قرارگاهی با «ماموریت سری»؛ روایت مجاهدتهای شهید علی هاشمی و همکاران
به گزارش گروه فرهنگ دفاعپرس، کتاب «ماموریت سری»؛ قرارگاه نصرت در جنگ عراق با ایران به نویسندگی «محمد مهدی بهداروند» با محوریت پرداختن به موضوع تشکیل قرارگاه سری نصرت در میانه دفاع مقدس اول برای خروج از بن بست جنگ تا شهادت علی هاشمی فرمانده این قرارگاه در تیرماه سال 1367 در رورهای پایانی این جنگ را روایت میکند.

روزهایی که بواسطه حجم بالای حمایتهای تسلیحاتی، مالی، اطلاعاتی، سیاسی دنیا رژیم بعث عراق بدون محدودیت از سلاح شیمیایی استفاده کرد و اقدام به بازپسگیری مناطق اشغالی ایران از فاو و شلمچه تا جزایر مجنون کرد و نوبت به منطقه تحت سیطره قرارگاه تحت فرمانده این شهید رسید.
این کتاب با حمایت مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدتهای سپاه در ۱۱ فصل و ۷۳۶ صفحه به چاپ رسیده است و سالگرد شهادت فرمانده این قرارگاه بستر خوبی برای معرفی آن است.
فصل اول کتاب به تشریح فضای حاکم بر جنگ پس از عملیات بیت المقدس تا عملیات والفجر ۴ پرداخته است.
فصل دوم توجه به منطقه بکر هور در چارچوب تلاش برای بن بست شکنی در جنگ و همچنین تشکیل قرارگاه سری نصرت را پردازش کرده است.
فصل سوم به بررسی عملکرد اطلاعاتی قرارگاه نصرت، پیش از عملیات خیبر پرداخته است. فصل چهارم این کتاب به بررسی نقش قرارگاه نصرت در آستانه و حین عملیات خیبر میپردازد.
در فصل پنجم کتاب فعالیتهای رسمی و علنی قرارگاه نصرت پس از عملیات خیبر و در فصل ششم فعالیتهای این قرارگاه پیش از عملیات بدر مورد کاوش قرار گرفته است.
فصول هفتم، هشتم، نهم و دهم نیز به ترتیب به بررسی عملکرد و فعالیتهای قرارگاه در سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۷ پرداخته است؛ و بالاخره فصل نهم؛ پیوستها شامل بازیگران، قهرمانان و شهدای شاخص قرارگاه نصرت میباشد.
شهید علی هاشمی به روایت دیگران، سفر دریایی خلیج فارس، وصیت نامه شهید علی هاشمی از جمله موضوعات مهم و جذاب این فصل میباشد.
نویسنده کتاب در مقدمه آن آورده است:
در جنگ یکی از مقدمات ضروری و مهم پیش از هر عملیات، شناسایی موانع، استحکامات و محل استقرار دشمن است. در اهمیت این مرحله همین بس که پایهایترین و اساسیترین مرحله عملیات است و موفقیت و شکست آن به طور چشمگیری به این مرحله بستگی دارد.
در تاریخ جنگها بارها دیده شده است گروههای کوچک و کمتوان چریکی با استفاده از شناساییهای دقیق، ضربههای موثر و سنگینی به دشمن وارد کردهاند. در مقایل نیز ارتشهای مجهز و قوی به دلیل شناسایی نکردن مواضع دشمن دچار شکستهای سنگینی شدهاند.
به طور کلی میتوان گفت؛ عملیاتهای شناسایی، چشم فرماندهان هستند و اگر نیروهای نظامی بدون شناسایی به مصاف دشمن بروند، همچون افراد نابینا خواهند بود.
در تاریخ دفاع مقدس بسیار مشاهده شده است که هر زمان فرماندهان مقدمات و شرایط عملیات را به خوبی فراهم و رعایت کردند، با وجود توان و برتری دشمن، پیروزی نصیب جبهه خودی شد. بر این اساس، شناخت پیشینه و عملکرد قرارگاه سری نصرت در دوران دفاع مقدس اول که نقش بسزایی در پیروزی عملیاتها داشت، کمکهای شایانی به تدوین آن تجربهها و ابتکارها خواهند کرد.
بی شک تدوین این مجموعه علاوه بر آنکه از وظایف محوری مجموعههای نظامی به شمار میرود، ادای دینی به شهدای عزیز و گران قدر آن دوران، به خصوص شهید علی هاشمی، فرمانده قرارگاه نصرت است، باشد که مورد توجه و قبول قرار گیرد.
در پشت جلد کتاب میخوانیم:
در آن زمان برای نام گذاری قرارگاه، نامهای زیادی پیشنهاد شد که همگی رد شدند و وقتی نام نصرت آورده شد، گویی این نام از قبل برای قرارگاه انتخاب شده است. علی و باقی افراد با شنیدن نام نصرت گفتند بهترین نام برای قرارگاه در این موقعیت زمانی همین نام است. اتفاقاً در قرآن هم خدای متعال میفرماید: یاایها الذین امنوا ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید آگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میدارد. یعنی اگر شما خدا را نصرت دهید، خدا هم شما را نصرت میکند. آن زمان، آقا محسن به عنوان فرمانده جنگ در صدد یافتن معادلهای برای بیرون رفتن از رکود حاکم بود و چه نامی بهتر از نصرت که این کار را عملی سازد. قرارگاه نصرت در بقایای خانههایی در روستای رفیعِ و در مسجد روستا تشکیل شد و شروع به کار کرد. از روز بعد، جلساتی در منطقه رفیعِ داشتیم. در شروع کار جز خودم که جانشین فرمانده و مسئول اطلاعات عملیات بودم، فقط سه نفر از فعالیت این قرارگاه سری مطلع بودند: علی هاشمی، فرمانده قرارگاه، علی ناصری و حمید رمضانی.
انتهای پیام/ 119
