حماسهای خودجوش از کودکانی که برای بدرقه آمده بودند
گروه حماسه و جهاد دفاعپرس _ یدالله ربیعی(دستیار و مشاور عالی رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدتهای سپاه)؛ در میان خروش ماتمزدگانِ مصلی تهران و مسیرهای بدرقه آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، صحنهای رقم خورد که نه تنها چشمها را تر کرد، بلکه روایتی تازه از تداوم انقلاب را در ذهنها نقش بست.

میانداری و جلوداری کودکان خردسال دههنودی و دهه ۱۴۰۰ در طنیناندازی شعارهای انقلابی، از «بیعت با رهبری» تا «خونخواهی امام شهید»، پدیدهای بود که مراسم وداع را از یک آیینِ صرفاً سوگواری، به حماسهای زنده، پویا و آیندهساز تبدیل کرد. این حرکت خودجوش، که در دلِ غمبارترین روزهای تاریخ معاصر ایران شکل گرفت، پیامی فراتر از یک وداعِ صرف داشت؛ پیامی از تداوم، استقامت و تعلق نسلی که نه رهبر را دیده بود، اما عشق به او را از جانِ پدران به ارث برده بود.
آنچه در این آیینِ عظیمِ میلیونی، چشمان هر ناظری را به خود خیره کرد، حضورِ کودکانی بود که قامتهای کوتاهشان در میانِ انبوهِ جمعیت، بلندترین فریادها را سر میدادند. آنها نه با زبانِ بزرگسالان، که با قلبی مالامال از عشق، شعارهایی را بر لب جاری میساختند که هر کدام، روایتی از یک باورِ عمیقِ انقلابی بود.
شعار «عزت ما حسین است، قدرت ما حسین است | بیعت با خامنهای بیعت با حسین است» که در فضای مصلی تهران طنینانداز شد، از زبانِ کودکانی به گوش میرسید که گویی این بیعت را نه از رویِ تقلید، که از رویِ یقینِ نابِ کودکی فریاد میزدند. آنها با این شعار، پیوندِ ناگسستنیِ انقلابِ اسلامی را با نهضتِ عاشورا به تصویر کشیدند و نشان دادند که خونِ تازهای در رگهای این انقلاب در جریان است؛ خونی که متعلق به نسلی است که انقلاب را ندیده، اما آرمانهای آن را با تمامِ وجود حس کرده است.
خودجوشیِ کودکانه؛ اصیلترین و زیباترین شکلِ حضورآنچه این حرکت را از هر حرکتِ سازمانیافتهای متمایز میساخت، خودجوشیِ نابِ و زیبایی قدرت ساز آن بود. کودکانِ دههنودی و دهه ۱۴۰۰ نه به فرمانِ ستادی و نهادی ، که با انگیزهای درونی و عشقی بیریا، خود را همراه با خانواده خود به صفوفِ اولِ وداع و تشییع در مصلی و خیابان رساندند و با شعارهای راهبردیِ خود، نه فقط جمعیت را همصدا کردند، که به آن جهت و معنا بخشیدند.
آنجا که کودکانِ خردسال با مشتهای گرهکرده و چشمانی مصمم، شعار «خونخواه رهبر شهید انقلاب هستیم، مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل و ......» را سر میدادند، این فریادِ کودکانه، از هر سخنرانیِ پُرشورِ سیاسی، رسواتر و اثرگذارتر بود.
این حضورِ خودجوش، نشاندهندهٔ عمقِ نفوذِ معنویِ رهبر شهید در دلهای نسلی بود که حتی بسیاری از آنها، او را از نزدیک ندیده بودند، اما عشق به او را چون گوهری در سینه داشتند.همراهسازیِ آحادِ مردم؛ طنینِ یک صدا در قامتِ کودکانهکودکانِ خردسال در این آیینِ عظیم، تنها تماشاگر نبودند؛ آنها محرّکِ اصلیِ احساساتِ جمعی بودند.
وقتی کودکی خردسال با صدایِ بلند، شعارِ «لبیک یا خامنهای، لبیک یا حسین(ع)» را سر میداد، این صدا در دلِ جمعیتِ میلیونی چنان طنینانداز میشد که گویی تمامِ ملت با او همصدا شدهاند. آنها با این کار، شکافِ نسلی را که برخی به دنبالِ القایِ آن بودند، برای همیشه باطل کردند و نشان دادند که انقلابِ اسلامی، گسستِ نسلی نمیشناسد.
نسلِ «زد» و «آلفا» که برخی آنها را نسلی بی گانه از انقلاب میدانستند، در این روزِ تاریخی، خود را در خطِ مقدمِ وفاداری به آرمانهای انقلاب نشان دادند. آنها با شعارهای خود، نه تنها پدران و مادرانِ خود را همراه کردند، که به تمامِ جهان نشان دادند که آیندهٔ انقلاب، در دستانِ همین کودکانِ امروز، رقم خواهد خورد.
تابلوی اندوه؛ کودکِ شهید، نمادِ مظلومیت در کنارِ این حماسهسراییِ کودکانه و در عین حال الهام بخش و قدرت ساز، تصویری دیگر نیز در اذهان ماندگار شد که ابعادِ انسانیِ این واقعه را به اوج رساند؛ تابوتِ کوچکِ "شهیده زهرا محمدیگلپایگانی"، نوهٔ ۱۴ ماههٔ رهبر شهید که در کنارِ پیکرِ مطهرِ امام شهید قرار داشت.
برخی رسانههای جهانی این تصویر را «تأثیرگذارترین صحنهٔ مراسم تشییع» نامیدند و نوشتند که این تابوتِ کوچک، مراسم را از یک رویدادِ صرفاً سیاسی به صحنهای از اندوهِ انسانی تبدیل کرده است. این کودکِ شهید، که خود مانند کودکان دانش آموز مدرسه شجره طیبه میناب در حملهٔ دشمن به شهادت رسیده بود، در کنارِ پدرِ شهیدِ امت، روایتگرِ عمقِ جنایتِ دشمن و مظلومیتِ این ملت بود.
کودکانِ دههنودی و دهه ۱۴۰۰ که در طولِ مسیر، شعارِ خونخواهیِ این کودکِ شیرخوار را نیز بر لب داشتند، نشان دادند که خونِ این کودکان، هرگز پایمالِ زمین نخواهد شد و نسلِ آینده، پیگیرِ خونِ آنها خواهد بود.
پویش «باید برخاست»؛ عهدی برای آیندهشعارِ محوریِ این مراسمِ عظیم تاریخی و ماندگار، «باید برخاست» بود؛ شعاری که در قالبِ پویشی فراگیر، کودکان و نوجوانان را به ضبطِ ویدئو و طراحیِ پوستر با این مضمون فراخواند. این پویش که با هدفِ تولیدِ سهمیلیون ویدئو و دومیلیون پوستر طراحی شده بود، نشان از عزمی جمعی برای تداومِ راهِ امام شهید داشت.
کودکانِ دههنودی و دهه ۱۴۰۰، با حضورِ خودجوشِ خود در این پویش، ثابت کردند که «باید برخاست» تنها یک شعارِ مقطعی نیست، بلکه نسلی را خطاب قرار میدهد که عزمِ خود را برایِ ساختنِ آیندهای بر اساسِ آرمانهای انقلاب جزم کرده است. این پویش، همچون پلی بود میانِ نسلِ دیروز و فردا؛ پلی که کودکانِ امروز، خود بر آن ایستادند و استواریِ آن را به رخِ جهانیان کشیدند.
تحلیلِ رسانهای؛ روایتی تازه از تداومِ انقلاباز منظرِ رسانهای، این حرکتِ خودجوشِ کودکان، روایتی تازه و بدیع از انقلابِ اسلامی ارائه داد. در شرایطی که بسیاری از رسانههایِ معاند، به دنبالِ القایِ تصویری از انقطاعِ نسلی و افولِ آرمانهای انقلابی بودند، کودکانِ دههنودی و دهه ۱۴۰۰ با حضورِ خود در آیینِ وداع و تشییع " آقای شهید ایران "قویترین پاسخ را به این روایتها دادند.
آنها نشان دادند که انقلابِ اسلامی، نه یک پدیدهٔ تاریخیِ کهنه، که یک جریانِ زنده و پویا است که هر روز، با خونِ تازهٔ جوانان و کودکان، حیاتِ خود را بازمییابد. این حضورِ کودکانه، علاوه بر تأثیرگذاریِ عمیقِ احساسی بر مخاطبانِ داخلی، در سطحِ بینالمللی نیز بازتابی گسترده داشت؛ تا جایی که رسانههایِ معتبرِ جهانی، از این حضورِ خانوادگی و کودکانه به عنوانِ نمادی از پیوندِ عمیقِ ملتِ ایران با رهبرِ شهیدِ خود یاد کردند.
بیش از یک حرکت نمادین
میانداری و جلوداریِ کودکانِ خردسالِ دههنودی و دهه ۱۴۰۰ در آیینِ وداع و تشییعِ رهبرِ شهیدِ انقلابِ اسلامی، بیش از یک حرکتِ نمادین بود. این پدیدهٔ خودجوش، روایتی تازه از تداومِ انقلاب، همبستگیِ نسلی و عمقِ باورهایِ انقلابی در نسلِ جدید را به تصویر کشید. کودکانی که قامتهای کوتاهشان در میانِ انبوهِ جمعیت، بلندترین فریادهایِ «بیعت»، «خونخواهی» و «مقاومت» را سر میدادند، ثابت کردند که آیندهٔ این انقلاب، از آنِ آنهایی است که امروز، با قلبی پاک و عشقی ناب، پرچمِ ولایت را بر دوش میکشند. این حماسهٔ کودکانه، بیتردید، یکی از ماندگارترین صحنههایِ تاریخِ انقلابِ اسلامی خواهد بود؛ صحنهای که در آن، کودکان، معلمِ بزرگسالان شدند و با زبانِ سادهٔ خود، پیچیدهترین مفاهیمِ انقلابی را فریاد زدند.
انتهای پیام/ 119
