اندیشکده دفاع از دموکراسی بررسی کرد؛

چالش‌های ناتو در تامین منابع تسلیحاتی

ناتو ۱۲ ماده اولیه حیاتی نظامی، از گالیوم گرفته تا تیتانیوم را نام برده که بدون آنها مهمات، رادار‌ها و هواپیما‌های مدرن قابل ساخت نیستند؛ این در حالی است که چین بر معادن آنها تسلط مطلق دارد.
کد خبر: ۸۴۷۶۶۹
تاریخ انتشار: ۲۴ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰ - 15July 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: نشست سران پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در آنکارا، در شرایطی برگزار شد که تغییر ماهیت منازعات بین‌المللی، بازتعریف مفاهیم سنتی امنیت و دفاع را به امری اجتناب‌ناپذیر تبدیل کرده است. امروزه میدان‌های نبرد از سنگر‌ها و تسلیحات نظامی، به عرصه‌های پیچیده‌تری همچون زنجیره‌های تأمین مواد معدنی حیاتی، کنترل صادرات و بیمه‌های دریایی منتقل شده‌اند؛ حوزه‌هایی که چین و روسیه به همراه متحدان خود به طور فزاینده‌ای در آنها دست بالا را دارند.

ناتو

تحلیلگران معتقدند غفلت تاریخی ناتو از مقوله «امنیت اقتصادی» و وابستگی شدید پایگاه‌های صنایع نظامی غرب به مواد اولیه کلیدی تحت کنترل پکن، پاشنه آشیل این اتحاد در هرگونه رویارویی احتمالی خواهد بود. بر این اساس، لزوم بازسازی ساختار ناتو و تزریق مفاهیم ژئواکونومیک به برنامه‌ریزی‌های نظامی، به ضرورتی حیاتی برای بقای این پیمان تبدیل شده است. در همین راستا، واکاوی ابعاد این جنگ اقتصادی رو به رشد و راهکار‌های پیش روی غرب برای مقابله با خطرات ناشی از آن، موضوع محوری این نوشتار است.

متن کامل تحلیل «اندیشکده دفاع از دموکراسی‌ها» بدین شرح است:

میدان نبرد از سربازان و سنگر‌ها به مواد معدنی حیاتی، بیمه دریایی و کنترل صادرات در حال تغییر است. در این نبرد اقتصادی از سویی، چین، روسیه، ایران و کره شمالی مشارکت داشته و از سوی دیگر آمریکا نیز برای این نبرد خود را مجهز کرده است. در چنین فضا و شرایطی اگر ناتو قصد دارد همچنان خود را به عنوان یک ائتلاف و اتحاد تاثیرگذار نشان دهد، باید دست به شروع بازسازی خود با محوریت امنیت اقتصادی بزند.

در حالی که ضرورت این بازسازی بیش از پیش خود را نشان می‌دهد، ناتو اولویت‌های دیگری را برای خود ایجاد کرده است. در اجلاس سال گذشته، هزینه‌های نظامی در صدر دستور کار قرار داشت و هر عضو به جز اسپانیا متعهد شد که ۵ درصد از درآمد ملی خود را صرف دفاع کند.

انحصار چین بر مواد اولیه دفاعی غرب

در طول سال‌های اخیر، چین صادرات عناصر خاکی کمیاب، مواد معدنی حیاتی، آهنربا‌ها و فناوری باتری را که همگی برای پایگاه‌های صنعتی نظامی غرب حیاتی هستند، محدود و حتی ممنوع کرده است. صنایع هوافضا و نظامی اروپا هشدار داده‌اند که با افزایش سفارشات، تولید ممکن است به طور کامل متوقف شود. ناتو ۱۲ ماده اولیه حیاتی نظامی، از گالیوم گرفته تا تیتانیوم را نام برده است که بدون آنها مهمات، رادار‌ها و هواپیما‌های مدرن قابل ساخت نیستند؛ این در حالی است که چین بر تأمین اکثر آنها تسلط مطلق دارد.

اگر ناتو در حال تولید انبوه تسلیحات است، باید از پایگاه‌های صنعتی خود نیز در برابر دشمنان دفاع کند. بودجه‌های کلان نظامی بی‌معنی هستند وقتی که مخالفان نظامی بالقوه، زنجیره‌های تأمینی را که پول را به قدرت نظامی تبدیل می‌کنند، کنترل نمایند.

این خطر نظام‌مند و رو به رشد است. چین حجم عظیمی از کالا‌های تولیدی جهان را تأمین می‌کند و پیش‌بینی می‌شود پکن به زودی کنترل نزدیک به نیمی از کل تولید صنعتی جهان را که زنجیره‌های تأمین بر اساس آنها ساخته می‌شوند، در دست بگیرد. اقدامات پکن از جمله قیمت‌شکنی در صادرات و سرقت مالکیت معنوی، نوعی جنگ اقتصادی است که کشور‌های ناتو در برابر آن دفاع ضعیفی دارند. به طور مشابه، وابستگی انرژی اروپا به گاز روسیه و قرار گرفتن در معرض فساد‌های ساختاری، آسیب‌پذیری‌هایی را نشان می‌دهد که کل ناتو را تضعیف می‌کند.

شکاف ساختاری در فرماندهی اقتصادی ناتو

ناتو و به طور کلی اروپا، به اندازه کافی امنیت اقتصادی را در اولویت قرار نمی‌دهند. اگرچه موضوع امنیت اقتصادی در اندیشکده‌ها و دانشگاه‌ها مورد بحث قرار می‌گیرد، اما هیچ اقدام واقعی و عملی‌ای برای تغییر رویکرد ناتو و اروپا مشاهده نمی‌شود. کمیته اقتصاد و امنیت ناتو به عنوان یک نهاد مشورتی بدون قدرت عمل، صرفاً چند قطعنامه بی‌اثر را تصویب کرده و کار زنجیره تأمین ناتو همچنان از برنامه‌ریزی نظامی جداست. در همین حال، اتحادیه اروپا به طرز دردناکی کند، مبتنی بر اجماع و مردد است. کشورداری اقتصادی اتحادیه اروپا به ابزار‌های ناکافی، مانند قانون «مواد اولیه حیاتی» که شرکت‌های تسلیحاتی را در مواجهه با کنترل‌های صادراتی چین در تنگنا قرار می‌دهد، وابسته است.

یک «ناتوی اقتصادی» می‌تواند این شکاف را بدون نیاز به یک منشور جدید یا بوروکراسی عظیم، پر کند. این مدل می‌تواند با در نظر گرفتن جنگ اقتصادی به عنوان یک تهدید امنیتی مشروع، ژئواکونومی را در وظایف فعلی پیمان ناتو داخل کند.

دو اولویت حیاتی برای ناتو

در این مسیر، ناتو باید دو وظیفه کلیدی را در اولویت قرار دهد:

۱- ناتو باید اعضا را موظف سازد که به طور جمعی زنجیره‌های تأمین دفاعی خود را ترسیم کنند تا دریابند که یک کنترل صادرات واحد چگونه می‌تواند خط تولید پان‌اروپایی را متوقف کند یا سربازان را با اسلحه‌های بدون فشنگ رها سازد. آمریکا این فرآیند را به صورت داخلی آغاز کرده است، اما چنین ترسیمی باید بخشی از برنامه‌های نظامی ناتو و رزمایش‌های سالانه آن باشد. این اتحاد همان‌طور که تحرک‌های نظامی را مورد بررسی قرار می‌دهد، باید در مقابل سناریو‌های انسداد زنجیره تأمین نیز آماده باشد.

۲- ناتو باید یک ذخیره مشترک برای مواد معدنی حیاتی ایجاد کند. متحدان همان‌طور که سوخت و مهمات ذخیره می‌کنند، باید بدانند در این عصر، «گالیوم» و «تنگستن» حکم همان مهمات را دارند.

الگویی از قبل در این زمینه وجود دارد؛ در نشست‌های بین‌المللی اخیر، کانادا به متحدان خود امکان برخورداری از اولویت دسترسی به ذخایر مواد معدنی حیاتی‌اش را پیشنهاد داد و کشورهایی، چون فرانسه، آلمان، ایتالیا و کره جنوبی توافق کردند که ذخایر مشترکی با اتاوا ایجاد کنند.

به مرور زمان، یک ناتوی اقتصادی حتی می‌تواند چارچوبی برای یک سیاست اقتصادی-امنیتی همسو در دو سوی اقیانوس اطلس فراهم کند که با قوانین کنترل صادرات و سرمایه‌گذاری یکپارچه آغاز می‌شود و مانع از آن می‌گردد که دشمنان از شکاف‌های اجرایی بین آمریکا و اروپا سوءاستفاده کنند.

هزینه‌ها و چشم‌انداز آینده

وارد شدن دغدغه امنیت اقتصادی به هسته اصلی ناتو، هزینه‌هایی را برای این پیمان به همراه خواهد داشت، زیرا زنجیره‌های تأمین باید تقویت شوند و جایگزین‌های داخلی ایجاد گردند. با این حال، همان سهمی که از تولید ناخالص داخلی برای تاب‌آوری کنار گذاشته شده است، برای تأمین مالی آمادگی اقتصادی، حفاظت از زیرساخت‌ها و امنیت سایبری کاملاً کافی است و هزینه اضافه‌ای بر ناتو تحمیل نخواهد شد. در مقابل، در صورت عدم اولویت‌بندی امنیت اقتصادی، در شرایطی که بودجه‌های نظامی بزرگ در برابر اختلالات کوچک در تأمین منابع آسیب‌پذیر باشند، هزینه‌های به مراتب سنگین‌تری برای ناتو ایجاد خواهد کرد.

ناتو باید از تاریخ درس بگیرد، در سال ۱۹۱۴، شرایط پیچیده بین‌المللی، قدرت‌های بزرگ وقت را به درگیری نظامی با آلمان و اتریش_مجارستان سوق داد. با این حال، در سال‌های منتهی به جنگ جهانی اول، روسیه از این نکته غفلت کرد که کل ذخایر «تانن» (یک ترکیب شیمیایی لازم برای تولید چرم چکمه) توسط آلمان تولید می‌شود؛ در نتیجه وقتی تأمین منابع قطع شد، سربازان بدون کفش مناسب به نبرد فرستاده شدند.

ناتو یک اتحاد دفاعی است، اما معنای دفاع در حال تغییر است. دفاع جمعی باید به بنیاد‌های اقتصادی که آن را تضمین می‌کنند، گسترش یابد. ناتو نمی‌تواند هزینه جنگ‌های نوین را با پای برهنه بپردازد.

انتهای پیام/ ۹۹۹

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین