توافق در واشنگتن برای خلع سلاح حزبالله و تثبیت اشغالگری «اسرائیل»
گروه بینالملل دفاعپرس: در تازهترین تحولات مربوط به آینده جنوب لبنان، «جوزف عون» رئیسجمهور لبنان از طرح مشترک «امانوئل ماکرون» رئیسجمهور فرانسه و «جورجیا ملونی» نخستوزیر ایتالیا برای تلاش در مسیر تشکیل یک ائتلاف بینالمللی پیرامون سازوکار مرحله پس از پایان مأموریت نیروهای بینالمللی یونیفل استقبال کرد. این موضعگیری در شرایطی مطرح شد که بحث درباره آینده ترتیبات امنیتی جنوب لبنان و چگونگی مدیریت وضعیت میدانی پس از یونیفل، به یکی از محورهای اصلی رایزنیهای منطقهای و بینالمللی تبدیل شده است.

رئیسجمهور لبنان در بیانیهای رسمی، این ابتکار را «بیان صادقانه تعهدات بینالمللی به حمایت از حاکمیت و ثبات لبنان» توصیف کرد و آن را نشانهای از ارجگذاری به نقش نیروهای مسلح لبنان در حفظ امنیت، برقراری ثبات و گسترش اقتدار دولت در سراسر خاک این کشور، بهویژه در مناطق جنوبی، دانست. جوزف عون همچنین از تأکید مشترک فرانسه و ایتالیا بر ضرورت جلوگیری از ایجاد یک خلأ خطرناک در مرحله پس از یونیفل قدردانی کرد؛ رویکردی که از نگاه وی، با موضع ثابت لبنان مبنی بر اینکه ارتش این کشور تنها و واقعیترین ضامن امنیت جنوب و حفظ حاکمیت آن است، کاملاً همراستا به شمار میرود.
عون در ادامه تأکید کرد که لبنان از هر فرمول، سازوکار و ابتکار بینالمللی که بتواند تواناییها و ظرفیتهای نیروهای مسلح این کشور را تقویت کند، تمامیت ارضی لبنان را حفظ کند و مانع از تبدیل شدن سرزمین این کشور به صحنهای برای تشدید تنشها یا میدان کشمکشهای منطقهای شود، استقبال میکند. وی همچنین از آمادگی کامل لبنان برای هماهنگی و همکاری با شرکای بینالمللی خود در مسیری که منافع مردم لبنان را تأمین و به تثبیت ثبات در منطقه کمک کند، خبر داد.
این اظهارات در حالی بیان شد که همزمان، تحرکات سیاسی و دیپلماتیک پیرامون توافقی تازه میان لبنان و رژیم صهیونیستی وارد مرحلهای علنی شد. بر اساس گزارش الجزیره، سند توافق چارچوبی میان لبنان و رژیم صهیونیستی با حضور «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا در واشنگتن امضا شده است. این گزارش نشان میدهد که طرف آمریکایی تلاش کرده است این توافق را در قالب یک دستاورد دیپلماتیک برای کاهش تنش و آغاز روندی جدید در روابط دو طرف معرفی کند.
مارکو روبیو در مراسم امضای این سند در واشنگتن ادعا کرد که مردم لبنان شایسته آن هستند که در امنیت و صلح زندگی کنند. او در عین حال تأکید کرد که این توافق تنها آغاز یک مسیر است و هنوز راهی طولانی در پیش خواهد بود. به گفته روبیو، لبنان و رژیم صهیونیستی پس از مذاکراتی که در واشنگتن انجام شد، به یک توافق چارچوبی دست یافتهاند؛ توافقی که از نگاه حامیان آن، قرار است بهعنوان مقدمهای برای ترتیبات بعدی عمل کند.
در همین چارچوب، سفیر لبنان در واشنگتن نیز پس از امضای این سند اعلام کرد که توافق چارچوبی، نخستین گام در مسیر بازپسگیری حاکمیت لبنان به شمار میرود. این تعبیر در حالی از سوی نماینده لبنان مطرح شد که مفاد منتشرشده از توافق و نیز روایتهای ارائهشده از سوی مقامهای صهیونیست، تصویر متفاوتی از واقعیتهای پشت پرده آن ترسیم میکند.
در سوی دیگر، سفیر رژیم صهیونیستی در واشنگتن ضمن نادیده گرفتن واقعیتهای میدانی لبنان، جایگاه تعیینکننده حزبالله در معادلات امنیتی این کشور و نقش جمهوری اسلامی ایران در حمایت از مقاومت و ملت لبنان، مدعی شد که ایران و آنچه او «عوامل نیابتی» نامید، تلاش داشتند مسیر توافق را منحرف کنند، اما اکنون ایران و حزبالله از بازی خارج شدهاند. این ادعا در شرایطی مطرح شد که تجربه میدانی سالهای گذشته به روشنی نشان داده هرگونه تغییر در توازن امنیتی و سیاسی لبنان بدون در نظر گرفتن واقعیت مقاومت، فاقد پشتوانه واقعی در صحنه خواهد بود.
همچنین یک مقام ارشد صهیونیست نیز ادعا کرد که این توافق، یک پیروزی برای اسرائیل به شمار میرود، زیرا به زعم او ایران در پی آن بود که عقبنشینی یکجانبه را به تلآویو تحمیل کند. این مقام صهیونیست حتی پا را فراتر گذاشت و گفت که توافق مورد نظر، شامل «آزادی عمل اسرائیل» در تمام مناطق موسوم به خط زرد خواهد شد؛ عبارتی که بهروشنی نشان میدهد رژیم صهیونیستی از این توافق نه بهعنوان یک مسیر متوازن برای کاهش تنش، بلکه بهعنوان ابزاری برای تثبیت دست برتر امنیتی و تداوم مداخله میدانی خود یاد میکند.
الجزیره در گزارش دیگری اعلام کرد که نمایندگان لبنان و رژیم صهیونیستی روز گذشته پس از پنجمین دور مذاکرات که چهار روز به طول انجامید، با میانجیگری آمریکا یک توافقنامه چارچوبی را امضا کردند. این توافق با حضور مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا، ندی حماده سفیر لبنان در واشنگتن و یحیئیل لیتر سفیر رژیم صهیونیستی در این کشور به امضا رسید؛ امضایی که بهظاهر بهعنوان نقطه شروعی برای مرحله جدید معرفی میشود، اما محتوای منتشرشده از آن، نگرانیهای جدی و عمیقی را در قبال آینده جنوب لبنان ایجاد کرده است.
در ادامه این تحولات، سایت آمریکایی آکسیوس مدعی شد که توافق مورد نظر شامل مجموعهای از بندها و ترتیبات مشخص است. بر اساس این گزارش، لبنان و رژیم صهیونیستی از طریق این توافق، قصد خود را برای پایان دادن دائمی به درگیریها و همچنین بررسی ریشههای این درگیریها اعلام میکنند. در این چارچوب، دو طرف بر حق خود برای بهرهبردن از صلح بهعنوان دو دولت مستقل تأکید خواهند کرد و مقرر شده است مسائل میان دو طرف از طریق مذاکرات مستقیم و با میانجیگری آمریکا حلوفصل شود.
آکسیوس همچنین گزارش داد که دو طرف به یک فرآیند متقابل و مشروط برای استقرار ارتش لبنان و عقبنشینی نیروهای صهیونیستی متعهد میشوند. بر اساس این روایت، جزئیات این فرآیند در پیوست امنیتیای که در حال حاضر با حمایت آمریکا در حال تدوین است، گنجانده خواهد شد. در ظاهر، این بندها بهگونهای تنظیم شدهاند که نوعی توازن در اجرای تعهدات را القا کنند، اما در عمل آنچه از ادامه مفاد توافق برمیآید، گویای آن است که مسیر طراحیشده بیش از هر چیز بر خلع سلاح مقاومت و تغییر موازنه میدانی جنوب لبنان متمرکز شده است.
در بخش دیگری از مفاد ادعایی این توافق آمده است که اجرای موفقیتآمیز سازوکارهای آن، راه را برای یک رابطه پایدار و صلحآمیز میان اسرائیل و لبنان هموار خواهد کرد. همچنین پیشبینی شده است که ارتش لبنان بهتدریج مسئولیت تحقق امنیت در مناطق آزمایشی را بر عهده بگیرد تا آنچه «انحصار سلاح در اختیار دولت» خوانده میشود، تضمین شود. این عبارت در فضای سیاسی لبنان، بهطور مستقیم با مسئله سلاح مقاومت و تلاش برای محدودسازی آن پیوند خورده و از همین رو، حساسیتهای فراوانی را برانگیخته است.
بر اساس گزارش آکسیوس، ارتش لبنان و ارتش رژیم صهیونیستی درباره دو منطقه آزمایشی اولیه برای آغاز اجرای مرحلهای این طرح به توافق رسیدهاند. همچنین بازسازی مناطق آسیبدیده تنها پس از تأیید خلع سلاح گروههای مقاومت در مناطق تعیینشده آغاز خواهد شد و بازگشت غیرنظامیان لبنانی نیز منوط به تأیید اقدامات امنیتی دولت لبنان اعلام شده است. همین دو بند بهتنهایی نشان میدهد که موضوع بازسازی و بازگشت مردم، بهجای آنکه یک حق طبیعی و فوری برای ملت لبنان تلقی شود، به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی و امنیتی تبدیل شده است.
نکته مهمتر آن است که آکسیوس به نقل از یک مقام صهیونیست گزارش داده بر اساس این توافق، رژیم صهیونیستی به اشغال «منطقه امنیتی» در محدوده موسوم به خط زرد در لبنان تا زمان خلع سلاح حزبالله و رفع هرگونه تهدید از سمت لبنان ادامه خواهد داد. این گزاره بهصراحت نشان میدهد که برخلاف ادعای مطرحشده درباره کمک به حاکمیت لبنان، چارچوب مورد اشاره عملاً تداوم حضور اشغالگرانه رژیم صهیونیستی در بخشهایی از خاک لبنان را مجاز و حتی تثبیت میکند.
در همین ارتباط، یک منبع رسمی لبنانی در گفتوگو با الجزیره تأکید کرد که عقبنشینی از دو منطقه آزمایشی طبق یک جدول زمانی متوالی انجام خواهد شد. اما همزمان، پرسشهای جدی درباره موقعیت این مناطق و اهداف واقعی طراحی آنها مطرح شده است. در پاسخ به این پرسش که مناطق آزمایشی کجا واقع شدهاند، گزارشها به اظهارات «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی اشاره کردهاند؛ کسی که پیشتر گفته بود یکی از دو منطقه آزمایشی خارج از آنچه «کمربند امنیتی» نامیده میشود قرار دارد و منطقه دیگر نیز در محلی واقع شده که ارتش اشغالگر تمایلی به ترک آن ندارد.
نتانیاهو همچنین تصریح کرده بود که رژیم صهیونیستی اجازه بازگشت مردم لبنان را به «منطقه امنیتی» تحت اشغال خود نخواهد داد و تا زمان خلع سلاح حزبالله در این منطقه باقی خواهد ماند. افزون بر این، دو مقام صهیونیست به آکسیوس گفتهاند که یکی از این مناطق در شمال رودخانه لیتانی و دیگری در جنوب آن قرار دارد. آنها همچنین تصریح کردهاند که آزادی عمل ارتش رژیم صهیونیستی در سراسر منطقه امنیتی برای از بین بردن هرگونه تهدید ادعایی حفظ خواهد شد. مجموعه این گزارهها بهروشنی حکایت از آن دارد که توافق مورد بحث، نه به معنای پایان اشغالگری، بلکه به منزله بازتعریف و تثبیت آن در قالبی جدید است.
بر همین اساس، میتوان گفت این توافق عملاً اشغالگری رژیم صهیونیستی در مناطق جنوبی لبنان و تداوم تجاوزات این رژیم را تثبیت میکند. در ادامه مفاد منتشرشده نیز آمده است که دو طرف بلافاصله کانالهای مکملی را برای ارتباط مستقیم و مداوم با حمایت آمریکا ایجاد خواهند کرد. همچنین دو طرف متعهد میشوند که تا زمان دستیابی به صلح جامع و پایدار که امنیت، ثبات و رفاه را به همراه آورد، با حسن نیت پیش بروند.
در بند دیگری از این چارچوب نیز تصریح شده است که اسرائیل و لبنان در راستای اهداف مشترک خود برای ایجاد روابط پایدار و صلحآمیز، متعهد به انجام اقداماتی با حسن نیت، از جمله توقف تمام اقدامات خصمانه در مجامع سیاسی یا حقوقی بینالمللی هستند. افزون بر این، دو طرف متعهد میشوند برای یافتن و بازگرداندن بقایای اجساد و آزادی بازداشتشدگان تلاش کنند. در بخش پایانی نیز دو طرف نقش آمریکا را در حمایت از تلاشهای خود برای پایان دادن به دههها درگیری و ایجاد ثبات پایدار و صلح جامع میان خود به رسمیت شناخته و حتی از «دونالد ترامپ» قدردانی عمیق کردهاند.
با کنار هم قرار دادن این بندها، روشن میشود که توافق چارچوبی مورد اشاره صرفاً یک توافق محدود یا فنی برای مدیریت بحران نیست، بلکه میتواند مقدمهای برای شکلدهی به یک نظم سیاسی ـ امنیتی تازه در جنوب لبنان باشد؛ نظمی که در آن، بازگشت ساکنان، بازسازی مناطق و حتی روندهای سیاسی و حقوقی آینده، همگی به خلع سلاح مقاومت و پذیرش ترتیبات مطلوب آمریکا و رژیم صهیونیستی گره زده شدهاند. در چنین شرایطی، ادعای تقویت حاکمیت لبنان در حالی مطرح میشود که مفاد منتشرشده، عملاً آزادی عمل بیشتری به اشغالگران میدهد و مقاومت را بهعنوان اصلیترین مؤلفه بازدارندگی لبنان هدف قرار میدهد.
دولت غربگرای لبنان در حالی به این توافق تن داده است که تجربه تاریخی منطقه و واقعیت رفتاری رژیم صهیونیستی بارها ثابت کرده این رژیم به هیچ توافقی پایبند نیست و از هر سازوکار سیاسی و امنیتی برای تحکیم موقعیت میدانی و تثبیت اشغال خود بهره میبرد. از همین رو، بسیاری از ناظران بر این باورند که مفاد این توافق نه تنها ضامن پایان تجاوزات نیست، بلکه با تثبیت اشغال صهیونیستها در جنوب لبنان و کنار گذاشتن تنها گزینه واقعی مقابله با دشمن صهیونیستی یعنی سلاح مقاومت، عملاً توازن بازدارندگی را به سود تلآویو تغییر میدهد.
برآیند تحولات اخیر نشان میدهد که پرونده جنوب لبنان در حال ورود به مرحلهای بسیار حساس و سرنوشتساز است؛ مرحلهای که در آن آمریکا و برخی بازیگران اروپایی، با استفاده از ادبیات حمایت از ثبات، حاکمیت و نقش ارتش لبنان، در تلاشاند ترتیباتی را بر این کشور تحمیل کنند که در عمل، بیش از هر چیز در خدمت امنیت رژیم صهیونیستی و مهار مقاومت قرار دارد. هرچند در ظاهر از تقویت دولت لبنان، جلوگیری از خلأ امنیتی و پایان درگیری سخن گفته میشود، اما وقتی نتیجه عملی این روند به تداوم اشغال، ممنوعیت بازگشت مردم به مناطق اشغالی، مشروط شدن بازسازی به خلع سلاح مقاومت و اعطای آزادی عمل به ارتش رژیم صهیونیستی منتهی میشود، دیگر نمیتوان آن را نسخهای واقعی برای صلح عادلانه و پایدار دانست.
واقعیت صحنه این است که امنیت لبنان نه با حذف مؤلفههای قدرت ملی و بازدارندگی، بلکه با پایان کامل اشغالگری، توقف تجاوزات رژیم صهیونیستی و حفظ عناصر اقتدار ملی این کشور تأمین خواهد شد. هر پروژهای که بخواهد با پوشش دیپلماسی، میانجیگری و توافق، مقاومت را حذف و اشغال را تثبیت کند، در نهایت نه صلحی پایدار به همراه خواهد آورد و نه ثباتی واقعی؛ بلکه بستر شکلگیری بحرانهای تازهتری را فراهم میسازد. از این منظر، هوشیاری در برابر طرحهایی که با ظاهر دیپلماتیک، اما باطن امنیتی و یکجانبه به دنبال تغییر موازنه به سود رژیم صهیونیستی هستند، برای حفظ حاکمیت واقعی لبنان و صیانت از منافع ملت این کشور ضرورتی انکارناپذیر است.
انتهای پیام/ ۱۳۴
