلاش بانوان در پخت و توزیع نذری یکی از جلوههای زیبای این هیأت است. هر روز دیگهای غذا را بار میگذارند، با نظم و همکاری جمعی کارها را پیش میبرند و پس از پایان روضه خانگی، نذری میان عزاداران و میهمانان تقسیم میشود.

این نذریها، نشانهای از مشارکت در عزای امام حسین (ع)، از خدمت بیمنت، از عشق عملی و از پیوند میان ایمان و عمل هستند. در این خانه، هر قاشق غذا حامل دعا و هر ظرف نذری حامل محبت است و هر خدمت کوچک، رنگی از اخلاص دارد. ویژگی برجسته این هیأت، همین اداره بانوانه و جمعی آن است؛ جایی که مدیریت، خرید، نظم، پختوپز، استقبال از مهمانان، برگزاری روضه و رسیدگی به جزئیات مراسم، همه توسط بانوان انجام میشود.
در این دیار عشق و خدمت، نقش بانوان هیأت دیوانگان حسین، فراتر از یک سازماندهی رسمی است. اینجا هر زنی، با هر توان و تخصصی، در جایگاه خود، عاشقانه خدمت میکند و تلاشش را در راه اهلبیت (ع) نذر کرده است. یکی چای داغ و خوشعطر هیأت را آماده میکند و دیگری با حوصله و ظرافت، سیبزمینیها را برای سرخ کردن آماده میسازد، تا سفره نذری هیأت رنگینتر شود.

آن یکی هم با دقت و مهارت پخت برنج را مدیریت کرده و بانوان دیگر در این مسیر به او کمک و برنج را برای دم کشیدن آماده میکنند؛ عطر برنج که در فضا میپیچد، نویدبخش غذایی متبرک و نذری است که با جان و دل پخته شده و بانوان با هر بار برداشتن درب دیگ حاجت خود را از خدا میخواهند. خدمت در اینجا تنها به آشپزی و پذیرایی محدود نمیشود و برخی با عشق و وظیفهشناسی، مسئولیت جفت کردن کفشها را بر عهده دارند.
آن بانوی توانمند دیگر، در انبار هیأت مشغول است؛ جایی که نظم دادن به وسایل، آمادگی برای مراسم و اطمینان از در دسترس بودن هر آنچه لازم است، بر عهده اوست. او با عشق در انبار میچرخد، اقلام را مرتب میکند و از اینکه میتواند در این مسیر سهمی داشته باشد، خوشحال است. همه این کارها، هرچند ممکن است از نظر برخی جزئی یا ساده به نظر برسند، اما در نگاه این بانوان، همگی عبادت و خدمت به درگاه امام حسین (ع) است.
آنها با عشق و ازخودگذشتگی هر روز به این جمع میپیوندند و حین انجام وظایفشان، دردهای جسمی را فراموش میکنند چراکه معتقدند اینجا، در پناه مهر و عشق اهلبیت (ع)، غصهها رنگ میبازند و دلها سبک میشوند. هر لیوان چای، هر دانه سیبزمینی، هر پیمانه برنج و هر کفش جفت شده، نشانی از ارادت و تسلیمی است که تمام وجودشان را فرا گرفته است.
این بانوان، با حضور خود نشان میدهند که خدمت در راه اهلبیت (ع) هیچ حدومرزی ندارد و هر کس به هر شکلی که بتواند، میتواند در این سفره پربرکت سهیم باشد. اما آنچه این هیأت را از یک جمع معمولی فراتر میبرد، روحی است که در آن جریان دارد؛ روح همدلی، صمیمیت، استمرار و وفاداری. در هیأت دیوانگان حسین (ع)، هیچکس تنها نیست، همه برای یک هدف جمع میشوند؛ زنده نگهداشتن یاد و راه سیدالشهدا (ع).
اکنون پس از گذشت بیش از سه دهه، این هیأت همچنان پابرجاست؛ نهفقط بهعنوان یک مجلس سوگواری، بلکه بهعنوان بخشی از هویت معنوی محلهای قدیمی در کرج. نسلها در آن بزرگ شدهاند، اشکها در آن ریخته شده، دعاها در آن بالا رفته و سفرههای نذر در آن پهن شده و در مرکز این تاریخ کوچک، اما پربرکت، نام خاله منیژه میدرخشد؛ بانویی که با دیدن خوابی الهامبخش، عزای حسین (ع) را با عشق آغاز کرد و با همت جمعی، راهی را گشود که تا امروز ادامه یافته است.
گزارش: صدیقه صباغیان
انتهای پیام/
