مازندران؛ گنجینه آئینهای عاشورایی/ شور و حماسه در دیار علویان جاری است
به گزارش دفاعپرس از مازندران، آئین عاشورایی مازندران در فهرست آثار ملی ناملموس ثبت شده و این استان را در جایگاه نخست تنوع آئینیکشور نشانده است. «کربزنی» با چوبهایی که زمین را بر حسین نالان میکنند، «علمگردانی» در تاسوعای حسینی ساری که ارادت به پرچمدار کربلا را به اهتزاز درمیآورد، «فرمازنون» که در خانهها را بهروی تشنگان حقیقت میگشاید و «نخلگردانی» همگی گوشههایی از میراثی زندهاند که نه در موزهها، بلکه در کوچهپسکوچههای این دیار جریان دارد.

از نخستین شب محرم که بانگ «حسینحسین» از گلدستههای خشتی بلند میشود، مازندران به صحنهای بیبدیل از عشق جمعی بدل میشود، صحنهای که در آن، سوگ کربلا با رنگ و بوی جنگل، دریا و کوه درهمآمیخته است.
مساجد و تکایا، از دشتهای سبز تا ارتفاعات کجور و دماوند سیاهپوش میشوند و هر محله، آئین خود را بهیادگار نیاکان زنده نگه میدارد، اما آنچه این سرزمین را از سایر استانها متمایز میکند، نه صرفاً دلدادگی مردم، بلکه تنوع بینظیر آئینهایی است که هر یک، روایتی مستقل از ارادت به خاندان عصمت را بازگو میکنند.
رمز ماندگاری آئینهای عزاداری مازندرانیها
«طوبی اوصانلو» کارشناسی میراث معنوی اداره کل میراث فرهنگی مازندران، در گفتوگویی با اشاره به گنجینه گرانبهای عزاداری میگوید: مازندران بهدلیل برخورداری از اقلیمهای متنوع و زیستبومهای گوناگون، پذیرای آئینهای متعددی شده که هرکدام ریشه در معیشت، باورها و حتی مصالح بومی مردم خود دارد.
وی افزود: نکته جالب این است که بسیاری از این آئینها نه با دستور بلکه در دل زندگی روزمره کشاورزان و دامداران شکل گرفته و سپس با مناسک مذهبی عجین شدهاند و این پیوند ارگانیک، رمز ماندگاری آنهاست.
در منطقه کوهستانی بندپی بابل، هنوز هم صدای تقتق دو تکهچوب گردو، ضربآهنگ نوحههای محرمی را تنظیم میکند. این صدا که «کربزنی» نام دارد، نه یک حرکت موزون ساده، که روایت ناله و سوگ بر مصیبت امام حسین است.
کربزنها با لباسهای یکدست سیاه، در صفهای منظم میایستند و چوبها را بههم میکوبند؛ صدایی خشک و حزین که انگار زمین را نیز به سوگ دشت کربلا فرا میخواند.
پژوهشهای میدانی نشان میدهد که «کرب» در اصل نام درختی جنگلی بوده که در گذشته بهفراوانی در این منطقه میروییده و مردم از چوب آن برای ساخت این وسیله استفاده میکردهاند و پس از کمیاب شدن آن درخت، امروزه از چوب گردو یا توت بهره میبرند، اما ماهیت آیین تغییری نکرده است.
اوصانلو میافزاید: کربزنی امروزه بیشتر در روستاهای محدودی از بندپی اجرا میشود و نسل جوان کمتر به سراغ آن میرود. ثبت ملی، تنها نخستین گام بود و گام دوم، آموزش و ترغیب جوانان به این میراث شنیداری است تا این ناله حزین از سینه جنگلها خاموش نشود.
در صبح تاسوعا و در شهر ساری دستههای عزادار از محلههای قدیمی، علمهای سیاه و سرخ را بر دوش میگیرند و از امامزاده یحیی تا حرم امامزاده عباس به حرکت درمیآیند.
علمگردانی در این شهر، تنها یک راهپیمایی نمادین نیست بلکه هر علم، یادگار یک هیئت یا یک خانواده قدیمی است که سالها نذر آن بودهاند. جوانان، علمهای سنگین را با احترام تمام حمل میکنند و در هر قدم، عزاداران با سینهزنی و نوحه، فضا را غرق در احساسات میکنند.
علمگردانی در ساری
حجتالاسلام «حسین زارع» مدیر آستان مقدس امامزاده عباس ساری در این باره میگوید: علمگردانی در ساری قدمتی بیش از ۳۰۰ سال دارد و پیوند ناگسستنی مردم با واقعه کربلا را به تصویر میکشد.
وی در گفتوگویی افزود: آنچه این آئین را خاص میکند، حضور پیرغلامانی است که هنوز نواهای قدیمی را با تحریرهای خاص مازندرانی میخوانند و جوانان نیز با شور و شوق وصفناپذیری، این میراث شفاهی را فرا میگیرند و هر ساله، بیش از پنجاه علم بزرگ در این مراسم بهحرکت درمیآید و جمعیت شرکتکننده از مرز دههزار نفر عبور میکند.
شاید اصیلترین جلوه مهماننوازی عاشورایی را بتوان در «فرمازنون» یا «فرما بزوئن» جست، آیینی که در آن، هیچ عزاداری نباید تشنه یا گرسنه بماند. در شهر سورک (واقع در پنج کیلومتری مرکز استان)، این رسم بهشکلی باشکوه برگزار میشود.
اهالی در خانههای خود را از صبح عاشورا بهروی عزاداران مسافر و بومی میگشایند و هر کس بهتوان خود، اطعام میدهد، نان محلی، خرما، آش و شربت، در سینیهای بزرگ چیده میشود و هیچکس بدون پذیرایی گرم، از کوچههای سورک عبور نمیکند. سنت «فرمازنون» محدود به سورک نیست بلکه در روستاهای درونکلا، بادله، اسرم و شهیدآباد نیز این آیین با شکوهِ کمتری، اما با همان نیت خالصانه اجرا میشود.
آنچه در سورک ویژه است هماهنگی کامل اهالی با یکدیگر است بهگونهای که هر ساله بیش از پنج هزار مهمان عزادار، از این سفره کریمانه بهرهمند میشوند و این رسم نشان میدهد که عاشورا در مازندران نه فقط سوگ که فرهنگ همدلی و بخشش را نیز بازتولید میکند.
نخلگردانی میراث نیاکان
در مازندران عاشورا با آئین «نخلگردانی» رنگ دیگری به خود میگیرد. نخل، سازهای چوبی و عظیم است که با پارچههای سبز، سیاه و سرخ آذین بسته میشود و در روز عاشورا، مردان روستاها این تابوت سنگین را بر دوش میگیرند و در میان نوحههای سوزناک، آن را بین دو مسجد منطقه بهگردش درمیآورند.
«علی حسینی» یکی از پیشکسوتان و پیرغلامان حسینی با اشاره به قدمت چندصدساله آن میگوید: نخلگردانی میراث نیاکان ماست که هر ساله با همان شکوه دیرین اجرا میشود و شب هفتم محرم، نخل را با گلهای وحشی و پارچههای نذری تزیین میکنند و تا روز دهم، هر شب دستههای عزادار دور آن میچرخند.
وی ادامه داد: در روز عاشورا طوایف مختلف با هم متحد میشوند و این نخل نمادین را بهسوگ مینشانند و این آئین، علاوه بر جنبه مذهبی، نمایشی از همبستگی قومی و محلی نیز است.
با ثبت دهها آئین عاشورایی در فهرست آثار ملی ناملموس، مازندران بهعنوان قطب تنوع آیینهای مذهبی کشور شناخته میشود. آئینهایی مانند «منبرکشی» در محله قدیمی ساری، «تعزیه» یا شبیهخوانی در روستاهای نوشهر و چالوس، «مجمعگذاری» در مناطق کوهستانی سوادکوه و «تشتگذاری» در مناطق آذریزبان استان، هرکدام جلوهای از غنای فرهنگی این خطه هستند.
«حسین ایزدی» مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران در گفتوگویی، با تأکید بر لزوم پاسداشت عملی این میراث، میگوید: ماندگاری این آئینها در گرو مستندسازی میدانی، تولید محتوای آموزشی برای مدارس و حمایت از گروههای مردمی فعال است.
وی افزود: متأسفانه برخی از این آئینها بهدلیل مهاجرت روستائیان و تغییر سبک زندگی، رو به فراموشیاند و اگر چارهای نیندیشیم، نسل آینده تنها از طریق فیلمها و نوشتهها با آنها آشنا خواهد شد و وظیفه ما، حفظ «زندگی» ِ این آئینهاست، نه فقط حفظ تصویر آنها.
مازندران؛ گنجینه آئینهای عاشورایی
مازندران، در عین برخورداری از طبیعتی بکر و منحصربهفرد، گنجینهای از آئینهای عاشورایی را نیز در خود جای داده که هرکدام، روایتگر دلدادگی مردمانیست که امام حسین (ع) را نه فقط در کربلا، که در کوچههای خودشان یافتهاند.
از صدای خشک کربها در بندپی، تا حرکت آرام علمها در ساری، از گشودهشدن در خانهها در سورک تا حمل نخل همگی نشان از آن دارد که عاشورا در این دیار، بهیک آیین زنده و پویا بدل شده است.
اگر این آئینها امروز نفس میکشند، بهبرکت همت مردمی است که هر سال، با همان شور نخستین، سوگ سرور خود را بهپا میدارند. امید که این میراث بیهمتا، با همراهی نسلهای نو، همچنان در سینه جنگلها و در حافظه کوچهها تپنده بماند.
انتهای پیام/
