امامجمعه مهستان: آمریکا با «استراتژی امتیاز صفر» وارد مذاکرات میشود
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از البرز، حجتالاسلاموالمسلمین «مجید صفدری»، امامجمعه شهر جدید مهستان امروز در خطبههای نماز جمعه این شهر با اشاره به اینکه تحولات اخیر منطقه به منزله آغاز «جنگ تحمیلی چهارم» علیه جمهوری اسلامی ایران است، اظهار داشت: دشمنان ایران پس از ناکامی در جنگ هشتساله، عدم دستیابی به اهداف خود در جنگ ۱۲ روزه و شکست در جنگ ۴۰ روزه و درخواست آتشبس، بار دیگر مسیر تقابل و درگیری را در پیش گرفته و مرحله جدیدی از رویارویی را آغاز کردهاند.

وی مطرح کرد: در این چارچوب، تأکید میشود که پس از پایان درگیریهای پیشین، مذاکراتی به پیشنهاد طرف مقابل آغاز و در نهایت تفاهمنامهای تنظیم شد که بخشی از خواستههای جمهوری اسلامی ایران را در بر داشت. طرف مقابل این تفاهمنامه را پذیرفت، اما پس از گذشت حدود ۲۰ روز، تمامی بندهای آن را نادیده گرفت و با نقض تعهدات خود، بار دیگر مسیر تقابل نظامی را انتخاب کرد؛ اقدامی که به معنای آغاز جنگ تحمیلی چهارم علیه ایران است.
امامجمعه شهر جدید مهستان اذعان داشت: عملکرد نیروهای مسلح ایران در مراحل گذشته این تقابل، موفق و اثرگذار توصیف میشود. بر اساس این دیدگاه، اقدامات نیروهای مسلح موجب شد دشمن به اهداف اصلی خود دست نیابد و در تحقق برنامههای از پیش طراحیشده با ناکامی روبهرو شود. این عملکرد، نتیجه آمادگی، هوشیاری و حضور مستمر نیروهای مدافع کشور در میدانهای مختلف ارزیابی میشود. نقش آنها در حفظ امنیت کشور، دفاع از تمامیت ارضی و ناکام گذاشتن دشمن، ارزشمند و تعیینکننده است.
صفدری عنوان کرد: ایستادگی و فداکاری نیروهای مسلح در برابر دشمنی که از آن بهعنوان دشمنی قدرتمند، خونریز و سفاک یاد میشود، عامل مهمی در جلوگیری از تحقق اهداف دشمن بوده، از همین رو، قدردانی از مجاهدتهای تمامی رزمندگان اسلام و پشتیبانی از آنان، وظیفهای ملی و اقدامی در جهت تقویت اقتدار و امنیت کشور است. مسئله جنگ از پیچیدهترین عرصههای تصمیمگیری در نظامهای سیاسی و نظامی بوده و تحلیل صحیح تحولات آن نیازمند برخورداری از اطلاعات دقیق، جامع و میدانی است.
وی با بیان اینکه بسیاری از واقعیتهای جنگ در عرصه عمومی قابل مشاهده نیست و تصمیمگیری درباره ادامه یا توقف عملیات، شیوه پاسخگویی و انتخاب راهبردها بر پایه اطلاعاتی انجام میشود که در اختیار فرماندهان و مسئولان عالی قرار دارد، گفت: در این چارچوب، همانگونه که دشمن در بسیاری از اهداف خود با شکست و ناکامی روبهرو میشود، طبیعی است که ایران نیز در همه اهدافش به موفقیت کامل دست نیابد. جنگ همواره برای هر دو طرف درگیر هزینهساز، اما تفاوت اساسی در میزان این هزینهها و امکان جبران آنهاست.
امامجمعه شهر جدید مهستان با اشاره به اینکه در این نگاه، طرف پیروز، هزینههای کمتری پرداخت میکند و بخش عمده خسارتهای خود را در آینده جبران خواهد کرد، خاطرنشان کرد: برخی خسارتهای جنگ دارای ماهیتی متفاوت دانسته میشوند؛ خسارتهایی که با امکانات مادی یا گذر زمان قابل جبران نیستند. شهادت رهبر معظم انقلاب، از این منظر، خسرانی عظیم برای ملت ایران و امت اسلامی توصیف میشود؛ ضایعهای که فقدان آن شخصیت بزرگ، شاید هرگز بهطور کامل جبرانپذیر نباشد.
صفدری گفت: انتقام خون امام شهید میتواند مرهمی بر دلهای داغدار ملت ایران و علاقهمندان و پیروان آن امام باشد؛ خونخواهی امام شهید نباید به یک مطالبه جناحی، سیاسی یا محدود به یک جریان خاص تبدیل شود، بلکه باید به مطالبهای فراگیر، ملی و جهانی بدل شود. همه مردم ایران، آزادگان جهان و دوستداران عدالت باید پرچم خونخواهی امام شهید را در دست بگیرند و این مطالبه را زنده نگه دارند. حتی سران کشورهای جهان نیز برای دفاع از جایگاه و امنیت رهبران کشورها باید نسبت به این موضوع حساس باشند.
وی با بیان اینکه اگر ترور رهبر یک کشور بدون پاسخ بماند، از نگاه این تحلیل، امنیت سایر رؤسای جمهور، رهبران و حاکمان جهان نیز در معرض تهدید قرار خواهد گرفت و زمینه برای تکرار چنین اقداماتی فراهم میشود، مطرح کرد: خونخواهی امام شهید را صرفاً یک شعار سیاسی یا یک حکم شرعی نباید دانست بلکه مسئولیتی مهم برای همه آزادگان جهان و بهویژه تکلیفی برای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران قلمداد میشود و بر این باور است که این مطالبه باید با برنامهریزی و طراحی عملیاتی متناسب دنبال شود.
امامجمعه شهر جدید مهستان تصریح کرد: یکی از پرسشهای مهم در فضای سیاسی امروز این است که آیا میتوان به حصول نتیجه نهایی و دستاوردهای واقعی از مذاکرات با آمریکا خوشبین بود؟ پاسخ این پرسش، در شناخت دقیق رفتار و راهبرد ثابت آمریکا در مذاکرات نهفته است. آمریکاییها معمولاً در مذاکرات از راهبردی استفاده میکنند که میتوان آن را «استراتژی امتیاز صفر» نامید، به این معنا که تلاش میکنند بدون پرداخت هزینه واقعی، بیشترین امتیاز ممکن را از طرف مقابل دریافت کنند.
صفدری اضافه کرد: در این الگو، آمریکا تا حد امکان از دادن امتیاز واقعی خودداری کرده و اگر در مقطعی نیز ناچار به ارائه امتیازی شود، در حقیقت بخشی از حقوق یا داراییهای طرف مقابل را با شروط متعدد بازمیگرداند و همان را بهعنوان یک امتیاز بزرگ معرفی میکند. نمونهای از این شیوه، موضوع داراییهای بلوکهشده ایران است. در مقطعی آمریکا اصل آزادسازی بخشی از این داراییها را پذیرفت، اما در ادامه با پیشنهادی غیرمتعارف اعلام کرد که این منابع صرف خرید محصولات کشاورزی آمریکا شود.
وی افزود: در واقع، نه پولی از منابع خود پرداخت و نه تمامی داراییهای ایران آزاد شده بلکه بخشی از اموال متعلق به ایران با شرط خرید کالاهای آمریکایی بازگردانده میشود؛ روشی که بهعنوان یک امتیازدهی ظاهری معرفی میشود. آمریکا تلاش میکند در ازای چنین امتیازهای محدود و مشروط، مطالبات گستردهای را مطرح کند؛ از موضوع هستهای و ذخایر اورانیوم گرفته تا مسائل مربوط به تنگه هرمز و سایر پروندههای راهبردی. توازن میان امتیازهای داده شده و خواستههای مطرح شده، همواره به سود آمریکا طراحی میشود.
امامجمعه شهر جدید مهستان بیان داشت: بر همین اساس، نه سیاستمداران و نه ملت ایران نباید خوشبینانه انتظار داشته باشند که از مسیر مذاکرات با آمریکا، منافع قابلتوجهی برای کشور حاصل شود؛ مگر در شرایطی که آمریکا در عرصه نظامی با شکست کامل روبهرو شده، ناچار به عقبنشینی باشد و دست برتر را در معادلات نداشته باشد. در عین حال، حتی در چنین شرایطی نیز این دیدگاه بر ضرورت هوشیاری کامل در برابر سیاستها، تاکتیکها و شیوههای مذاکره آمریکا تأکید دارد.
صفدری مطرح کرد: این دیدگاه معتقد است که تجربههای گذشته نشان داده اعتماد به وعدهها و تعهدات طرف آمریکایی، بدون در نظر گرفتن احتمال تغییر مواضع و بهرهگیری از ابزارهای فشار، میتواند زمینهساز خسارتهای جدید باشد. حفظ هوشیاری، دقت در مذاکرات و پرهیز از خوشبینی سادهانگارانه، از الزامات تعامل با آمریکاست. این روزها این پرسش مطرح است که چرا تنگه هرمز تا این اندازه برای آمریکا اهمیت دارد و بخش مهمی از سیاستها و راهبردهای امنیتی این کشور پیرامون این آبراه شکل گرفته است؟
وی گفت: در ادبیات اندیشکدههای آمریکایی، تنگه هرمز صرفاً یک مسیر انتقال نفت نیست، بلکه یکی از ستونهای اصلی نظم دریایی، امنیت اقتصادی و ثبات بازارهای جهانی به شمار میرود. از نگاه این مراکز پژوهشی، اهمیت این گذرگاه راهبردی ابعاد مختلفی دارد. نخستین اهمیت تنگه، حفظ برتری دریایی و اعتبار راهبردی آمریکا در سطح بینالمللی است. از این منظر، حضور و نقشآفرینی در این منطقه برای آمریکا تنها یک مسئله منطقهای نیست، بلکه بخشی از راهبرد کلان حفظ جایگاه این کشور در نظام بینالملل است.
امامجمعه شهر جدید مهستان ادامه داد: دومین کارکرد این آبراه، تضمین جریان آزاد انرژی و جلوگیری از ایجاد شوکهای بزرگ اقتصادی در بازارهای جهانی است. عبور بخش قابلتوجهی از نفت و گاز جهان از این مسیر موجب شده است که هرگونه اختلال در آن، پیامدهای گستردهای بر قیمت انرژی، تجارت جهانی و اقتصاد کشورهای مختلف داشته باشد. در مرحله بعد، تنگه هرمز نقشی مهم در حفاظت از زنجیرههای تأمین کالاهای حیاتی، بهویژه نهادههای کشاورزی و امنیت غذایی جهان ایفا میکند.
صفدری با اشاره به اینکه از این رو، بسیاری از تحلیلگران آمریکایی این گذرگاه را تنها یک مسیر انرژی نمیدانند، بلکه آن را بخشی از زیرساخت امنیت اقتصادی جهان ارزیابی میکنند، عنوان کرد: به همین دلیل، حتی با وجود کاهش وابستگی مستقیم آمریکا به نفت خلیجفارس، تنگه هرمز همچنان یکی از مؤلفههای مهم امنیت ملی این کشور تلقی میشود. اهمیت این منطقه بیش از آنکه ناشی از نیاز مستقیم آمریکا به نفت باشد، ریشه در مدیریت نظم جهانی، کنترل تجارت بینالملل و حفظ ثبات اقتصاد جهانی دارد.
وی خاطرنشان کرد: از این منظر، تسلط ایران بر این گذرگاه راهبردی میتواند پیامدهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی گستردهای از بازارهای انرژی تا امنیت غذایی جهان به همراه داشته باشد و بر معادلات منطقهای و بینالمللی اثرگذار باشد. کنترل تنگه هرمز یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ژئوپلیتیکی در جهان امروز به شمار میرود و هر بازیگری که پس از این تحولات بتواند کنترل مؤثر این گذرگاه حیاتی را در اختیار داشته باشد، از جایگاه ویژهای در معادلات قدرت جهانی برخوردار خواهد شد.
انتهای پیام/
