یادداشت/

چرا «انتقام» از قاتل امام، واکسنِ حیاتِ یک ملت است؟

فتنه‌گران، به رغم مطالبه عمومی مردم، این‌بار با نقابِ «صلح‌طلبی» آمده‌اند. می‌گویند: «شعار انتقام، صلح را به خطر می‌اندازد؟!» گویی «صلح» یعنی سکوت در برابر جنایت، و «جنگ» یعنی فریادِ خون‌خواهی!
کد خبر: ۸۴۸۴۳۸
تاریخ انتشار: ۲۵ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۹ - 16July 2026

به گزارش گروه استان های دفاع‌پرس- «هادی امامی» کارشناس ارشد ارتباطات اجتماعی و رسانه؛فتنه‌گران، به رغم مطالبه عمومی مردم، این‌بار با نقابِ «صلح‌طلبی» آمده‌اند. می‌گویند: «شعار انتقام، صلح را به خطر می‌اندازد؟!» گویی «صلح» یعنی سکوت در برابر جنایت، و «جنگ» یعنی فریادِ خون‌خواهی!

دفاع پرس یزد

این گزاره، نه تنها خلافِ شرع و عقل، که یک «فریبِ روانشناختی» برای عادی‌سازیِ «امام‌کُشی» است. بیایید این حبابِ دروغ را با سه سوزنِ «قرآن‌کریم»، «روانشناسی» و «حقوق بین‌الملل» بترکانیم: «قصاص» در قرآن، خودِ «حیات» و «مادرِ صلح» است خداوند در سوره بقره، آیه ۱۷۹، قصاص را نه «انتقام»، که «حیات» می‌نامد: «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ». راز این نام‌گذاری را روانشناسی جنایی می‌داند: «قطعیتِ مجازات»، تنها عاملِ بازدارنده از تکرار جنایت است.

صلحِ بدونِ قصاص، «صلحِ گورستانی» است؛ آتش‌بسی موقت که در آن، جنایتکارِ مصون، برای حملهٔ بعدی جری‌تر می‌شود. قرآن‌کریم، نسخهٔ «صلحِ شجاعانه» را می‌پیچد: صلحی که با «حذفِ غدهٔ سرطانیِ تجاوز» به دست می‌آید. آیا «عاقلان» (اولی‌الالباب) صلحِ ناپایدارِ ترس را بر حیاتِ ناشی از عدالت ترجیح می‌دهند؟!

روانشناسیِ «جنایتِ بدون مجازات»؛ چرا سکوت، «بمبِ خاموش» است؟! از منظر روانشناسی سیاسی، «مصونیت از مجازات»، شدیدترین تقویت‌کنندهٔ رفتار جنایتکارانه است. وقتی ترور «قائدِ یک ملت» با برگِ «مذاکره برای صلح» پوشانده شود، این پیام مخابره می‌شود: «هر که قدرت دارد، می‌تواند رهبران را ترور کند و سپس به جای تنبیه، پاداشِ مذاکره بگیرد!» این یعنی «ترویجِ جهانیِ تروریسم دولتی». «فتنه‌گر باغی نظام» که امروز شعار «صلح» سر می‌دهد، ناخواسته در حال «مهندسیِ روانیِ ترور‌های آینده» است.

امام رضا (ع)، اما به ما آموختند که «خون‌خواهیِ امام»، یک «تکلیفِ حاکمیتی» است، نه یک خشمِ خصوصی (الفقه المنسوب، ص ۳۹۴). این تکلیف، دارویِ شفابخشِ «اختلالِ امنیتیِ» جامعه است. پاسخی به عوام‌فریبان؛ «صلح» یعنی پذیرشِ ترور رهبر؟! کسانی که می‌گویند «خون‌خواهی» صلح را برهم می‌زند، یک تناقضِ اخلاقیِ فاحش را پنهان می‌کنند: «چرا ترورِ نایب امام زمان (عج) را "برهم زدن صلح" نمی‌نامید؟!»

منطقاً، صلح وقتی شکسته شد که خونِ «امامِ شهید» و کودکانِ میناب بر زمین ریخت. اکنون، «اقدام به قصاص»، نه «شروعِ جنگ»، که «پاسخ به تجاوز» و «احیای صلحِ مبتنی بر عدالت» است. از نظر حقوق بین‌الملل (ماده ۵۱ منشور ملل متحد)، دفاع مشروع در برابر تجاوز مسلّحانه، یک «حقِ ذاتیِ» دولت‌هاست.

خون‌خواهیِ قائد شهید، «دفاعِ مشروعِ حاکمیتی» از حیثیت و امنیت یک ملت است، نه یک کینه‌کشیِ قبیله‌ای. فرجام سخن: تاریخ، صلح‌طلبانِ دروغین را به یاد می‌آورد که در کربلا می‌گفتند: «چرا امام حسین (ع) صلحِ با یزید را برهم زد؟»! امروز نیز همان نوای شیطانی با واژگان مدرن تکرار می‌شود. اما قرآن و عقل، فریاد می‌زنند: صلح، بدونِ قصاصِ جنایتکار، نه یک «ارزش»، که یک «خیانتِ مضاعف» به خونِ بی‌گناهان است.

راه، «انتقامِ سخت» در چارچوبِ «حکمِ ولیّ امر مسلمین» و موازین شرعی و بین‌المللی است؛ همان راهی که «امنیتِ پایدار» و «صلحِ شجاعانه» را برای نسل‌های آینده به ارمغان می‌آورد. پس یا انتقام، یا ننگ؛ راهِ سومی در مکتبِ قرآن و غیرت وجود ندارد.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین