نخستین ویژهنامه جنگ رمضان در گلستان
اولین ویژه نامه جنگ رمضان به همت غلامرضا خارکوهی تاریخ نگار معاصر گلستانی در نشریه انقلاب منتشر شد
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از گلستان،تازهترین شماره ماهنامه انقلاب به جنگ رمضان اختصاص یافته و این اولین ویژه نامه مطبوعاتی، نه فقط در استان گلستان بلکه در ایران است.

این نشریه طی ۲۰ سال گذشته ویژه نامههای مختلفی در خصوص رویدادهای انقلاب اسلامی در استان و کشور منتشر نموده که بسیار مورد توجه قرار گرفته است. تحلیلی و مستند بودن مطالب و حضور میدانی سردبیر آن در متن رویدادهای ۵۰ سال گذشته بر جذابیت و دقت و صحت مطالب آن افزوده است.
خارکوهی علاوه بر انتشار ماهنامه انقلاب تاکنون بیش از ۳۰ جلد کتاب تاریخی نیز منتشر نموده که نقش مهمی در روشنگری جامعه داشته است. به همین جهت نشریه انقلاب و کتابهای آقای خارکوهی مرجع ارزشمندی برای علاقمندان به مباحث تاریخی قرن اخیر محسوب میشود. ضمن آنکه این ماهنامه، تنها نشریه بخش خصوصی در استان گلستان است که بطور تخصصی و رنگی وقایع تاریخی را از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس بطور مستند و تحلیلی و تاریخ شفاهی روایت و تشریح میکند؛ لذا شماره ۲۵۳ و ۲۵۴ نشریه انقلاب اخیراً در ۸ صفحه رنگی، با عنوان "جنگ رمضان، دستاوردها و کوتوله پهلوی" منتشر شده، که حاوی نکات مهمی از تاریخ تاسیس اسرائیل و نفوذ آن در ایران دوره پهلوی و مساله جنگ رمضان و دستاوردهای این جنگ و نقش رضا پهلوی در ضدیت با ایرانیها و همکاری با امریکا و اسرائیل است.
عناوین مطالب این شماره از نشریه انقلاب چنین میباشد:
* رمضان، دستاوردها و کوتوله پهلوی
* خیال ابلهانه اسرائیل بزرگ
* رژیم صهیونیستى رژیم وحشى
* شجاعت مثال زدنی ملت ایران
* مسلمان شدن یک یهودی توسط علمای گرگان در سال ۱۳۲۶ ش
* بیانیه ۹۴۵ نفر از علمای ترکمن در باره شهادت رهبر انقلاب
* زنان، جان فدایان گمنام جنگ رمضان
* برشی از یک مصاحبه تاریخی
* شبهای پر حماسه مردم گرگان در جنگ رمضان
* سفر یک سرلشکر اسرائیلی به گرگان در سال ۱۳۴۸
* آمارنامه زندگی روستائیان در رژیم پهلوی
* تصاویر شهدای استان گلستان در دو جنگ خرداد و رمضان ۱۴۰۴.
در اینجا با توجه به اهمیت سرمقاله این شماره از نشریه انقلاب با عنوان "جنگ رمضان، دستاوردها و کوتوله پهلوی" متن کامل آن را که به قلم غلامرضا خارکوهی نگاشته شده، ارائه میکنیم. علاقمندان میتوانند سایر مطالب این نشریه را در p.d.f آن مطالعه فرمایند:
«دولت صهیونیستی اسرائیل پس از پایان جنگ جهانی دوم و خصوصاً از ۲۴ اردیبهشت سال ۱۳۲۷ ش (۱۹۴۸ م) که در سرزمین اشغالی فلسطین اعلام موجودیت کرد، همواره به دنبال گسترش نفوذ و سلطه در کشورهای اسلامی بود، و ایران در این هدف مقصد مهمی محسوب میشد. به همین جهت از آن پس اسرائیل به کمک انگلستان و امریکا و سایر دولتهای غربی به برقراری ارتباط و نفوذ تدریجی و مخفیانه در ایران پرداخت. محمدرضا پهلوی نیز به این ارتباط تمایل داشت، بطوری که بعد از کودتای امریکایی ۲۸ مرداد سال ۳۲ در ایران، شاه دست یهودیان و صهیونیستها را در مراکز اقتصادی و صنعتی و تجاری و کشاورزی ایران باز گذاشت و چندی بعد دولت اسرائیل را به رسمیت شناخت و به تبادل سفیر با آن دولت غاصب و رفت و آمد مقامات سیاسی و نظامی دو طرف پرداخت.
علاوه بر این در آن سالها شاه کمکهای مالی و اقتصادی زیادی به صهیونیستها کرد و حتی نفت به آن کشور صادر نمود و به یهودیان ایران اجازه مهاجرت و سکونت در اسرائیل داد تا جمعیت آن نسبت به مسلمانان بومی آنجا افزایش یابد. از طرف دیگر اسرائیل با حمایت سیاسی و دلارهای ایرانی، در مواجه با مسلمانان جسورتر و خشنتر شد. بطوری که ماموران موساد- سازمان جاسوسی اسرائیل- به ماموران ساواک ایران آموزش شگردهای بازجویی از مخالفان را میدادند و در کشتار و سرکوب قیام ۱۵ خرداد سال ۴۲ و همه وقایع خونین بعد، ماموران مخفی امریکا و اسرائیل در پشت صحنه نقشآفرین بودند. حتی در سال ۴۳ که قانون کاپیتولاسیون در ایران تصویب شد نه فقط امریکاییها بلکه اسرائیلیها هم از آن بهرهمند شدند و همه آنها در تبعید امام خمینی و اخراج او از ایران نقش داشتند.
با این وجود امام خمینی با هوشمندی اقدامات آنها را زیر نظر داشت. او از همان سال ۴۱ که قیام مردمی اش را علیه حکومت پهلوی آغاز کرد و حتی قبل از آن خطر نفوذ و سلطه امریکا و اسرائیل را گوش زد نمود و همواره یکی از کلید واژههای مهم ادبیات سیاسی او در طول سالهای مبارزه همین موضوع بود. اما رژیم پهلوی بجای حفظ استقلال ایران و تامین خواستههای ملت، به اجرای سیاستهای آنها در ایران میپرداخت. چون که دست نشانده بیگانگان بود. (اشاره به: کودتای انگلیسی رضاخان در اسفند ۱۲۹۹ ش و برکناری او و انتصاب محمدرضا بجای پدرش توسط دول متفق در شهریور ۱۳۲۰، به اضافه کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ و بازگرداندن دوباره شاه به سلطنت توسط امریکا.)
لذا اینکه امروز میبینیم کوتوله پهلویها- رضا پهلوی- و اندک سلطنت طلبان دور وبرش دست به دامن امریکا و اسرائیل میشوند تا ایران را بمباران و موشک باران و با خاک یکسان کنند و مردم را به خاک و خون بکشند، نشانگر افکار پلید او و اجداد بیگانه پرست اوست که ریشه در گذشته دارد. چنان که بقول مسعود بهنود نماینده سابق شبکه بی. بی. سی در ایران، اصل و نصب رضاخان نامعلوم است. ضمنا فامیلی اصلی آنها پهلوی نبوده، «پالانی» بوده، رضاخان پس از به قدرت رسیدن نام «پهلوی» را از شخص دیگری سرقت کرد و بر خود نهاد.
برای آنکه با روحیات کوتوله پهلوی بیشتر آشنا شویم. کافیست بدانیم که او از نوجوانی تا کنون مثل پدرش فاسد الاخلاق و مردی شهوتران بوده که حتی به دوست دختر برادرش هم رحم نکرد. او با میلیاردها دلاری که در طول ۵۷ سال پدر و پدربزرگش از خزانه ملت ایران به خارج بردند، در بهترین رفاه زندگی میکند و ذرهای از درد و رنج مردم ایران را که دچار تحریم و بمباران ظالمانه ترامپ و نتانیاهو هستند درک نمیکند. او حتی از تجزیه طلبان و آدمکشان و تروریستها حمایت میکند. او کاسه لیس سیاستبازان امریکا و اروپا و اسرائیل شده و هر روز خواب قدرت و سلطنت میبیند. ولو به قیت نابودی و تجزیه کشور باستانی و متمدن ایران.
کوتوله پهلوی از کودکی تحت تعلیم معلمان اروپایی بود و در غرب زندگی میکرد. بنا براین نه دین و اخلاق و معنویت میفهمد نه غیرت و وطن پرستی و نوع دوستی. او فقط به قدرت و شهوت میاندیشد و بس. او که در دی ماه سال گذشته با بودجه کلان و تریبونها و تبلیغات بیشمار و حمایت بیدریغ غربیها عدهای نوجوان و جوان خام را در ایران تحریک کرد که اموال عمومی، حتی مدارس و مساجد و منازل مردم را به آتش بکشند، خودش جرأت نکرد حتی برای یک لحظه به کشورهای نزدیک ایران سفر کند، تا چه رسد که نزدیک مرز ایران گردد. او مثل پدرانش نسبت به مردم خون آشام و نسبت به قدرتهای خارجی بُزدل است. چنان که رضاخان بدون جنگ منطقه مهمی از آرارات ایران را به ترکیه داد و محمدرضاشاه، بحرین را که استان چهاردهم ایران بود را با یک تشر انگلیسیها به حاکمان ضد ایرانی آنجا بخشید؛ و اکنون کوتوله پهلوی در توهّماتش کل ایران و ایرانیان را به امریکا و اسرائیل بخشیده است! او انتظار دارد که امریکا و اسرائیل، ایران را همچون غزه به تلی از خاک بدل کنند. (چه خیال باطلی!)
و اینک طی یک سال گذشته ترامپ رئیس جمهور امریکا و نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل با این تصور که ایران را ظرف سه روز ساقط مینمایند، دو بار با مدرنترین تجهیزات جنگی و با همکاری کشورهای عرب خلیج فارس اقدام به تهاجم گسترده نظامی به کشور ما کردند. این در حالی بود که در هر دو نوبت نمایندگان ایران در حال مذاکره با امریکاییها بودند. آنها بار اول جنگ را در ۲۱ خرداد سال ۱۴۰۴ به ما تحمیل کردند که ۱۲ روز بطول انجامید و بار دوم در ۹ اسفند سال ۱۴۰۴ که ۴۰ روز بود. (به اضافه درگیریهای پراکنده در زمان آتش بس). البته اغتشاشات مسلحانه روزهای ۱۸ و ۱۹ دی سال ۱۴۰۴ را نیز میتوان جنگ داخلی با تحریک و حمایت سیاسی و اقتصادی و تسلیحاتی امریکا و اسرائیل به حساب آورد. چرا که خود ترامپ بارها اعتراف کرده به مخالفان و تجزیه طلبان ایران تجهیزات نظامی داده و از آنها پشتیبانی مالی و سیاسی کرده است.
متاسفانه تهاجم وحشیانه امریکا و اسرائیل به ملت ایران موجب شهادت رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت الله خامنهای و جمعی از فرماندهان و دانشمندان ایرانی، و شهید و زخمی شدن هزاران بیگناه مخصوصا کودکان معصوم مدرسه میناب و ورزشکاران لامِرد شد، و تخریب هزاران خانه و اماکن دانشگاهی و اقتصادی و صنعتی و درمانی و تجاری و حمل و نقل و ماشین آلات و تاسیسات و زیرساختهای مختلف و افزایش تحریم و محاصره دریایی و فشار اقتصادی به ایران را به دنبال داشت.
با این وجود ملت ایران در این جنگ دستاوردهای بزرگی داشت که برخی در سطح دنیا کم نظیر هستند. در اینجا به مواردی از دستاوردهای انبوه ایران بطور تیتروار اشاره میکنیم:
* بصیرت و بیداری و اتحاد همه ایرانیها،
* پاسخ موشکی قوی رزمندکان اسلام (سپاه و ارتش) به دشمنان متجاوز،
* بستن تنگه هرمز توسط نیروی دریایی سپاه پاسداران ایران،
* تفهیم قدرتمندی ایران به قدرتمندان جهان،
* اثبات وجود قدرت نوظهور ایران در نظام بین الملل مخصوصا در خاورمیانه،
* تشکیل شورای موقت رهبری پس از شهادت رهبر معظم انقلاب،
* انتخاب آیت الله سید محتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی،
(برخلاف تبلیغات دشمنان، انتخاب رهبر جدید بدون تنش سیاسی- اجتماعی انجام شد.)
* پشتیبانی گسترده مردم از رهبر جدید و بیعت با او،
* اتخاذ مواضع هماهنگ و مقتدرانه سیاسی توسط مسئولان کشور هماهنگ با رهبر معظم انقلاب،
* بازسازی سریع بسیاری از بناهای تخریب شده،
* حضور حماسی بیش از ۱۰۰ شبه مردم در خیابان،
* همراهی اقوام مختلف ایران در دفاع از کشور،
* سرکوب تجزیه طلبان در داخل و خارج از مرزها مخصوصا در اقلیم کردستان عراق،
* شناسایی و انهدام باندهای جاسوسی و تروریستی در نقاط مختلف،
* وحدت و انسجام مسئولان ارشد کشور،
* بی آبرویی سیاسی و نظامی ترامپ و نتانیاهو در سطح جهان،
* اثبات ضعف تجهیزات فوق مدرن امریکاییها و صهیونیستها توسط رزمندگان ایرانی، (از جمله تخریب جنگندههای اف ۳۵، هلیکوپترهای آپاچی، رزمناوهای عظیم الجثه، رادارها و تجهیزات گنبد آهنین.)
* اثبات توان موشکی مدرن ایران بدون وابستگی به خارج،
* تخریب پایگاههای نظامی امریکا در کشورهای منطقه، (عربستان، بحرین، امارات، کویت، قطر، حتی اردن و جزیره دیهگو گارسیا که حدود ۴ هزار کیلومتر از ایران فاصله دارد.)
* عدم شراکت نظامی اروپا با امریکا در جنگ با ایران بخاطر هشدارهای دولت ایران و توان موشکی رزمندگان ما،
* عدم انتقال اورانیوم غنی شده ایران به خارج از کشور،
* وضع عوارض برای عبور کشتیهای غیر متخاصم از تنگه هرمز.
* تامین ارزاق عمومی و دارویی مردم ایران در حین جنگ.
* بکارگیری دیپلماسی روشنگرانه توسط دولتمردان ایران در مجامع بین المللی،
* مذاکره با دشمن از موضع قدرت و با شجاعت با اجازه و لحاظ دیدگاههای رهبری.
این موارد و دهها نمونه دیگر از جمله دستاوردهای خوب ایران در جنگ رمضان است. بطوری که پس از این جنگ، نقشه سیاسی گذشته جهان بازبینی میشود و دنیا مجبور است قدرت ملت ما را در دیانت و شجاعت و استقامت و صنایع موشکی و غنی سازی اورانیوم و مدیریت تنگه هرمز باور نماید. امروز دیگر مثل گذشته نیست، استکبار جهانی چه بخواهند چه نخواهند، با قدرت نوظهوری به نام ایران مواجه است که بزرگترین قدرت نظامی جهان (یعنی امریکا) و نوچه صهیونیستیاش را به خاک سیاه نشانده و بیحثیت نموده است. درود بیکران بر ملت دلیر ایران.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما
غلامرضا خارکوهی مدیرمسئول نشریه انقلاب و تاریخ نگار انقلاب»


انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما
