حماسه‌ای دیگر در وداع با رهبر/ ۲۷

بزرگترین کرامت رهبر شهید انقلاب

آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای، هنر بزرگش، برپا خاستن و ایستادن و ادامه دادن و ماندن در مسیر حق بود. رهبر ما کم نیاورد. خسته نشد. دست نکشید. بی خیال نشد. بی‌تاب نشد.
کد خبر: ۸۴۵۳۹۸
تاریخ انتشار: ۱۲ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۹ - 03July 2026

گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس _ حسن مجیدیان؛ برای آن رهبر بی همتا آن تنها مرجعِ شهید عصر غیبت کبری از هر پنجره و زاویه‌ای و بسیار می‌توان نوشت و شرح و بسط داد. برای خامنه‌ای کبیر کتاب‌ها در راه است و تاریخ و آیندگان تشنه و در انتظار نام و یاد و روایت اویند و تا صبح طلوع خورشید عالمتابِ وجود سرورمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، می‌توان از وجودِ جامعِ آن نائب خجسته‌ی مهدی نوشت.

رهبر شهید

برای حضرت آقا با آن جامعیت عجیب و منحصر به‌فرد؛ به میزانِ نامحدودی کلمه و اندیشه نیاز است تا ابعادِ گوناگون آن گوهرِ والا را بنماید. آن عزیز سفرکرده در نشئه‌ی دنیایی اش و در فرصت عمر بابرکتش، موفق به کسب و جمع فضائل و کراماتی عدیده بود، که از عهده‌ی ترسیم و سخن بیرون است و مجالی به قدر عظمت و وسعت وجود آن رهبرِ با عظمت می‌طلبد. هر فضلی از فضائل خامنه‌ای شهید بی که اغراقی در میان باشد؛ کتابی مطول و مفصل می‌طلبد تا شرح و بسط منصفانه بر آن دهد.

آن عمودِ خیمه‌ی ایران و انقلاب را از منظر سیاست و حکمت و علم و فقاهت و مدیریت و رهبری و مجاهدتِ بی امان و زعامت و مردم داری و ساده زیستی و فضل و هنر و شعر و کتاب و صفای روح و قوت قلب و شجاعتِ جان و فهم و درایت و ستیزه با جورِ طواغیت زمانه و... و بسیاری از این دست برجستگی‌های عمیق و قیمتی، می‌توان به بوته‌ی کنکاش و مطالعه برد و از رهگذر تامل در هر کدام از آنها، درس‌های فراوان و ذخائر ارزشمند فراگرفت و اندوخت. بماند که از فردای ایام تشییع بی نظیر و تاریخی آن رهبرِ مظلوم و شهید، و در طی زمان و تطور تاریخ، گفتن و نوشتن و سرودن از آن عالیجناب بعنوان فرضی حتمی بر ما، آغاز خواهد شد و امتداد خواهد یافت.

اما در این وجیزه‌ کوتاه، به زعم این کمترین سرباز آن فرمانده‌ی شهید؛ عمری تاب آوردن و راسخ در مسیر حق بودن؛ از و شاید بزرگترینِ کرامت‌های سیدِ شهید ما باشد. آدمی در طول حیات و در فرصت محدود زندگی و زمانه اش، گاهی مبارز و درگیر با گردنکشان زمانه است و روزی از پای می‌نشیند و ملول و خسته، دست از آرمان و جهاد و ستیزه می‌کشد.

روزی پای در حیطه‌ی علم و معرفت می‌گذارد و فردایی از آن دست می‌کشد. در زمره‌ی صفا و عرفان و سادگی وارد می‌شود و لختی بعد، بی تاب از آن خروج می‌کند. در کنار هنر و شعر و کتاب، رحل اقامت پی افکند و کمی که ذائقه را خوش کرد؛ تاب نمی‌آورد و از عالم ادب بیرون می‌رود. گاهی شعاری و آرمانی را سرِ دست می‌گیرد، اما با فشار‌ها و فتنه‌ها دست را پایین می‌آورد و وداع با آرمان‌ها را ترجیح می‌دهد.

عُمری تاب آوردن و روزگاری در مسیرِ سختِ جانکاهِ سنگلاخی، پای مردی کردن، کار هر کسی نیست. سیدعلی خامنه‌ای، هنر بزرگش، برپا خاستن و ایستادن و ادامه دادن و ماندن در مسیر حق بود. رهبر ما کم نیاورد. خسته نشد. دست نکشید. بی خیال نشد. بی‌تاب نشد. کنار نرفت و قریب به هشت دهه از عمر را مردانه و کوه وار، حق جو و حق پو بود تا روزی که خود، قافله سالارِ حق طلبانِ زمانه اش شد. این بالاترینِ هنرهاست.

سیدعلی‌آقای خامنه‌ای، عنصرِ پولادین عصر ما بود. مردی که کوه به او تکیه داده بود...

انتهای پیام/ 122

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین