پل هوایی سنتکام به غرب آسیا
گروه بینالملل دفاعپرس- امیرعلی شعبانی؛ بررسی دادههای پروازها به منطقه غرب آسیا نشان میدهد که از ۹ آوریل تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۰ فروردین تا ۹ تیر ۱۴۰۵)، در مجموع ۱۲۰ پرواز به مقصد غرب آسیا انجام شده که از این تعداد، ۴۲۴ پرواز متعلق به فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) بوده است.

این یعنی بیش از ۳۵ درصد کل پروازهای انجامشده به مقصد غرب آسیا توسط سنتکام صورت گرفته است؛ مرکزی که مسئولیت عملیاتهای نظامی آمریکا در خلیج فارس، عراق، سوریه، افغانستان، دریای سرخ و بخش وسیعی از غرب آسیا را برعهده دارد.
این آمار صرفاً یک عدد نیست؛ بلکه تصویری از نحوه آمادهسازی ارتش تروریستی آمریکا در یکی از حساسترین مقاطع امنیتی منطقه ارائه میدهد. پس از برقراری آتشبس و کاهش نسبی درگیریهای مستقیم، انتظار میرفت حجم مأموریتهای هوایی آمریکا نیز کاهش یابد؛ اما دادههای موجود، روایت متفاوتی را نشان میدهد.، مبنی بر اینکه نهتنها پل هوایی آمریکا متوقف نشده، بلکه انتقال تجهیزات، نیرو، مهمات و سامانههای پشتیبانی همچنان با شدت ادامه یافته است.
نکته مهمتر آن است که ترکیب این ۴۲۴ پرواز، بیش از هر چیز بر هواپیماهای ترابری راهبردی، سوخترسان و پشتیبانی استوار است؛ موضوعی که از نگاه کارشناسان نظامی، پیشنیاز هرگونه عملیات گسترده هوایی محسوب میشود. در واقع هیچ عملیات نظامی بزرگی بدون شکلگیری یک زنجیره لجستیکی پایدار امکانپذیر نیست و بررسی نوع هواپیماهای اعزامشده نشان میدهد واشنگتن در ماههای اخیر سرمایهگذاری قابل توجهی برای حفظ این زنجیره انجام داده است.
سی-۱۷ گلوبمستر ۳؛ ستون فقرات پل هوایی آمریکا
بر اساس دادههای استخراجشده، خانواده سی-۱۷ گلوبمستر ۳ با حدود ۱۳۳ پرواز، پرتکرارترین هواپیمای سنتکام در این بازه زمانی بوده است؛ آماری که بهتنهایی نشان میدهد تمرکز اصلی آمریکا بر انتقال تجهیزات و ایجاد توان پشتیبانی در منطقه قرار داشته است.

سی-۱۷ یکی از پیشرفتهترین هواپیماهای ترابری راهبردی جهان است که برای انتقال سریع نیرو و تجهیزات به مناطق جنگی طراحی شده است. این هواپیما قادر است حدود ۷۷ تن بار نظامی را حمل کند؛ ظرفیتی که امکان جابهجایی طیف وسیعی از تجهیزات را فراهم میکند. از جمله این تجهیزات میتوان به خودروهای زرهی امآرایپی، نفربرهای استرایکر، خودروهای تاکتیکی هاموی، سامانههای پدافندی پاتریوت، موشکهای پاک-۳، سامانههای هیمارس، بالگردهای یواچ-۶۰، موتور جنگندهها، مهمات هدایتشونده جیدیایام، بمبهای سنگرشکن، موشکهای هوا به زمین، پهپادهای رزمی، تجهیزات مهندسی رزمی، بیمارستان صحرایی و تجهیزات ارتباطی و فرماندهی اشاره کرد.
این هواپیما همچنین میتواند بیش از ۱۰۲ نظامی مجهز یا حدود ۱۳۰ چترباز را جابهجا کند و قابلیت فرود در باندهای کوتاه و نیمهآماده را دارد؛ ویژگیای که امکان انتقال تجهیزات به پایگاههای کوچک و نزدیک خطوط عملیاتی را فراهم میکند.
در صورت بروز هرگونه درگیری جدید، نخستین هواپیمایی که وظیفه انتقال سامانههای دفاع هوایی، مهمات، خودروهای زرهی و نیروهای کمکی را برعهده خواهد داشت، سی-۱۷ است. از همین رو، ثبت بیش از ۱۳۰ پرواز از این هواپیما را میتوان یکی از مهمترین شاخصهای حفظ آمادگی لجستیکی آمریکا در منطقه دانست.
کیسی-۱۳۵ استراتوتانکر؛ سوخترسانی برای نبردهای طولانی
دومین هواپیمای پرتردد سنتکام، کیسی-۱۳۵ استراتوتانکر است که بیش از ۱۰۰ بار در این بازه زمانی به غرب آسیا اعزام شده است.

برخلاف سی-۱۷ که وظیفه انتقال تجهیزات را برعهده دارد، کیسی-۱۳۵ مأموریت دیگری دارد؛ این هواپیما سوخت مورد نیاز ناوگان رزمی آمریکا را در آسمان تأمین میکند.
کیسی-۱۳۵ قادر است حدود ۹۰ هزار کیلوگرم سوخت حمل کند و آن را در ارتفاع بالا به هواپیماهای دیگر منتقل کند. این قابلیت باعث میشود جنگندهها بدون نیاز به فرود، ساعتها بیشتر در آسمان باقی بمانند. این هواپیما میتواند به طیف گستردهای از پرندههای نظامی سوخترسانی کند؛ از جمله اف-۳۵، اف-۲۲، اف-۱۵، اف-۱۶، اف-۱۸، بی-۵۲، بی-۲ و هواپیماهای ترابری.
افزایش تعداد پروازهای این هواپیما معمولاً یکی از نشانههای افزایش سطح آمادگی عملیاتی محسوب میشود. هرچه تعداد سوخترسانها بیشتر باشد، امکان حضور همزمان جنگندههای بیشتری در آسمان فراهم خواهد شد.
از منظر نظامی، ترکیب بیش از ۱۳۰ پرواز سی-۱۷ با بیش از ۱۰۰ پرواز کیسی-۱۳۵ پیام مشخصی دارد؛ آمریکا در این دوره نهتنها تجهیزات مورد نیاز را به منطقه منتقل کرده، بلکه همزمان زیرساخت لازم برای تداوم عملیات هوایی در صورت تشدید تنش را نیز حفظ کرده است. این دادهها هرچند بهتنهایی اثباتکننده تصمیم واشنگتن برای آغاز یک جنگ جدید نیست، اما نشان میدهد توان لجستیکی و پشتیبانی لازم برای اجرای عملیات گسترده همچنان در منطقه حفظ و حتی تقویت شده است.
سی-۱۳۰ هرکولس؛ ستون پشتیبانی تاکتیکی آمریکا
پس از هواپیماهای ترابری راهبردی، خانواده سی-۱۳۰ هرکولس یکی از پرکارترین ناوگانهای حاضر در پروازهای سنتکام بوده است. نسخههای مختلف این هواپیما از جمله سی-۱۳۰جی-۳۰ و امسی-۱۳۰ در آمار پروازهای سنتکام مشاهده میشوند که هرکدام مأموریت متفاوتی برعهده دارند.

سی-۱۳۰ برخلاف سی-۱۷ برای انتقال تجهیزات در سطح تاکتیکی طراحی شده است. این هواپیما میتواند حدود ۲۰ تا ۲۲ تن بار یا نزدیک به ۹۰ نیروی نظامی مجهز را حمل کند و مزیت اصلی آن، توانایی فرود و برخاست از باندهای کوتاه، خاکی و نیمهآماده است؛ قابلیتی که باعث میشود تجهیزات مستقیماً به پایگاههای نزدیک میدان نبرد منتقل شوند.
از جمله تجهیزاتی که سی-۱۳۰ قادر به حمل آنهاست میتوان به خودروهای تاکتیکی هاموی، خودروهای جیالتیوی، سامانههای خمپارهانداز، موشکهای ضدزره، مهمات توپخانه، پهپادهای شناسایی و رزمی، تجهیزات مهندسی رزمی، قطعات یدکی جنگندهها، سوخت و مواد مصرفی، تجهیزات مخابراتی و جنگ الکترونیک اشاره کرد.
در عملیاتهای آمریکا، سی-۱۳۰ معمولاً آخرین حلقه زنجیره لجستیکی است؛ یعنی تجهیزاتی که توسط سی-۱۷ وارد منطقه میشوند، در مرحله بعد توسط سی-۱۳۰ به پایگاههای کوچکتر منتقل خواهند شد.
امسی-۱۳۰؛ بازوی عملیات ویژه
یکی دیگر از هواپیماهای موجود در دادهها، امسی-۱۳۰ است که به فرماندهی عملیات ویژه آمریکا تعلق دارد. این هواپیما مأموریتهای بسیار حساسی از جمله انتقال نیروهای ویژه، نفوذ مخفیانه در عمق خاک دشمن، سوخترسانی به بالگردهای عملیات ویژه، انتقال تجهیزات محرمانه، عملیات شبانه در ارتفاع پایین و پشتیبانی نیروهای ویژه دلتا و رنجرها را انجام میدهد.

سی-۵ام سوپر گلکسی؛ غول ترابری ارتش آمریکا
در میان هواپیماهای ثبتشده، «سی-۵ام سوپر گلکسی» اگرچه تنها ۱۴ پرواز داشته، اما از نظر ارزش عملیاتی شاید مهمترین هواپیمای موجود باشد.

«سی-۵ام» بزرگترین هواپیمای ترابری نیروی هوایی آمریکاست. این هواپیما توان حمل حدود ۱۲۷ تن بار، یعنی تقریباً دو برابر ظرفیت سی-۱۷ را دارد. محمولههای قابل حمل توسط «سی-۵ام» شامل بالگردهای بلکهاوک، بالگردهای آپاچی، خودروهای زرهی سنگین، نفربرهای زرهی، سامانههای پاتریوت، لانچرهای موشکی، موتور جنگندهها، تجهیزات پشتیبانی اف-۳۵، سامانههای راداری، تجهیزات مهندسی سنگین، هزاران قبضه سلاح انفرادی و صدها تن مهمات است.
یک پرواز سی-۵ام میتواند تجهیزات لازم برای تجهیز یک پایگاه کامل نظامی را منتقل کند. به همین دلیل، تعداد کم این هواپیما نباید باعث کماهمیت جلوه دادن آن شود؛ هر مأموریت آن ارزشی معادل چندین پرواز سی-۱۳۰ دارد.
کیسی-۴۶ پگاسوس؛ نسل جدید سوخترسانهای آمریکا
در دادههای پروازی، حضور کیسی-۴۶ پگاسوس نیز ۱۴ بار ثبت شده است. این هواپیما نسل جدید سوخترسانهای نیروی هوایی آمریکاست که بهتدریج جایگزین کیسی-۱۳۵ میشود. قابلیتهای کیسی-۴۶ عبارتاند از: حمل بیش از ۹۶ تن سوخت، انتقال حدود ۶۵ نظامی به پایگاههای نظامی، حمل بیش از ۱۸ تن بار، درمان مجروحان، ارتباطات پیشرفته و سوخترسانی به تقریباً تمام جنگندههای ناتو.

برخلاف کیسی-۱۳۵، این هواپیما علاوه بر سوخترسانی، نقش ترابری نیز ایفا میکند و انعطاف عملیاتی بیشتری دارد.
بلکهاوک یواچ-۶۰؛ ستون جابهجایی نیرو
بالگرد «بلکهاوک یواچ-۶۰» نیز با ۲۹ پرواز در فهرست دیده میشود. بلکهاوک مهمترین بالگرد ترابری ارتش آمریکاست. قابلیتهای این بالگرد عبارت هستند از: انتقال ۱۱ تا ۱۴ نظامی مجهز، حمل حدود ۴ تن بار، تخلیه مجروحان، انتقال فرماندهان، عملیات هلیبرن و پشتیبانی نیروهای ویژه.

این بالگرد معمولاً در مأموریتهای داخل عراق، سوریه و کشورهای حاشیه خلیج فارس برای انتقال سریع نیرو میان پایگاهها استفاده میشود.
هواپیماهای اطلاعاتی، شناسایی و فرماندهی
اگرچه بخش عمده پروازهای سنتکام در بازه مورد بررسی به هواپیماهای ترابری و سوخترسان اختصاص دارد، اما حضور هواپیماهای اطلاعاتی، شناسایی و فرماندهی نیز اهمیت ویژهای دارد. این دسته از پرندهها از نظر تعداد با سی-۱۷ یا کیسی-۱۳۵ قابل مقایسه نیستند، اما در هر عملیات نظامی نقشی تعیینکننده ایفا میکنند؛ زیرا بدون اطلاعات دقیق، هیچ عملیات هوایی یا زمینی موفقی امکان اجرا نخواهد داشت.
آرسی-۱۳۵؛ شنود الکترونیکی در مقیاس راهبردی
یکی از مهمترین هواپیماهای اطلاعاتی نیروی هوایی آمریکا، «آرسی-۱۳۵» است که چهار بار در بازه زمانی مذکور به غرب آسیا سفر کرده است. این هواپیما در ظاهر شباهت زیادی به کیسی-۱۳۵ دارد، اما مأموریت آن کاملاً متفاوت است. آرسی-۱۳۵ برای جمعآوری اطلاعات سیگنالی و شنود الکترونیکی طراحی شده و قادر است هزاران سیگنال راداری، مخابراتی و ارتباطی را بهطور همزمان دریافت و تحلیل کند.

از جمله مأموریتهای این هواپیما میتوان به شناسایی محل استقرار سامانههای پدافندی، رهگیری امواج راداری، شنود مکالمات نظامی، رهگیری ارتباطات ماهوارهای، جمعآوری اطلاعات درباره شبکه فرماندهی دشمن و تعیین موقعیت سامانههای موشکی اشاره کرد.
در صورت تصمیم واشنگتن برای آغاز یک جنگ، معمولاً آرسی-۱۳۵ پیش از آغاز حملات هوایی وارد منطقه میشود تا آخرین وضعیت آرایش دفاعی طرف مقابل را در اختیار فرماندهان قرار دهد.
آواکس؛ مرکز فرماندهی در آسمان
یکی دیگر از مهمترین داراییهای آمریکا، هواپیمای هشدار زودهنگام موسوم به آواکس است که پنج بار در بازه زمانی پس از آتشبس به غرب آسیا پرواز داشته است. این هواپیما با رادار بزرگ نصبشده بر روی بدنه خود، قادر است صدها هدف هوایی و دریایی را بهصورت همزمان شناسایی و رهگیری کند.

مهمترین قابلیتهای این هواپیما عبارت هستند از: کشف جنگندهها در صدها کیلومتر فاصله، رهگیری موشکهای کروز، مدیریت نبرد هوایی، هدایت جنگندهها، هماهنگی عملیات میان چندین اسکادران و ایجاد تصویر واحد از میدان نبرد. به همین دلیل، آواکس بهعنوان «اتاق فرمان پرنده» نیروی هوایی آمریکا شناخته میشود.
پی-۸ پوزئیدون؛ شکارچی اهداف دریایی
«پی-۸ پوزئیدون» که پنج بار به غرب آسیا پرواز داشته است، یکی از مهمترین ابزارهای کنترل آبراههای منطقه است. این هواپیما مأموریتهایی همچون شناسایی ناوها، رهگیری زیردریاییها، کنترل خطوط کشتیرانی، گشت دریایی و جمعآوری اطلاعات دریایی را انجام میدهد.

با توجه به اهمیت خلیج فارس، دریای عمان، دریای عرب و دریای سرخ، حضور این هواپیماها معمولاً با افزایش سطح آمادهباش دریایی همراه است.
چرا هواپیمای ترابری از جنگنده مهمتر است؟
یکی از برداشتهای نادرست در تحلیلهای نظامی این است که افزایش احتمال جنگ را صرفاً با شمارش جنگندهها میسنجند؛ در حالی که تجربه عملیاتهای آمریکا در عراق، افغانستان، یوگسلاوی و لیبی نشان داده است که مهمترین شاخص آمادگی برای یک عملیات گسترده، تعداد هواپیماهای ترابری و سوخترسان است.
جنگنده بدون مهمات، سوخت، قطعات یدکی، موتور جایگزین، تجهیزات تعمیراتی و نیروی انسانی عملاً کارایی ندارد. از همین رو، ارتش آمریکا همواره پیش از هر عملیات، ابتدا زنجیره لجستیکی خود را تکمیل میکند. بررسی دادههای این ۴۲۴ پرواز نیز همین الگو را نشان میدهد. سهم بالای سی-۱۷، کیسی-۱۳۵ و سی-۱۳۰ بیانگر آن است که اولویت اصلی واشنگتن در این دوره، ایجاد ظرفیت برای پشتیبانی مستمر از نظامیان مستقر در منطقه بوده است.
پیام راهبردی این پل هوایی
از منظر نظامی، ایجاد یک پل هوایی با صدها پرواز در کمتر از سه ماه اقدامی پرهزینه و زمانبر است. چنین حجمی از عملیات پروازی تنها زمانی توجیهپذیر است که حفظ آمادگی در بالاترین سطح، یکی از اولویتهای فرماندهی نظامی آمریکا باشد.
البته این دادهها بهتنهایی ثابت نمیکنند که واشنگتن تصمیم قطعی برای آغاز دوباره جنگ گرفته است؛ زیرا چنین تصمیمی تابع عوامل سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی متعددی است. با این حال، آنچه این آمار بهروشنی نشان میدهد، آن است که آمریکا برخلاف تصور برخی تحلیلها، نهتنها حضور لجستیکی خود را در غرب آسیا کاهش نداده، بلکه شبکه انتقال نیرو، تجهیزات، سوخت و پشتیبانی خود را در سطحی حفظ کرده که در صورت صدور دستور سیاسی، بتواند در مدت کوتاهی عملیات هوایی و زمینی گستردهای را پشتیبانی کند.
از همین منظر، تداوم این حجم از پروازهای سنتکام را میتوان بخشی از راهبرد آمریکا برای حفظ «آمادگی عملیاتی» در برابر سناریوهای مختلف ارزیابی کرد؛ راهبردی که از بازدارندگی و نمایش قدرت آغاز میشود و در صورت تشدید بحران، میتواند بستر لازم برای گسترش عملیات نظامی را نیز فراهم کند.
در نهایت، ترکیب ۴۲۴ پرواز سنتکام از میان هزار و ۲۰۰ پرواز نظامی آمریکا به غرب آسیا، بیش از اینکه یک آمار ساده باشد، تصویری از معماری لجستیکی ارتش آمریکا در منطقه ارائه میدهد؛ معماریای که ستونهای آن را هواپیماهای ترابری راهبردی، سوخترسانها، سامانههای شناسایی و هواپیماهای فرماندهی تشکیل میدهند و هدف اصلی آن، حفظ توان واکنش سریع در یکی از حساسترین مناطق ژئوپلیتیکی جهان است.
انتهای پیام/ ۹۹۹
