شامگاه بغض و پرچمهای سرخ؛ فریاد خونخواهی رهبر شهید در میدان+ فیلم
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از بیرجند، شامگاه ۱۳ تیرماه، میدان اجتماعات شهید رئیسی بار دیگر صحنه حضور گسترده مردمی بود که بیش از چهار ماه است داغی مشترک را در سینه دارند. اما امشب، حالوهوای میدان رنگ دیگری داشت؛ گویی زمان به نخستین شبهای اعلام خبر شهادت رهبر بازگشته بود.

از کودک تا سالمند، همه آمده بودند؛ حضوری که اینبار با نشانهای مشترک همراه بود. پرچمهای سرخ در دستان مردم، نمادی از خونخواهی و مطالبهای بود که در میان جمعیت موج میزد. میدان، یکپارچه به رنگی درآمده بود که از عزم مردم برای پیگیری این خواسته حکایت داشت.
با طنین نوای روضه، اشکها بیاختیار جاری شد؛ اشکهایی که بیش از هر چیز، یادآور داغ از دست دادن یک پدر بود.مردمی که نه فقط یک رهبر، بلکه پناهی عاطفی و معنوی را از دست دادهاند.
در میان جمعیت، دختری ۱۲ ساله با چشمانی اشکبار ایستاده بود؛ روایت او، عمق این دلبستگی را نمایان میکرد. با صدایی بغضآلود گفت: «هر وقت آقا سخنرانی داشتند، مینشستم و گوش میدادم…»
لحظهای سکوت کرد و ادامه داد: «بیش از چهار ماهه صدای آقا رو نشنیدم… آقا رو ندیدم… نمیتونم باور کنم که دیگه نیست.» او در میان اشکهایش، جملهای را با تأکید بیان کرد که گویی صدای بسیاری از حاضران بود: «به عشق رهبرم، از مسئولان میخوام انتقام خون رهبرمون رو بگیرند.» و در حالی که مشت گرهکردهاش را بالا آورده بود، بر خواستهاش تأکید کرد.
فضای میدان آکنده از همین حس مشترک بود؛ ترکیبی از اندوه، دلتنگی و مطالبهای جدی که در میان جمعیت جریان داشت. پرچمهای سرخ، اشکهای جاری و صداهایی که گاه در میان جمعیت طنین میانداخت، همگی روایتگر شبی متفاوت بودند.
بر اساس برنامهریزی انجامشده، این حضور و این شبهای تجمع تا ۱۸ تیرماه ادامه خواهد داشت؛ شبهایی که هر کدام، صحنهای از همدلی، یادآوری و تأکید بر مطالبهای مشترک است.
شامگاه ۱۳ تیر، تنها یک گردهمایی نبود؛ جلوهای از پیوند عمیق مردم با رهبری بود که نامش، همچنان در دلها زنده است و یادش، اشک و اراده را توأمان در میان مردم جاری میکند.
انتهایپیام/
