بازصنعتیسازی در مقیاس جنگ سرد و یورش ارتش تروریستی آمریکا به آبهای آزاد
گروه بینالملل دفاعپرس: در جهان امروز، تحولات ژئوپلیتیک و تشدید رقابتهای میان قدرتها، ابعاد نوینی از منازعات امنیتی و اقتصادی را رقم زده است. در این میان، ارزیابی سیاستهای کلان دولتها و مراکز پژوهشی معتبر در قبال زیرساختهای حیاتی، امنیت دریایی و بازسازی پایگاههای صنعتی از اهمیت راهبردی برخوردار است.

در همین راستا، اندیشکده «شورای امور بینالملل روسیه» در گزارشی تحلیلی به بررسی عمیق ابعاد راهبردی احیای صنعت کشتیسازی آمریکا، چالشهای ساختاری ناوگان دریایی این کشور و روندهای جدید سیاستگذاری در این حوزه پرداخته است. این گزارش تلاش میکند تا با کالبدشکافی وضعیت موجود و ارزیابی منافع بازیگران کلیدی، چشمانداز تازهای از موازنههای قدرت و پیامدهای بلندمدت این تحولات را ترسیم نماید.
متن کامل تحلیل این اندیشکده بدین شرح است:
در اول مه ۲۰۲۶، بانک بزرگ جهانی «جیپیمورگان چیس» گزارشی درباره احیای صنعت کشتیسازی آمریکا منتشر کرد. نتیجهگیری اصلی گزارش این بود که در شرایط افول چندساله این صنعت؛ بهویژه با توجه به تهدیدات فزاینده علیه امنیت ملی ناشی از مناقشات اوکراین و غرب آسیا و همچنین تنشها با چین، تغییرات اساسی ضروری است.
جیپیمورگان خاطرنشان میکند که آمریکا با وجود اینکه یک قدرت تجاری جهانی با گردش مالی سالانه ۵.۶ تریلیون دلار است، کمتر از ۱ درصد از ناوگان جهانی را در اختیار دارد. امروزه آمریکا دارای ۱۹۰ کشتی تجاری است (در مقایسه با حدود ۷۰۰۰ کشتی در چین) که بسیاری از آنها در خارج از کشور ساخته شدهاند. این گزارش تأکید میکند که با افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی، کشتیسازی اهمیت راهبردی پیدا میکند، بهویژه با توجه به اینکه کشتیهای بزرگ تجاری میتوانند در مواقع اضطراری کاربرد دوگانه داشته باشند. بر همین اساس، ضرورت بازسازی پایگاه صنعت دریایی باید به رسمیت شناخته شود.
جیپیمورگان از برخی ابتکارهای کاخ سفید حمایت کرده و به نوبه خود توصیه میکند که اتوماسیون و ساختار مدولار به طور فعالتر به کار گرفته شوند؛ فناوریهای ناوبری خودمختار توسعه یابند؛ مشارکتهای قویتر با کشتیسازان متحد که بتوانند سرمایه و دانش فنی را به کارخانههای کشتیسازی آمریکا بیاورند، تقویت شوند و تولید داخلی تشویق شود. در صورت موفقیت، آمریکا میتواند یک پایگاه صنعت دریایی پایدار ایجاد کند، آسیبپذیریهای راهبردی را برطرف کرده و جایگاه رقابتی خود را در جهان بازپس گیرد.
بنابراین، سرمایه بانکی بر کشتیسازی به عنوان یک اولویت ملی شرط بندی میکند و این یک روند بلندمدت است که با «ابتکار امنیت و تابآوری» دهساله با سرمایهگذاری ۱.۵ تریلیون دلاری در صنایع حیاتی که جیپیمورگان در اکتبر ۲۰۲۵ ارائه کرد، تأیید میشود.
احیای کشتیسازی آمریکا یک مسئله فوری برای دولت ترامپ است. بر اساس دادههای کنگره، پس از پایان جنگ سرد، تعداد ناوگان نیروی دریایی به شدت کاهش یافت. در اول اکتبر ۲۰۲۵، تهداد کشتیهای جنگی آمریکا ۲۹۳ کشتی جنگی بود که حدود نیمی از سطح اوج در سال ۱۹۸۷ (۵۶۸ کشتی) به شمار میرفت.
مشکلات این صنعت ناشی از طیف گستردهای از عوامل است. از سوی دولت، نبود تقاضای پایدار و تغییرات مداوم در الزامات طراحی کشتیها که پیمانکاران را در موقعیت نامساعدی قرار میدهد و از سوی صنعت، کمبود نیروی کار، فرسودگی زیرساختها، آسیبپذیری زنجیرههای تأمین، ضعف در به کارگیری جدیدترین روشهای تولید، و تجمیع پایگاه صنعتی از عوامل مشکلات این صنعت به شمار میرود. در حال حاضر تنها هفت شرکت خصوصی در آمریکا کشتیهای جنگی میسازند؛ در نتیجه تقریباً تمام برنامههای نیروی دریایی با تأخیر و افزایش هزینه مواجه هستند.
در سالهای اخیر، دولت اقدامات متعددی برای تقویت پایگاه کشتیسازی انجام داده است. ترامپ در سخنرانی خود در کنگره در ۴ مارس ۲۰۲۵ قول احیای کشتیسازی آمریکا (اعم از تجاری و نظامی) را داد و از ایجاد اداره کشتیسازی در کاخ سفید خبر داد. در ۹ آوریل، او فرمان «بازیابی سلطه آمریکا بر دریا» را امضا کرد که با هدف احیای صنعت و کاهش وابستگی به چین بود. در ۳۰ آوریل، دو لایحه «کشتیها برای آمریکا» (افزایش ناوگان تجاری آمریکا به ۲۵۰ کشتی) و «ساخت کشتی در آمریکا» (مشوقهای مالیاتی) به سنا ارائه شد. در چارچوب «یک لایحه بزرگ و زیبا»، حدود ۲۹ میلیارد دلار برای نوسازی پایگاه کشتیسازی اختصاص یافت که در بودجه نظامی ۲۰۲۶ با تصویب قانون اختیارات دفاع ملی تثبیت شد. در ۱۳ فوریه ۲۰۲۶، دولت «برنامه اقدام دریایی» را به عنوان نقشه راه برای احیای صنعت منتشر کرد.
در اواخر سال ۲۰۲۵، ترامپ از برنامههای خود برای ایجاد «ناوگان طلایی» (برنامهای گسترده برای نوسازی نیروی دریایی) و همچنین یک کشتی جنگی خطی «کاملاً جدید» خبر داد و نوعی از کشتیهای جنگی را که آمریکا چندین نسل پیش از آنها صرفنظر کرده بود، احیا کرد. کشتیهای خطی همیشه اهمیت نمادینی فراتر از ویژگیهای رزمی خود داشتهاند و درک قدرت دریایی، اعتبار ملی و نفوذ جهانی را شکل میدادند. با این وجود، نیروی دریایی از زمان خارج شدن آخرین کشتی از چهار کشتی کلاس «آیووا» یعنی کشتی «میسوری» در سال ۱۹۹۲، هیچ کشتی خطی را در خدمت نداشته است. گرچه در ابتدا ناوشکنهای کلاس «زوموالت» به عنوان جایگزین طراحی شدند، اما این برنامه پس از ساخت سه کشتی لغو شد.
ترامپ در سپتامبر ۲۰۱۵، زمانی که نامزد انتخابات ریاستجمهوری بود، در سخنرانی روی عرشه کشتی خطی «آیوا»، مسئله بازگرداندن این کشتی به خدمت را مطرح کرد. او برای اولین بار در سال ۲۰۲۵، در پایگاه تفنگداران دریایی در «کوانتیکو» (ویرجینیا)، از امکان احیای نوع کشتیهای خطی سخن گفت و نشان داد که توپهای آنها را «فناوری منسوخ» نمیداند و به عنوان یک «فرد بسیار خوشسلیقه»، کشتیهای مدرن نیروی دریایی را «زشت» میداند. همچنین والاستریت ژورنال گزارش داد که ترامپ قصد دارد یک «ناوگان طلایی» بسازد که بتواند در برابر تهدیدهای چین مقاومت کند. در ۶ دسامبر، «جان فلان» وزیر نیروی دریایی آمریکا، در مجمع دفاع ملی رونالد ریگان، برنامههای ایجاد «ناوگان طلایی» با یک «کشتی بزرگ و زیبا» را تأیید کرد.
همچنین ترامپ در سال ۲۰۲۵، در اقامتگاه «مار-ئه-لاگو» برنامه گسترده نوسازی نیروی دریایی را ارائه کرد و از آغاز ساخت «ناوگان طلایی» خبر داد که پرچمدار آن باید نسل جدیدی از کشتیهای خطی باشد. رئیسجمهور اعلام کرد: «آنها به حفظ برتری نظامی آمریکا، احیای صنعت کشتیسازی آمریکا و ایجاد ترس در دل دشمنان آمریکا در سراسر جهان کمک خواهند کرد.» برنامه ناوگان طلایی شامل ساخت ۲ کشتی خطی، سپس افزایش تعداد آنها به ۱۰ و در نهایت به ۲۰ تا ۲۵ کشتی است. اولین کشتی خطی کلاس «ترامپ» که در اسناد با عنوان «بی بی جی - ایکس» مشخص شده، «یو اس اس دفاینت» نام خواهد داشت که ساخت آن برای سال ۲۰۲۸ و تحویل آن به نیروی دریایی برای سال ۲۰۳۶ برنامهریزی شده است. طبق توضیحات فنی، یو اس اس دفاینت با وزن ۳۵ هزار تن که بیش از دو برابر اندازه ناوشکن کلاس «زوموالت» (۱۵ هزار تن) به بزرگترین کشتی جنگی سطحی آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم تبدیل خواهد شد. تجهیزات رزمی این کشتی شامل موشکهای کروز دریایی و هستهای، سیلوهای پرتاب عمودی برای موشکهای فراصوت «سی پی اس»، سیلوهای پرتاب عمودی «ام کا ۴۱» با ۱۲۸ سلول، توپ ریلی الکترومغناطیسی با قدرت ۳۲ مگاژول، دو توپ ۵ اینچی «ام کا ۴۵» و دو لیزر جنگی با قدرت ۳۰۰ کیلووات و ۶۰۰ کیلووات است.
بسیاری از کارشناسان ادعا میکنند که «یو اس اس دفاینت» بیشتر شبیه یک رزمناو خطی مشابه «آدمیرال ناخیموف» روسی است. اولاً، علیرغم یکپارچهسازی طیف کاملی از تسلیحات پیشرفته، به توپخانه به اندازه کافی قدرتمند به نسبت ابعاد خود مجهز نیست که آن را به رزمناوهای کلاس «تیکوندرگا» نزدیک میکند. ثانیاً، برخلاف کشتیهای خطی کلاسیک، جزو کشتیهای زرهپوش سنگین محسوب نمیشود زیرا ایده ساخت این کشتی این نیست که ضربه را تحمل کند، بلکه این کشتی باید از ضربه اجتناب کرده و دفاع پیشرفتهای ترتیب دهد.
ترامپ در مار-ئه-لاگو اعلام کرد که علاوه بر کشتیهای خطی، نیروی دریایی قصد دارد سه ناو هواپیمابر جدید و بین ۱۲ تا ۱۵ «زیردریایی کاملاً جدید» بسازد. ناوچهها نیز بخش مهمی از «ناوگان طلایی» خواهند بود. یک روز قبل نیز وی از توسعه پروژه ناوچه جدید «اف اف - ایکس» تا سال ۲۰۲۸ بر اساس کشتیهای گشت کلاس «لجند» برای گارد ساحلی آمریکا خبر داده بود. انتظار میرود «اف اف - ایکس» به «کشتی مادر» برای کشتیهای سطحی بدون سرنشین «یو اس وی» تبدیل شود و انجام مأموریتهای رزمی را برای ناوشکنهای کلاس «آرلی برک» تسهیل کند.
جزئیات بیشتر مفهوم «ناوگان طلایی» و کشتیهای خطی کلاس «ترامپ» به مرور و در کنفرانسها و سمپوزیوم های مختلف فاش شد؛ به عنوان مثال، در جریان اعلام «دستورالعملهای رزمی نیروی دریایی آمریکا» در «وست»، دریاسالار «داریل کادل» رئیس ستاد نیروی دریایی، چهار گزینه برای ساختار ناوگان ارائه کرد. گزینهای مطابق با برنامههای فعلی نیروی دریایی (۳۸۱ کشتی)، «یو اس وی ۱۳۴»، «ناوگان ترکیبی» (۳۵۰ کشتی و «یو اس وی ۱۵۰»؛ «ناوگان ذخیره» با تأکید بر نیروهای استقرار پیشرو (کشتیهای خودمختار و دارای خدمه) و در نهایت «ناوگان طلایی» (کشتیهای خطی در کنار ناوچهها و «یو اس وی» عنصر مهمی از ترکیب رزمی، «یو اس وی»ها هستند.
کادل در سخنرانی خود در «اسای اس» رویکرد جدیدی را برای شکلدهی به ساختار نیروی دریایی تشریح کرد که نه بر اساس گسترش ساده ناوگان و نوسازی کشتیها، بلکه بر ایجاد یک سامانه رزمی یکپارچه است که «ناوگان طلایی» در قلب آن قرار خواهد گرفت. در همین چارچوب باید مفاهیمی مانند «راهبرد پوشش ریسک»، «نیروهای تطبیقیافته»، «نیروهای مأموریتی ویژه» و «سامانه بهرهبرداری از ناوگان» مورد بررسی قرار گیرند.
واکنشها به «ناوگان طلایی» و کشتیهای خطی کلاس «ترامپ»، بحثهایی جدی را در محافل کارشناسی برانگیخته است. «برنت سدلر» از بنیاد «هریتیج» تشخیص داد که نیاز به انواع جدیدی از کشتیهای جنگی و در درجه اول رزمناوهای خطی، مدتهاست احساس میشود. به گفته وی، ایجاد «ناوگان طلایی» به عنوان سیگنالی برای کشتیسازان عمل خواهد کرد و آنها را به مشارکت در بازصنعتیسازی آمریکا تشویق میکند. سدلر خاطرنشان کرد که اوضاع در حال تغییر به سمت بهتر شدن است، اما کمبود یک برنامه صنعتی راهبردی احساس میشود. «برایان کلارک»، کارشناس مؤسسه هادسون، معتقد است که چشمانداز دولت با مفهومی که از بازیهای جنگی پدید آمده مطابقت دارد که نشان میدهد ناوشکنهای در حال توسعه «دی دی جی - ایکس» از قدرت آتش کافی برخوردار نیستند و به همین دلیل دولت خواستار ایجاد کشتیهای بزرگتر است.
«مارک کانسیان» نیز نتیجه گرفت که بحثهادر این باره چندان معنا ندارد، زیرا دولت آینده این برنامه را قبل از اینکه اولین کشتی خطی به دریا برود، لغو خواهد کرد. کارشناسان پورتال «تی دبلیو زد» نیز احتمال اینکه هیچ کشتی خطی به آب انداخته نشود را رد نکردند. به گفته «مارک مونتگومری» دریادار بازنشسته، بهتر است نیروی دریایی در انواع دیگر کشتیها سرمایهگذاری کند. «دن گریزر»، کارشناس مرکز استیمسون، هشدار داد که چنین کشتی فوقآیندهنگرانهای سرنوشت برنامههای «زوموالت»، «کشتی رزمی ساحلی» و «کانستلیشن» را تکرار خواهد کرد که به دلیل وسواس طراحانشان به ظواهر بیش از حد تجملی شکست خوردند.
«جک باکبی»، تحلیلگر «فوری فایو ۱۹»، برای «بی بی جی - ایکس» سرنوشت کشتیهای خطی ناتمام کلاس «مونتانا» را پیشبینی کرد و گفت که اگر دموکراتها در انتخابات ۲۰۲۸ پیروز شوند، ممکن است ساخت آنها لغو شود. «رونالد اورورک»، کارشناس نیروی دریایی، در «وست» اعلام کرد که نیروی دریایی نمیتواند تغییر مسیر ناگهانی دیگری در کشتیسازی را تحمل کند. «مارک تامپسون» کارشناس صنایع دفاعی آمریکا، اذعان داشت که کشتی خطی برای نیروی دریایی فاجعهبار خواهد بود و اگر کنگره بودجه آن را تأمین کند و هزینهها بر دوش مالیاتدهندگان بیفتد، بدهی ملی را افزایش داده و آمریکا را به ورشکستگی نزدیک خواهد کرد.
بنابراین اکثر کارشناسان بر این باورند که ایده ساخت کشتیهای خطی ممکن است بد نباشد، اما اجرای آن به شکلی که ترامپ ارائه کرده بعید است موفق شود. مانع اصلی طرح ترامپ، هزینه بالای آن است. برآورد اولیه از هزینه اولین کشتی خطی توسط «اریک لابز»، تحلیلگر دفتر بودجه کنگره، ۱۵.۱ میلیارد دلار بود. مشکلات پایگاه صنعتی ممکن است این رقم را به ۲۲ میلیارد دلار افزایش دهد که چندین برابر هزینه یک ناوشکن کلاس آرلی برک است و به گفته بلومبرگ، آن را به گرانترین کشتی جنگی تاریخ آمریکا تبدیل خواهد کرد. بر اساس اسناد بودجهای جدیدتر نیروی دریایی، هزینه کشتی خطی بیش از ۱۷ میلیارد دلار خواهد بود که از بودجه ساخت یک ناو هواپیمابر نیز فراتر میرود. اگرچه کنگره بودجه نیروی دریایی را در بودجه ۲۰۲۶ افزایش داده است، اما تردیدهایی وجود دارد که در آینده نزدیک بودجه اولین کشتی خطی را تأمین کند.
کارشناسانی که از برنامه «بی بی جی - ایکس» انتقاد میکنند، ادعا میکنند که طرفین در معرض خطر سرمایهگذاری بیش از حد در سکوهای بزرگ و غیرقابلانعطاف هستند که انعطافپذیری و قدرت رزمی ناوگان را محدود میکند. کشتیهای خطی که در برابر موشکها و پهپادها آسیبپذیرند، به دوران جنگ جهانی دوم بازگشت خواهند داشت. ظاهراً آنها فقط قابلیتهای ضربتی نیروی دریایی را تکرار میکنند و سود راهبردی ندارند. در این زمینه، در برنامه جدید کشتیسازی، یک مفهوم عملیاتی آماده ارائه شده است، به عنوان یک سکوی فرماندهی و کنترل انعطافپذیر، کشتی خطی میتواند رهبری یک گروه ضربت سطحی را بر عهده داشته باشد، با یک گروه ضربت ناو هواپیمابر همکاری کند یا به طور مستقل عمل کند. کشتیهای خطی به هستهای تبدیل میشوند که تشکیلات رزمی حول آن ساخته شده و شکاف بین سطوح «بالا» و «پایین» را در ساختار ناوگان از بین میبرند.
خطر این است که طراحی منحصربهفرد باعث کندی و هزینهبر شدن توسعه شود. به گفته فرماندهان نیروی دریایی، آنها تلاش خواهند کرد تا از مشکلاتی که برنامههای قبلی را آزار میداد، جلوگیری کنند. کادل در «اسای اس» اعتراف کرد که یکی از بزرگترین اشتباهات نیروی دریایی در گذشته، آغاز ساخت و ساز در غیاب یک پروژه تأییدشده بوده است، فرآیندی که به «تولید موازی» معروف است و منجر به تغییرات و در نتیجه تأخیر و افزایش هزینه علیرغم محاسبات اولیه میشد.
به گفته کادل، نیروی دریایی قصد دارد قبل از اولین جوشکاری، آمادگی پروژه «بی بی جی - ایکس» را حداقل به ۸۰ درصد برساند که با اظهارات سایر مقامهای آمریکا مانند «شلبی اوکلی» از دفتر حسابداری آمریکا در جلسات استماع کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان همخوانی دارد.
برخی فناوریها هنوز در مرحله آزمایش هستند و برای استفاده منظم آماده نیستند. پیشرفتهایی در توسعه توپ ریلی و لیزرها حاصل شده است، اما یکپارچهسازی آنها در کشتیهایی با این ابعاد همچنان نامشخص است. در سال ۲۰۲۵، نیروی دریایی آزمایشهای موفقیتآمیزی از توپ ریلی در سایت وایت سندز (نیومکزیکو) انجام داد. شرکت «جنرال اتمیک» نیز علاقه خود را به تجهیز کشتیهای خطی به توپ ریلی ابراز کرده است. به گفته نیک بوچی، معاون این شرکت، محصول مورد نظر به عنوان وسیلهای برای مقابله با اهداف سطحی و به عنوان بخشی از پدافند هوایی / موشکی در نظر گرفته شده است. در مورد لیزرها، تا اوایل سال ۲۰۲۶، ناوشکن «یو اس اس پرابل» تنها کشتی نیروی دریایی مجهز به لیزر «هلیوس» برای مقابله با پهپادها بود. ناوشکنهای «یو اس اس دیوی» و «یو اس اس استاکدیل» نیز به لیزرهای ضعیفتر «اودین» مجهز هستند. در «وست»، معاون دریاسالار «برندان مکلین» پیشنهاد کرد که ناوشکنهای کلاس «زوموالت» که قادر به تولید برق کافی برای لیزرها هستند، میتوانند به عنوان سکوی آزمایشی عمل کنند. آزمایش لیزر «لوکاست» از ناو هواپیمابر «جورج بوش» در آوریل ۲۰۲۶ گام مهمی به جلو بود.
ساخت کشتیهای خطی فشار اضافی بر کارخانههای کشتیسازی وارد میکند که در حال حاضر با حداکثر توان خود کار میکنند. پیمانکاران احتمالی یعنی کشتیسازی «اینگالس» و کشتیسازی «نیوپورت نیوز» تحت فشار عظیمی هستند و از برنامه ساخت زیردریاییها عقبماندهاند. در برنامه جدید کشتیسازی آمده است که نیروی دریایی قصد دارد این مشکل را از طریق «کشتیسازی توزیعشده» حل کند و سهم سایتهای جدید را از ۱۰ درصد به ۵۰ درصد افزایش دهد. شرکت کره جنوبی «هانوا» نیز به عنوان گزینه سوم مطرح شده است. رقابت منجر به عملکرد کارآمدتر و افزایش حجم تولید خواهد شد. همچنین نیروی دریایی در حال بررسی برونسپاری تولید برخی قطعات به کارخانههای خارجی در ازای سرمایهگذاری مستقیم است، در حالی که کارخانههای آمریکایی بر مونتاژ نهایی و یکپارچهسازی متمرکز خواهند شد.
ایده تجهیز کشتی خطی به راکتور هستهای نیز جنجالهای زیادی برانگیخت که نیروی دریایی در ابتدا با آن مخالف بود زیرا زمان جنگ سرد هیچ کشتی سطحی با نیروی محرکه هستهای خریداری نکرده بود. کادل در «اس انای» اعلام کرد که کشتی خطی به راکتور هستهای مجهز نخواهد شد. با این حال نیروی دریایی آمریکا به این نتیجه رسید که برای سرویسدهی به سکوهای بسیار انرژیبر مانند کشتیهای خطی کلاس «ترامپ» نمیتوان از انرژی هستهای چشمپوشی کرد. کادل در جلسه استماع کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان در ۱۲ مه ۲۰۲۶ اعتراف کرد که کنار گذاشتن کشتیهای سطحی با راکتور هستهای یکی از بزرگترین اشتباهات نیروی دریایی بوده و اعلام کرد که کشتی خطی از راکتور «ای۱بی» شرکت «بی دبلیو تکنولوژی» استفاده خواهد کرد.
بودجه نیروی دریایی برای سال ۲۰۲۷ و برنامه کشتیسازی مرتبط با آن، جزئیات بیشتری از آنچه ترامپ «ناوگان طلایی» مینامد، فاش میکند. در ۲۱ آوریل، کاخ سفید حدود ۶۵.۸ میلیارد دلار برای کشتیسازی دریایی در بودجه ۲۰۲۷ درخواست کرد، مبلغی بیش از ۲۰ میلیارد بیشتر از سال ۲۰۲۶. با احتساب تورم، این بزرگترین سرمایهگذاری مالی آمریکا در کشتیسازی از زمان برنامه «۴۱ برای حفاظت از آزادی» در سال ۱۹۶۲ خواهد بود که امکان تأمین مالی ساخت ۳۴ کشتی (۱۸ کشتی جنگی و ۱۶ کشتی کمکی) در ترکیب «ناوگان طلایی» از ۳۸۱ کشتی را فراهم میکند. در یک بولتن خبری آمده است که سفارش ساخت ۴۱ کشتی بزرگترین سیگنال تقاضا برای پایگاه صنعت دریایی از زمان دولت فرانکلین روزولت است. درخواست بودجه شامل ایجاد «ناوگان طلایی»، از جمله تأمین مالی «بی بی جی - ایکس» و «اف اف - ایکس» و همچنین افزایش ظرفیت کارخانههای دولتی و افزایش سطح کلی تولید است.
در ۱۱ مه، نیروی دریایی برنامه سالانه کشتیسازی برای ۲۰۲۷-۲۰۳۱ را ارائه کرد. هانگ کائو، سرپرست وزارت نیروی دریایی آمریکا، اعلام کرد که این برنامه «نقشه راهی» برای «ناوگان طلایی» است. این برنامه ساخت ۱۲۲ کشتی (از جمله ۷۵ کشتی جنگی و زیردریایی) و ۶۳ دستگاه بدون سرنشین را در مدت پنج سال با هدف افزایش تعداد ناوگان به ۴۵۰ واحد تا سال ۲۰۳۱ پیشبینی میکند. کل بودجه ۳۰۵.۷ میلیارد دلار است که اوج آن در سال ۲۰۲۷ با ۶۵.۸ میلیارد دلار برای خرید ۳۴ کشتی و پنج دستگاه بدون سرنشین خواهد بود.
در مجموع طی پنج سال، ۷۷.۸ میلیارد دلار به ۱۴ کشتی جنگی سطحی شامل هفت ناوشکن کلاس آرلی برک، سه کشتی خطی و چهار ناوچه اختصاص خواهد یافت. از این مبلغ، ۴۳.۵ میلیارد دلار صرف ساخت سه کشتی خطی خواهد شد. بیشترین بودجه به زیردریاییها اختصاص خواهد یافت که برابر ۱۲۴.۹ میلیارد دلار (۶۲ میلیارد برای پنج زیردریایی کلاس کلمبیا و ۶۲.۹ میلیارد برای ده زیردریایی کلاس ویرجینیا) خواهد بود.
نیروی دریایی میخواهد سالانه حداقل سه زیردریایی هستهای دریافت کند و سرعت ساخت را دو برابر کند. اختصاص ۲۲.۳ میلیارد دلار در چارچوب برنامه جایگزینی ناوهای هواپیمابر نشان میدهد که ناوگان ناوهای هواپیمابر همچنان نیروی ضربتی اصلی نیروی دریایی باقی خواهد ماند. همچنین ۲۹.۳ میلیارد دلار به پنج فروند کشتی حمل و نقل داک کلاس «سن آنتونیو»، دو فروند کشتی فرود همهمنظوره کلاس آمریکا و ۲۳ فروند کشتی فرود متوسط اختصاص خواهد یافت که نشاندهنده تلاش برای تأمین حضور در منطقه ساحلی گروههای فرود آبیخاکی و گروههای اعزامی تفنگداران دریایی است.
همچنین اینکه، ۱۵ میلیارد دلار برای گسترش و نوسازی ناوگان کمکی، ۲.۳ میلیارد برای پنج فروند نفتکش «کنسول» اختصاص خواهد یافت. ضمن اینکه، ۳.۱۱ میلیارد دلار برای ۴۷ فروند کشتی سطحی بدون سرنشین متوسط «موس وی» و ۱.۱۳ میلیارد دلار برای ۱۶ فروند زیردریایی بدون سرنشین فوقبزرگ «ایکس ال یو یو وی» اختصاص خواهد یافت که سامانههای بدون سرنشین را به عنصری کلیدی از قدرت رزمی ناوگان تبدیل میکند.
در ادامه این گزارش آمده است که برای تعمیر و نگهداری و نوسازی کشتیها ۱۲۴.۸ میلیارد دلار اختصاص خواهد یافت. همچنین ۶.۲ میلیارد دلار در پایگاه صنعتی زیردریاییها و ۶.۷ میلیارد دلار در پایگاه کشتیسازی سرمایهگذاری خواهد شد. ضمن اینکه، ۷.۲ میلیارد دلار صرف توسعه کارخانههایی میشود که با ناوگان هستهای کار میکنند و ۱۳.۷ میلیارد دلار دیگر برای حمایت از کارخانههای دولتی در چارچوب برنامه بهینهسازی زیرساختهای کارخانهها اختصاص خواهد یافت.
در آمریکا به طور جدی ساخت کشتیهای نیروی دریایی در کارخانههای خارجی برای افزایش ظرفیت ناوگان در حال بررسی است، گامی که مدتها غیرقابلقبول تلقی میشد. اگر این اتفاق بیفتد، اولین بار خواهد بود که نیروی دریایی ساخت کشتیهای جنگی را برونسپاری میکند. در فرمان «بازیابی سلطه آمریکا بر دریا» به صراحت به جذب سرمایهگذاری خارجی در کارخانههای آمریکایی اشاره شده است. ترامپ در ارائه «ناوگان طلایی» به طور گذرا به همکاری با سایر کشورها اشاره کرد. همانطور که از بیانیه مطبوعاتی فرماندهی نیروی دریایی برمیآمد، قرار است نه تنها کشتیسازان آمریکایی، بلکه کارخانههای خارجی نیز در ایجاد کشتیهای خطی مشارکت داشته باشند.
در بودجه ۲۰۲۷، مبلغ ۱.۸۵ میلیارد دلار برای مطالعه امکانسنجی این موضوع که آیا کارخانههای کره جنوبی و ژاپن میتوانند نیازهای نیروی دریایی را در دو پروژه یعنی پروژه ناوچهها و ناوشکنها برآورده کنند، اختصاص یافته است. «راسل ووت»، رئیس دفتر مدیریت و بودجه آمریکا در «اسای اس» اعلام کرد: «اگر نتوانیم کشتیهای مورد نیاز را از منابع سنتی به موقع و با قیمت مناسب دریافت کنیم، آنها را از کارخانههای دیگر دریافت خواهیم کرد.» و بدین ترتیب بر کارخانههای آمریکایی فشار وارد کرد. فلان نیز در «اسای اس» تأیید کرد که نیروی دریایی در حال بررسی امکان خرید کشتیهای خارجی است. او در مصاحبه با «یواسانآی نیوز» اعتراف کرد که نیروی دریایی ساخت کشتیها را در کارخانههای کره جنوبی و ژاپن بررسی میکند. کادل نیز در جلسه استماع کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان اعلام کرد که برای ایجاد «ناوگان طلایی» به کارخانههای خارجی نیاز خواهد بود.
در برنامه جدید کشتیسازی، همانند «برنامه اقدام دریایی» اشاره شده است که وضعیت فعلی کشتیسازی به دلیل کمبود ظرفیت تولید و نیروی کار، امکان دستیابی به اندازه مورد نیاز ناوگان را نمیدهد. در بودجه ۲۰۲۷، نیروی دریایی اجازه ساخت تا دو کشتی کمکی و تولید ماژولها در خارج از کشور را درخواست کرده است. از برنامه مشخص میشود که نیروی دریایی با تشویق سرمایهگذاری خارجی، به دنبال اخذ مجوز قانونی برای پیمانکاران اصلی است تا تولید ماژولها را به پیمانکاران فرعی خارجی واگذار کنند، در حالی که کارخانههای آمریکایی به مونتاژ نهایی و یکپارچهسازی خواهند پرداخت.
از جمله شرکای بالقوه در این برنامه میتوان به کره جنوبی و ژاپن اشاره کرد که تواناییهای خود را در کشتیسازی پیشرفته نظامی به اثبات رساندهاند. فلان در اولین سفر خارجی خود در آوریل ۲۰۲۵، به توکیو پیشنهاد همکاری در ساخت کشتیهای دو منظوره داد و از سرمایهگذاری در کارخانههای آمریکایی دعوت کرد. «شیگرو ایشیبا» نخستوزیر سابق ژاپن، از آمادگی دولت خود برای حمایت از صنعت کشتیسازی آمریکا، از جمله ساخت کشتیهای یخشکن، خبر داد. در ۲۸ اکتبر و در جریان سفر ترامپ به ژاپن، یک تفاهمنامه با هدف سرمایهگذاری در صنعت کشتیسازی آمریکا در چارچوب توافق تجاری ژوئیه امضا شد که با برنامههای «سانائه تاکایتی» نخستوزیر ژاپن برای دو برابر کردن حجم کشتیسازی تا سال ۲۰۳۵ همخوانی دارد.
شرکتهای کره جنوبی و کانادا نیز از نمونه شرکت ایتالیایی «فینکانتیری» و استرالیایی «آستال» پیروی کرده و شرکتهای تابعهای در آمریکا ایجاد کردهاند. در سال ۲۰۲۴، معامله ۱۰۰ میلیون دلاری برای خرید کارخانه کشتیسازی فیلادلفیا (پنسیلوانیا) توسط شرکت کره جنوبی «هانوا» نهایی شد و این شرکت به اولین شرکت کره جنوبی تبدیل شد که وارد صنعت کشتیسازی آمریکا شد. در سال ۲۰۲۵، «هانوا» از سرمایهگذاری پنج میلیارد دلاری خبر داد و به دنبال سفارشهای تجاری و احتمالاً نظامی بود. در ۳۱ ژوئیه، یک توافق تجاری امضا شد که بر اساس آن کره جنوبی متعهد شد ۱۵۰ میلیارد دلار در بخش کشتیسازی آمریکا در چارچوب راهبردی «بیایید دوباره کشتیسازی آمریکا را بزرگ کنیم» سرمایهگذاری کند. ترامپ در طول تور آسیایی خود اعلام کرد که «هانوا» اولین زیردریایی هستهای خود را در کارخانه کشتیسازی «هانوا فیلادلفیا» خواهد ساخت که نقشی کلیدی در اجرای توافقهای حاصله خواهد داشت. شرکت کره جنوبی دیگری نیز موقعیت خود را در آمریکا تقویت میکند.
در جریان بحث بودجه ۲۰۲۷، دریادار «بن رینولدز» معاون دستیار وزیر نیروی دریایی در امور بودجه، به سرمایهگذاری هانوا در کارخانه کشتیسازی فیلادلفیا به عنوان نمونهای از گسترش ظرفیت کشتیسازی در آمریکا اشاره کرد. ووت نیز به نوبه خود به «مدل فنلاندی» اشاره کرد. در سال ۲۰۲۵، آمریکا ۱۱ کشتی یخشکن به ارزش ۶.۱ میلیارد دلار از فنلاند برای گارد ساحلی سفارش داد که شامل چهار فروند هستند که در کارخانههای فنلاندی و مابقی در کارخانههای آمریکایی کارخانههای کشتیسازی «بولینگر» و «دیوی» پس از اینکه شرکتهای مادر آنها در نوسازی زیرساختها سرمایهگذاری کنند، ساخته خواهند شد. در دسامبر ۲۰۲۵، معامله خرید کارخانه تگزاسی «گولف کوپر» توسط شرکت کانادایی «دیوی» نهایی شد و در اول ژوئن ۲۰۲۶، این شرکت از سرمایهگذاری یک میلیارد دلاری خبر داد.
ساخت کشتیها در کارخانههای خارجی به حمایت کنگره و مجوزهای مربوطه در جریان تصویب «ان دیایای» برای سال ۲۰۲۷ نیاز دارد. طبق قانون، نیروی دریایی از هزینه کردن پول برای خرید کشتیهای خارجی یا ساخت کشتی در خارج از کشور به دلایل امنیتی و حمایت از تولیدکنندگان داخلی منع شده است. بند مربوط به ساخت ناوچهها و ناوشکنها در خارج از کشور در بودجه ۲۰۲۷، همانند درخواست وزارت دفاع از کنگره برای اجازه انعقاد قراردادهای تولید برخی کشتیهای جنگی سطحی و کشتیهای کمکی در خارج از کشور، به طور قابلپیشبینی با انتقاد دموکراتها و شورای کشتیسازان آمریکا مواجه شد.
بسیاری در کنگره ضرورت ساخت کشتی خطی را با استناد به هزینه آن زیر سؤال بردند. «جف مرکلی»، عضو کمیته بودجه سنا از اورگن، خواستار بررسی برنامه «بی بی جی - ایکس» و کل ابتکار «ناوگان طلایی» توسط نهادهای نظارتی شد. در جریان بحث «ان دیایای»، «ست مولتون» سناتور دموکرات از ماساچوست، هزینههای کشتی خطی را «هدر دادن پول» و «گرانترین هدف آسان در تاریخ جهان» نامید و «یوجین ویندمن» سناتور دموکرات از ویرجینیا اعلام کرد که اگر این کشتی به نام «اوباما» نامگذاری شده بود، چنین حمایتی از سوی جمهوریخواهان دریافت نمیکرد. «جو کورتنی» دموکرات ارشد در زیرکمیته نیروهای دریایی و اعزامی از کانکتیکات، اعلام کرد که مبلغ درخواستی با توجه به نبود حتی چیزی نزدیک به یک پروژه، با هر منطقی در تضاد است و از سرعت پیشروی نیروی دریایی نگران است. «کریس کونز» سناتور دموکرات از دلاور نیز نگرانیهای مشابهی را ابراز کرد. قانونگذاران به دنبال الزام نیروی دریایی به تدوین راهبردی برای اصلاحات آینده ناوچه «اف اف - ایکس» هستند. این واقعیت که اولین ناوچه از این نوع سامانه پرتاب عمودی نخواهد داشت، سوالات جدی برانگیخته است.
نگرانی از نبود جزئیات و هزینه اولین کشتی خطی، قانونگذاران را بر آن داشت تا اصلاحات خود را در پیشنویس «ان دیایای» برای سال ۲۰۲۷ بگنجانند. در جلسه کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان در ۴ ژوئن ۲۰۲۶، نمایندگان اصلاحیهای را تصویب کردند که خرید کشتیهای جنگی ساخته شده در خارج از کشور را ممنوع میکند. نویسنده این اصلاحیه، «جارد گلدن» سناتور دموکرات از مین بود که در ایالت او ناوشکنهای کلاس «آرلی برک» ساخته میشوند. اصلاحیه کورتنی، وزیر نیروی دریایی را موظف میکند تا مارس ۲۰۲۷ تحلیلی از تأثیر برنامه «بی بی جی - ایکس» بر صنعت ارائه دهد، با توجه به اینکه صنعت کشتیسازی آمریکا در حال حاضر بیش از حد فرسوده شده و قادر به تأمین نیازهای رو به رشد ناوگان نیست، از وزیر نیروی دریایی خواسته میشود ثابت کند که خرید کشتیهای خطی تأخیرهای موجود در ساخت ناوهای هواپیمابر و زیردریاییها را تشدید نخواهد کرد. «کریس دلوزیو» سناتور دموکرات از پنسیلوانیا، نگرانی خود را از خوشبینی نیروی دریایی نسبت به سطح بلوغ فناوریها ابراز کرد. وی اصلاحیهای ارائه داد که جنبههای مختلف ابتکار «ناوگان طلایی» را شامل میشد و دفتر حسابرسی آمریکا را موظف میکرد تا ژانویه ۲۰۲۷ ارزیابی خود را از برنامه «بی بی جی - ایکس» ارائه دهد. با این حال، اصلاحیه «آدام اسمیت» سناتور دموکرات از واشنگتن که پرداخت یک میلیارد دلار برای ساخت کشتیهای خطی را صفر میکرد، رأی نیاورد. در جریان بحثها، «مایک راجرز» سناتور جمهوریخواه از آلاباما، به عنوان رئیس کمیته نیروهای مسلح سنا از اعضا خواست تا با معیار حذف بودجه مخالفت کنند و توضیح داد که نیروی دریایی به یک کشتی سطحی بزرگ برای انجام عملیاتهای دریایی توزیعشده نیاز دارد.
در تاریخ ۱۱ ژوئن، کمیته نیروهای مسلح سنا نیز به ممنوعیت استفاده از بودجه برای خرید کشتیهای جنگی ساخته شده در خارج از کشور رأی داد. کمیته محدودیتهایی برای اختیارات وزیر نیروی دریایی در مورد تغییر نام کشتیها اعمال کرد و تصمیم گرفت یک میلیارد دلار برای ساخت کشتیهای خطی اختصاص ندهد. با این حال، کمیته اختصاص ۸۵۰ میلیون دلار برای تحقیق و توسعه را تأیید کرد و محدودیتی برای خود برنامه «بی بی جی - ایکس» اعمال نکرد. کمیته ساخت کشتیهای کمکی غیرنظامی را در خارج از کشور در ازای سرمایهگذاری در زیرساختها، مشابه توافق «تلاش همکاری یخ شکن» مجاز دانست. بر اساس الزامات، کارخانه خارجی باید در یک کشور متحد آمریکا باشد و قبل از انعقاد قراردادها، وزیر دفاع باید گزارشی به کنگره ارائه دهد که برنامههای خرید را تشریح کرده و ثابت کند که تحویل کشتیهای خارجی سریعتر از تولید آنها در آمریکا انجام خواهد شد. در حال حاضر، بحثهای کنگره در مورد «ان دیایای» برای سال ۲۰۲۷ ادامه دارد. هر دو مجلس باید اختلافات را در جلساتی که بعداً در سال جاری برگزار خواهد شد، حل و فصل کنند.
ابتکار ایجاد «ناوگان طلایی» فراتر از نوسازی نیروی دریایی است و چیزی فراتر از یک برنامه خرید دیگر وزارت دفاع را نشان میدهد. این ابتکار منعکسکننده بازنگری دولت ترامپ در مورد چگونگی تأمین برتری دریایی آمریکا در شرایط ژئوپلیتیکی در حال تغییر و رشد سریع قدرت دریایی چین است. جنبه دیگر به همان اندازه مهم مربوط به احیای صنعت کشتیسازی آمریکا است. در این زمینه، «ناوگان طلایی» یک اقدام بازاریابی هوشمندانه با هدف هماهنگسازی سرمایهگذاری بیسابقه در صنعت و بسیج کل پایگاه صنعت دریایی است.
علیرغم بدبینی، در شش ماه پیشرفتهایی حاصل شده است. بر همین اساس، پیشنویس بودجه ۲۰۲۷ و برنامه جدید کشتیسازی منتشر شدهاند و به نظر میرسد بودجه تأمین خواهد شد. همچنین تلاشهایی نیز برای ایجاد یک محیط حقوقی مساعد صورت گرفته است. اما موانع جدی از قبیل هزینه کشتیهای خطی کلاس «ترامپ»، مفهوم متناقض «ناوگان طلایی» با تکیه بر کشتیهای خطی، و ظرفیت محدود صنعت کشتیسازی باقی ماندهاند. البته با توجه به واقعیتهای این صنعت، تصویر پیش روی این صنعت چندان روشن نیست.
ساخت «ناوگان طلایی» فرصتهای جدیدی را برای متحدان آمریکا فراهم خواهد کرد تا اهمیت راهبردی خود را تقویت کرده و قابلیتهای عملیاتی خود را در چارچوب ائتلاف افزایش دهند. در شرایط کمبود ظرفیت تولید و نیروی کار در آمریکا، ایده ساخت کشتیها در کارخانههای خارجی در ازای سرمایهگذاری در کشتیسازی آمریکا قدرت میگیرد. با این حال، پایداری توافقهای بالقوه برونسپاری به جو موجود در کنگره و کاخ سفید بستگی دارد. اصلاحات ارائه شده در متن «ای دیایای» برای سال ۲۰۲۷ به وضوح نشاندهنده نگرانی کنگره است. غیرممکن نیست که برنامه «بی بی جی - ایکس» با روی کار آمدن دولت جدید با تأخیر و حتی لغو مواجه شود. کشتی خطی کلاس «ترامپ» ممکن است پشتوانه خوبی برای ناوگان طلایی، یا فاجعهای برای نیروی دریایی باشد.
انتهای پیام/ ۱۳۴
