آرایش سیاسی در آمریکا پس از تفاهم اسلامآباد
گروه بینالملل دفاعپرس: جنگ منطقهای ایران برای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و دولت او به همان اندازهای که یک مسئله سیاست خارجی است، یک معضل سیاست داخلی نیز به شمار میرود. طولانیتر از حد انتظار شدن جنگ، این مسئله را برای ترامپ پیچیدهتر کرده است. پس از تفاهم اسلامآباد که با میانجیگری پاکستان شکل گرفت، روند مذاکره برای توافقی جامع با ایران آغاز شد؛ اما با توجه به واکنشهای هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات در سیاست داخلی تا کنون، ترامپ تحت فشار دوگانهای قرار دارد. خبر بدتر برای ترامپ این است که خود جمهوریخواهان نیز بر سر مفاد این تفاهم دچار اختلاف شدهاند. با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶، ترامپ با فشارهای سنگینی مواجه شده است.

در میان جمهوریخواهان، اختلافات بر سر حمایت از اسرائیل در دوره دوم ترامپ آشکارتر شده است. جناح راست پوپولیست معروف به «ماگا» مدتهاست که حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی را به صراحت زیر سوال میبرد. از سوی دیگر، چهرههای جریان اصلی و سنتیتر حزب، همچنان به شدت از حمایت از اسرائیل دفاع میکنند.
اگرچه جناح ماگا مخالف مداخله نظامی در ایران بود، اما نتوانست جلوی جنگ را بگیرد. این جناح به طور کلی گرایشات انزواگرایانه در سیاست خارجی داشته و نه تنها مداخلات آمریکا در غرب آسیا، بلکه حمایت از اوکراین را نیز نقد میکند. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور را میتوان قویترین نماینده این جریان در حزب دانست. به همین دلیل، او به طور ویژه از سوی محافل نزدیک به اسرائیل هدف قرار گرفته است. خود او نیز اخیراً با اظهاراتش، موضع اسرائیل در قبال توافق را به صورتی آشکارتر نقد کرده است.
در حال حاضر و با در نظر گرفتن انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸، ونس قویترین نامزد حزب جمهوریخواه است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه نیز یکی دیگر از نامزدهای بالقوه است. روبیو در مقایسه با ونس، فاصله کمتری با اسرائیل دارد و به نظر میرسد که در عملیات ونزوئلا اعتبار زیادی کسب کرده است. اگرچه او موضعی تند در قبال ایران دارد، اما با عدم دستیابی به نتیجه مطلوب در جنگ، ترجیح داده است که زیاد در کانون توجه قرار نگیرد. همچنین میتوان گفت روبیو برخلاف ونس، به جریان پوپولیست راست گرایش نداشته و به بدنه اصلی حزب نزدیکتر است. وی همچنین در سیاست خارجی عموماً موضعی تند دارد.
بدنه اصلی حزب جمهوریخواه نیز نسبت به توافق تردید دارد. آنها معتقدند هر توافق هستهای احتمالی باید منافع اسرائیل را نیز تأمین کند. برای مثال، لیندسی گراهام، به صراحت اعلام کرد که هر توافق هستهای و فرآیند لغو تحریمها باید تحت نظارت کنگره باشد.
در حزب دموکرات نیز شاهد شکاف مشابهی بین بدنه اصلی حزب و جناح چپ آن هستیم. برخلاف بدنه اصلی حزب، جناحهایی که خود را «چپ مترقی» یا «سوسیالیست دموکرات» مینامند، مدتهاست که با حمایت آمریکا از اسرائیل مخالفند. همچنین در میان رأیدهندگان دموکرات و لیبرال، حمایت از ترامپ در مورد جنگ بسیار پایین است.
اگرچه در حال حاضر روند مذاکره بین آمریکا و ایران ادامه دارد، اما واضح است که این روند بسیار شکننده است. در فضایی که حتی دستیابی به یک توافق اولیه ماهها طول میکشد، پیشبینی میشود روند مذاکره نیز طولانی شود. اگر ترامپ در این روند به جنگ بازگردد، دموکراتها میتوانند انتخابات میاندورهای پیش رو را به «انتخابات جنگ منطقهای» تبدیل کنند و از رأیدهندگانی که خود را میانهرو یا مستقل تعریف میکنند، رأی جذب کنند. این مسئله میتواند نتایج انتخابات را در برخی ایالتها به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
با در نظر گرفتن همه این موارد، اشاره مجدد به اهمیت انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶ مفید است. اگر دموکراتها در این انتخابات برتری را در کنگره به دست آورند، به یک مکانیسم ترمز برای سیاست خارجی ترامپ تبدیل خواهند شد. به ویژه، دموکراتها میتوانند بر اساس این ادعا که ترامپ در توجیه عملیاتهای ونزوئلا و ایران، اختیارات قانون اساسی خود را به طور گسترده تفسیر کرده است، روند تحقیقات کنگره را آغاز کنند. در این صورت، ترامپ خود را در کنگره در موقعیت چانهزنی با هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه خواهد یافت. این امر میتواند باعث شود او در گامهای بعدی سیاست خارجی خود با کنگره هماهنگتر عمل کند. در این نقطه باید یادآور شد که کنگره در سیستم آمریکا، جایگاهی است که بیشتر در معرض تأثیر گروههای لابی قرار دارد. در چنین شرایطی، این احتمال وجود دارد که ترامپ سیاست خود در قبال اسرائیل را برخلاف دوره دوم که بیشتر بر اساس دستورکار شخصیاش بود، مشابه دوره اول و تحت تأثیر رابطه با کنگره و تحقیقات احتمالی شکل دهد.
در نتیجه، اگرچه درگیری در جنگ منطقهای ایران برای لحظهای متوقف شده، اما این پرونده به عنوان یک موضوع مهم در دستور کار داخلی آمریکا باقی مانده است. اگرچه پیشبینی میشود برای رسیدن به توافق نهایی، روندی طولانی و شکننده پیش رو باشد، اما ریسکها برای ترامپ روز به روز در حال افزایش است. در این نقطه، ورود به انتخابات میاندورهای نوامبر با دستورکاری مستقل از جنگ برای او بسیار حیاتی است. تا زمانی که عدم قطعیت در مورد پایان کامل جنگ ادامه دارد، ترامپ در سیاست داخلی با فشار بیشتری از سوی حزب خود و دموکراتها مواجه خواهد شد.
انتهای پیام/ ۹۹۹
