«آنکارا» علیه «تلآویو»؛ چرا جنگ ترکیه و رژیم صهیونیستی محتمل است؟
گروه بینالملل دفاعپرس- محمد زرچینی؛ ماههای اخیر، منطقه غرب آسیا شاهد یکی از پیچیدهترین و خطرناکترین تحولات ژئوپلیتیک تاریخ معاصر خود بوده است. در حالی که جنایات بیامان رژیم صهیونیستی در غزه و لبنان، خشم جهان اسلام را برانگیخته است؛ اما در این میان، تغییر موازنه قدرت و تقابل مستقیم کلمات و سیاستها میان آنکارا و تلآویو، زنگ خطری جدی برای کاخ سفید و صهیونیستها محسوب میشود. ترکیه که تا پیش از این تلاش میکرد با حفظ نوعی موازنه دیپلماتیک، منافع خود را در مدیترانه شرقی و قفقاز تأمین کند، اکنون با عبور از خطوط قرمز دیپلماتیک، رسماً رژیم صهیونیستی را در جایگاه «دشمن شماره یک» و «تهدید وجودی» برای ثبات منطقه معرفی کرده است.

تحلیلگران و اندیشکدههای نزدیک به محور مقاومت، معتقدند که تنشهای لفظی و تحریمهای اقتصادی اخیر، تنها نوک کوه یخ یک تقابل استراتژیک است و دو طرف در آستانه ورود به یک جنگ سنگین و همهجانبه قرار دارند؛ اما چه عواملی این احتمال را از یک گمانهزنی رسانهای به یک واقعیت میدانی و نظامی تبدیل کرده است؟
گسست کامل دیپلماتیک؛ از تحریم تجاری تا تقابل لفظی بیسابقه
برای درک چرایی احتمال وقوع جنگ، نخست باید به فروپاشی کامل ساختار دیپلماتیک میان دو طرف نگریست. ترکیه که در دهههای گذشته یکی از شرکای تجاری و حتی امنیتی تلآویو محسوب میشد، اکنون تمامی پلهای پشت سر خود را خراب کرده است؛ در حقیقت توقف کامل واردات و صادرات به رژیم صهیونیستی، فراخوانی سفرا و استفاده از ادبیاتی که پیش از این در تاریخ روابط دو کشور بیسابقه بوده، نشاندهنده یک تغییر پارادایم بنیادین در سیاست خارجی آنکارا است.
«رجب طیب اردوغان» و کابینه او به خوبی دریافتهاند که ادامه سکوت یا حتی حفظ مواضع دوپهلو در قبال نسلکشی در غزه، نهتنها پایگاه رأی داخلی و محافظهکاران ترکیه را از دست آنها خواهد گرفت، بلکه جایگاه آنکارا را بهعنوان یک قدرت نظامی و سیاسی در جهان اسلام برای همیشه نابود خواهد کرد. از سوی دیگر، کابینه جنگی «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی با رویکردی تهاجمی و توسعهطلبانه، ترکیه را در مسیر تحقق «خاورمیانه بزرگ» و طرحهای آمریکایی-صهیونیستی برای تجزیه و مهار کشورها، یک مانع استراتژیک میداند؛ در حقیقت این تقابل منافع حیاتی، بستر را برای یک درگیری نظامی فراهم کرده است.
«نادیر تمل اوعلو» تحلیلگر مسائل سیاسی و سردبیر شبکه اولوسال ترکیه در گفتوگو با دفاعپرس در این زمینه میگوید: احتمال درگیری نظامی ترکیه و اسرائیل بسیار بالا است؛ چراکه اسرائیل و آمریکا هر دو رفتارهای ماجراجویانه و تجاوزکارانه دارند و اگر به اقدامات آنها در منطقه مدیترانه نگاهی بیندازیم، میبینیم که اسرائیل در حال تقویت توان نظامی خود در یونان و توسعه تجهیزات نظامی این کشور است.

وی میافزاید: اسرائیل اخیرا مبادرت به مسلح کردن یونان و قبرس جنوبی کرده و برای آنها سلاح و تدارکات لازم را تهیه میکند؛ لذا اسرائیل دشمن مشترک ما و ایران است.
سخنان تملاوعلو بازتابدهنده یک واقعیت بزرگ در آنکارا است: ترکیه دیگر رژیم صهیونیستی را یک قدرت شکستناپذیر نمیداند؛ همچنین هاله ابهت نظامی و اطلاعاتی تلآویو که پس از جنگهای ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ بر منطقه سایه افکنده بود، اکنون در برابر اراده مقاومت و اقتدار موشکی-پهپادی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و توانمندیهای نظامی ترکیه، رنگ باخته است.
عامل ایران؛ تغییر موازنه وحشت به نفع محور مقاومت
یکی از مهمترین عواملی که احتمال جنگ میان ترکیه و رژیم صهیونیستی را بالا برده است، «تغییر موازنه وحشت» در منطقه است؛ در حقیقت تا پیش از این، رژیم صهیونیستی با تکیه بر برتری مطلق هوایی و اطلاعاتی، هرگونه تهدیدی را در نطفه خفه میکرد؛ اما عملیاتهای غافلگیرکننده و پاسخهای کوبنده موشکی و پهپادی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، این معادله را برای همیشه برهم زده است.

«نادیر تمل اوعلو» تحلیلگر سیاسی ترکیه و سردبیر شبکه اولوسال در این زمینه میگوید: امروز هم میبینیم که ایران تکالیف خود را به خوبی انجام داده و همچون یک قهرمان از جنگ با ایالات متحده آمریکا و اسرائیل خارج شده است.
همانطور که نادیر تملاوعلو نیز به درستی اشاره کرد، ایران با سربلندی و اقتدار از نبرد با آمریکا و اسرائیل خارج شد و این پیام را به کل منطقه مخابره کرد که چتر حمایتی آمریکا و توانمندیهای نظامی اسرائیل، دیگر ضامن امنیت تلآویو نیست؛ در حقیقت این دستاورد بزرگ استراتژیک، دست آنکارا را باز گذاشته است تا بدون هراس از یک حمله پیشدستانه و ویرانگر اسرائیلی، منافع خود را در مدیترانه شرقی و سوریه با دقت بیشتری پیگیری کند.
ترکیه به خوبی میداند که رژیم صهیونیستی اکنون درگیر یک جنگ فرسایشی چندجبههای (غزه، کرانه باختری، لبنان، یمن و تقابل با ایران) بوده و است و لذا ارتش این رژیم دچار فرسودگی شدید، کمبود ذخایر استراتژیک و بحران نیروی انسانی است؛ به همین دلیل آنکارا این «نقطه ضعف تاریخی» اسرائیل را فرصتی بینظیر میبیند تا سهم خود را از آینده منطقه غرب آسیا مطالبه کند.
مدیترانه شرقی؛ انبار باروتی که ترکیه و اسرائیل را رودرروی هم قرار میدهد
از منظر ژئواستراتژیک، مدیترانه شرقی یکی از اصلیترین کانونهای تنش میان آنکارا و تلآویو است. کشف میادین عظیم گازی در سواحل شرقی مدیترانه، معادلات انرژی اروپا و منطقه را دگرگون کرد. ترکیه با طرح «وطن آبی Mavi Vatan» و تأکید بر حقوق حقه خود و ترکهای قبرس، هرگونه تلاش برای محصور کردن این کشور در سواحل آناتولی را خط قرمز امنیتی خود اعلام کرده است. رژیم صهیونیستی در کنار یونان و اداره قبرس، ائتلافی را علیه ترکیه شکل دادهاند تا خطوط لوله انتقال انرژی به اروپا را بدون عبور از خاک ترکیه و با دور زدن آنکارا طراحی کنند. این اقدام، عملاً یک جنگ اقتصادی و انرژی علیه ترکیه است. از سوی دیگر، حضور نظامی ترکیه در شمال سوریه و حمایت از مسلحین سوری، با طرحهای تلآویو برای تجزیه سوریه و ایجاد یک کریدور امنیتی در مرزهای شمالی اسرائیل در تضاد کامل است.
تلاشهای اسرائیل برای ایجاد پایگاههای نظامی و پهپادی در جزایر یونانی نزدیک به سواحل ترکیه و فروش تسلیحات پیشرفته به ارمنستان در قفقاز جنوبی، از دیدگاه ستاد کل ارتش ترکیه بهعنوان «محاصره استراتژیک» و «تهدید وجودی» تلقی میشود. این تقابل منافع حیاتی در حوزه انرژی و امنیت ملی، پتانسیل بالایی برای شعلهور شدن یک درگیری نظامی مستقیم یا غیرمستقیم (از طریق خرابکاری در تأسیسات انرژی یا درگیریهای دریایی) دارد.
معادلات نظامی؛ آیا تلآویو تابآوری نبرد با آنکارا را دارد؟
یکی از نکات مهمی که در خصوص جنگ احتمالی ترکیه و اسرائیل در ذهن متبادر میشود قدرت نظامی دو طرف درگیر است. تحلیلگران نظامی در گزارشهای خود به مقایسه توانمندیهای آنکارا و تل آویو میپردازند؛ ارتش ترکیه به عنوان دومین ارتش بزرگ ناتو، دارای نیروی انسانی عظیم، زرهپوشهای پیشرفته، ناوگان دریایی قدرتمند و از همه مهمتر، صنعت بومی پهپادی و تسلیحاتی بینظیر است. تجربه ترکیه در نبردهای سوریه، لیبی و قرهباغ، نشان داده است که دکترین نظامی آنکارا بر پایه جنگ ترکیبی، برتری پهپادی و مانور سریع استوار است؛ در مقابل، نیروهای دفاعی اسرائیل اگرچه از نظر فناوریهای پیشرفته، جنگ الکترونیک و پدافند هوایی در سطح بالایی قرار دارند، اما با بحران «عمق استراتژیک» و «فرسودگی» مواجهاند.
سرزمینهای اشغالی منطقهای کوچک با جمعیتی محدود است که تابآوری آن در برابر یک جنگ طولانیمدت و فرسایشی به شدت آسیبپذیر است؛ لذا اگر جنگی رخ دهد، این جنگ احتمالاً یک نبرد کلاسیک زمینی نخواهد بود، بلکه ترکیبی از حملات سایبری گسترده، ترورهای هدفمند، درگیریهای شدید دریایی در مدیترانه و استفاده ترکیه از پهپادهای انتحاری و کروزهای دوربرد برای هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی و پایگاههای هوایی اسرائیل خواهد بود.
ترکیه میداند که اسرائیل برای دفاع از جبهههای ایران و لبنان، نیاز مبرم به سامانههای پدافندی خود دارد و خالی کردن این سامانهها یا هدف قرار دادن آنها توسط زرادخانه موشکی و پهپادی ترکیه، میتواند آسمان تلآویو را بیدفاع کند؛ لذا احتمالا یکی از اهدافش ایتسگاههای پدافندی ارتش رژیم صهیونیستی خواهد بود.

بنبست واشنگتن؛ ناتوانی آمریکا در مهار دو متحد همزمان
یکی دیگر از عواملی که ریسک جنگ را بالا برده است، انفعال و بنبست استراتژیک آمریکا است. واشنگتن همزمان با دو بازیگر کلیدی در منطقه یعنی ترکیه (عضو ناتو) و رژیم صهیونیستی (شریک استراتژیک) متحد است؛ اما در شرایط کنونی، منافع این دو متحد به شدت با یکدیگر در تضاد است. آمریکا که خود را در آستانه انتخابات و با بحرانهای داخلی و جهانی (اوکراین، چین و منطقه غرب آسیا) درگیر میبیند، توانایی و اراده لازم برای مداخله نظامی مستقیم در یک جنگ جدید در مدیترانه شرقی یا شرق مدیترانه را ندارد.
دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و سایر سردمداران کاخ سفید میدانند که حمایت بیچونوچرا از اسرائیل در برابر ترکیه، به معنای از دست دادن کامل نفوذ در جهان اسلام و از بین رفتن باقیمانده اعتبار آمریکا در آنکارا خواهد بود. از سوی دیگر، فشار بر ترکیه برای عقبنشینی، میتواند منجر به خروج این کشور از ناتو یا چرخش کامل آن به سمت بلوک شرق و روسیه شود؛ لذا این «خلأ قدرت» و «تردید آمریکاییها»، چراغ سبزی ضمنی برای بازیگران منطقهای ایجاد کرده است تا دست به اقدامات قاطعتری بزنند. ترکیه این پیام را دریافت کرده است که در صورت بروز درگیری با اسرائیل، آمریکا تنها به بیانیههای دیپلماتیک و تحریمهای نمادین بسنده خواهد کرد و وارد یک جنگ تمامعیار برای نجات تلآویو نخواهد شد.
چشمانداز آینده؛ طوفانی که تلآویو را خواهد بلعید
با کنار هم قرار دادن این متغیرها؛ از خشم عمومی و تغییر دکترین سیاسی در آنکارا، تا تغییر موازنه بازدارندگی به لطف اقتدار جمهوری اسلامی ایران و همچنین تقابل حیاتی در مدیترانه شرقی و سوریه؛ میتوان با قطعیت بالایی گفت که دوران «همزیستی مسالمتآمیز» یا حتی «رقابت کنترلشده» میان ترکیه و رژیم صهیونیستی به پایان رسیده است؛ در حقیقت دو کشور اکنون در یک مسیر تصادمی قرار گرفتهاند که در آن، مصالحه به معنای عقبنشینی از منافع حیاتی ملی است؛ چیزی که هیچیک از دو طرف، به ویژه آنکارا که خود را بهعنوان یکی از قدرتهای منطقه میشناسد، هرگز نخواهد پذیرفت.
همانطور که در تحلیلهای راهبردی و کلام کارشناسانی، چون نادیر تملاوعلو نیز مشهود است، رژیم صهیونیستی با گسترش جنایات خود و توهم برتری نظامی، طوفانی از خشم را در منطقه بیدار کرده است. ترکیه با تکیه بر قدرت نظامی، عمق استراتژیک و همگرایی ضمنی با محور مقاومت (که این همگرایی هم بیشتر به خاطر منافع آنکاراست تا حمایت جدی از محور مقابله با رژیم صهیونیستی)، در حال آمادهسازی خود برای روزی است که باید حساب خود را با این غده سرطانی یکسره کند.
اگر نتانیاهو و کابینه افراطی او به توهمات خود ادامه دهند و دست به ماجراجوییهای جدیدی در منطقه (از جمله حمله به منافع ترکیه یا ترور فرماندهان مرتبط با آنکارا) بزنند، احتمالا پاسخ آنکارا جنگی فراگیر را رقم خواهد زد که ادامه این جنگ از شمال و مرکز سرزمینهای اشغالی در «حیفا»، «کریات شمونا»، «نهاریا»، «تل آویو» و «بئر السبع» آغاز و تا شهرهای «قهرمان مرعش»، «غازیان تب» و «شانلی اورفا» در جنوب ترکیه و حتی قلب «استانبول» ادامه خواهد داشت و شاهد جنگ فراگیر احتمالی جدیدی در منطقه خواهیم بود.
انتهای پیام/281
