قاچاق سرباز از کشورهای فقیر برای جنگ با اوکراین
گروه بینالملل دفاعپرس: صدها مرد پرویی که با وعده دستمزدهای کلان و مشاغل غیرنظامی جذاب مانند آشپزی و نگهبانی، جذب ارتش روسیه شده بودند، اکنون خود را در خطوط مقدم جنگ اوکراین و در میانه آتشباران پهپادها مییابند؛ بحرانی انسانی که مقامات پرو آن را یک شبکه پیچیده «قاچاق انسان» مینامند.

در حالی که جنگ روسیه در اوکراین فرسایشی شده، مسکو برای جبران کمبود نیرو به سراغ کشورهای در حال توسعه رفته است. واسطهها با سوءاستفاده از فقر و نیاز مالی شدید جوانان در آمریکای لاتین و آفریقا، آنها را با قراردادهای مبهم به کام مرگبارترین جبهههای نبرد میکشانند و به عنوان گوشت دم توپ از آنها استفاده میکنند.
داستان این فریب بزرگ، با سناریوهایی مشابه در فرودگاه «لیما» آغاز میشود. «نورما»، مادری پرویی، آخرین بار فرزند ۳۱ ساله خود را در حالی دستپاچه راهی مسکو کرد که او اصرار داشت شغلی به عنوان «آشپز ارتش» پیدا کرده و قرار است دور از خط مقدم، پول خوب و اقامت روسیه را بگیرد. اما چند هفته بعد، ویدیوهایی که از او به دست مادرش رسید، حقیقت تلخی را فاش کرد: او با تجهیزات کامل جنگی در حال کندن سنگر در جنگلهای اوکراین بود و صدای انفجار پهپادها در پسزمینه تماسهایش شنیده میشد؛ فرزندی که حالا ماههاست هیچ خبری از زنده بودن او در دست نیست.
«روزا» همسر یک نگهبان سابق زندان در پرو نیز روایتی مشابه دارد؛ همسر ۴۸ ساله او با وعده نگهبانی در مسکو یک قرارداد یکساله امضا کرد، اما آخرین پیام واتساپ او پیش از ناپدید شدن این بود: «فکر کنم ما را به میدان جنگ آوردهاند. اینجا جهنم است.»

با افزایش تجمع و اعتراضات خانوادههای بیمناک در مقابل سفارت روسیه و وزارت امور خارجه پرو، دادستانی کل این کشور تحقیقات گستردهای را آغاز کرده و این جریان را مصداق بارز «قاچاق انسان از طریق پیشنهادهای شغلی دروغین» دانسته است. وکلای پرونده تخمین میزنند که در حال حاضر حداقل ۸۰۰ پرویی در جبهه روسیه میجنگند که انگیزه همگی آنها اقتصادی بوده است. وعده پاداش اولیه ۲۰ هزار دلاری و حقوق ماهیانه ۳ تا ۴ هزار دلار، رویایی شیرینی بود که برای اکثر آنها هرگز محقق نشد و حتی نتوانستند یک دلار برای خانوادههای چشمانتظارشان بفرستند.
این پدیده منحصر به پرو نیست و پیش از این، شهروندانی از کشورهای آفریقایی و نپال نیز با ترفندهای مشابه به خطوط مقدم اعزام شده بودند که منجر به تنشهای دیپلماتیک شد. در واکنش، سفارت روسیه در لیما مدعی اعلام کرد که به تصمیم شهروندان خارجی برای دفاع از حاکمیت روسیه احترام میگذارد.
در این میان، مقامات دولتی پرو معتقدند فقر شدید و عدم آگاهی از واقعیتهای بینالمللی، این مردان را به طعمههای آسانی برای قاچاقچیان و واسطههای محلی تبدیل کرده است. واسطههایی که در مواجهه با قانون، اتهام قاچاق انسان را احمقانه میدانند و مدعی هستند متقاضیان خودشان باید عاقل میبودند و میفهمیدند کشوری که در حال جنگ است، آنها را برای تفریح به آنجا نمیبرد. اما برای کسانی که اکنون در خاک اوکراین گیر افتادهاند، این بحثهای حقوقی دیگر فایدهای ندارد.

«گیلرمو»، سرباز ۲۸ ساله پرویی که با وعده نگهبانی به روسیه رفته، اکنون با زانوی شکسته و بدون غذا و دارو در مناطق اشغالی اوکراین رها شده است. مقامات وزارت خارجه پرو اعتراف میکنند که پس از امضای قرارداد رسمی ارتش روسیه توسط این افراد، دست دولت برای هرگونه اقدام دیپلماتیک یا نجات میدانی بسته است؛ واقعیتی تلخ که گیلرمو آن را در یک جمله خلاصه میکند: «من از اینجا نمیتوانم خارج شوم، مگراینکه جنازهام خارج شود. هیچ راه فراری ندارم.»
در نهایت، سرنوشت تلخ این سربازان فریبخورده پرده از واقعیت بزرگتری برمیدارد: توسل مسکو به این روش نشاندهنده چالش جدی و عمیق در تامین نیروی انسانی برای ادامه دادن به این جنگ فرسایشی است.
انتهای پیام/ ۱۳۴
