حماسه‌ای دیگر در وداع با رهبر / ۵۰

چادر مجلسی برای دیدار نوروزی

شعار‌های خون‌خواهی مردم که بلند شد. سر دختر جوان بین مردم می‌چرخید. از گوشهٔ چشم می‌دیدمش که دوباره دوربین گوشی را باز کرد. چادر را عقب و جلو می‌کرد و خاکش را می‌تکاند.
کد خبر: ۸۴۷۷۳۶
تاریخ انتشار: ۲۳ تير ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۰ - 14July 2026

گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرسمائده صفدریان؛ کنارم ایستاده بود. بوی عطر شیرینش توی نفس‌هایم می‌آمد و می‌رفت. چند دقیقه یک‌بار دوربین جلوی گوشی‌اش را روشن می‌کرد و می‌گرفت جلوی صورتش و بالای روسری مشکی‌اش را مرتب می‌کرد. گره‌اش را صاف می‌کرد.

مصلای تهران

شعار‌های خون‌خواهی مردم که بلند شد. سر دختر جوان بین مردم می‌چرخید. از گوشهٔ چشم می‌دیدمش که دوباره دوربین گوشی را باز کرد. چادر را عقب و جلو می‌کرد و خاکش را می‌تکاند. نگین‌های مشکی و مخمل تکه‌دوزی زیر آفتاب سر صبح برق می‌زدند. روی پا قدمی به چپ و راست بر می‌داشت. جنب و جوشش چند باری تکانم داد. چادرم را از زیر پایش به ضرب بیرون کشیدم. دستش را گذاشت سر شانه‌ام. پرسید: «ظاهرش خوب است یا نه؟» سر تکان دادم که خوب است. از من مرتب‌تر بود.

-این چادر رو روز اول اسفند خریدم.

به تکه‌دوزی‌های چادر دست کشید و گفت: «گذاشتم کنار تا توی دیدار نوروزی سرم کنم. با لباس‌های نو برم خونهٔ پدری.»

چشم‌های روشنش را چرخاند به ته خیابان و چند بار پلک زد.

-اینجا آخرین جایی بود که میتونستم چادرمو سرم کنم و بیام ببینمش.

انتهای پیام/ 122

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین