پایان اسطوره ارتش نفوذناپذیر/ چگونه حزبالله مرزهای جنگ نوین را در نبرد ۳۳ روزه جابجا کرد
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، امروز ۲۱ تیرماه، بیستمین سالگرد آغاز جنگ ۳۳ روزه است که در لبنان به «جنگ تموز» و در رژیم صهیونی به «جنگ دوم» معروف است. یکی از پیچیدهترین و سرنوشتسازترین درگیریهای نظامی در تاریخ معاصر خاورمیانه محسوب میشود. این درگیری که در سال ۲۰۰۶ میلادی (۱۳۸۵ شمسی) میان رژیم صهیونیستی و حزبالله لبنان رخ داد، موازنه قدرت و روانشناسی جنگ در منطقه را دگرگون ساخت. این گزارش به بررسی ریشهها، جریان، اهداف، تلفات و پیامدهای این جنگ میپردازد.

ریشههای درگیری
ریشههای اصلی این جنگ به سال ۲۰۰۴ بازمیگردد. در آن سال، حزبالله لبنان و رژیم رژیم صهیونیئیل پس از مذاکرات غیرمستقیم، به توافقی برای تبادل اسرا دست یافتند. بر اساس این توافق، ۴۳۶ اسیر مسلمان از کشورهای مختلف به همراه جنازه ۵۹ نفر از اعضای مقاومت در مقابل آزادی یک اسیر زنده و جنازه سه نظامی اسرائیلی آزاد شدند. با این حال، رژیم صهیونی برخلاف وعدههای خود، سه تن از اسیران لبنانی از جمله «سمیر قنطار» را آزاد نکرد. سید حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله، در روز آزادی اسرا صریحاً اعلام کرد که راه آزادی آن سه نفر، تنها از طریق گرفتن اسیرانی دیگر از اسرائیل و از طریق تبادل است.
این خلع تعهد اسرائیلی، بستر را برای عملیات «الوعد الصادق» (وعده صادق) فراهم کرد. در صبح ۱۲ ژوئیه ۲۰۰۶ (۲۱ تیر ۱۳۸۵)، نیروهای حزبالله در مرز شمالی لبنان به یک ماشین نظامی اسرائیلی حمله کردند. در جریان این حمله، دو نظامی اسرائیلی اسیر شدند. تلاش نیروهای اسرائیلی برای نجات آنها منجر به انفجار خودرو و کشته شدن تعدادی دیگر از سربازان شد. در مجموع این عملیات، هشت نظامی اسرائیلی کشته و دو نفر اسیر شدند.
منابع آمریکایی و اسرائیلی پس از جنگ فاش کردند که رژیم صهیونی از پیش برنامهای برای حمله غافلگیرکننده به لبنان و اشغال رودخانه لیتانی در ماه اکتبر (دو ماه بعد) داشته است. عملیات حزبالله، این تقویم جنگی را جلو انداخت و رژیم صهیونی را مجبور به واکنش فوری کرد.
آغاز جنگ و برتریهای ظاهری
رژیم صهیونی بلافاصله در ۱۲ ژوئیه ۲۰۰۶ به لبنان و حزبالله اعلام جنگ کرد. ارتش رژیم صهیونی با بیش از ۴۰ هزار نظامی، مجهز به برترین تسلیحات هوایی، دریایی و زرهی جهان (که خود را ششمین ارتش بزرگ دنیا مینامید) وارد جنگ شد. در مقابل، حزبالله که فاقد نیروی هوایی و دریایی بود، از تاکتیکهای جنگ چریکی و استفاده از تونلهای زیرزمینی برای فرماندهی و انبار مهمات بهره برد.
در این میان، واکنشهای بینالمللی و منطقهای متنوع بود. بسیاری از کشورهای عربی موضع منفی نسبت به حزبالله داشتند و برخی از مقامات عرب حتی خواهان نابودی این گروه توسط رژیم صهیونی بودند. در داخل لبنان نیز شکاف عمیقی وجود داشت؛ نخستوزیر وقت، فؤاد السنیوره، حملات اسرائیل را محکوم کرد، اما همزمان خواستار خلع سلاح حزبالله شد، در حالی که رئیسجمهور امیل لحود و وزیر خارجه فوزی صلوخ از مقاومت حمایت کردند. ایران، سوریه، حماس و اخوانالمسلمین نیز از حزبالله پشتیبانی کردند. آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در روز دهم جنگ، پیامی شفاهی از طریق قاسم سلیمانی (فرمانده سپاه قدس) برای نصرالله ارسال کرد که در آن وعده پیروزی داده و رزمندگان را به خواندن دعای جوشن صغیر توصیه نمود. قاسم سلیمانی نیز در روز اول جنگ به لبنان رفت و تا پایان جنگ در آنجا ماند.
اهداف اسرائیل و تحقق نیافتن آنها
مسئولین رژیم صهیونیستی در آغاز جنگ سه هدف اصلی را دنبال میکردند:
۱. خلع سلاح و نابودی حزبالله.
۲. آزادی دو اسیر خود.
۳. ایجاد تغییرات ژئوپلیتیک در خاورمیانه (طرح خاورمیانه جدید آمریکا).
با گذشت جنگ و عدم دستیابی به این اهداف، رژیم صهیونی خواهان تصرف بخشهایی از لبنان تا رودخانه لیتانی شد، اما این هدف نیز محقق نگردید. در نهایت، رژیم صهیونیستی مجبور به پذیرش قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت شد. محققان معتقدند که رژیم صهیونی از تمام اهداف اولیه خود عقبنشینی کرد و در انتهای جنگ هیچیک از اهدافش محقق نشد. در مقابل، حزبالله به اهداف خود دست یافت و به عنوان پیروز این جنگ شناخته میشود.
غافلگیریهای نظامی و شکست تصورات
یکی از نکات برجسته این جنگ، غافلگیریهای نظامی صهیونیستها بود. نصرالله پیش از جنگ هشدار داده بود که در صورت حمله رژیم صهیونی، با غافلگیریهایی مواجه خواهد شد. حزبالله توانست در روزهای ابتدایی جنگ، ناوچه پیشرفته «ساعر۵» و یک قایق نظامی دیگر را مورد حمله موشکی قرار دهد. همچنین، تانکهای مستحکم «مرکاوا» که ارتش رژیم صهیونی آنها را دژی نفوذناپذیر میدانست، توسط موشکهای حزبالله نابود شدند و تلفات سنگینی به اسرائیل وارد کردند. حزبالله همچنین موفق به شلیک هزاران موشک به شهر حیفا و مناطق دورتر اسرائیل شد و حتی یک هلیکوپتر اسرائیلی را منهدم کرد. این اقدامات، روحیه نیروهای اسرائیلی را تضعیف و در جبهه داخلی رژیم صهیونی ایجاد اضطراب کرد.
کشتار قانا و ویرانیهای گسترده
اسرائیل در این جنگ از تمام ظرفیتهای نظامی خود استفاده کرد. بمبارانهای هوایی متمرکز بر مناطق شیعهنشین لبنان، منجر به نابودی ۱۵ هزار خانه و ویرانی ۳۱ مکان حیاتی از جمله فرودگاه، بنادر، نیروگاه برق و پلها شد. دو بیمارستان کاملاً و سه بیمارستان دیگر به شدت آسیب دیدند. در ۳۰ ژوئیه ۲۰۰۶، حمله هوایی رژیم صهیونیستی به ساختمان مسکونی در «قانا» منجر به کشته شدن حدود ۵۰ نفر (اکثراً کودک) شد. این جنایت باعث شد رژیم صهیونی برای چند ساعت آتشبس ۴۸ ساعته را بپذیرد، هرچند این آتشبس به دلیل ادامه حملات به نفع اسرائیل تمام نشد.
تلفات و پیامدها
آمار تلفات نشاندهنده عدم تقارن شدید در خسارات مادی و انسانی است:
لبنان: ۱۱۸۳ غیرنظامی شهید شدند که یکسوم آنها کودک بودند. هزاران نفر زخمی شدند. حزبالله آمار رسمی از تلفات خود نداد، اما محققان بر اساس تشییع جنازهها، تعداد شهدای این گروه را حدود ۱۸۰ نفر تخمین زدهاند.
رژیم صهیونیستی: ۱۶۵ نظامی و غیرنظامی کشته شدند. ۵۶ تانک مرکاوا مورد اصابت قرار گرفت و ناوچهها و هلیکوپترها نیز از بین رفتند.
رژیم صهیونی در این جنگ از ۴.۸ میلیون بمب خوشهای استفاده کرد که بخش عمدهای از آنها در ۷۲ ساعت پایانی جنگ پراکنده شد. این بمبارانها نه تنها زیرساختها، بلکه محیط زیست و سلامت عمومی مردم لبنان را برای دههها تهدید کرد.
آتشبس و پایان جنگ
در نهایت، قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت در ۱۲ اوت ۲۰۰۶ به تصویب رسید. این قطعنامه که پیشنویس آن توسط آمریکا و فرانسه تهیه شده بود، بر حضور ارتش لبنان و نیروهای سازمان ملل در منطقه مرزی تا رودخانه لیتانی تأکید داشت. آتشبس از ساعت ۸ صبح ۱۴ اوت ۲۰۰۶ (۲۳ مرداد ۱۳۸۵) اجرایی شد. نصرالله پس از جنگ گفت که این جنگ تنها به خاطر رژیم صهیونی پایان یافت، نه به خاطر مردم لبنان.
جنگ ۳۳ روزه را میتوان نقطه عطفی در تاریخ مقاومت دانست. در حالی که ارتشهای عرب در جنگ ۱۹۶۷ (جنگ شش روزه) در عرض شش روز شکست خورده بودند، حزبالله توانستند در ۳۳ روز، قدرتمندترین ارتش منطقه را در برابر خود بایستانند و به خاک سرزمینهای اشغالی حمله کنند. این جنگ نشان داد که مقاومت میتواند با تکیه بر ایمان، تاکتیکهای چریکی و حمایتهای منطقهای، برتری تکنولوژیک دشمن را خنثی کند. پیامد اصلی این جنگ، تغییر توازن روانی در منطقه بود؛ پیامی که رژیم صهیونی قابل شکست است و مقاومت میتواند هزینههای سنگینی بر دوش آن تحمیل کند.
انتهای پیام/ 122
