«گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم»؛ خاطره شاعر گیلانی از دیدار با رهبر شهید
شاعر برجسته گیلانی با مرور خاطرات محافل شعرخوانی در ماه رمضان، از لحظه شعرخوانی و دیدار کوتاه با رهبر معظم انقلاب گفت.
«رضا نیکوکار» از شاعران جوان و فعال استان گیلان در گفتوگو با خبرنگار دفاعپرس در گیلان، با بیان خاطراتی از محافل شعرخوانی هر ساله با حضور رهبر شهید انقلاب اسلامی، اظهار داشت: هر ساله در نیمه ماه مبارک رمضان و در شب میلاد امام حسن مجتبی (ع) مراسم دیدار شعرا با رهبر انقلاب و شعرخوانی در محضر ایشان شکل میگرفت و این محفل ادبی، سالهای سال بود که برگزار میشد.

وی با بیان اینکه هفت بار توفیق حضور و شعرخوانی در محضر رهبر شهیدمان را پیدا کردم، افزود: سال ۹۴ بود که شعری را در محضر ایشان قرائت کردم؛ این شعر پیشکشی بود به محضر حضرت ختمی مرتبت (ص) که با موضوع وحدت سروده شده بود.
این شاعر گیلانی با اشاره به دیدار کوتاه شعرا با رهبر انقلاب در محافل سالانه جهت عرض ادب و ارادت و بیان خواسته تصریح کرد: معمولا رهبر انقلاب نزد شاعران تشریف میآوردند و فرصتی ایجاد میشد که از نزدیک خدمت ایشان باشیم. برخی از شاعران نیز فرصت را غنیمت شمرده و کتابهای خودشان را به حضرت آقا هدیه میدادند و با ایشان گفتوگو میکردند.
نیکوکار ادامه داد: در همان سال ۹۴، برای بنده نیز این فرصت پیش آمد و توانستم خدمت رهبر شهید برسم و این دیدار نیز به سختی اتفاق افتاد؛ یک لحظه دیدم که در حضور حضرت آقا هستم و زبانم بند آمده بود، اما به هر حال، سلام و احوالپرسی کردیم و چفیه ایشان را جهت تبرک گرفتم و کتابی را که در دست داشتم به ایشان هدیه دادم.

وی شعرخوانی در محضر رهبر انقلاب را یک توفیق برای شعرا دانست و تاکید کرد: شعرم را با این مطلع قرائت کردم: «گفتند از شراب تو میخانهها به هم/ خُمها به وقت خوردن پیمانهها به هم؛ تو آن حقیقتی که تو را مژده میدهند/ اسطورههای خفته در افسانهها به هم...». ایشان پس از قرائت شعر پرسیدند که آیا کتاب چاپ شدهای دارم یا نه؟ که عرض کردم «بله همان کتابی بود که امشب تقدیم حضورتان کردم»؛ ایشان نیز در ادامه فرمودند «خیلی خوب، این غزل شما بنده را وادار میکند که بروم و حتما این کتاب را از اول تا آخر بخوانم... سپاسگزارم و ان شاءلله موفق باشید؛ خیلی خوب بود».
شاعر برجسته حوزه ادبیات پایداری با اشاره به حال و هوای خود پس از عنایت رهبر انقلاب، خاطرنشان کرد: وقتی انسان در چنین فضایی قرار میگیرد، خواه و ناخواه زبانش بند میآید. الحمدلله توانستم با این شعرم حداقل دل رهبر عزیزمان را شاد کنم و به خودم میبالم که شعر بهانهای برایم شد که به دیدار حضرت آقا برسم و حضور ایشان را درک کنم.
وی با بیان اینکه رهبر انقلاب پس از پایان شعرخوانی، سخنرانی فرمودند و سپس به قصد خروج از حسینیه، برخاستند، گفت: در این زمان، همه شعرا به سمت ایشان رفتند و من در آن جمعیت زیاد، در چند متری ایشان قرار داشتم و سعی میکردم که دست خودم را به ایشان برسانم، اما ایشان از آن فاصله و در آن جمعیت با مهربانی به من نگاه و دستشان را به سمت من آوردند و من دست ایشان را برای لحظاتی گرفتم.
نیکوکار با اشاره به شهادت مظلومانه رهبر انقلاب، تاکید کرد: اگر بار دیگر خدمت رهبر شهیدم برسم، این شعر سعدی را قرائت خواهم کرد که «گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم/ چه بگویم که غم از دل برود، چون تو بیایی».
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما
