شامگاه سوگ و همصدایی «جاماندگان از قافله عشق» در سومین حرم اهلبیت (ع)
همزمان با خاکسپاری پیکر رهبر شهید در مشهد، اجتماع عظیم مردم شیراز در خونخواهی و سوگواری ایشان در سومین حرم اهلبیت(ع) شکل گرفت.
به گزارش دفاعپرس از فارس، آیین بزرگ جاماندگان از قافله عشق در سومین حرم اهلبیت (ع)، شب گذشته با حرکت هیأتهای عزاداری از میدان امام حسین (ع) آغاز شد؛ آیینی که برای مردمی شکل گرفت که نتوانسته بودند در مراسم تشییع و خاکسپاری رهبر شهید، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای در مشهد مقدس حضور یابند و اکنون در فضای ملکوتی حرم مطهر احمد بن موسی شاهچراغ (ع) شام غریبان را برپا کردند.

همزمان با خاکسپاری پیکر رهبر شهید در مشهد، اجتماع عظیم مردم شیراز در خونخواهی و سوگواری ایشان در سومین حرم اهلبیت (ع) شکل گرفت؛ جمعیتی که از نخستین ساعات شب، موجوار از میدان امام حسین (ع) به سمت حرم مطهر روان شدند تا ارادت و وفاداری خود را به رهبر شهید نشان دهند.
نزدیک ساعت ۲۱، پس از قرائت صلوات خاصه امام رضا (ع) و سر دادن شعار «اللهاکبر»، جمعیت سوگوار از میدان آیینی امام حسین (ع) حرکت کرد. خیابان کریمخان زند در لحظاتی کوتاه مملو از مردمی شد که داغی سنگین بر سینه داشتند و بغض فروخوردهشان را با فریادهای حماسی آشکار میکردند.
در فضای شهر، نواهای حماسی و سوگآلود، چون «همه جا نینواست، همه جا کربلا»، «واویلا یا حسین غریب»، «یا عزیز خدا» و «یاعلی یا علی» طنینانداز بود و مردم با هر نغمه، یاد و نام رهبر شهید را زنده نگه میداشتند.
بسیاری از مردم شیراز که توفیق حضور در مراسم وداع و خاکسپاری پیکر پاک رهبر شهید را نیافته بودند، با حضور پرشور خود در این راهپیمایی، حماسهای باشکوه آفریدند و خواستار انتقام خون رهبر شهید شدند.
موج جمعیت هر لحظه بر تعداد جمعیت افزوده میشد؛ پیر و جوان، زن و مرد، کودکان و نوجوانان، همه یکصدا فریاد خونخواهی سر میدادند. خیابانهای منتهی به حرم شاهچراغ (ع) مملو از جمعیت بود و ترافیک سنگین، نشان از برگزاری مراسمی کمنظیر داشت.
پرچم ایران، پرچم عزاداریپرچمهای ایران در دست مردم، نماد عزاداری و وفاداری بود؛ ایرانی که بیرق سوگ رهبر شهید را بر دوش گرفته و در این شب، یکصدا رنجنامه فراق او را میسراید.
چشمان اشکآلود، نالههای بیامان، خاکبرسر ریختن زنان و مردان، و بغضهای ترکخورده، همه گواه دلتنگی عمیق مردم شیراز برای رهبر شهیدشان بود. در گوشهوکنار مسیر، حجلههای عزاداری برپا شده بود و مردم گرد آن حلقه میزدند.
مردان و زنان، نور گوشیهای همراه خود را روشن کرده بودند؛ برخی شمع در دست، در دل تاریکی پیش میرفتند تا سوگ خویش را به نمایش بگذارند. عکسهای امام خامنهای و سید مجتبی خامنهای در میان جمعیت دیده میشد و یادآور استمرار راه و آرمانها بود.
نواهای نی و دمامنوای غمگین نی، دلها را میفشرد و جمعیت با ضرباهنگ دمام و سنج، بر سر و سینه میزدند. لالهها در میان جمعیت به حرکت درآمده بود و عطر عزا در هوای شب پیچیده بود. شام غریبان، سحر ندارد؛ ملت ایران پدر ندارد؛ و این جدایی، سراسر ایران را فرا گرفته است.
هیأتهای زنجیرزنی، سیاهپوش و استوار، در میانه جمعیت پیش میرفتند؛ گرمای هوا و خستگی، هیچکدام مانع حرکت آنان نبود. عشق به رهبر شهید، هر رنجی را بر آنان هموار میساخت و ضرباهنگ زنجیرها، نوحهای دوباره بر مظلومیت سید شهید بود.
حضور نسلهای جدیدحضور دهه هشتادیها و نودیها چشمگیر بود؛ نسلی که شهادت را با تمام وجود حس میکرد و سوگ را با دل و جان پذیرفته بود. خانوادهها با تمام اعضای خود آمده بودند؛ حتی سالمندانی که با ویلچر در میان جمعیت حضور یافتند تا آخرین بدرقه را انجام دهند.
امشب شیراز، شهری سوگوار و یکپارچه بود؛ شهری که در فراق رهبر شهید خود، با اشک، با فریاد، با نور، با پرچم و با ایمان، حماسهای ماندگار آفرید. این اجتماع، نه فقط یک مراسم عزاداری، بلکه بیانیهای مردمی بود؛ بیانیهای از وفاداری، مقاومت، و خونخواهی.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما
