به‌مناسبت سالگرد عروج آیت‌الله بهاءالدینی؛

پیر پارسایی که آغوشش مأمن سرداران جبهه‌ها بود

شاگرد برجسته آیت‌الله بهاءالدینی، گفت: سپهبد شهید علی صیاد شیرازی حدود ۱۷ سال با حضرت آیت‌الله بهاءالدینی مراوده داشت و دست‌پرورده ایشان بود. شاگردی او در این مکتب، او را استادی ورزیده در اخلاق و اخلاص ساخته بود.
کد خبر: ۸۴۸۸۶۹
تاریخ انتشار: ۲۸ تير ۱۴۰۵ - ۰۷:۴۵ - 19July 2026

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، در بیست و نهمین سالگرد عروج آیت‌الله العظمی حاج سیدرضا بهاءالدینی (۲۸ تیرماه ۱۳۷۶) نگاهی انداختیم به ارتباط قلبی آن عارف روشن‌ضمیر با شهدا و رزمندگان دوران دفاع مقدس.

آیت‌الله بهاءالدینی

در اواخر ذی‌الحجه سال ۱۳۲۷ قمری، در خانواده‌ای متدین و پرهیزکار، در شهر مقدس قم، نوزادی چشم به جهان گشود که نامش را «سیدرضا» نهادند. او فرزند آقا سید صفی‌الدین، مردی پاک‌طینت و باتقوا بود که افتخار خدمت در آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه (س) را همچون نیاکانش بر دوش می‌کشید. پدر، سید صفی، از چهره‌های شناخته‌شده قم به شمار می‌رفت و فرزند با فضیلتش بعد‌ها به «سید رضای سید صفی» شهرت یافت.

این گونه بود که آیت‌الله العظمی حاج سیدرضا بهاءالدینی، در خانه‌ای که عطر عبادت و خدمت به حریم اهل بیت (ع) در آن پیچیده بود، بالید و در دامن چنین خاندانی، قدم در مسیر علم و تقوا نهاد.

مرجع عارف و حامی روشن‌ضمیر

آیت‌الله بهاءالدینی در کسوت مرجعیت عالی‌قدر، نه‌تنها فقیهی فرهیخته و استادی وارسته در حوزه‌های علمیه بود، بلکه حامی بیداردل امام خمینی (ره) و یارانش به شمار می‌آمد. در روزگاری که نظام نوپای اسلامی در میانه آتش جنگ تحمیلی و توطئه‌های گوناگون قرار داشت، این مرد بزرگ، با صلابت و بصیرتی مثال‌زدنی، در کنار رهبر انقلاب ایستاد و سنگر معنویت را پاسداری کرد.

منزل ساده و بی‌آلایش او در قم، مأمن و آرامشگاه سرداران و شهیدانی، چون علی صیاد شیرازی، حسین خرازی، حسن باقری، غلامعلی رشید، محسن رضایی، یحیی رحیم صفوی و همگنان آنان بود. بسیاری از فرماندهان دفاع مقدس، نیایش‌های خالصانه این پیر فرزانه را اسباب توفیق و پیروزی خویش در میدان‌های نبرد می‌دانستند و با توکل بر دعای او، دل به خطر می‌سپردند.

پدری مهربان برای رزمندگان بی‌پناه

کتاب‌های مقدس هشت سال دفاع ملت ایران در برابر استکبار، سرشار از اوراق زرینی از حماسه و شجاعت است؛ اما در لابه‌لای این اوراق، نام رادمردان عرصه جهاد با نفس نیز به چشم می‌خورد. کسانی که همراه و همراز دلاورمردان جبهه‌ها بودند؛ گاه با اشک دیده، زمانی با سخنانی سراسر سبز و برکت، و گاه با دستانی لبریز از دعا و سعادت، همراهی خود را با رزمندگان نشان می‌دادند.

آیت‌الله بهاءالدینی از جمله همین نیک‌سیرتان بود. او با حضور در جمع رزمندگان، بر رزم‌آوری آنان لبخند سپاس و بوسه تشکر می‌زد. آغوش پُر مهر و محبتش همواره بر سیمای نورانی و پیراسته شیرمردان عرصه‌های جبهه گشوده بود و لطف خداوند و شیوه کریمانه اهل بیت (ع) را برای آنان تفسیر می‌کرد.

یکی از خاطرات شنیدنی از این ارتباط صمیمانه، هنگامی است که یکی از رزمندگان در حسینیه ایشان اذان یا اقامه می‌گفت. آقا با تأثر می‌فرمود: «جملات اذان و اقامه از جان او برمی‌خیزد و با تمام اعتقاد اذان می‌گوید.» و روزی که گروهی از سپاهیان اسلام برای دیدارش شرفیاب شده بودند، با کمال تواضع فرمودند: «من برای ملاقات با شما غسل کرده‌ام!»

این دغدغه خاطر و علاقه باطنی، تا بدان پایه رسید که در برهه‌ای از دوران جنگ که فشار شدیدی بر بسیجیان، سپاهیان و ارتشی‌ها وجود داشت، آیت‌الله بهاءالدینی فرمودند: «امشب از فکر جبهه‌ها خوابم نبرد، چرا که می‌دیدم چه بر سر رزمندگان می‌آید.» همین اندوه عمیق، چندی بعد ایشان را به بیماری سختی مبتلا ساخت.

با این حال، همین بصیرت و علاقه وافر موجب شد تا با وجود کهولت سن و ضعف مزاج، در برخی از جبهه‌ها و عملیات‌ها از جمله عملیات والفجر مقدماتی حضور یابند و خاطره‌ای جاودان در دفتر وجود رزمندگان به یادگار بگذارند.

رابطه معنوی با سپهبد شهید صیاد شیرازی

نام آیت‌الله بهاءالدینی با نام شهید علی صیاد شیرازی، گره‌ای ناگسستنی خورده است. آقای حسین حیدری کاشانی، از شاگردان برجسته آیت‌الله بهاءالدینی، در این باره می‌گوید: «سپهبد شهید علی صیاد شیرازی حدود ۱۷ سال با حضرت آیت‌الله بهاءالدینی مراوده داشت و دست‌پرورده ایشان بود. شاگردی او در این مکتب، او را استادی ورزیده در اخلاق و اخلاص ساخته بود.»

آیت‌الله بهاءالدینی

آیت‌الله بهاءالدینی از صیاد شیرازی با تعبیری زیبا یاد می‌کرد: «آقای صیاد یک روحانی است که یک مشت روحانی را به دور خود جمع کرده است.» روزی که طلبه‌های شیراز خدمت ایشان رسیده و درس و هدایت می‌خواستند، آیت‌الله بهاءالدینی فرموده بود: «بروید از صیاد شیرازی درس زندگی بگیرید، اگر صیاد شیرازی شدید، هم دنیا دارید و هم آخرت.»

شهید صیاد شیرازی در دوران جنگ و در زمانی که فرمانده نیروی زمینی ارتش بود، با وجود مشغله‌های کاری فراوان، هرگاه فرصت می‌یافت به محضر این استاد بزرگوار می‌رسید. در شب‌های مبارک رمضان نیز، شهید صیاد به همراه حدود ۳۰ نفر از پرسنل دفتر خود، برای افطار به خانه آیت‌الله بهاءالدینی می‌آمد. برنامه این دیدار‌ها الگویی زیبا از ارتباط معنوی بود: با اذان مغرب، نماز جماعت اقامه می‌شد، افطار صرف می‌گردید، مرحوم والد سخنرانی می‌کردند و سپس شهید صیاد به اتفاق همکارانش به مسجد مقدس جمکران می‌رفت.

نکته جالب‌توجه در این مجالس، تواضع بی‌نظیر سردار دلاور ایران بود؛ صیاد شیرازی معمولاً در این جلسات برای زیردستانش چای می‌ریخت و حتی از سربازان وظیفه حاضر در جلسه پذیرایی می‌کرد. همین رفتار صمیمانه موجب می‌شد که همکاران و حتی سربازان، حاضر به جدایی از او نباشند.

روایت دیگری نیز از ارادت صیاد شیرازی به آیت‌الله بهاءالدینی نقل شده است: زمانی که ایشان در روستای خورآباد مسیر کاشان، مشغول ساختن مسجدی بود، صیاد شیرازی در اوج گرفتاری‌های دوران جنگ، با وجود کمبود وقت، برای سخنرانی در مجلس شهدای روستای فردو دعوت شد و در مسیر، سری به این روستا زد و در مسجد در حال ساخت، دو رکعت نماز خواند.

پس از شهادت سپهبد صیاد شیرازی، خانواده وی به فرزند آیت‌الله بهاءالدینی اظهار داشتند که «هر گرفتاری که برای من پیش بیاید، وقتی به نزد آیت‌الله بهاءالدینی در قم می‌روم، حتی اگر ایشان صحبتی هم نفرمایند، دیدار ایشان برای من آرام‌بخش است.» این سخن، نشان از آن دارد که این خانه، پس از شهادت سردار نیز مأمن و مایه آرامش خانواده شهیدان باقی مانده بود.

آیت‌الله بهاءالدینی

تصویری ماندگار در حرم حضرت معصومه (س)

در اسفندماه ۱۳۶۲، در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س)، تصویری جاودانه ثبت شد: آیت‌الله بهاءالدینی بر پیکر چند تن از شهدای جنگ تحمیلی نماز می‌گزارد. در کنار این مرجع عارف، اعضای برجسته جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از جمله آیات محمد فاضل لنکرانی، طاهر شمس گلپایگانی، حسن تهرانی و یوسف صانعی نیز حضور داشتند. یکی از شهدای این مراسم، شهید حجت‌الاسلام سیدعلی روحانی، فرزند آیت‌الله سیدمهدی روحانی بود که در کنار مرحوم بهاءالدینی ایستاده بود.

این تصویر، نمادی از پیوند ناگسستنی حوزه و جبهه، علم و شهادت، و مرجعیت و انقلاب بود؛ پیوندی که در سایه‌سار حرم اهل بیت (ع)، جلوه‌ای باشکوه یافته بود.

میراثی جاودان از عشق به جبهه‌ها

آیت‌الله بهاءالدینی با کم‌ترین امکانات در همان منزل ساده و بی‌آلایش خود زندگی می‌کرد و هرگز گلایه‌ای نداشت. زندگی زاهدانه او در کنار عشق بی‌پایانش به رزمندگان و فرماندهان اسلام، الگویی ماندگار از یک مرجع مجاهد و مرد خدا بود.

این پیر پارسا و فقیه فرهیخته، نه‌تنها در میدان علم و مرجعیت، بلکه در میدان معنویت و هدایت نیز پیشگام بود و با دعا‌های خالصانه خود، سنگر‌های جبهه را در برابر دشمن بعثی استوار نگاه می‌داشت. میراث او، صفحه‌ای زرین در تاریخ دفاع مقدس است که نشان می‌دهد پیروزی رزمندگان اسلام، مرهون همراهی و همدلی علمای ربانی و مراجع عظام بود؛ کسانی که با اشک دیده، با سخنان سبز و برکت، و با دستانی لبریز از دعا، سنگر معنویت را پاسداری می‌کردند و دل‌های مجاهدان را به سوی خدا پیوند می‌زدند.

انتهای پیام/ 122

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین