«آقاجان» حتی اجازه نداد یک بند انگشت از این خاک کم شود
گروه حماسه و جهاد دفاعپرس- مریم حاجیعلی؛ «ستایش نجفی» بیست سال دارد و دانشجوی حقوق دانشگاه جنوب است. از کودکی در خانوادهای بزرگ شده است که بذر حب امیرالمومنین (ع) را دلش کاشتهاند و با سخنرانیها و صلابت امام شهیدمان از همان روزها، انس داشته است تا اینکه بزرگتر میشود و با تحقیق و مطالعهی کتابهای آقا، ایشان را بیشتر میشناسد.

ستایش میگوید: «من یقین دارم اگر هم سن و سالان من، فقط کمی درمورد آقا مطالعه کنند و ایشان را بشناسند، اگر کمی تاریخ بخوانند و فقط به شنیدههایشان اکتفا نکنند، میفهمند چرا امثال من اینقدر به ایشان ارادت داریم. من فقط اگر بخواهم یک دلیل برای این دوست داشتنم بگویم این است که آقا جان در تمام این سالها حتی اجازه ندادند یک بند انگشت از این خاک، کم شود!»
حسرت ستایش بیست ساله این است که فقط یکبار در کودکی و در ایام عزاداری ماه محرم قدم به بیت رهبری گذاشته است و خاطرهی پررنگی از آن روز در ذهن ندارد. او میگوید: «در بازی مافیا، بقیه از همه بیشتر به «شهر» تارگت میزنند، برای من هم آقا شهیرترین شهروند ایرانی هستند که هرچه دیگران بخواهند به ایشان تارگت بزنند من بیشتر دوستشان دارم و تهمتها را باور نمیکنم.»
انتهای پیام/ 122
