معرفی کتاب؛

روی برگشتن ندارم

کتاب «روی برگشتن ندارم» زندگی شهید فریبرز (علی اکبر) انتصاری با نویسندگی معصومه قلی‌پور و ویراستاری راضیه خوش ضمیر منتشر شد.
کد خبر: ۸۴۸۴۷۶
تاریخ انتشار: ۲۵ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۵ - 16July 2026
به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از رشت، کتاب «روی برگشتن ندارم» زندگی شهید فریبرز (علی اکبر) انتصاری با نویسندگی معصومه قلی‌پور و ویراستاری راضیه خوش ضمیر در ۱۰۰۰ نسخه قطع رقعی به همت انتشارات پلاک افتخار اداره‌کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس و مقاومت استان در سال ۱۴۰۴ منتشر شد.
رشت
این کتاب در ۱۴۷ صفحه به سیر روایت زندگی دوران کودکی و نوجوانی تا شهادت و تفحص دانش‌آموز شهید فریبز (علی اکبر) انتصاری از شهدای والامقام شهر گوراب زرمیخ شهرستان صومعه‌سرا می‌پردازد که نگارش کتاب به صورت متن داستانی، ساده و صمیمی و روایی نوشته شده است. 
 
در اینجا بخشی‌هایی از کتاب را می‌خوانیم؛
 
یک قسمتی از پای یکی از رزمند‌ها نزدیک سنگر من افتاده بود، تنها چیزی که آن لحظه توجهم را جلب کرد، جوراب قرمز رنگی بود که تا روی زانو بالا کشیده شده بود و روی آن اسم یکی از تیم‌های فوتبال نوشته شده بود. از سنگر خودم را بیرون کشیدم و یکی از تکه‌هایی که نزدیکم افتاده بودند را برداشتم و بوسیدم، اشک‌هایم را پاک کردم و پارچه پاره شده را روی زمین گذاشتم.
 
یکی دو ساعت بعد اوضاع که کمی آرام شد، متوجه شدیم فریبرز و محمد علی حسین‌پور که کنار هم بالای سنگر نشسته بودند شهید شدند، هیچوقت فکرش را هم نمی‌کردم جوراب قرمزی که نزدیک سنگرم افتاده بود، جوراب تیم مورد علاقه فریبرز است و آن پا هم...؛ اما هرچقدر اطراف را گشتم خبری از بقیه پیکر شهدا مخصوصاً فریبرز نبود.
 
 لحظه‌ای که پدر فریبرز چند روز قبل از اعزام به دیدن من آمده بود و از من خواسته بود مراقبش باشم و بعد دستش را توی دست‌های من قفل کرده بود و گفته بود: "فریبرز سنی ندارد، تو مراقبش باش! " از جلوی چشمم کنار نمی‌رفت، حالا که شهید شده بود و نتوانسته بودم کاری برایش انجام دهم حداقل بایدپیکرش را پیدا می‌کردم.
 
به فرمانده‌ها اصرار می‌کردیم که اجازه بدهند برای پیدا کردن پیکر دوستمان دست به کار شویم، اجازه نمی‌دادند و می‌گفتند:" کار شما نیست، بچه‌های تعاون می‌آیند و پیکر‌ها را جمع‌آوری می‌کنند. احتمال می‌دادیم که بعضی از پیکر‌ها پشت خاکریز و نزدیک به مقر بعثی‌ها افتاده باشد و نمی‌توانستیم کاری انجام دهیم.
 
فریبرز روز ۲۲ دی یعنی یک روز بعد از شروع عملیات، همراه محمد علی حسین پور شهید شد.
بعد از حرف‌های سید حسن عسکری حال خوبی نداشتم؛ تمام لحظاتی که تعریف کرده بود مثل قطاری از جلوی چشمم می‌گذشت و انگار کاری از دست من برنمی‌آمد. تا مدت‌ها لحظه شهادتش را مرور می‌کردم و صورتم خیس اشک می‌شد. سعی می‌کردم دور از چشم عباس آقا و بچه‌ها گریه کنم و حال اطرافیانم را بدتر از چیزی که بود نکنم.
 
شهید فریبرز انتصاری متولد ۲۲ دی ۱۳۵۰ از شهرستان صومعه‌سرا بود که به عنوان دانش آموز به جبهه اعزام شد و در عملیات کربلای دو حضور داشت.
 
 در ۲۲ دی ماه ۱۳۶۵ در منطقه عملیاتی شلمچه در سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید و پیکر مطهرش پس از ده سال در منطقه شلمچه تفحص شد و در زادگاهش در شهر گوراب زرمیخ به خاک سپرده شد.
 
علاقه‌مندان جهت تهیه وخرید کتاب به اداره‌کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس و مقاومت استان گیلان واقع در موزه فرهنگی دفاع مقدس ومقاومت در کیلومتر ۵ جاده رشت به تهران مراجعه نمایند.
 
انتهای پیام/
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین