نامه ۲۵ تیر ۱۳۶۷؛ سندی ماندگار از عقلانیت انقلابی
به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاعپرس، پس از گذشت ۱۸ سال از صدور نامه مورخ ۱۳۶۷/۴/۲۵ حضرت امام خمینی درباره دلایل پذیرش قطعنامه ۵۹۸ که برای مسئولان کشور خوانده شده بود، آقای هاشمی رفسنجانی در آخرین روزهای هفته دفاع مقدس سال ۱۳۸۵ آن را منتشر کرد.

مطالعه این نامه فضای مناسب تری را برای درک بهتر شرایط کشور و جبهههای جنگ در آن زمان برای علاقمندان فراهم میآورد.
اگرچه برای تحلیل محتوایی این نامه بهتر است که شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی و بین المللی آن دوران را بررسی کرد که منجر به صدور متن این نامه شد. همچنین باید دیگر نامهها و مکاتبات و بحثهایی را که آن روزها در این زمینه در گرفت نیز مطالعه کرد، ولی در عین حال بررسی همین نامه هم مسائل زیادی را برای مردم و محققان روشن و شفاف میکند.
فرمانده وقت سپاه معتقد است: اگر قطعنامه پذیرفته نمیشد، عراق به کرمانشاه و خرمشهر وارد میشد و هیچ وقت قطعنامه ۵۹۸ را نمیپذیرفت و آنها قطعنامه ۵۹۹ را به ایران تحمیل میکردند که در آن قطعنامه امتیازات بزرگی را از ایران میگرفتند. با گذری سریع به محتوای نامه امام خمینی، برداشتهایی به شرح زیر ارائه میگردد.
۱-حضرت امام خمینی به نظرات مسئولان کشور به ویژه مسئولان نظامی ارتش و سپاه که آنها را خبرگان جنگ مینامیدند، توجه بسیار زیادی داشتند و تصمیمات خود درباره جنگ را با توجه به نظرات کارشناسی مسئولان دلسوز نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی اتخاذ میکردند.
۲-حضرت امام ادامه جنگ را برای رسیدن به پیروزیهای مشخص، منطقی میدانستند، اما زمانی که احساس کردند ارتش اسلام به این زودیها هیچ پیروزی به دست نخواهد آورد، با آتش بس موافقت فرمودند و قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفتند.
۳-ایشان از طریق دهها گزارش نظامی و سیاسی که دریافت میکردند، مرتبا وضعیت دشمن را بررسی میکردند و ملاحظه کرده بودند که در آن شرایط، دولت عراق اصرار زیادی به ادامه و گسترش جنگ دارد و دامهای خطرناکی را با کمک استکبار جهانی برای جمهوری اسلامی ایران طراحی کرده است؛ لذا با بررسی و توجه به سلاحهایی که استکبار شرق و غرب در اختیار صدام گذاشته بودند و نیز عدم امکان تهیه یک دهم آن سلاحها با هیچ قیمتی برای جمهوری اسلامی ایران، نه تنها نمیشد به اهداف بالاتری در جنگ رسید، بلکه ممکن بود دستاوردهای فراهم آمده تا آن زمان نیز مخدوش و ضایع گردد؛ بنابراین ایشان نگران بودند که ادامه جنگ به ضرر انقلاب اسلامی و به نفع مطامع دشمن تمام شود؛ لذا در شرایطی که دشمن هیچ تمایلی به برقراری آتش بس و خاتمه دادن به جنگ نداشت، امام در شرایط حضور نیروهای ایرانی در مرزهای بین المللی و (پس زدن دشمن به پشت مرزهای خودی) در آخرین فرصت، تصمیم به پذیرش قطعنامه گرفتند.
۴- با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی جمهوری اسلامی ایران، صدام اعلام کرد او قطعنامه را نخواهد پذیرفت و لذا به برقراری آتش بس تن نداد و حمله گسترده دیگری را برای اشغال مجدد سرزمینهای ایران آغاز کرد. نیروهای صدام در این مقطع توانستند یک بار دیگر خرمشهر را تهدید به اشغال کنند و با تصرف جاده آسفالته اهواز-خرمشهر تا نزدیکیهای شهر اهواز در خوزستان پیشروی کنند و همچنین با شکستن خطوط دفاعی در غرب کشور نیز منافقین را با خودروهای زرهی وارد کشور کنند، به طوری که آنها تا نزدیکیهای کرمانشاه جلو آمدند و البته در آنجا به کمین رزمندگان سلحشور اسلام افتادند و طرح صدام ناکام ماند؛ بنابراین امام در آخرین فرصت باقی مانده که ارتش عراق به مرزهای بین المللی رسیده بود، قطعنامه را پذیرفتند تا با ایجاد یک فشار سیاسی عظیم از ادامه تهاجم بیشتر دشمن جلوگیری شود.
۵-نبود وسایل خنثی کننده سلاحهای شیمیایی و استفاده گسترده دشمن از این جنگ افزارها، نگرانی ایجاد تلفات زیادی را برای نیروهای رزمنده و نیز مردم مظلوم شهرهای عراق و ایران در ذهن حضرت امام ایجاد کرده بود؛ لذا ایشان نمیخواستند پافشاری بر ادامه جنگ در شرایطی که هدف شفاف و قابل دسترسی ندارد و ابزارهای لازم برای رسیدن به آن موجود نیست، موجب خسارت بیشتر برای مردم عزیز ایران گردد.
۶-ناتوانی دولت در تهیه به موقع بودجه و امکاناتی که فرمانده سپاه درخواست کرده بود- با این که ایشان یکی از فرماندهانی بود که در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ بود- و بررسی وضع مالی کشور که از قول وزرای اقتصاد و بودجه وقت، زیر صفر اعلام شده بود، یکی دیگر از دلایلی بود که امام خمینی در این نامه به آن پرداختهاند.
۷-حضرت امام خمینی با توجه به نکات فوق و با شهامت بی نظیر و مثال زدنی و فراموش ناشدنی، در زمان و لحظه مورد نیاز، تصمیم ماندگار خود را با خرج آبروی خویش و برای کسب رضایت خداوند متعال و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اتخاذ کردند و آتش بس را پذیرفتند و فرمودند: خداوندا ما برای دین تو قیام کردیم و برای دین تو جنگیدیم و برای حفظ دین تو آتش بس را قبول میکنیم.
به نظر میرسد با توجه به اطلاعات ارائه شده به امام خمینی و شرایط و واقعیتهای جبهههای جنگ و همچنین تهاجم گسترده ارتش عراق، ایشان در مورد پذیرش آتش بس در تیرماه ۱۳۶۷ به نتیجه رسیدند. پذیرش آتش بس برای امام تلخ بود و ایشان اتخاذ چنین تصمیمی را همچون زهر کشنده میدانستند و از چنین شرایطی راضی نبودند ولی ایشان یکی از شجاعانهترین تصمیمهای دوران حیاط خود را در یک فرصت مهم گرفتند و با پذیرش مسئولیت قبول قطعنامه، از دیگر مسئولین کشور سلب مسئولیت کردند.
پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در آن شرایط زمانی این خوبی را داشت که اگر ارتش عراق در ادامه تهاجم مجدد به خاک ایران موفق میشد بخشی از خاک ایران را در اشغال خود نگه دارد، قطعنامه ۵۹۸ یک پایه حقوقی مناسب برای شروع مذاکرات بین المللی برای رسیدن به صلح و دفع تجاوز ارتش عراق بود. از طرف دیگر این نامه نشان میدهد که از دیدگاه حضرت امام، جنگیدن بدون تامین مایحتاج جنگ و از جمله سلاحهای مورد نیاز، شعاری بیش نیست. در عین حال که امام، انسانهای رزمنده را افرادی معرفی میکنند که آمادگی استقبال از شهادت را دارند ولی جنگیدن به خصوص در خاک دشمن رادر شرایطی صلاح میدانند که امکان تامین تجهیزات و تسلیحات مورد نیاز وجود داشته باشد.
پس میتوان گفت که حضرت امام خمینی یک شخصیت آرمان گرای واقع نگر بودند و تصمیمات خود را با توجه به شرایط و واقعیتهای موجود و برای سربلندی جمهوری اسلامی اتخاذ میکردند.
حاصل تصمیم آن روز حضرت امام خمینی، هم اکنون برای همه مردم سربلند کشور ایران مشخص و روشن است. اقدام خالصانه و خدایی امام در آن مقطع سرنوشت ساز، منجر به سقوط صدام و از بین رفتن ارتش بعثی عراق شد و جمهوری اسلامی ایران تبدیل به یک قدرت مهم منطقهای در خاورمیانه شد.
منبع: علایی، حسین، روند جنگ ایران و عراق (جلد دوم)، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس:نشر مرز و بوم، صص ۴۶۷، ۴۶۸، ۴۶۹، ۴۷۰
انتهای پیام/ 119
