روایت زندگی و شهادت پاسدار مرتضی جمالی در آیینه کتاب «آقا مرتضی»

کتاب آقا مرتضی روایتگر یک عمر مجاهدت پاسدار شهید مرتضی جمالی و شهادتی همراه با رؤیای صادقه و هفت روز مفقودی در حمله ناجوانمردانه به سپاه البرز است.
کد خبر: ۸۴۵۲۶۰
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۷:۵۶ - 02July 2026

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از البرز، در نخستین سالگرد شهادت پاسدار مرتضی جمالی، شهرستان فردیس شاهد لحظاتی بود که در آن، یاد و نام شهید، از زمین به عرش پیوند خورد. در فضایی لبریز از تقدس، یاران وفادار، خانواده صبور شهید و مردم ولایت‌مدار گرد هم آمدند تا تجدید عهدی دوباره با مردی کنند که مظهر اخلاص و مدیریت جهادی بود.

روایت زندگی و شهادت پاسدار مرتضی جمالی در آیینه کتاب «آقا مرتضی»

در این مراسم، علاوه بر تجلیل از قامت رفیع این مجاهد، از کتاب «آقا مرتضی» رونمایی شد؛ اثری که عصاره‌ یک عمر بندگی و جهندگی در مسیر پاسداری است. تماشای چهره‌ ملکوتی شهید در میان حاضران، هم‌زمان با درک خلأ عمیقی که از رفتن این پناه دل‌ها برجای‌مانده، تماشایی و تأمل‌برانگیز بود.

مرتضی جمالی، ششم مردادماه ۱۳۶۴ در کانون خانواده‌ای متدین و باایمان در کرج چشم به جهان گشود و در میان چالش‌های معیشتی و تنگناهای مالی رشد کرد؛ او از همان خردسالی، مفاهیمی همچون مسئولیت‌پذیری و تلاش را در تار و پود زندگی خود بافت و هم‌زمان با تحصیل در رشته علوم تجربی، در مسیر کار و کسب نیز گام برداشت.

مرتضی در طول زندگی آموخت که چگونه با توکل به خدا، از دل دشواری‌ها، مسیر فتح قله‌ها را باز کند؛ ویژگی‌هایی که بعدها، او را به فرمانده‌ای مقتدر و پاسداری تمام‌عیار بدل ساخت. در سال ۱۳۸۵، با پیوند با همسری فداکار، بنای خانواده‌ای استوار را بنا نهاد که ثمره آن، دو فرزند پسر به نام‌های ابوالفضل و امیرعباس بود.

او خانواده را کانون اصلی ساختن یک جامعه‌ متعالی می‌دانست و همواره تلاش می‌کرد حتی در اوج مشغله‌های طاقت‌فرسا، از توجه به همسر و فرزندانش باز نماند. عشق به مسیر الهی و ایمان به آرمان‌های انقلاب، در ششم دی‌ماه ۱۳۸۲ او را به صفوف سپاه پاسداران هدایت کرد؛ مسیری که هر گام آن، مرحله‌ای از تکامل روح او بود.

از حفاظت از امام‌جمعه گرفته تا فعالیت در حوزه‌های عقیدتی و نیروی انسانی، او در هر مسئولیتی با عطش خدمت می‌درخشید. اما آنچه او را از دیگران متمایز می‌کرد، رویکردش به مسئولیت بود؛ او به‌جای آنکه با جایگاه‌های شغلی خود رشد کند، با وجود روحیه جهادی‌اش، به‌ جایگاه‌ها اعتبار می‌بخشید و آن‌ها را تعالی می‌داد.

او به دنبال مقام نبود، بلکه به دنبال تکلیف بود. این ویژگی تا آنجا پیش رفت که مدارج ترقی را با شایستگی و تواضع، تا درجه پرافتخار سرهنگی طی کرد. از سال 1387، شهید جمالی فرماندهی پایگاه شهیدان قاسمی را بر عهده گرفت و به مدت حدود 10 سال، با برنامه‌ریزی دقیق، نگاه نوآورانه و مدیریتی جهادی، این پایگاه را به‌ جایگاهی اثرگذار تبدیل کرد.

او باور داشت که بسیج دانشگاهی برای تربیت انسان‌های متعهد و مؤمن است، به همین دلیل، همواره بر جذب جوانان، توانمندسازی نیروها و ارتباط مستمر با مردم تأکید داشت. حاصل این تلاش‌ها، کسب پنج دوره مقام نمونه برای این پایگاه بود؛ افتخاری که نشان از عزم راسخ این فرمانده داشت.

در سال ۱۳۹۶، فرماندهی حوزه ۳۱۳ شهید دستواره به او واگذار شد. این حوزه که در آغاز، جایگاهی متعارف داشت، در دوران مدیریت هشت‌ساله او، دگرگون و به یکی از حوزه‌های تراز اول استان، کشور و حتی سطح ناحیه بدل شد. او با تکیه بر تربیت نیروی انسانی و با حضور فعال در عرصه‌های اجتماعی، حوزه ۳۱۳ را به کانونی پویا و الهام‌بخش تبدیل کرد.

دستاوردهای این دوران، نه در کلمات، بلکه در آمارهای خیره‌کننده تجلی یافته است؛ کسب ۶ دوره نمونه ناحیه‌ای، سه دوره نمونه استانی و سه دوره نمونه کشوری؛ آمارهایی که هر یک، گواهی بر یک دهه مجاهدت خاموش و مدیریت عالمانه او هستند اما اثرگذاری او، تنها به مرزهای یک حوزه و پایگاه محدود نماند.

وی در طول سال‌های خدمت خود، مسئولیت‌های کلیدی و متنوعی را در سطح استان البرز بر عهده داشت که هر یک، گوشه‌ای از شخصیت چندوجهی و توانمند او را به تصویر می‌کشید. از مسئولیت عقیدتی سیاسی ناحیه امام حسین(ع) و سرمایه انسانی بسیج ناحیه کرج گرفته تا جانشینی سپاه ناحیه امام محمدباقر(ع) و در نهایت مدیریت توان رزم یگان عملیات استان.

مرتضی در تمامی این عرصه‌ها با همان عشق، اخلاص و نگاه راهبردی و دقیق ظاهر شد و هیچ‌گاه میان وظایف محوله تفاوت قائل نشد. در میان تمامی این جایگاه‌ها، دو خصلت همواره در رفتار و منش او خودنمایی می‌کرد؛ نخست، نظم و دقتی کم‌نظیر در انجام مأموریت‌ها و دوم، رویکرد عمیق تربیتی و انسان‌ساز او.

مسئولیت سامانه رصد شهرستان‌های البرز و فردیس نیز از دیگر مأموریت‌های حساس او بود که با هوشیاری و دقت تمام نسبت به انجام آن اهتمام داشت. در سال ۱۴۰۲ نیز مدیریت کاروان راهیان نور استان به او سپرده و این کاروان با برنامه‌ریزی منسجم و روحیه انقلابی او، به یکی از پرمخاطب‌ترین و تأثیرگذارترین کاروان‌های راهیان نور البرز تبدیل شد.

بخشی عظیم از زندگی شهید جمالی، در عرصه کارهای داوطلبانه، جهادی و مردمی معنا پیدا می‌کرد. او هرگز تنها در چارچوب مسئولیت رسمی و اداری محصور نمی‌شد و هر جا که بوی نیاز مردم، جوانان، خانواده‌ها یا محرومان را حس می‌کرد، با تمام وجود وارد میدان می‌شد و همه این اقداماتش نشان از روحیه‌ای مردمی، دلسوز و متعهد او بود.

کمک پنهانی به نیازمندان، یکی از بارزترین ویژگی‌های او بود. با راه‌اندازی حسابی ویژه که در میان دوستان به حساب نیازمندان مشهور شد، بخش قابل‌توجهی از حقوق و درآمد خود را صرف کمک به فقرا می‌کرد. کارت‌بانکی نیم‌سوخته‌ای که پس از شهادت در کنار پیکر مطهرش یافت و روی آن کلمه «نیازمند» حک شده بود، راز این کمک‌ها را فاش کرد.

در میان افتخارات متعدد، انتخاب او به‌عنوان «عضو یاب نمونه گزینش» به مدت چهار سال پیاپی و کسب عنوان «پاسدار نمونه استان البرز» در سال 1390 بیش از همه می‌درخشند. این افتخارات نشان‌دهنده دقت نظر، شناخت صحیح از انسان‌ها و توانایی‌اش در شناسایی و جذب نیروهای مؤمن، متعهد و کارآمد بود.

کسب عنوان پاسدار نمونه استان البرز نیز نشانه‌ای از سال‌ها تلاش صادقانه، مسئولیت‌پذیری، حسن عملکرد و محبوبیت او در میان همکاران و هم‌رزمانش بود و نشان می‌داد که آقا مرتضی هرگز به دنبال دیده‌شدن نبود، اما تلاش‌های خالصانه‌اش چنان برجسته و ماندگار بود که او را به یکی از الگوهای ماندگار سپاه استان تبدیل کرد.

تخصص و تجربه نظامی شهید جمالی، او را به ‌جایگاه مدیریت توان رزم یگان عملیات استان رساند؛ آخرین مسئولیت رسمی او در دوران خدمت. اما روایتی که کمتر کسی از آن بی‌خبر ماند، رؤیای صادقه‌ای بود که تنها دو روز پیش از حادثه، او را از خواب بیدار کرد.

در آن رؤیا، ۱۲ تابوت را می‌بیند که روی ۱۱ مورد، تصویر آشنایانش و روی تنها یک تابوت، تصویر خودش نقش بسته بود. او این رؤیا را برای برخی هم‌رزمانش بازگو کرد و با لبخندی سرشار از ایمان، از نزدیک شدن فرصتی بزرگ سخن گفت. اما پیش از آن واقعه، مرتضی جمالی خودروی شخصی و بخش قابل‌توجهی از بیمه عمرش را به تشکیلات بسیج هدیه کرده بود.

این حرکت بی‌نظیر، نشانه‌ای آشکار از سبک‌بالی او از تعلقات دنیایی بود. او می‌دانست قرار است به سفری دور و دراز برود، ازاین‌رو همه دلبستگی‌های مادی را پشت سر نهاد تا با دلی پاک و دستانی خالی، به استقبال معشوق بشتابد. گویی همه نشانه‌ها، او را برای آن سفر بی‌بازگشت آماده می‌کرد؛ سفری که در جریان حمله ناجوانمردانه به سپاه البرز، به آرزوی دیرینه‌اش جامه عمل پوشاند.

حادثه تلخ و جان‌سوز حمله به مقر سپاه استان البرز، دل‌های بسیاری را به درد آورد. در میان شهدای این واقعه، پیکر سرهنگ پاسدار مرتضی جمالی به مدت هفت روز مفقود بود؛ هفت روزی که دل‌های خانواده و هم‌رزمانش برای یافتن نشانه‌ای از او می‌تپید و چشم‌ها در جستجوی قامت بلندش، ناامیدانه می‌گشت.

سرانجام، پیکر مطهر او پیدا شد؛ گویی آسمان خواست تا عظمت این شهید را در هاله‌ای از غیبت و گمنامی به نمایش بگذارد و سپس او را با عزتی بی‌نظیر به خاک بسپارد. شهادت او، نقطه‌عطفی شد برای به‌یادماندنی‌تر شدن نامی که پیش‌ازاین نیز در دل‌ها جای داشت.

در مقدمه این کتاب آمده است که مرتضی جمالی قله‌ای رفیع بود در جغرافیای پاسداری. او نشان داد که می‌توان در اوج مسئولیت، متواضع ماند؛ در دل جمع، تنها بود؛ در عین فرماندهی، با کوچک‌ترین نیروها چون برادر رفتار کرد و در اوج قدرت، همچنان پناهگاه ضعیفان و مستمندان بود.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین