یادداشت

تنگه هرمز؛ گرهی که آمریکا نمی‌تواند به میل خود باز کند

تنگه هرمز تنها یک آبراه بین‌المللی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین گره‌های ژئوپلیتیکی جهان است. همین اهمیت باعث شده هر زمان منافع آمریکا به خطر می‌افتد، ادبیات و مواضع واشنگتن نیز تغییر کند.
کد خبر: ۸۴۸۲۹۳
تاریخ انتشار: ۲۴ تير ۱۴۰۵ - ۱۷:۱۶ - 15July 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس- «زینب هواسی»؛ تحولات اخیر بار دیگر نشان داد که تنگه هرمز تنها یک آبراه بین‌المللی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین گره‌های ژئوپلیتیکی جهان است. همین اهمیت باعث شده هر زمان منافع آمریکا به خطر می‌افتد، ادبیات و مواضع واشنگتن نیز تغییر کند. روزی از «آزادی کشتیرانی برای همه کشورها» سخن می‌گوید و روز دیگر، ایده کنترل یا مدیریت این گذرگاه راهبردی را مطرح می‌کند.

یادداشت

این تغییر موضع، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که معیار اصلی سیاست خارجی آمریکا، نه حقوق بین‌الملل و نه منافع دیگر کشورها، بلکه تأمین منافع خود است.

آمریکا به‌خوبی می‌داند که تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت راهبردی جهان  در معادلات منطقه‌ای است. به همین دلیل نیز همواره تلاش کرده با افزایش فشار‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی، این اهرم را از معادلات ایران خارج کند.

اما تجربه نشان داده است که در برابر کشوری با این سطح از ظرفیت دفاعی و موقعیت ژئوپلیتیکی، سیاست فشار به‌تنهایی نتیجه‌بخش نیست.

از سوی دیگر، آنچه قدرت ایران را تکمیل می‌کند، صرفاً تجهیزات نظامی نیست؛ بلکه سرمایه اجتماعی و حضور مردمی است که در بزنگاه‌های حساس، انسجام خود را به نمایش می‌گذارند. از نگاه حامیان نظام، حضور گسترده مردم در مراسم‌های ملی و مذهبی، نمادی از این همبستگی و پیامی به بازیگران خارجی است که ایران را نمی‌توان با فشار خارجی از درون متزلزل کرد.

در چنین شرایطی، تهران نشان داده است که تصمیم‌های راهبردی خود را بر اساس منافع ملی اتخاذ می‌کند و در برابر فشار‌های خارجی، عقب‌نشینی را راه‌حل نمی‌داند.

از این منظر، ایران تلاش دارد این پیام را منتقل کند که امنیت و ثبات منطقه، تنها از مسیر احترام متقابل و پرهیز از سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه امکان‌پذیر است، نه از طریق تهدید و فشار

آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، این است که ایران با اتکا به توان دفاعی، موقعیت ژئوپلیتیکی و پشتوانه مردمی خود، همچنان یکی از بازیگران تعیین‌کننده منطقه باقی مانده است. از نگاه حامیان این رویکرد، تا زمانی که این سه مؤلفه در کنار یکدیگر حفظ شوند، هیچ قدرت خارجی نخواهد توانست اراده خود را بر ملت ایران تحمیل کند و تمامیت ارضی این کشور را به چالش بکشد.

نکته‌ای که بسیاری از تحلیلگران از آن غفلت می‌کنند، این است که قدرت جمهوری اسلامی ایران تنها به تجهیزات نظامی یا موقعیت ژئوپلیتیکی آن محدود نمی‌شود؛ ریشه اصلی این اقتدار، در باور و همراهی بخشی از مردم با آرمان‌های انقلاب و دفاع از استقلال کشور است. تجربه بیش از چهار دهه گذشته نشان داده که هر زمان ایران با تهدید خارجی مواجه شده، بخش قابل توجهی از جامعه با وجود همه مشکلات اقتصادی و معیشتی، بر حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور تأکید کرده است. همین سرمایه اجتماعی، مهم‌ترین مؤلفه بازدارندگی ایران در برابر فشار‌های خارجی به شمار می‌رود.

در طول سال‌های گذشته، دشمنان ایران بار‌ها تصور کردند که با افزایش تحریم‌ها، فشار‌های اقتصادی، عملیات روانی و تهدید‌های نظامی، می‌توانند میان مردم و حاکمیت شکاف ایجاد کنند؛ اما هر بار که کشور در معرض تهدید خارجی قرار گرفته، بخش مهمی از جامعه با کنار گذاشتن اختلاف‌نظر‌های داخلی، بر سر دفاع از ایران و حفظ عزت ملی به وحدت رسیده است. این همان واقعیتی است که محاسبات بسیاری از قدرت‌های خارجی را با خطا مواجه کرده است.

ایران کشوری نیست که تاریخ آن با تسلیم در برابر قدرت‌های خارجی نوشته شده باشد. از گذشته تا امروز، روحیه استقلال‌طلبی و دفاع از سرزمین، یکی از ویژگی‌های برجسته مردم این سرزمین بوده است. به همین دلیل نیز بسیاری معتقدند که هیچ قدرتی نمی‌تواند با تهدید یا فشار، ملت ایران را وادار به چشم‌پوشی از منافع ملی و تمامیت ارضی خود کند. این سرمایه تاریخی، در کنار توان دفاعی کشور، همان مؤلفه‌ای است که ایران را به بازیگری اثرگذار در معادلات منطقه‌ای تبدیل کرده است.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین