واکنش ضدانقلاب به کولهپشتی قرمز دانشآموزان میناب
به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاعپرس، پس از بازگشت اینترنت بینالملل در ایران، یک ایموجی ساده به یکی از مناقشهبرانگیزترین نشانههای فضای مجازی فارسی تبدیل شد. «کولهپشتی قرمز» برای گروهی نماد گرامیداشت یاد شهدای مدرسهٔ «شجرهٔ طیبه» میناب و مخالفت با جنگ است، برای گروهی دیگر نشانهای سیاسی برای قضاوت و حتی عکسالعمل.

شبکههای اجتماعی در سالهای اخیر بارها نشان دادهاند که نمادها، هشتگها و حتی ایموجیها میتوانند فراتر از کارکرد ظاهری خود عمل کنند و حامل پیامهای سیاسی، اجتماعی و هویتی شوند.
در روزهای اخیر هم «کولهپشتی قرمز» در فضای فارسیزبان شبکهٔ اجتماعی ایکس (توییتر سابق) به چنین جایگاهی رسیده است.
این نماد که برخی کاربران به یاد کودکان شهید مدرسهٔ شجرهٔ طیبهٔ میناب و با هدف اعلام مخالفت با حملهٔ نظامی به ایران از آن کردهاند، به سرعت وارد میدان منازعات سیاسی و رسانهای شد.
در مقابل، شماری از کاربران مخالف این جریان، کولهپشتی را نشانهای از وابستگی سیاسی تلقی کردهاند و حتی کارزارهایی برای بلاک، ریپورت یا حذف صاحبان این نماد از دایرهٔ تعاملات خود به راه انداختهاند.
وقتی یک ایموجی تبدیل به هویت میشود
در منطق رسانههای اجتماعی، نمادها نقش مهمی در شکلگیری هویت جمعی دارند. کاربران با افزودن یک هشتگ، پرچم، روبان یا حتی یک ایموجی به نام کاربری خود، تلاش میکنند موضع، ارزش یا احساس تعلق خود را به دیگران اعلام کنند.
کولهپشتی قرمز نیز در مدت کوتاهی از یک تصویر ساده به نشانهای هویتی تبدیل شد. برای حامیان آن، این نماد بیانگر همدردی با کودکان شهید میناب و مخالفت با جنگ است.
اما در سوی مقابل، مخالفان این نماد، معنایی کاملاً متفاوت برای آن تعریف کردهاند؛ به گونهای که صرف مشاهدهٔ این ایموجی در کنار نام یک کاربر، برای برخی کافی است تا دربارهٔ هویت سیاسی او قضاوت کنند.
«کولهپشتی دیدی بلاک کن!»
یکی از ویژگیهای ارتباطات آنلاین، سرعت بالای قضاوت است. کاربران معمولاً فرصت یا تمایل چندانی برای مطالعهٔ دقیق دیدگاههای دیگران ندارند و به همین دلیل از نشانههای ساده برای دستهبندی افراد استفاده میکنند.
در توییتهای منتشرشده پیرامون کولهپشتی قرمز، مشاهده میشود که برخی کاربران بدون توجه به محتوای تولیدشده از سوی افراد، صرفاً بر اساس وجود این نماد، آنان را در یک گروه سیاسی خاص قرار میدهند و حتی دیگران را توصیه به بلاک کردن، ریپورت کردن یا قطع ارتباط با صاحبان این نماد میکنند.
این رفتار مصداق «برچسبزنی» است؛ فرایندی که در آن افراد به جای مواجهه با استدلالها و محتوا، بر اساس یک نشانهٔ ظاهری دربارهٔ دیگران تصمیمگیری میکنند.
وقتی انسانها به نمادها تقلیل پیدا میکنند
یکی از مهمترین پیامدهای برچسبزنی در شبکههای اجتماعی، تشدید قطبیسازی است. در چنین شرایطی، کاربران، همدیگر را نه افرادی با دیدگاههای متفاوت، که اعضای اردوگاه دشمن میبینند!
در این فضا، همین نماد دیجیتال میتواند جایگزین گفتوگو شود. به جای پرسش از اینکه «این کاربر چه میگوید»، بررسی میشود کنار نام او چه نمادی قرار گرفته است. در نتیجه، ظرفیت گفتوگو کاهش و برخوردهای احساسی و تخریبی افزایش مییابد.
در توییتهای روزهای اخیر نیز میبینیم که بخشی از کاربران، کولهپشتی را معادل «وطندوستی» و بخشی دیگر آن را معادل «مزدوری» تعریف میکنند.
الگوریتمها به تشدید مناقشه کمک میکنند
شبکههای اجتماعی از تعارض و واکنشهای احساسی تغذیه میکنند. محتوایی که خشم، نفرت یا هیجان بیشتری تولید کند، معمولاً تعامل (ایمپرشن) بیشتری میگیرد و بیشتر دیده میشود.
به همین دلیل، توییتهایی که حاوی دعوت به بلاک کردن، تمسخر، حملهٔ لفظی یا مرزبندیهای تند هستند، شانس بیشتری برای بازنشر و دیده شدن پیدا میکنند. در مقابل، صداهای میانهرو یا تحلیلهای پیچیده معمولاً کمتر دیده میشوند.
این سازوکار باعث میشود، صدای یک اقلیت، بلندتر به نظر برسد و دیدگاههای افراطی، فراگیرتر از آن چیزی که هستند، نمایش داده شوند.
این «آزمون سواد رسانهای» کاربران است
ماجرای کولهپشتی قرمز را میتوان یک آزمون عملی برای سنجش سواد رسانهای دانست. مسئله، موافقت یا مخالفت با این نماد نیست؛ این است که آیا کاربران حاضرند فراتر از نمادها، محتوای تولیدی افراد را هم ببینند؟
سواد رسانهای اقتضا میکند مخاطب میان «نشانه» و «شخص» تفاوت قائل شود، از قضاوتهای فوری بپرهیزد و به جای حذف و طرد، تلاش کند معنای پشت یک پیام یا نماد را درک کند. در غیر این صورت، هر نماد جدیدی میتواند به بهانهای برای شکلگیری موجهای تازهای از نفرت و دو قطبیسازی تبدیل شود.
انسان را ببینیم، نه ایموجی را
کولهپشتی قرمز، فارغ از هر معنای سیاسی یا اجتماعی که گروههای مختلف برای آن تعریف میکنند، امروز به نمونهای گویا از نحوهٔ شکلگیری جنگ روایتها در شبکههای اجتماعی تبدیل شده است.
آنچه در این میان اهمیت دارد، نه خود ایموجی، بلکه سازوکاری است که افراد را بر اساس نشانهها قضاوت میکند، تقابل را به جای گفتوگو مینشاند و انسانها را به نمادهای سیاسی تقلیل میدهد.
تجربهٔ «کولهپشتی قرمز» در شبکههای اجتماعی بار دیگر یادآوری میکند که در عصر رسانههای اجتماعی، مهمترین مهارت، توانایی دیدن انسانها فراتر از نمادهاست.
منبع: فارس
انتهای پیام/ 122
