شعلهور شدن اختلاف داخلی در جشن استقلال آمریکا
گروه بینالملل دفاعپرس: جشنهای سالگرد روز استقلال آمریکا به یک جنگ میانحزبی در آمریکا تبدیل شده است. در سایه کارزار انتخاباتی انتخابات میاندورهای کنگره، جمهوریخواهان و دموکراتها بهجای وحدت ملی، بر سر وضعیت آمریکاییها با یکدیگر رقابت میکنند. هدف آنها اثبات این است که حزبشان بیشتر به کشور خود اهمیت میدهد و شایستهتر است که نماینده منافع آمریکا باشد. محافظهکاران عمدتاً بر شکوهگرایی و تجلیل از گذشته متمرکز هستند و مخالفان خود را به کممحبتی به وطن متهم میکنند. لیبرالها اما بر تاریخ پرتناقض آمریکا از زمان تأسیس آن تأمل کرده و همزمان، دونالد ترامپ و هوادارانش را به خاطر تلاش برای تصاحب مهمترین تعطیلات ملی و ایجاد آیینی پرستشگونه حول شخص خود، مورد انتقاد قرار میدهند.

دویست و پنجاه سال از استقلال آمریکا میگذرد. این گذشتِ زمان قابلتوجه، نه تنها بهانهای برای غرور ملی شده، بلکه فرصتی برای تأمل تاریخی نیز فراهم آورده است. قابلتوجه است که چگونه ۱۳ مستعمرهای که از بریتانیای کبیر جدا شدند، تنها طی یک و نیم تا دو قرن به یک ابرقدرت سیاسی، اقتصادی و فناوری تبدیل شدند و علیرغم فشار سایر کشورها، این جایگاه را تا به امروز حفظ کردهاند.
عدهای اما به بهای دستیابی به چنین دستاوردهایی اشاره میکنند. کشورهای چین، روسیه و آمریکای لاتین انتقادات زیادی بر روشهای اصلی آمریکا برای دستیابی بر رهبری جهان که شامل نظامیگری، فشار اقتصادی و دخالت در امور داخلی سایر کشورها میشود وارد میآورند. موضوع مهم دیگر در انتقادات مخالفان واشنگتن، نقض حقوق مردم بومی و آفریقاییتباران از اواخر قرن هجدهم است.
خود آمریکاییها نیز همیشه گذشته و حتی حال خود را قهرمانانه نمیبینند؛ کافی است به چند موزه متعلق به مؤسسه «اسمیتسونیان» سر بزنید، مطبوعات را بخوانید یا حتی به سخنان رؤسایجمهور پیشین گوش دهید. امروز و در شرایط قطبیشدگی، این خودکاوی تشدید نیز شده است. با این حال، این خودکاوی در میان جمهوریخواهان و دموکراتها در سایه رقابتهای حزبی و جنگهای فرهنگی و ایدئولوژیک، تفاوت کیفی یافته است. مسئله، رقابت میان دو هویت سیاسی یعنی محافظهکار و لیبرال بر سر حق نمایندگی «آمریکای واقعی» و عظمت آن است. پیامد آن، تلاش همیشگی برای بهرهبرداری سیاسیِ لحظهای از دویست و پنجاهمین سالگرد است. هر کدام از طرفین، روز استقلال را به نوبه خود را جشن میگیرد و از این تاریخ نه برای وحدت ملی، بلکه برای اهداف انتخاباتی استفاده میکند.
سخنرانی دونالد ترامپ در روز استقلال، که علیرغم هشدار طوفان برگزار شد، به یک بیانیه ایدئولوژیک و انتخاباتی تبدیل شد که در آن، دستورکار مذهبی، محافظهکارانه و شکوهگرایی بیچونوچرا غالب بود. رئیسجمهور آمریکا نه تنها بر بازگشت به عظمت سابق و احیای رویای آمریکایی با تمرکز بر دستاوردهای نظامی، فناورانه و سیاست خارجی متمرکز شد، بلکه مخالفان را نیز به نبردی سخت با خود فراخواند.
برای نمونه، ترامپ آشکارا از ضرورت مقابله با سوسیالدموکراتها پس از پیروزیهای آنها در انتخابات درونحزبی سخن گفت و رقبا را با کمونیستها و تومور سرطانی مقایسه کرد. وی همچنین از سختگیری در قوانین انتخاباتی در چارچوب لایحه «امنیت» (قانون حفاظت از واجدین شرایط رأیدهی آمریکایی) سخن گفت. این لایحه از آمریکاییها میخواهد هنگام رأیگیری، تابعیت خود را اثبات کرده و کارت شناسایی ارائه دهند.
رئیسجمهور آمریکا همچنین به دفاع از حق حمل سلاح ادامه داد. وی همچنین وعده اجرای برنامه «ماه-مریخ» را برای حفظ رهبری فضایی آمریکا داد و بار دیگر سعی کرد جنگ با ایران را با تضعیف توان نظامی ایران توجیه کند. سخنرانی ترامپ حاوی نکات جدید نبود، اما ادامه تلاشهای او برای استفاده از تعطیلات ملی بهمنظور تثبیت میراث خود و ترویج برند شخصیاش بود، بهویژه که مقدمات جشنها بلافاصله پس از بازگشت جمهوریخواه به کاخ سفید آغاز شده بود.
ترامپ پس از بازگشت به کاخ سفید دقیقاً چه کرد؟ اول، ماراتنی از تغییر نامها را آغاز کرد. نام مرکز هنرهای نمایشی «جان اف. کندی» را به نام خود تغییر داد، اما بعداً این اقدام توسط دادگاه غیرقانونی اعلام شد و خلیج مکزیک به «آمریکایی» تبدیل شد. همچنین وبسایتی برای نظارت بر تخفیفهای دارویی با نام «ترامپ آر ایکس» و برنامههای دولتی دیگر مانند «حساب کاربری ترامپ» (حسابهای پسانداز برای کودکان متولد ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۸) را به نام خود نامید.
همچنین وی انتشار کارتهای طلایی یک میلیون دلاری مشهور به «کارت طلایی ترامپ» را برای اقامت در آمریکا آغاز کرد.
رئیس جمهور آمریکا در ادامه و در سال ۲۰۲۵، فرمانی با عنوان «بیایید معماری ساختمانهای فدرال را دوباره زیبا کنیم» امضا کرد. تغییرات شامل کاخ سفید (تخریب ضمیمه شرقی و ساخت تالار رقص بدون هماهنگی با کنگره)، بخشی از مجموعه یادبود از جمله محوطه ملی و حوضچه آینهای مجاور آن شد. ترامپ همچنین اعلام کرده که قصد دارد طاق نصرتی در مقابل یادبود لینکلن بسازد. یکی از جسورانهترین ابتکارات، نصب یک رینگ در محوطه اقامتگاه برای برگزاری مسابقات «یوافسی» در روز تولد رئیسجمهور و همزمان با سالگرد استقلال آمریکا بود.
در ادامه اقدامات بحثبرانگیز ترامپ، به دستور وی تصاویر و امضای او بر روی نمادها و نشانهای مختلف آمریکایی از جمله ساختمان وزارت دادگستری، طرحهای سکهها و اسکناسهای دلاری و گذرنامههای یادبود ظاهر شد. همچنین در نگارخانه پرتره ملی، تمام اشارهها به استیضاحهای رئیسجمهور فعلی حذف شد.
رئیسجمهور آمریکا همچنین نشانداده است که از به خدمت گرفتن قدرت نظامی برای ستایش خود ابایی ندارد. ترامپ در سالروز تولدش در سال ۲۰۲۵ یک رژه نظامی در واشنگتن با حضور نزدیک به هفت هزار سرباز و حدود ۲۰۰ دستگاه خودرو برگزار کرد که برای پایتخت آمریکا امری کاملا غیرمعمول به شمار میرود.
در نهایت، ترامپ جنگی فرهنگی را علیه موزههای مؤسسه اسمیتسونیان به راه انداخت و آنها را کانون اندیشههای چپلیبرال دانست. در سال ۲۰۲۵، او از اینکه این موزهها بیش از حد به موضوع بردهداری و صفحات تاریک تاریخ میپردازند و از عظمت آمریکا غافل میشوند، گلایه کرد و حتی تهدید به تشدید کنترل بر فعالیتهای آنها با اعزام «بازرسان» برای تغییر محتوای نمایشگاهها کرد.
دموکراتها نسبت به برنامه ترامپ، هجمه سنگینی ایجاد کردند. آنها به خودبزرگبینی رئیسجمهور آمریکا و تمایلات استبدادی او اشاره کرده و معتقد بودند که او از روز استقلال برای ایجاد آیینی پرستشگونه حول خود، تقویت وفاداری در تیمش و ترویج منافع نخبگان اقتصادی نزدیک به خود استفاده میکند. در ۱۱ تیر، اعضای دموکرات مجلس نمایندگان گزارشی منتشر کردند و رئیسجمهور و اطرافیانش را به غصب دویست و پنجاهمین سالگرد برای ثروتاندوزی شخصی و ترویج ارزشهای ایدئولوژیک خود متهم کردند.
در شرایط قطبیشدگی، جمهوریخواهان و دموکراتها حتی در جشنهای دویست و پنجاهمین روز استقلال نیز هیچ روزنهای از اتحاد را در خود نمییابند. ایدئولوژی و محاسبات انتخاباتی بر همه چیز غلبه دارد. هرکدام از طرفین، رقیب را هو کرده و دستورکار آن را تمسخر میکند.
نتیجه نهایی این رویکرد، استفاده از سالگرد ملی برای پرداختن به روایتهای حزبی محدود است. با نزدیکشدن به انتخابات میاندورهای نوامبر، این روند تشدید خواهد شد و شکستن این دور باطل اگر غیرممکن نباشد، بسیار دشوار خواهد بود.
امروز سیاست در آمریکا تبدیل به یک ورزش هیجانی شده است، سندرم هواداری بر مصالحه غلبه دارد و انعطافپذیری نشانه ضعف تلقی میشود. تنها چیزی که جمهوریخواهان و دموکراتها را متحد میکند، اعتقاد به ضرورت ادامه سلطهگری آمریکا بر جهان است، هر دو حزب معتقدند که بی هیچ تردیدی آمریکا باید ابرقدرت باقی مانده و رهبری جهانی را حفظ کند. با این حال، این موضوع هیچکمکی به نزدیکی این دو حزب به یکدیگر نمیکند.
طبیعتاً در چنین شرایطی، جنگ تشدید خواهد شد. برندهی این جنگ نیز با نتایج انتخابات ۲۰۲۶ مشخص خواهد شد. با این حال، نظرسنجیهای مرکز «یوگوو» باید برای دموکراتها زنگ هشدار باشد، زیرا فقط ۱۸ درصد از مردم آمریکا دموکراتها را میهنپرست میدانند در حالیکه ۳۱ درصد مردم آمریکا جمهوریخواهان را به عنوان حزبی میهنپرست پذیرفتهاند.
با این حال، محبوبیت کلی هر دو حزب در سطح نسبتاً پایینی باقی مانده است. اختلاف میان دو حزب تنها ۶ درصد است، به گفته مرکز «بولتن نقرهای» حدود ۴۸ درصد از مردم آمریکا آماده رأی به دموکراتها و نزدیک به ۴۲ درصد آماده رای به جمهوریخواهان هستند. این ارقام با تحقیقات سایر مراکز نظرسنجی نیز همخوانی دارد. اما ذکر این نکته ضروری است که محافظهکاران میتوانند بارها ابتکار عمل را از مخالفان خود در این رقابت غیرقابلپیشبینی برای کرسیهای مجلس نمایندگان و سنا ربوده و به مسیر اقدامات شکوهطلبانه خود ادامه دهند.
انتهای پیام/ ۹۹۹
