وعده ملاقات شهید حسینی با پدر و مادر در حرم امام حسین (ع)

شهید «سیدعلی‌اصغر حسینی‌زیارتی» در وصیتنامه‌اش نوشته بود: پدر و مادرم غم نخورید، من با الهاماتی که می‌شود، شما را در حرم امام حسین (ع) زیارت می‌کنم.
کد خبر: ۸۴۲۸۳۹
تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۳ - 21June 2026

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، سیدهادی حسینی‌زیارتی، برادر و سیده‌ربابه حسینی‌زیارتی، خواهر شهید «سیدعلی‌اصغر حسینی‌زیارتی» از شهدای گرانقدر دفاع مقدس، داستان ایثار و بصیرت برادری را روایت کرده‌اند که در ۱۹ سالگی در عملیات کربلای ۴ به شهادت رسید.

شهید سیدعلی‌اصغر حسینی‌زیارتی

سیدهادی حسینی‌زیارتی در تشریح جایگاه استان هرمزگان در جنگ تحمیلی، بر نقش ارزنده این دیار در «جنگ اخیر (رمضان)» و دفاع مقدس تأکید کرد و اظهار داشت:  هرمزگان با وجود داشتن مناطق محرومی، چون بشاگرد، تعداد قابل‌توجهی شهید تقدیم کرده است. روستای زیارت که در جوار منطقه بشاگرد قرار دارد، با وجود دوری از شهر‌های بزرگ، رزمنده‌های بسیاری را به جبهه‌های دفاع مقدس اعزام کرده است.

الگوی مقاومت در برابر دشمن

برادر شهید با اشاره به ریشه‌های معنوی مقاومت مردم این منطقه گفت: روحیه مقاومت مردم هرمزگان ناشی از پیروی از مکتب الهی و هدایت انقلاب اسلامی است. وقتی جوانان بدانند انقلاب تحت هدایت امام زمان (عج) است، در روحیه‌شان تحولات عمیقی ایجاد می‌شود. مردم هرمزگان با چنین بینشی، از جنگ هشت‌ساله تا دفاع ۴۰ روزه و حتی دفاع از حرم، سنگر را خالی نکردند.

او خاطرنشان کرد: جوانان نسل دفاع مقدس به مرحله‌ای از بصیرت و فهم دقیق معنوی رسیدند که جان و مال خود را در راه وطن نثار کردند. خوشبختانه، این ویژگی در نسل حاضر نیز دیده می‌شود؛ همان‌گونه که در دفاع از حرم و جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه شاهد بودیم.

شهید سیدعلی‌اصغر حسینی‌زیارتی

سابقه تاریخی نام «زیارت»

برادر شهید در پی پرسش درباره ریشه نام خانوادگی «حسینی‌زیارتی»، پاسخ جالبی از تاریخ مذهبی منطقه داد. سیدهادی توضیح داد: نام خانوادگی ما به روستای اجدادی‌مان، «زیارت» برمی‌گردد که میزبان امامزاده «سیدسلطان‌محمد» مشهور به «پیرچوگان» است. بر اساس کتاب «مزارات» اثر محمدمهدی بحرالعلوم، سیدسلطان‌محمد برادر سیداحمد بن موسی (شاه‌چراغ) و فرزند امام کاظم (ع) است. او در مسیر ملاقات با امام رضا (ع) به مرو عزیمت کرد، اما در میانه راه توسط نیرو‌های بنی‌عباس تعقیب و در بشاگرد به شهادت رسید. طبق وصیت ایشان، مزارشان جایی تعیین شد که شتر که ایشان را سوار کرده بودند، نشست. این روستا به دلیل وجود مزار ایشان به «زیارت» معروف و پسوند فامیلی ما نیز با نام این روستا عجین شد.

کودکی با شهادت‌نامه

سیدهادی به دوران کودکی برادرش بازگشت و گفت: در عالم رؤیا به مادرم مژده داده شد که نام پسرش را "سیدعلی‌اصغر" بگذارد تا همنام حضرت باب‌الحوائج (ع) باشد. برادر من در اول فروردین ۱۳۴۶ در همین روستا متولد شد.

وی افزود: سیدعلی‌اصغر از کودکی دارای حجب و حیای خاصی بود و همواره بر نماز تأکید می‌کرد. او الگوی صداقت و آرامش بود و حتی با کودکان نیز با متانت رفتار می‌کرد. تحصیلات ابتدایی را در زیارت و راهنمایی را در بندرعباس گذراند. پس از پایان راهنمایی، دو سال در جهاد سازندگی خدمت کرد و سپس وارد حوزه علمیه شد.

برادر شهید ادامه داد: از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ هم درس می‌خواند و هم به صورت داوطلبانه و بسیجی در جبهه حضور داشت. برادر من در زمستان ۱۳۶۴ در عملیات کربلای ۴ و منطقه‌ام‌الرصاص عراق، به رؤیای کودکی‌اش که بار‌ها مژده شهادت را داده بود، رسید. او در آخرین عملیات، جزء اولین قایق‌هایی بود که از اروند عبور می‌کرد. تیر مسلسل به قلبش اصابت کرد و پس از ۴۵ دقیقه بیهوش شد و به شهادت رسید. پیکر مطهرش در گلزار شهدای سیدسلطان‌محمد در زیارت به خاک سپرده شد.

شهید سیدعلی‌اصغر حسینی‌زیارتی

وداع‌های حسرت‌بار

سیدهادی درباره انگیزه برادرش برای حضور در جبهه گفت: سیدعلی‌اصغر از کودکی روحیه مذهبی و عرق ملی داشت. او جبهه را "دانشگاه خودسازی نفس" می‌دانست و معتقد بود ظرفیت‌های معنوی جبهه، زمینه‌ساز رشد انسان است. او حتی به مادرش هم نمی‌گفت که به جبهه می‌رود تا او را ناراحت نکند.

وی خاطرات آخرین وداع را چنین نقل کرد: قبل از اعزام نهایی، سیدعلی‌اصغر از قم آمده بود و از همه حلالیت خواست. مادرم برای دیدن او به بالای راه‌پله رفت. وقتی شهید مسافتی را پیاده می‌رفت، در انتهای خیابان برگشت و نگاهی حسرت‌بار به مادرش انداخت و برای همیشه رفت. در وصیتنامه‌اش نوشته بود: "پدر و مادرم غم نخورید، من با الهاماتی که می‌شود شما را در حرم امام حسین (ع) زیارت می‌کنم." همچنین دوستش نقل می‌کرد که او پیش از عملیات خواب دیده بود از سیم‌خاردار و میدان مین عبور می‌کند و پس از بیداری گفته بود: "توسل کردم شاید خدا مرا هم بپذیرد و شهید شوم."

برادر شهید افزود: سیدعلی‌اصغر بیشتر به شهید مطهری و شهید دکتر بهشتی علاقه داشت و کتاب‌های آنها را مطالعه می‌کرد. او از عالمان بزرگ هرمزگان مانند حاج‌آقا احمدی، حاج‌آقا تختی و شیخ اسفندی یاد می‌کرد که نقش مهمی در تشویق جوانان به دفاع از وطن داشتند.

از پل صراط تا رفتار با مورچه‌ها

سیده‌ربابه حسینی‌زیارت، خواهر شهید هم خاطرات شیرین و دلگرم‌کننده‌ای از برادرش بیان کرد. او گفت: علی‌اصغر بسیار مهربان بود. یادم است وقتی ۶ ساله بود، صبح‌ها وقتی بیدار می‌شد به مادرم می‌گفت: "پل صراط را در خواب دیدم. همه در حال افتادن بودند، اما پل برایم عریض شد و رد شدم. " وقتی مادرش پرسید برگشتی؟ گفت: "نه مادر! من آنجا ماندم. " گویی از طفولیت شهادت نصیب او بود.

خواهر شهید افزود: در دوران راهنمایی، علی‌اصغر اگرچه توان جسمی ضعیفی داشت، اما تمام روز‌های ماه رمضان را روزه می‌گرفت و به ما می‌گفت: "اگر مرا برای سحر بیدار نکنید، بدون سحری روزه می‌گیرم." او آنقدر مهربان بود که گندم برمی‌داشت، روی لانه مورچه‌ها می‌نشست و برای آنها گندم می‌ریخت و شعر "میازار موری که دانه‌کش است" را می‌خواند. هیچ‌کس از او آزار نمی‌دید و همه مردم به او احترام می‌گذاشتند.

انتهای پیام/ 122

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین