«سیدجلال» عمرش را در گمنامی سپری کرد

پدر شهید گفت: سیدجلال حس میهن‌دوستی و خدمت به مردم را بر پایه فرامین رهبری دنبال می‌کرد. او نسبت به حق‌الناس حساس بود و از دروغ و حسادت پرهیز می‌کرد. با وجود خدمات گسترده، ۴۳ سال عمرش را در گمنامی سپری کرد و مصداق «فاستبقوا الخیرات» بود
کد خبر: ۸۴۷۱۹۵
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۰ - 11July 2026

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، سیدحسین توسلمند، پدر شهید مهندس سیدجلال توسلمند از نیرو‌های نخبه هوافضای سپاه پاسداران، در گفت‌وگویی به روایت زندگی، خدمات و شهادت فرزندش پرداخت. شهید سیدجلال توسلمند در سال ۱۳۶۱ در شهر سوق استان کهگیلویه و بویراحمد متولد شد و ۴۳ سال بعد در جریان حملات نظامی به ایران به شهادت رسید.

شهید سیدجلال توسلمند

 نبوغ علمی در دانشگاه امام‌حسین (ع)

سیدحسین توسلمند با اشاره به پیشینه خانوادگی خود اظهار داشت: خدا توفیق داده بود که من در سال‌های جنگ تحمیلی چند بار به جبهه اعزام شوم. آن زمان معلم مقطع راهنمایی بودم و سال‌ها در آموزش‌وپرورش خدمت کردم، اما وقتی جنگ شروع شد، مانند بسیاری از مردم کشور، احساس دین کردم تا به جبهه بروم و مدتی در خط پدافندی فاو حضور داشتم.

وی درباره فرزندش گفت: سیدجلال متولد سال ۱۳۶۱ در شهر سوق بود و از کودکی هوش بالایی داشت. از مقطع ابتدایی در مدارس شهرستانی و استانی به‌عنوان دانش‌آموز نمونه شناخته می‌شد. در دبیرستان رشته ریاضی فیزیک می‌خواند و جزو دانش‌آموزان برتر بود. پسرم در سال ۱۳۸۰ در رشته مهندسی برق الکترونیک وارد دانشگاه امام‌حسین (ع) تهران شد. نبوغ فکری‌اش و توانایی‌اش در حل مسائل ریاضی باعث تعجب اساتیدش می‌شد. او پس از دریافت مدرک مهندسی و کسب درجه برتر، بلافاصله وارد مقطع فوق‌لیسانس رشته برق همان دانشگاه شد و این مقطع را نیز با موفقیت به پایان رساند.

خدمت جهادی و کسب مهارت‌های تخصصی در خارج از کشور

سیدحسین توسلمند درباره ورود فرزندش به سپاه توضیح داد: شهید درسش را در دانشگاه امام‌حسین (ع) خواند و همان‌جا جذب سپاه شد. او علاقه زیادی به لباس پاسداری داشت. او چند سالی را در تهران و سپس به اصفهان منتقل شد و محل کارش آنجا بود تا زمان شهادت. یک نکته مهم درباره زندگی جهادی شهید این بود که به دروس دانشگاهی بسنده نمی‌کرد و دوره‌های تکمیلی مرتبط با حوزه هوافضا را در خارج از کشور گذراند تا خودش را برای خدمت در سطح بالایی آماده کند.

اخلاق پسندیده و ایثار در زندگی

پدر شهید توسلمند ویژگی‌های اخلاقی فرزندش را این‌گونه توصیف کرد: شهید از دوران کودکی فهیم، صبور و با منطق بود. اخلاق و سیره وجودی‌اش بین همکاران و مردم محله زبان‌زد بود. او فردی مذهبی، علمی و باسواد بود که با تکیه بر آموزه‌های دینی سعی در بیدار کردن ذهن‌های خفته داشت. خوش‌اخلاق بود و از زبان خوش برای جذب دیگران استفاده می‌کرد. ایثار و ازخودگذشتگی در مرام او نمود داشت و برای کمک به مستمندان و حل مشکلات دیگران دریغ نمی‌کرد. او با هر کس به زبان خودش صحبت می‌کرد؛ با بچه‌ها مثل خودشان و با بزرگتر‌ها با احترام. به همین دلیل در میان خانواده و اقوام چهره‌ای محبوب بود.

وی درباره باور‌های مذهبی فرزندش افزود: سیدجلال حس میهن‌دوستی و خدمت به مردم را بر پایه فرامین رهبری دنبال می‌کرد. او نسبت به حق‌الناس حساس بود و از دروغ و حسادت پرهیز می‌کرد. با وجود خدمات گسترده، ۴۳ سال عمرش را در گمنامی سپری کرد و مصداق «فاستبقوا الخیرات» بود؛ به این معنا که سعی می‌کرد در خفا به مستمندان کمک کند. در انجام واجبات شرعی، پرداخت خمس و زکات بسیار دقیق بود. او علاقه زیادی به امام حسین (ع) داشت و بار‌ها در سفر‌های اربعین شرکت کرد و در نهایت توسط آن حضرت به قافله شهدا پیوست.

آخرین دیدار و لحظات شهادت در روز نهم اسفند

شهید توسلمند دارای دو فرزند به نام‌های محمد (۷ ساله) و مهدی (۱.۵ ساله) بود و فرزند ارشد خانواده‌ای پنج‌فرزندی (دو پسر و سه دختر) محسوب می‌شد.

پدر شهید درباره آخرین دیدار با فرزندش گفت: چون محل کار شهید در اصفهان بود، آخرین دیدار ما قبل ۲۲ بهمن سال گذشته (حوالی آذرماه) بود. پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، برنامه‌های کاری‌اش شلوغ‌تر شد و کمتر می‌توانست بیاید، اما گاهی تلفنی در ارتباط بودیم. روز شهادت من در قم بودم و قرار بود عید با هم به سوق بازگردیم.

وی ادامه داد: صبح روز ۹ اسفندماه که دشمن به کشورمان حمله کرد، به دلیل حساسیت‌های شغلی فرزندم نمی‌توانستم با او تماس بگیرم و از حالش بی‌خبر بودم. حوالی افطار همان روز، محل کار ایشان در اصفهان بمباران شد و سیدجلال به شهادت رسید. وی دومین شهید جنگ تحمیلی رمضان در استان کهگیلویه و بویراحمد بود؛ شهید اول یک خانم در میناب بود که در ساعت اول جنگ به شهادت رسید. من در قم بودم که تماس گرفتند و خبر شهادت سیدجلال را دادند.

فرزندی نمونه و الگوی احترام به والدین

سیدحسین توسلمند در پایان با تأکید بر رفتار محبت‌آمیز فرزندش گفت: به جرئت می‌توانم بگویم در طول ۴۳ سال عمرش، حتی یک‌بار با ما با تندی صحبت نکرد یا اخم و بدخلقی‌ای ندیدیم. هر وقت از اصفهان برمی‌گشت، اولین کارش این بود که به من و مادرش سر می‌زد. او جوانی باسواد و مؤمن بود و بیشتر صحبت‌هایمان حول محور تبادل نظر در مسائل مختلف می‌گذشت. او نمونه‌ای از یک رزمنده مکتبی بود که اعتقاد به خدمت حداکثری داشت و نهایتاً مزد سال‌ها خدمت خالصانه‌اش را با شهادت و عاقبت‌به‌خیری گرفت.

انتهای پیام/ 122

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین