دلنوشته/

زهرا کوچولوی کاروان آقای شهید

در جریان امام شهید، از همه جان‌سوزتر شهادت زهرا کوچولوی آقا بود؛ آن دخترک شیرین از یک‌سو یادآور سه ساله کربلای بی‌بی رقیه (س) شد و از طرف دیگر؛ شیرخواره بودنش هم یادآور شیرخواره کربلا؛ شاهزاده علی‌اصغر (ع) شد.
کد خبر: ۸۴۶۵۲۵
تاریخ انتشار: ۲۶ تير ۱۴۰۵ - ۰۳:۰۳ - 17July 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس ـ «جواد رستمی» کارشناس مذهبی؛ امام شهید من نه‌تنها خود به شهادت رسید که به تأسّی از جدش حسین (ع) کاروان شهدا به راه انداخت! از یک‌سو همه یاران و فرماندهان با وفایش به شهادت رسیدند و از سوی دیگر تعدادی از اعضای خانواده‌اش! از همه جان‌سوزتر شهادت زهرا کوچولوی آقا بود؛ آن دخترک شیرین از یک سو یادآور سه ساله کربلای بی‌بی رقیه (س) شد و از طرف دیگر؛ شیرخواره بودنش هم یادآور شیرخواره کربلا؛ شاهزاده علی‌اصغر (ع) شد.

زهرا کوچولوی کاروان آقای شهید

این یک مقایسه نیست! حاکی از تکرار تاریخ است و اتصال عاشورا و کربلا به همه زمین و زمان‌هاست! «کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا و کُلُّ أَرْضٍ کَرْبَلاء». این یک درس است که می‌آموزد برای خدا و اقامه دین او باید از همه چیز گذشت از دنیا و زینت دنیا؛ «الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا». نه‌تنها مال که فرزند را هم باید در راه خدا فدا کرد، بلکه بالاتر، از جان شیرین هم باید گذشت تا از عقیده و اصول نگذریم!

اکنون بنگر و ببین؛ آقای ما که چندروزی‌ است در حریم رضا (ع) راضی به رضای حق آرمیده است از جان و مال و فرزندش گذشته است! او پس از سال‌ها گفته‌ها از کربلا، از ایستادگی و بیعت نکردن با یزید، همچون حسین جان خود را فدا کرد در راه خدا! گفته‌ها گفت و عمل کرد و سفر کرد. سفر به سوی خدا، غم و غضه را هم روانه سوی دلها کرد!

اما چرا کنار او فقط سه مزار است؟! زهراکوچولوی کاروان آقا کجاست؟! گفتند: آرام پدر، کنارش آرام گرفته تا آنجا هم آرام هم باشند؛ هردو به یک مرقد، ساکن جنت‌الرضا (ع) شدند!

به ذهن چه قِصه‌ی آشنایی شد! به دل هجوم غم و غصه‌ها شد! یادم آمد حکایتی که شیخ عباس قمی در منتهی الامالش گفت؛ آنجا که زائران حسین (ع) از سید مرتضی کشمیری، مکان قبر شاهزاده علی‌اصغر (ع) پرسیدند و او گریست و گفت: نمی‌دانم! شب به خواب؛ حضرت سیدالشهدا (ع) را دید که فرمود: «علی به روی سینه من آرمیده است!» آری این شباهت‌ها تکرار تاریخ است و درس آموز، تا مدام بنگریم حال و احوال خویش را که مباد، یزیدی شویم! باید با حسین باشیم و حسینی بمانیم اگر طالب خیریم!

حال اگر غفلت کردیم چه؟! حرابن‌یزید ریاحی لبخند می‌زند. گویا مسؤل توّاب و غافلان غافله عشق است که دستگیری می‌کند! او راه توبه نشان می‌دهد و می‌گوید برگرد به سوی حسین (ع) وبه سوی خدا آری هنوز فرصت داریم تا با «فرّو الی الحسین» آغاز کنیم و با «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّی لَكُمْ مِنْهُ نَذیرٌ مُبین‌» به سمت و سوی مقصد طی طریق کنیم!

باید به سوی حسین فرار کنیم که همان مسیر الی الله است، از شر یزیدیان زمان به خیر کثیرش پناه ببریم که کشتی نجات است خوشا آنان که در این مسیر بودند و به خون غلطیده رفتند و خوشا آنانکه چون حر، آزاده گشتند و رفتند!

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین