پیامدهای سیاسی حمله گسترده به مسکو
گروه بینالملل دفاعپرس: پس از یکی از سنگینترین حملات پهپادی به مسکو از زمان آغاز جنگ روسیه و اوکراین، اغلب تحلیلگران نظامی روسیه»، ارزیابی خود را در قالب دو نکته کلیدی مطرح کرد. نخست آنکه با توجه به مواضع و اقدامات علنی مقامهای روسیه، به نظر میرسد کرملین حملات دوربرد و میانبرد اوکراین را تهدیدی راهبردی تلقی نمیکند. از نگاه مسکو، شرایط همچنان تحت کنترل است و سرنوشت جنگ در جبهه تعیین خواهد شد؛ جایی که ارتش روسیه دست برتر را در اختیار دارد.

نکته دوم این است که اوکراین و اروپا در تلاشاند تا تصویری از پیروزی بسازند. به باور وی، نتیجه ملموس این حملات میتواند این باشد که شمار بیشتری از شهروندان روسیه احساس کنند جنگ دیگر پدیدهای دوردست نیست، بلکه مستقیماً زندگی روزمره آنان را تحت تأثیر قرار داده است.
تحولات شب پرتنش چهارشنبه نشان داد این ارزیابی نهتنها اعتبار خود را حفظ کرده، بلکه حتی بیش از گذشته با واقعیت منطبق شده است.
روشن است که حمله نیروهای مسلح اوکراین به پایتخت روسیه در شب چهارشنبه ۲۸ خرداد، آخرین حمله به روسیه نخواهد بود، اما آنچه همچنان محل سؤال است، راهبرد کلان پشت تاکتیک اوکراین در افزایش شدت و دامنه حملات به مسکو است.
بخشی از این راهبرد کاملاً آشکار است. حکومت اوکراین با اتکا به توانمندیهای جدید خود در تولید پهپاد، میکوشد فضای سیاسی داخلی روسیه را در آستانه آزمونی مهم برای کرملین متزلزل کند.
در ۲۶ خرداد، ولادیمیر پوتین فرمان برگزاری انتخابات دومای دولتی در ۲۹ شهریور را امضا کرد. کمتر از ۴۸ ساعت بعد، موج گستردهای از پهپادها روانه مسکو شد.
در پشت سر زلنسکی، اروپا قرار دارد؛ اروپایی که بدون پنهانکاری نقش پایگاه امن خارجی و پشتوانه تجهیزاتی را برای صنایع دفاعی اوکراین ایفا میکند. از آنجا که مسدود کردن کامل مسیرهای انتقال تسلیحات از اروپا به اوکراین عملاً ممکن نیست، هدف مخالفان مسکو ظاهراً سوق دادن روسیه به وضعیت فرسایشی و تضعیف روحیه عمومی است.
اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست، مرحله نهایی این بازی از نگاه رقبای ژئوپلیتیکی پوتین چیست؟
همچنان روشن نیست چگونه افزایش فشار نظامی بر مسکو با تلاش همزمان اروپا برای گفتوگوی دیپلماتیک با روسیه قابل جمع است. این تناقض در الگوی «بازجوی خوب و بازجوی بد» منطقی به نظر میرسد؛ اما در عمل، میان نظریه و واقعیت همواره فاصله وجود دارد.
این تصور که میتوان با قرار دادن علنی پوتین در بنبست، او را وادار به عقبنشینی کرد، صرفاً تصوری نادرست نیست؛ بلکه تصوری بالقوه خطرناک است.
اگر روسیه به نقطهای برسد که چیزی برای از دست دادن نداشته باشد، ممکن است مشخص شود طرفهای مقابل، بهویژه کشورهایی که پشتیبان نظامی اوکراین هستند داراییهای بسیار بیشتری برای از دست دادن دارند.
البته میتوان این سخنان را واکنشی احساسی تلقی کرد. پوتین سیاستمداری خونسرد و حسابگر است و بعید است منطقه را به سوی تشدیدی غیرقابلکنترل سوق دهد.
اما همین جا پرسشی اساسی مطرح میشود، از نگاه مسکو، کدام سطح از تشدید تنش هنوز قابل کنترل است و از چه نقطهای به بعد این کنترل از دست میرود؟
زلنسکی مدعی شده آنچه اکنون در قالب حملات به پایتخت روسیه دیده میشود، تنها آغاز ماجراست و ضربات اصلی در آستانه پاییز وارد خواهد شد.
اگر این صرفاً جنگ روانی نباشد، پرسش مهمی مطرح میشود، آیا این فشار فزاینده که بخش بزرگی از آن با حمایت اروپا ممکن شده در نهایت به نقطه بحرانی نخواهد رسید؛ نقطهای که رهبری روسیه احساس کند بنیانهای امنیت ملی کشور مستقیماً در معرض تهدید قرار گرفتهاند؟
فعلاً بیش از پاسخ، سؤال وجود دارد. اما اینها پرسشهایی جدیاند؛ پرسشهایی که شاید حتی طرحشان دیر هم شده باشد.
فشار بر یکی از قدرتهای اصلی هستهای جهان را نمیتوان تا بینهایت افزایش داد. دیر یا زود، این فنر فشرده آزاد خواهد شد.
این واقعیت را در اروپا، آمریکا و اوکراین نیز بهخوبی درک میکنند؛ و همین امر بار دیگر توجه را به بخش پنهان بازی دیپلماتیک جاری جلب میکند.
هفته گذشته، سفرای آلمان، فرانسه و انگلیس پیامی را به وزارت خارجه روسیه تحویل دادند. با این حال، تاکنون هیچ توضیح شفافی درباره محتوای واقعی آن ارائه نشده است.
ما از تصویر کامل وقایع بیخبریم. تنها بخشی از واقعیت را میبینیم و ناچاریم کلیت صحنه را از روی نشانههای پراکنده حدس بزنیم. این ویژگی زندگی در «برهه حساس کنونی» است.
تنها چیزی که با اطمینان میتوان گفت این است که دوران پیش رو، به هیچ وجه آرام و قابل پیشبینی نخواهد بود.
انتهای پیام/ ۹۹۹
