کودتایی که «نقاب» از چهره بدخواهان انداخت
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، در نخستین سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران توطئههای متعددی را برای سرنگونی آن طرحریزی کردند. یکی از این عملیاتهای پیچیده که در تاریخ به «کودتای نقاب» با شعار جعلی «نجات قیام ایران بزرگ!» معروف است، در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۵۹ خنثی شد.

یکی از اشتباهات رایج در متون تاریخی و رسانهای، خلط مبحث بین این کودتا و نام «شهید نوژه» است.
سرگرد خلبان محمد نوژه و ستوان یکم خلبان بشیر موسوی در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۵۸، در حین گشتهای هوایی برای پشتیبانی از ستون اعزامی کرمانشاه به پاوه، مورد اصابت آتش عناصر ضدانقلاب قرار گرفتند. دست راست خلبان رو به جلو (محمد نوژه) قطع شد و هر دو خلبان در سقوط هواپیما به شهادت رسیدند. پایگاه سوم شکاری همدان پس از این شهادت به «پایگاه شهید نوژه» تغییر نام یافت.
کودتای نقاب به خاطر این که قرار بود از پایگاه سوم شکاری همدان آغاز شود به نام نوژه معروف شد. عملیاتی مخفیانه و سازمانیافته توسط سازمان سیا و عناصر داخلی برای بهقدرت رسیدن در تهران بود که به دلیل هوشیاری فرماندهان انقلابی، خنثی گردید.
زمینههای شکلگیری توطئه
پس از شکست عملیات نظامی مستقیم آمریکا موسوم به «پنجه عقاب» در صحرای طبس (اردیبهشت ۱۳۵۹)، فکر حمله نظامی مستقیم کاخ سفید به ایران منتفی شد. این شکست منجر به تغییرات سیاسی در واشنگتن و پایان دوران جیمی کارتر شد. در پی این شکست، جاسوسان سازمان سیا با همکاری عناصر داخلی خود، دست به اجرای پروژهای زدند که هدف آن جبران شکستهای پیشین و براندازی نظام از درون بود.

وقایع در خوزستان
بخش زمینی این توطئه در استان خوزستان و توسط نیروهای وابسته به شاپور بختیار و با هماهنگی صدام حسین شکل گرفته بود. هدف این نیروها که تحت فرماندهی لشکر ۹۲ قرار داشتند، تصرف خوزستان و اعلام تشکیل «جمهوری دموکرات خوزستان» بود.
سید محمد غرضی، استاندار خوزستان در خاطرات خود از لحظات حساس این واقعه روایت میکند:
غرضی هنگام سخنرانی در پادگان متوجه حرکات مشکوک و فرار برخی نظامیان شد. او دریافت که لشکر ۹۲ که قرار بود در مرز بستان بماند، به پادگان بازگشته و تانکهایشان رو به استانداری نشانه رفته است! علیرغم اینکه فرماندهی کل قوا بر عهده بنیصدر بود، غرضی برای نجات کشور اقدام به نصب فرماندهان جدید برای نیروی زمینی، هوایی و دریایی ارتش در خوزستان کرد (شمخانی، آوایی و جهانآرا).
این اقدام جسورانه باعث سردرگمی کودتاگران شد؛ بسیاری از افسران فرار کردند و برخی دستگیر و محاکمه شدند.
غرضی در این خصوص خاطرهای از آیتالله موسوی جزایری نقل میکند که گفت: «اگر غرضی نبود، ایران هم نبود.» همچنین او اشاره میکند که در آن روز، کودتاگران قصد داشتند با کشتن او و آیتالله موسوی جزایری، خوزستان را تصرف کنند.

واکنش امام خمینی (ره) در جماران
شب خنثیسازی کودتا، بسیاری از مقامات وقت به جماران آمدند و فضای شهر پر از تنش بود. امام خمینی (ره) در این شب با قاطعیت و ایستادگی خاصی سخن گفتند. زمانی که به ایشان هشدار داده شد که ممکن است هواپیماهای دشمن منطقه را بمباران کنند و توصیه شد که محل را ترک کنند، امام فرمودند: مگر خون من رنگینتر از خون مردم جماران است؟
این سخن نشاندهنده تعهد عمیق رهبر انقلاب به مردم و عدم تمایل به رها کردن آنان در شرایط بحرانی بود.
پیامدها و گزارش به بنیصدر
پس از خنثیسازی کودتا در خوزستان، برخی از افسران کودتاگر برای نجات جان خود به دفتر بنیصدر (فرمانده کل قوا) پناه بردند و گزارشهای منفی درباره اقدامات غرضی دادند. بنیصدر نیز این موضوع را به امام خمینی گزارش داد.
پیش از مراجعه غرضی به دفتر امام، آیتالله خامنهای در دالان به او هشدار دادند: «غرضی، اگر امام نبود، اعدامت کرده بودند.»
امام خمینی پس از شنیدن ماجرا، به غرضی دستور دادند که نزد بنیصدر بروند و با ایشان صحبت کنند. غرضی این دستور را اجرا کرد. اگرچه بنیصدر از دست غرضی که «ارتش را به هم زده بود» عصبانی بود، اما در نهایت هیچ واکنشی نشان نداد، زیرا قدرت و مشروعیت امام در آن زمان چنان بالا بود که بنیصدر توانایی مقابله با دستورات ایشان را نداشت.
خنثیسازی توطئه «نقاب» در تیر ۱۳۵۹، نقطه عطفی در تثبیت جمهوری اسلامی بود. این عملیات نشان داد که اگرچه دشمنان خارجی و داخلی در توطئههای پیچیده همکاری میکردند، اما هوشیاری فرماندهان میدانی و اعتماد کامل انقلابیون به رهبری امام خمینی (ره)، مانع از اجرای کامل این نقشه سرنگونی شد. این واقعه همچنین شکاف بین بنیصدر و سپاه و نیروهای انقلابی را عمیقتر کرد و زمینهساز کنارهگیری بعدی بنیصدر شد.
انتهای پیام/ 122
