تشییعهای جاودانهٔ تشیّع/ از بدرقه قائد شیعه در بغداد تا بدرقه قائد امت در تهران
گروه حماسه و جهاد دفاعپرس _ حجتالاسلام و المسلمین علیاصغر اسلامی تنها؛ تاریخ، گاه در یک لحظه، چنان گره میخورد که نسلها برای گشودنِ رازِ آن، قرنها به تأمل مینشینند. تشییعِ شیخ مفید، یکی از همان گرههایِ زرّینِ تاریخِ تشیّع است؛ بدرقهای که در آن، شیعه با پیکر پاکی وداع گفت، اما با روحِ یک مکتب، پیمانی ابدی بست. اساسا تشییع زعما و علمای شیعه، نه آداب وداع جمعی با مردن، که آیین به ودیعه گرفتن دوباره زندگی است.

آیت الله العظمی شهید خامنهای، در پیامِ ماندگارِ خود به کنگرهٔ هزارهٔ شیخ مفید، این رویدادِ عظیم را آنچنان به تصویر کشیده که گویی نه، هزار سال پیش، که امروز، در برابرِ چشمانِ ما رخ میدهد. امین ادب ایران، با بیانی شیوا و نافذ، به زیبایی پرده از چهرهٔ آن زعیم «مرزبانِ هویتِ شیعه» برمیدارد و تشییعِ او را، نه یک سوگواری، که یک کنش تاریخی برای ماندگاریِ مکتب، تفسیر میکند. با این روایت از آن روزِ بزرگ میتوان درک کرد که چگونه تاریخ شیعه، ایستاده بر دوشِ مفید، تا عصر خمینی کبیر و قائد شهید ادامه یافته است.
راوی فقیه شهید نوشتهاند: «هزار سال پیش از این، در یکی از روزهای پر حادثهٔ بغداد، میدان «اشنان»، بر مردمی که به خاطر واقعهٔ غمانگیزی در آن انبوه شده بودند تنگ آمد؛ و هزاران چشم بر مردی که مرگش حادثهٔ بزرگ بود، گریست؛ و دهها هزار نفر بر جنازهٔ انسان والایی نماز گزاردند که پنجاه سال، چون مشعلی تابناک، بخش گستردهای از جهان اسلام را با دانش و معرفت خود، روشن ساخت، و در کرانهٔ دجلهٔ بغداد، دجلهٔ دیگری از علم و معرفت به راه انداخته بود.
تندباد حوادث تلخ و خونین در پایتخت عباسی و طوفان تعصبها و بددلیها نتوانسته بود چراغ علم و عملی را خاموش سازد که به شجرهٔ زیتونهٔ علوم قرآن و معارف اهلبیت (علیهمالسّلام)، متصل گشته و با مصباح خِرَد بشری تلألؤ یافته بود؛ و خار و خاشاک کجفهمیها و بدسگالیها نتوانسته بود در برابر آن شطّ خروشانی سدّ گردد که فقه و کلام و عقل و نقل را در بستر پر فیضش به سرزمینهای حاصلخیز رسانیده بود.
آن روز که پیکر مفید را انبوه خلایق تشییع کردند و به امامت سید شریف، علی مرتضی بر او نماز گزاردند، دلهایی پر از کینه و تهی از کیاست و حکمت، این را پایان کار آن بزرگمرد شمرده و سادهاندیشان مرگ او را جشن گرفتند. اما چشم و دل هر فرزانهای میتوانست به وضوح در یابد که مرگ آن سالار فرزانگان نمیتواند پایان کار کسی باشد و فیضان پنجاه سالهٔ او، چشمه ساری از دانش و فرهنگ و اخلاق و حکمت، در فضای اندیشهٔ بشری جاری ساخته و ارادهٔ الهی و سنت تاریخ، زایندگی و فزایندگی آن را در عبور جاودانهاش از لابلای نسلها و دورهها و قرنها، تا رسیدن به دریای منتهای رشد نهایی بشر، تضمین کرده است.
آن روز بدن نحیف مفید در خانهاش در دربالریاح بغداد به زمین سپرده شد تا روزی به جوار بارگاه حضرت ابیجعفر جواد (علیهالسّلام) منتقل شود و در آن دارالسّلام رحمت الهی بیارامد، اما شخصیت سترگ او که پنهانکردنی و از یادرفتنی نبود، پیوسته در برابر چشم زمان باقی ماند و هر گز از یاد نرفت، و در روند شکوفایی فقه و کلام و مذهب اهلبیت (علیهمالسّلام) نقش برجستهٔ خود را ایفاء کرد.
امروز پس از گذشت هزار سال از آن روز، تشکیل هزاره شیخ مفید به همّت شما عزیزان، تجدید خاطرهٔ آن حادثهٔ بزرگ و تجلیل از آن قلهٔ علم و تقوا است که گذشت ده قرن و رشد ده قرنی علم و فرهنگ نتوانسته است از سرافرازی او بکاهد و او را از نظرها بیندازد.» (پیام به کنگرهی جهانی هزارهی شیخ مفید)
اکنون فقیه راویِ این روایت، خود، سالها بعد، نه فقط در قامتِ استوارِ یک مرزبان راحل بلکه یک ولی راهبر شهید، تشییعِ دیگری خواهد شد؛ این بار، نه در بغداد عباسی که در تهران علوی و نه با دهها هزار، که با دهها میلیونِ مشتاق، تشییعی که بزرگترین بدرقه تاریخ بشر تا کنون خواهد شد إن شا الله، تا به جوار بارگاه حضرت ابالحسن رضا (علیه السلام) منتقل شود و در آن دارالسلام رحمت الهی بیارآمد.
تاریخ شیعه گرچه لبریز از بغضِ تشییعهای غریبانه و مظلومانه ائمه اطهار است، اما از تشییعِ با شکوه شیخ مفید تا تشییعِ سید قائد شهید، همه بدرقههای بزرگ علما و شهدا، یک حقیقتِ واحد را فریاد میکنند. مکتب زندگی ساز اهل بیت (علیهمالسلام) تا رسیدن به ظهورِ منجیِ عالم بشریت، با فقاهت و شهادت، جاوادنه میماند.
انتهای پیام/ 122
