وداعی به وسعت یک ملت/ آخرین سلام بر رهبر شهید

صبح ۱۳ تیر، مصلی تهران پیش از آن‌که آفتاب سر بزند، در آغوش اشک و انتظار فرو رفته بود؛ مردمی که از شب قبل پشت درها ایستاده بودند تا در نخستین لحظه پرده‌ها کنار رود و چشمشان به پیکر رهبر شهیدشان روشن شود؛ وداعی که هر نفسش با بغض، ایمان و خون‌خواهی گره خورده بود.
کد خبر: ۸۴۷۲۰۹
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۱ - 12July 2026

گروه جامعه دفاع‌پرس: پس از ماه‌ها انتظار، سرانجام تاریخ تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اعلام شد؛ خبری که موجی از اندوه، شوق و آمادگی را در سراسر کشور برانگیخت. قرار بود این وداع بزرگ در چند مرحله، از تهران و قم تا نجف و کربلا و در نهایت در جوار بارگاه نورانی امام رضا (ع) ادامه یابد؛ مسیری که نه‌فقط یک مراسم تشییع، بلکه تجلی حضور یک ملت در برابر قهرمانی بود که عمری را وقف خدمت به کشور کرده بود.

رسانه‌ها از روزها پیش برای پوشش این رویداد آماده شده بودند؛ ثبت‌نام در سامانه‌ها انجام شد، کارت‌ها صادر شد و شیفت‌ها تقسیم گردید. سهم من حضور در مصلی تهران بود؛ جایی که همه رسانه‌ها گرد هم آمده بودند و از همان ارتفاع محل استقرار خبرنگاران می‌شد عظمت حضور مردم را دید؛ دریایی از ارادت که به‌سوی قائد امت روان بود.

صبح ۱۳ تیر، روز موعد وداع فرا رسید. از شب قبل، مردم در برابر درهای مصلی صف کشیده بودند و شعارهایی در خون‌خواهی و علیه دشمنان سر می‌دادند. با باز شدن درها، جمعیت آرام‌آرام وارد شد و از همان لحظه، مصلی چهره‌ای دیگر به خود گرفت. قاریان قرآن یکی پس از دیگری تلاوت می‌کردند و پیکر رهبر شهید انقلاب و خانواده ایشان در بالاترین بخش مصلی قرار داشت تا مردم بتوانند با آنان وداع کنند.

حدود ساعت هشت صبح، مصلی دیگر جای سوزن انداختن نداشت. همه در انتظار لحظه‌ای بودند که پرده‌های اطراف تابوت‌ها کنار برود. با نوای مداحی ذاکرین اهل‌بیت (ع)، پرده‌ها آرام پایین آمد و صحنه‌ای شکل گرفت که توصیفش آسان نیست؛ گریه، ناله و بغض همه‌جا را فرا گرفت؛ از اهالی رسانه گرفته تا مردمی که آمده بودند برای آخرین بار با رهبر خود وداع کنند.


هر لحظه بر جمعیت افزوده می‌شد. مردم گروه‌گروه بر سر و سینه می‌زدند و پرچم‌های «یا لثارات الحسین» در دستانشان به اهتزاز در آمده بود. از سراسر کشور آمده بودند؛ با لهجه‌های گوناگون، با لباس‌های محلی و با چهره‌هایی خسته اما مصمم. همه می‌خواستند نشان دهند قدردان رهبری هستند که عمری را بی‌وقفه در خدمت کشور گذرانده بود.

گرمای حضور مردم، گرمای هوا را بی‌اثر کرده بود. مصلی پیوسته پر و خالی می‌شد، اما هرگز خلوت نمی‌کرد. مردم پس از وداع، طبق اعلام مسئولان، محل را ترک می‌کردند و گروهی دیگر جای آنان را می‌گرفتند. مداحان و قاریان قرآن آن روز حقیقتاً سنگ تمام گذاشتند و ساعت‌ها گذشت بی‌آن‌که کسی متوجه گذر زمان شود.

با اعلام مسئولان، درهای مصلی تهران شبانه‌روزی برای حضور مردم باز ماند و این مکان حتی برای لحظه‌ای آرام نگرفت. روز یکشنبه نیز همچون روز شنبه، مصلی با انبوه جمعیت مواجه شد؛ جمعیتی که بسیاری از آنان از استان‌های دیگر برای وداع آمده بودند. در ستاد رسانه‌ای مراسم، هر خبرنگار، تصویربردار و عکاس تلاش می‌کرد بهترین تصویر، بهترین تیتر و بهترین روایت را به جهان مخابره کند.

طبق برنامه اعلام‌شده، نماز بر پیکر مطهر امام شهید روز یکشنبه ساعت ۸ صبح به امامت آیت‌الله سبحانی برگزار می‌شد. به همین دلیل، مصلی و خیابان‌های اطراف آن به معنای واقعی کلمه مملوء از جمعیت بود. با آغاز نماز و شنیده شدن عبارت آشنا «اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرًا»، بغض‌ها ترکید و مردم در فراق امام شهیدشان گریستند. نماز که پایان یافت، جمعیت همچنان در مصلی و خیابان‌های اطراف حضور داشت و شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» لحظه‌ای قطع نمی‌شد. با توجه به حضور گسترده زائران از استان‌های مختلف، مصلی حتی برای یک لحظه هم خلوت نشد.

نزدیک ساعت ۲۰، زمانی که قرار بود مراسم وداع پایان یابد، اعلام شد با توجه به درخواست‌ها و جمعیت انبوه پشت درهای مصلی، مراسم تا ساعت ۲۲ تمدید شده است. آقای هلالی روضه وداع را آغاز کرد و لحظاتی خاص رقم خورد. پرده‌ها کم‌کم بالا رفتند، اما جمعیت همچنان باقی مانده بود و شعارهای انتقام و خون‌خواهی در فضا طنین داشت.

ساعت حدود ۲۳ بود که به خبرگزاری بازگشتم. با همکارانی که حالا چهار شبانه‌روز بود بی‌وقفه مشغول پوشش مراسم بودند و به خانه نرفته بودند، جلسه‌ای درباره تشییع روز بعد در تهران برگزار کردیم. پس از نماز صبح، ساعت ۵:۳۰ خود را به میدان انقلاب رساندم. تا چشم کار می‌کرد جمعیت بود؛ مردمی که منتظر دیدار پیکر آقای شهید خود بودند. با برخی از آنان گفت‌و‌گو کردم. بعضی بر خون‌خواهی امام شهید تأکید داشتند، برخی بر ادامه راه او و برخی دیگر بر لبیک به آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای.

تشییع

کسی نمی‌دانست پیکر رهبر شهید از کدام مسیر وارد جمعیت خواهد شد. ساعت ۸:۳۰ با یکی از همکاران تماس گرفتم و فهمیدم مسیر ورود از پایگاه مقداد است. رسیدن به آن‌جا ساده نبود، اما پیداست مردم نیز مسیر را حدس زده بودند و تلاش می‌کردند خود را به پیکر آقا برسانند. سرعت را بیشتر کردم و در راه چند بطری آب بر سر و صورتم ریختم تا از گرمازدگی در امان بمانم.

پس از حدود یک ساعت، خود را به پل عابر نزدیک پایگاه مقداد رساندم، اما همان‌جا پشت ماشین حمل پیکر رهبر شهید و خانواده ایشان قرار گرفتم. چند عکس و فیلم ثبت کردم و پایین آمدم. جمعیت چنان انبوه بود که مرا با خود این‌طرف و آن‌طرف می‌برد. با هر زحمتی بود، خود را به ماشین حمل پیکر رساندم. مسیر نیم‌ساعته را در نهایت حدود سه ساعت طی کردم.

پس از ثبت تصاویر، دوباره از میدان آزادی به میدان انقلاب و از آن‌جا به خبرگزاری بازگشتم. ساعت حدود ۱۵ بود و تیمی از همکاران برای اعزام به قم آماده می‌شدند. نماز خواندم و برای رفتن به قم اعلام آمادگی کردم. پس از تأیید، حدود ساعت ۱۷ از خبرگزاری راه افتادیم. ترافیک خروجی تهران به سمت قم، در جاده و ورودی شهر چنان سنگین بود که مسیر یک‌ونیم‌ساعته را در چهار ساعت طی کردیم.

پس از رسیدن به قم، به محل اسکان رفتیم و اندکی استراحت کردیم. نماز خواندیم که خبر رسید قرار است پیکر آقا را برای طواف به حرم حضرت معصومه (س) منتقل کنند. حدود ساعت ۲۲ به حرم رسیدیم. اطراف حرم، داخل شبستان و دور ضریح، سراسر زائرانی بود که منتظر وداع با پیکر رهبر شهیدمان بودند. مردم شعارهایی چون «ای پسر فاطمه، منتظر تو هستیم»، «لبیک یا خامنه‌ای» و «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» سر می‌دادند.

از حرم به سمت مسجد جمکران حرکت کردیم. با وجود مجوز تردد خودرو، سیل جمعیت امکان حرکت را از ما گرفته بود و ناچار شدیم پیاده شویم. مسافتی حدود ۶ کیلومتر را پیاده طی کردیم. کم‌کم اذان صبح پخش شد و پس از نماز، کارها را تقسیم‌بندی کردیم. طبق تصاویر منتشرشده، مسجد جمکران از نیمه‌شب پر شده بود.

با طلوع آرام‌آرام آفتاب، جمعیت زائران چنان گسترده شد که تا ۷ کیلومتری مسجد جمکران امتداد داشت. همه ایستاده بودند تا آیت‌الله جوادی آملی نماز را اقامه کند؛ نمازی که بی‌تردید در تاریخ ماندگار خواهد شد. به‌دلیل ازدحام، پیکر رهبر شهیدمان را حدود ساعت ۸:۳۰ به میان جمعیت آوردند. جمعیت آن‌قدر وسیع بود که ابتدای آن در حرم حضرت معصومه (س) و انتهای آن در مسجد جمکران قرار داشت.

پیکر آقای شهیدمان آرام‌آرام در میان جمعیت به سمت حرم حضرت معصومه (س) حرکت داده می‌شد و مردم، که از استان‌های مختلف برای وداع آمده بودند، بر سر و سینه می‌زدند. برای ثبت بهتر تصاویر، خود را به عمود ۶۰ رساندم. وقتی پیکر رسید، جمعیت اطراف خودرو چنان فشرده بود که از هر طرف تو را می‌برد. پیکر آقا از مقابلم گذشت و با توجه به حجم جمعیت، از عمود ۳۰ مسیر تریلی حامل پیکر مطهر رهبر انقلاب از جمعیت جدا شد و آن را به بالگرد منتقل کردند. آخرین تصویر، طواف پیکر ایشان بر گرد حرم حضرت معصومه (س) بود؛ تصویری که برای همیشه در حافظه تاریخ این ملت خواهد ماند.

انتهای پیام/ 241
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین