توازن در انتظارات
گروه استانهای دفاعپرس- حجتالاسلام والمسلمین «موسی سلیمانی» جانشین نمایندگی ولیفقیه در سپاه امام رضا علیهالسلام؛ «دیپلماسی» و «میدان» نه دو گزینهی جایگزین، که دو رکن مکمل برای تأمین امنیت ملی و عزت یک کشور هستند. اما آنچه در سالهای اخیر کمتر مورد تأمل قرار گرفته، نه اصل این دوگانگی، بلکه «توازن انتظارات» از هر یک از این عرصههاست. گویی در ذهن جمعی، معیار سنجش موفقیت در «میدان نظامی» با معیارهای واقعبینانهتری سنجیده میشود، در حالی که «دیپلماسی» در تور انتظارات ناممکن و ایدهآلگرایانه گرفتار آمده است.

جامعه ایرانی به خوبی درک کرده است که میدان نظامی، عرصهی تقابل سختافزاری با قدرتی است که در کمیت و کیفیت تجهیزات از ما جلوتر است. با این حال، آنچه این شکاف مادی را جبران کرده، قدرت معنوی، ایمان، مقاومت و نوآوری در تاکتیک بوده است. به همین دلیل، وقتی از رزمندگان تقدیر میشود، نه صرفاً به خاطر پیروزیهای مطلق، که به پاس حضور در میدان و جانفشانی در شرایط نابرابر است. این نگاه، نگاهی بالغ و عاقلانه است که ارزش را به تلاش در مسیر گره زده، نه صرفاً نتیجهی مطلق.
در سوی مقابل، انتظار از دیپلماسی غالباً فراتر از بضاعت ساختاری آن است. دیپلماتهای ایرانی باید در عرصهای بازی کنند که قواعد آن را دیگران نوشتهاند؛ از منشور سازمان ملل تا قطعنامههای شورای امنیت و اساسنامهی دادگاههای بینالمللی. این قواعد، نه تنها به نفع ما نیست، که بسیاری از اوقات ابزاری برای مهار و اعمال فشار طراحی شدهاند. با این حال، به جای درک این پیچیدگی، از دیپلماسی انتظار میرود که در کوتاهترین زمان، تمامی تحریمها را بردارد، یا در یک مذاکره، همهی حقوق تضییعشده را اعاده کند، غافل از اینکه دیپلماسی در این میدان، با «دستهای بستهتر» نسبت به میدان نظامی وارد نبرد میشود.
همانگونه که در میدان نظامی، «ایستادگی» خود پیروزی محسوب میشود، در عرصهی دیپلماسی نیز «تلاش مستمر برای حفظ کیان ملی در قالب قواعد موجود» باید ارزشمند تلقی گردد. دیپلماسی موفق، آن است که بتواند از دل همین قواعد ناعادلانه، حداکثر منافع را استخراج کند، از انزوا بگریزد، و روایت ایران را در نظام بینالملل زنده نگه دارد. این یک «هنر» است که نیازمند پشتیبانی فکری و روانی جامعه است، نه اینکه هر گاه نتیجهای خلاف آرمانها رقم خورد، دیپلماتها متهم به «کمفروشی» یا «خیانت» شوند. این نگاه، نه تنها عدالت را درباره تلاشگران این عرصه رعایت نمیکند، بلکه انگیزهی آنها را در پیچیدهترین صحنههای جهانی تضعیف مینماید.
قائد شهید امت هوشمندانه به اهمیت این دوبال در دیدار مسئولان قوه قضاییه اشاره کرده بودند.
«همه باید بدانند، هم دوستان ما بدانند، هم دشمنان ما بدانند، هم خود ملت ایران بدانند که میدانند، این است که ملت ایران در هیچ میدانی به صورت طرف ضعیف ظاهر نخواهد شد. چون ما همهی ابزارهای لازم را داریم، هم منطق داریم، هم نیرو داریم. ما هم در میدان دیپلماسی، هم در میدان نظامی انشاءالله به توفیق الهی هر وقت وارد بشویم با دست پر وارد خواهیم شد به توفیق الهی»
این جمله، نه به معنای نادیده گرفتن محدودیتها، که به معنای استفاده بهینه از ظرفیتها و توازن راهبردی است. ایشان با تأکید بر دستپر بودن، به ما میآموزند که ضعف را نه در کمبود ابزار، که در عدم هماهنگی بین این دو بال باید جستوجو کرد.
موفقیت ملی در گرو آن است که جامعه و نخبگان، عدالت در ارزیابی را از یاد نبرند. اگر در میدان نظامی، جانبازی را تقدیس میکنیم، در میدان دیپلماسی نیز مقاومت حقوقی و تلاش طاقتفرسا را _البته بدون خیانت و کمفروشی_ باید ارج نهیم. توازن انتظارات، یعنی اینکه بدانیم دیپلمات و سرباز، هر دو در صف مقدم دفاع از خاک و ناموس این سرزمین ایستادهاند؛ یکی با تفنگ و یکی با کاغذ و استدلال. تنها در سایهی این نگاه متوازن است که چانهزنی ایران در جهان، از جایگاه قدرت برخوردار میشود.
انتهای پیام/
