اشک جهانیان در وداع با امام شهید
گروه استانهای دفاعپرس - «پژمان گنجیپور»؛ حالا کوچهها بوی غربت میدهند. بیت رهبری که سالها ملجأ درماندگان بود دیگر آن فضای پرهیاهو را ندارد. پدری که با هر جمله آرامش را به رگهای این ملت تزریق میکرد حالا در آخرین قاب زندگی آرام گرفته است. مردم از هر سو آمدهاند، از همانهایی که در خلوت به کلامش تکیه میکردند تا آنان که نقدش میکردند اکنون در صفوفی که انتهایش ناپیداست به هم پیوستهاند. فراغی که قلبها را سوزانده اکنون به عشقی جگرسوز بدل شده است که مرزها را درنوردیده و در دل سنگترینها نیز رسوخ کرده است.

جادهای به سمت وعده گاه ابدی
تصویر کاروان عشق در ذهنها نقش بسته است. قرار است پیکری که سالها در حسرت زیارت کربلا اشک ریخته بود سرانجام به آستان یار برسد. انتهای آنهمه خلوتهای شبانه آنهمه بغضهای فروخورده حالا در این سفر آخر به تجلی رسیده است.
بیداری جهان پس از صد و بیست و پنج شب
آنچه در این روزها رخ داده فراتر از یک سوگواری معمولی است. گویی خونی که در راه حق جاری شد خواب سنگین جهان را آشفته کرده است. صد و بیست شب گذشته روایت بیداری است. انگار نه تنها ملت که جغرافیای وسیعی در کل جهان تکان خورده است. تضادها در این میدان وداع رنگ باختهاند کسانی که روزگاری در تقابل فکری با این قامت استوار بودند امروز با چشمانی خیس برای آخرین بار دست به سینه ایستادهاند. حقیقت خود را از زیر غبار تهمتها بیرون کشیده و در قامت خیل عظیم عزاداران به نمایش درآمده است.
تهران بیقرار در آستانه غروب
دیوارها تکیه گاه خود را گم کردهاند. در میانه این ازدحام غریب آنچه بیش از هر چیز نمایان است سکوتی سنگین است که بر سر خیابانها سایه انداخته. پدری که سالها در حصار امن بیت تنها صدای گرمش پناه بیپناهان بود حالا در میان انبوه جمعیت روی دست کسانی بدرقه میشود که شاید دیروز در نقدش قلم میزدند. اینجا دیگر کلام کارساز نیست تنها چشمهای خیس است که حقیقت این وداع را روایت میکند. مصلی دیگر آن جایگاه همیشگی نیست به مأمنی بدل شده که گویی درهایش به روی تمام تاریخ این سرزمین باز شده است.
حقیقت تلخ این فراق جانسوز
این سفر ابدی عبور از یک عصر تمامعیار است. تهران پس از سالها باید با پدری خداحافظی کند که دیگر گرمای حضور او را در خود ندارد. این عشق جگرسوز که در تمام این سالها در خلوتهای شبانه در بغضهای فروخورده و در آن نگاه منتظر به سمت کربلا نهفته بود اکنون در سیمای این مردم حیران عیان شده است. خورشیدی که از تهران غروب میکند در مشهد طلوعی دوباره خواهد داشت و در کربلا در کنار همان که عمری برایش اشک ریخته بود آرام میگیرد. آنچه باقی میماند نه فقط خاطره که بیداری عمیقی است که قلب جهان را لرزانده است.
انتهای پیام/
