مهمترین خواسته جانبازان شیمیایی/ اگر سردشت فراموش شود، جنایتها تکرار میشود
گروه حماسه و جهاد دفاعپرس: هفت تیرماه، سالگرد بمباران شیمیایی سردشت توسط رژیم بعث عراق یادآور یکی از تلخترین جنایتهای جنگی علیه غیرنظامیان است که هنوز پس از ۳۹ سال، زخمهایش التیام نیافته است.

در همین خصوص خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، با «رحیم کریمیواحد» که خود ۱۱ عضو خانوادهاش را در آن فاجعه از دست داده، به گفتوگو نشسته است که در ادامه مشروح آنرا میخوانید؛
دبیر انجمن دفاع از حقوق مصدومان شیمیایی سردشت اظهار داشت: مصدومانی از سردشت هنوز چشم به راه شناسایی رسمی هستند. کمبود امکانات درمانی هم مشهود است. سردشت نماد مظلومیت ایران است، اما مسئولان از آن غافل شدهاند.
از دست دادن ۱۱ عضو خانواده
دبیر انجمن دفاع از حقوق مصدومان شیمیایی سردشت کهخود یکی از بازماندگان این فجایع است، اظهار داشت: من روز حادثه در سردشت نبودم و ساکن تهران بودیم، اما خبر اصابت یکی از بمبها به منزل ما و شهید و مصدوم شدن اعضای خانوادهام به من رسید که تمامی اعضای خانوادهام مصدوم گردیدند و ۱۱ تن از اعضای خانوادهام شهید شدند. خانه ما در محله سرچشمه سردشت قرار داشت که مستقیماً هدف بمباران قرار گرفت. این ضربهای بود که هرگز جبران نشد.
وی ادامه داد: از اعضای خانوادهام، برخی به شهادت رسیدند و برخی دیگر جانباز یا مصدوم شیمیایی شدند. اما داستان هنوز تمام نشده است؛ بسیاری از مصدومان شیمیایی پس از سالها رنج، در خلوت زندگی خود و بدون شناسایی رسمی جان باختهاند.
سردشت؛ نماد جهانی مظلومیت
کریمیواحد در پاسخ به این پرسش که چرا سردشت به نماد مبارزه با سلاحهای شیمیایی تبدیل شد، گفت: استفاده از سلاح شیمیایی در جنگ تحمیلی، نقض آشکار کنوانسیونهای بینالمللی و پروتکل۱۹۲۵ ژنو بود. آنهایی که متولی جنگ بودند، با بیرحمی تمام از این سلاح علیه نظامیان و افراد غیرنظامی استفاده کردند. سردشت به دلیل اینکه اولین شهر غیرنظامی بود که هدف حملات شیمیایی قرار گرفت و انجمن ما فعالیتهای گستردهای جهت شناساندن این فاجعه ضد حقوق بشری در سطح منطقهای ملی و بین المللی انجام داد.
این فعالیتها موجب شد تا انجمن دفاع از حقوق مصدومین شیمیایی سردشت یکی از اعضای ناظر سازمان منع گسترش سلاحهای شیمیایی (opcw) در لاهە هلند باشد و همچنین باعث شد که پرونده بمباران شیمیایی سردشت و دیگر افراد قربانی شیمیایی ایران در دادگاه شهر لاهه مطرح شود و علیه دلال فروش مواد سلاح شیمیایی به رژیم جنایتکار بعثی عراق (آقای فرانس فان آن رات) شکایت شود. این یکی از معدود پروندههای حقوقی در رابطه با جنگ ۸ ساله رژیم بعث عراق علیه ایران است که به نفع مردم ایران در یک دادگاه اروپایی صادر و حکم آن اجرا گردید.
وی افزود: مدیرکل سازمان opcw هر ساله در آستانه بمباران شیمیایی برای قربانیان این شهرستان پیام میفرستد و نمایندگان انجمن دفاع از حقوق مصدومین شیمیایی سردشت سالانه در جلسات این سازمان حضور دارند و با برپایی نمایشگاه و ارائه موارد مرتبط در نشستهای حاشیهای به سخنرانی در صحن مجلس میپردازند. سردشت نماد مظلومیت ایران است، اما متأسفانه مسئولان از این نماد برای آگاهیبخشی و پیشگیری از تکرار جنایات استفاده نکردهاند.
چالش احراز هویت مصدومان شیمیایی
کریمیواحد به آمار تلخ مصدومان شیمیایی اشاره کرد و گفت: بر اساس مستندات و کتاب دکتر عباس فروتن، حدود ۸۰۲۴ نفر از ساکنان شهر سردشت مصدوم گردیدهاند و این کتاب به عنوان یکی از اسناد در دادگاه لاهه (پروندهآقای فرانس فان آن رات) شناخته شده است؛ و به این دلایل و دلایل دیگر ما معتقدیم آمار افراد تحت پوشش بنیاد شهید و امور ایثارگران واقعی نیست.
جمعیت شهر در آن زمان بالغ بر ۱۷۰۰۰ نفر بوده است و روستاهای اطراف که برای تأمین نیازهایشان به شهر مراجعه میکردند بر جمعیت سردشت در روز میافزود و از این میان، تنها حدود ۱۶۰۰ نفر از سال ۱۳۶۶ تاکنون از طریق کمیسیونهای پزشکی شناسایی شدهاند.
وی افزود: مشکل اصلی اینجاست که عوارض گاز خردل شبیه به بیماریهای ریوی مانند آسم یا دیگر بیماریهای ریوی است و تشخیص آن برای پزشکان معمولی بسیار دشوار است. گاز خردل با گذشت زمان و افزایش سن، چون گازی ناتوان کننده است اثرات مخربتری دارد. متأسفانه سیستم کمیسیونهای پزشکی فعلی توانایی تشخیص دقیق عوارض تأخیری این گاز را ندارد. ما بارها خواستار یک «حکم حکومتی» شدیم تا مصدومان شیمیایی بدون نیاز به اثبات پزشکی پیچیده، تحت پوشش قرار گیرند، اما همچنان با دیواری از سختگیری مواجه هستیم.
فقدان امکانات درمانی و تبعات اجتماعی
کریمیواحد بر کمبود امکانات درمانی در سردشت تأکید کرد و گفت: سردشت یکی از معدود شهرهای جهان است که هنوز بیمارستانی در داخل شهر ندارد و نزدیکترین مرکز درمانی با فاصله ۶ کیلومتر در جاده کوهستانی و خارج از شهر است.
بسیاری از مصدومان شیمیایی، به دلیل مشکلات تنفسی شدید، نیاز به اکسیژنرسانی مداوم دارند. هزینههای درمانی این بیماران آنقدر بالاست که بخش عمدهای از درآمد خانوادهها را به خود اختصاص میدهد و این امر باعث میشود نتوانند به درستی از فرزندان و خانواده خود مراقبت کنند و بالطبع باعث ایجاد مشکلات فراوان در ایجاد محیطی امن و با آرامش و آسایش برای خانواده میشود.
وی به سرنوشت برخی از همشهریان خود نیز اشاره کرد و افزود: مرحوم اسدزاده که به تازگی شهید شدند تنها بازمانده یک خانواده ۱۱ نفره بودند که بعد از ۳۹ سال تحمل زجر دوری از خانواده به لقاءالله پیوست، یا آقای عمران جنگدوست که تنها بازمانده خانوادهاش است و به دلیل مشکلات ریوی مجبور به پناهندگی در آلمان شده تا بتواند پیوند ریه انجام دهد و بتواند بعد از تحمل درد ۴ دهه یک دم و بازدم معمولی را تجربه کند و شکرگزار گردد؛ همانند نثر شیخ اجل که میفرماید «هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و، چون بر میآید مفرح ذات» این نشاندهنده عمق فاجعه است.
سردشت باید درسآموز باشد
دبیر انجمن دفاع از حقوق مصدومان شیمیایی سردشت، در پایان هشدار داد: اگر سردشت و جنایات رژیم بعث در جایگاه خود قرار میگرفت، شاید بسیاری از اتفاقات ناگوار در طی این ۳۹ سال اخیر که مردم عزیز ایران تجربه کردند، از جمله بمباران مدرسه میناب در جنگ اخیر، رخ نمیداد. مردم ایران جنایتکاران را فراموش نمیکنند و نمیبخشند، اما مسئولان باید درس بگیرند. سردشت باید نماد هشداری برای دشمنان باشد، نه فراموشی. خداوند جای حق نشسته است.
جا دارد جنگلهای بلوط سردشت که تولیدکننده اکسیژن هستند را از الطاف الهی بدانیم و همین جنگلهای بلوط منطقه کمک حالی بوده برای مصدومان عزیز که در محیطی زندگی کنند که هوایی که استشمام میکنیم سرشار از اکسیژن باشد و آرامشی برای این عزیزان و همچنین نمادی از ایستادگی مردم این دیار است. ما نیاز داریم که با احترام، شناسایی شویم و امکانات درمانی مناسب برای ادامه زندگی و تربیت فرزندانمان داشته باشیم.
بحران درمانی
کریمیواحد با بیان اینکه عوارض گاز خردل با گذشت زمان تشدید میشود، از وضعیت نامناسب درمانی مصدومان در سردشت انتقاد کرد. او گفت: بیماران شیمیایی اغلب شبها دچار حملات تنفسی شدید میشوند. کلینیک موجود در سردشت تنها در شیفت صبح فعال است و شبها بسته است. این در حالی است که بسیاری از بیماران برای دریافت نیازهای درمانی یا مراقبتهای فوری مجبورند ساعتها رانندگی کنند تا به یک مرکز تخصصی در شهرستانهای دیگر یا استان یا تهران برسند یا در خودرو منتظر بمانند.
متأسفانه سردشت فاقد بیمارستان تخصصی است و نزدیکترین مرکز درمانی در فاصله ۶ کیلومتری شهر قرار دارد. ما بارها از مسئولان استانی و ملی، از جمله دکتر موسوی و معاون بهداشت، خواستار احداث یک بیمارستان فوقتخصصی برای مصدومان شیمیایی شدهایم که خوشبختانه پیگیریهایی در این راستا انجام شده است.
وی افزود: نیاز به بیمارستان تخصصی در شهری ۱۶ هزار نفری که دارای ایثارگری است، یک ضرورت انسانی است. بسیاری از مصدومان به دلیل عدم دسترسی سریع به درمان، ماهها در بیمارستانهای شهرهای دیگر مانند ارومیه یا تبریز یا تهران سپری میکنند.
هشدار به مسئولان
دبیر انجمن دفاع از حقوق مصدومان شیمیایی سردشت، لحنی جدی و هشداردهنده در خطاب به مسئولان و رسانهها داشت و گفت: من از همه رسانهها و مسئولان خواهش میکنم سردشت را فراموش نکنند. اگر امروز به این جنایت توجه نشود، فردا باید پاسخگوی خداوند باشیم. قیامت برای همه نزدیک است. ما تنها ۷ تیر را یادآوری نمیکنیم؛ خواهر من و همه مصدومان ۳۹ سال است که شبها به سختی نفس میکشد و با عفونتهای مکرر دستوپنجه نرم میکند. وظیفه دولت است که پزشک و امکانات درمانی را در اختیار این قشر قرار دهد، نه اینکه آنها را به حال خود رها کند.
جغرافیای فراموششده
کریمیواحد به تغییرات تقویمی و مدیریتی سردشت نیز اشاره کرد و آن را بخشی از فراموشی این شهر دانست. او گفت: سردشت که زمانی یک شهرستان بزرگ بود اکنون شهرستان میرآباد از آن جدا شده و بخشی از بافت خود را از دست داده است. این کوچکسازی باعث کاهش آمار و کاهش اهمیت استراتژیک سردشت در نگاه مسئولان و یا شاید در سطح بین المللی شده است. سردشت با داشتن ۱۱۷ کیلومتر مرز مشترک با اقلیم کردستان و فاصله ۲ تا ۲.۵ ساعته تا شهرهای بزرگ کردستان (سلیمانیه، اربیل، کرکوک) از نظر جغرافیایی در بهترین نقطه استراتژیک قرار دارد، اما متأسفانه بیشترین نرخ بیکاری و مهاجرت جوانان را در آذربایجان غربی دارد. حدود ۱۰ تا ۱۵ هزار جوان سردشتی به دلیل نبود آینده مهاجرت کردهاند. این یعنی در ۱۰ تا ۲۰ سال آینده، ما با کمبود شدید نیروی انسانی و فروپاشی ساختار اجتماعی روبهرو خواهیم شد.
موزه صلح و دعوت از چهرههای بینالمللی
کریمیواحد در پاسخ به پرسش خبرنگار دفاعپرس درباره «موزه صلح» سردشت، توضیح داد: این موزه با تلاشهای عزیزان و حمایت از برخی خیرین و نهادهای بینالمللی شکل گرفته است. در این موزه، اسناد جنایات شیمیایی و مقایسهای بین فجایع سردشت و حلبچه به نمایش گذاشته شده است. لازم است کسانی که امکان حضور در سردشت را ندارند در این موزه با عمق این جنایت آشنا شوند. ما امیدواریم با انعکاس اخبار، در آستانه و پس از ۷ تیرماه، چهرههای ملی و بینالمللی بیشتری به سردشت سفر کنند تا از نزدیک وضعیت مردم را ببینند.
وی خاطرنشان کرد: وقتی دادستان یا نمایندگان خارجی مانند هیات قضایی هلندی که در پرونده دلال سلاح شیمیایی به سردشت سفر کرده بودند از زیباییهای طبیعی و استراتژیکی آن شگفتزده شدند، برنامههایی برای پیگیری پروندهها آغاز شد. حضور این چهرهها میتواند هشداری جهانی برای دشمنان باشد که تکرار جنایاتی مانند هیروشیما یا حلبچه، با واکنشهای جدی و پیگیریهای حقوقی مواجه خواهد شد.
تأکید بر تقویم ملی و جهانی
کریمیواحد در پایان تأکید کرد که نباید فقط به ۷ تیرماه، سالگرد بمباران شیمیایی سردشت، که به عنوان «روز ملی مبارزه با سلاحهای میکروبی و شیمیایی» در تقویم ملی و بینالمللی تثبیت شده است، بسنده کرد. امیدوارم با تلاش رسانهای و پیگیری مسئولان، این روز دیگر یک تاریخ فراموششده نباشد، بلکه نمادی برای هوشیاری جهانی در برابر جنایات جنگی باشد. سردشت نماد مظلومیت انسانیت است، نه فقط ایران بلکه جهان. چو عضوی بدرد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار اگر این نماد حفظ نشود، دیگر انسان در امان نخواهد بود. به امید روزی که جهان در صلح آرامش بیارامد و همه انسانها از هر قوم و تیره با هم و در کنار هم زندگی کنند.
انتهای پیام/ 122
