عراقچی: پاسخ‌های ما ساختار امنیتی منطقه را متحول کرده است

وزیر خارجه با اشاره به پاسخ‌های ایران به پایگاه‌های آمریکا در منطقه گفت که ساختار امنیتی منطقه متحول شده است.
کد خبر: ۸۴۹۱۵۸
تاریخ انتشار: ۲۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۲ - 19July 2026

به گزارش گروه بین‌الملل دفاع‌پرس، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در گفت‌و‌گو با برنامه «ماجرای جنگ ۲» در خصوص مذاکرات و جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران، اظهار داشت: ما برای حفظ اعتبار و آینده سیاسی خودمان کار نمی‌کنیم. اگرچه برخی هستند که یک سری تصمیمات را صرفا برای اعتبار خود می‌گیرند، اما من چنین رویکردی را خیانت می‌دانم.

سید عباس عراقچی

عراقچی افزود: منطقه باورش نمی‌شد که ما منطقه را بزنیم و آنها نتوانند جواب بدهند. این یک تحول بزرگی بود که رخ داد و ساختار امنیتی منطقه را متحول کرد. اینکه ایران کل منطقه را بزند.

وی ادامه داد: قبل از جنگ ما جلسات بسیاری در شورای عالی امنیت ملی داشتیم و تمام سناریو‌ها نوشته شده بود. مثلا اگر آمریکا تنها زد و رژیم مشارکت نکرد چه کار کنیم. اگر دوتایی زدند چیکار کنیم. یک سناریو این بود که اگر رهبری را زدند چیکار کنیم، این پیش‌بینی بود و حتی کد داشت. کسی در جلسه دلش نمی‌آمد که این را بگوید، حتی گفتنش هم سخت بود. کد ۱۱۰ بود و همه می‌دانستیم منظور چیست.

عراقچی: ما اصلا غافلگیر نشدیم و برای همه چیز آمادگی داشتیم

وزیر امور خارجه کشورمان در خصوص مذاکرات با آمریکا قبل از جنگ تحمیلی ۹ اسفندماه اظهار داشت: درخواست آنها برای مذاکرات مجدد مطرح شد و این درخواست باز هم با غنی‌سازی صفر بود و دوباره برگشتند که غنی‌سازی صفر را قبول دارید یا حمله کنیم و در نهایت جمع بندی شد ما مذاکره را شروع کنیم. علت آن هم برای اتمام حجت که بعداً کسی نگوید که اگر مذاکره کرده بودید، جنگ نمی‌شد.

وی افزود: من مطمئن بودم جنگ می‌شود، نیرو‌های نظامی ما مطمئن بودند و خود ما مطمئن بودیم. گفتیم باید دو دور مذاکره انجام شود که یا طرف از موضع غنی‌سازی صفر کوتاه می‌آید که بعید است یا اگر کوتاه نیاید ما حجت داریم.

عراقچی: دشمن تصور مقاومت ایران را نکرده بود

عراقچی در پاسخ به این سوال که چه شد دوباره جنگ شد، گفت: اولا دست‌فرمان من نبود. تصمیمی در طرف مقابل وجود داشت که به یک‌سری اهداف درباره ایران برسد و ما تلاش داشتیم مسیر طرف مقابل را به سمت کاری غیر از جنگ هدایت کنیم. باید این موضوع را به‌طور کامل توضیح دهم، زیرا یک تصور غلط وجود دارد که باید اصلاح شود؛ اینکه مذاکره باعث جنگ شد یا اینکه ما مذاکره کردیم و باز هم جنگ دیدیم. این تعبیر درستی نیست.

وی افزود: زیرا مذاکره تصمیم شخص من نبود، بلکه تصمیمی جمعی بود که اتخاذ شد. همه‌چیز، همان‌طور که قبلاً هم گفتم، از تصور یک «ایران ضعیف» آغاز شد. پس از اتفاقاتی که در لبنان رخ داد، شهادت سید حسن، سقوط سوریه و در نهایت تحولات دیگری که اتفاق افتاد، این تصور شکل گرفت که ایران بازدارندگی منطقه‌ای خود را از دست داده است. همچنین تصور کردند که ایران برای جبران این موضوع به سمت بازدارندگی هسته‌ای خواهد رفت؛ بنابراین باید جلوی آن گرفته شود و پیش از رسیدن ایران به بازدارندگی هسته‌ای، امکانات هسته‌ای آن از بین برده شود و همین‌طور، حادتر از آن، این بود که در سمت رژیم صهیونیستی این تصور شکل گرفته بود که ایران ضعیف شده و اکنون زمان آن رسیده که کار را یکسره کنند. با همین تصور وارد جنگ دوازده‌روزه شدند.

وزیر امور خارجه ادامه داد: پیش از آن هم دو سه بار دیگر تا آستانه جنگ پیش رفتیم. آن موارد، به دلایل مختلف اتفاق نیفتاد که بخش قابل توجهی از آن به دلیل اقدامات دیپلماتیک انجام‌شده و نگرانی‌ای بود که در منطقه ایجاد شد مبنی بر اینکه یک جنگ فراگیر منطقه‌ای رخ خواهد داد و همه را ضرر خواهند کرد. به تعبیر دیگر، یا جلوی آن گرفته شد یا به تعویق افتاد. در جنگ دوازده‌روزه، آنها ابتدا دیپلماسی را هم امتحان کردند. همان‌طور که گفتم، دیپلماسی راه کم‌هزینه‌تری است. از ابتدا هم گفتم که موضوع غنی‌سازی صفر، پیش از جنگ دوازده‌روزه، در مذاکرات مطرح شد.

وی همچنین گفت: در مقابل خواسته غیرقانونی و غیرمعقول آنها برای غنی‌سازی صفر، ما مقاومت کردیم و ایستادگی کردیم. وقتی دیدند از طریق مذاکره نمی‌توانند به خواسته خود برسند، جنگ را آغاز کردند. یعنی جنگ از اینجا شروع شد؛ زمانی که طرف مقابل دید از طریق مذاکره به خواسته‌اش نمی‌رسد، سراغ جنگ رفت؛ نه اینکه مذاکره منجر به جنگ شده باشد. ایستادگی ما برای حفظ منافع ملی و اینکه حاضر نشدیم پشت میز مذاکره چیز‌هایی را که آنها می‌خواستند به آنها بدهیم، باعث شد آنها راه سخت‌تر را انتخاب کنند. آنها این راه سخت‌تر را انتخاب کردند و نتیجه آن شکست در جنگ دوازده‌روزه بود.

این دیپلمات ایرانی خاطرنشان کرد: ماجرای جنگ چهل‌روزه از اینجا شروع می‌شود که پس از جنگ دوازده‌روزه، به نظر من آنها دچار یک اشتباه محاسباتی دیگر شدند؛ چراکه تصور مقاومت ایران را نکرده بودند. آنها باید آمادگی بیشتری پیدا می‌کردند، اما صرفاً تجهیزات و تسلیحات خود را افزایش دادند. تصورشان این بود که رژیم صهیونیستی با یک حمله چندروزه همه‌چیز را از بین می‌برد و جمهوری اسلامی تسلیم می‌شود. همه این تصورات، تصور‌ات باطلی بود. وقتی این اتفاق نیفتاد، چون آمادگی برای طولانی شدن جنگ نداشتند و چون دیدند مردم به صحنه آمدند، از نظام حمایت کردند و پشت نظام ایستادند، مجبور شدند جنگ را متوقف کنند.

جنگ دوازده‌روزه مقدمه‌ای شد برای پیروزی در جنگ چهل‌روزه

عراقچی در خصوص وضعیت ایران بعد از جنگ ۱۲ روزه اظهار داشت: در از روز چهارم جنگ چهل‌روزه، یکی از اندیشکده‌های آمریکایی تحلیلی منتشر کرد و گفت روزانه بین ۱۰ تا ۲۵ درصد از لانچر‌های ایران از بین می‌رود و تا پایان اسفند، ایران حداکثر می‌تواند توان شلیک خود را حفظ کند. این ارزیابی بر چه اساسی بود؟ بر اساس تجربه آنها از جنگ دوازده‌روزه. اما غافل از اینکه در این هشت ماه، سیستم لانچری ایران کاملاً تغییر کرده بود و به شکلی درآمده بود که هرچه آنها هدف قرار می‌دادند، جایگزین می‌شد. این فقط یکی از اقداماتی بود که در این مدت انجام شده بود.

وی افزود: در جنگ دوازده‌روزه هم ما با توجه به میزان تاب‌آوری‌های خودمان و تاب‌آوری اجتماعی، چون خودمان نیز برای جنگی با این شکل و ابعاد آماده نبودیم، تصمیم گرفتیم که متوقف شویم. این تصمیم درست یا غلط، در جای خود باید در تاریخ قضاوت شود، اما به نظر من تصمیم درستی بود که نظام گرفت و آثار آن را نیز در جنگ بعدی دیدیم. یعنی جنگ دوازده‌روزه مقدمه‌ای شد برای پیروزی در جنگ چهل‌روزه.

مطمئن بودم که جنگ می‌شود

وزیر امور خارجه در پاسخ به این سوال که آیا مطمئن بودید که جنگ می‌شود، اظهار داشت: من مطمئن بودم؛ جزئیاتش را بعداً خواهم گفت. نیرو‌های نظامی ما مطمئن بودند، خود ما هم مطمئن بودیم. چون مطمئن بودیم، گفتیم باید یکی دو دور مذاکره انجام شود. شاید طرف مقابل از موضوع غنی‌سازی صفر کوتاه بیاید، هرچند بعید بود؛ اما اگر هم کوتاه نیامد، ما حجت داریم. دیگر کسی، چه در جامعه بین‌المللی و چه در داخل کشور، نمی‌تواند به ما بگوید که تقصیر خودتان بود؛ شما باید مذاکره می‌کردید. این فلسفه ورود ما به مذاکره بود. وگرنه اگر خاطرتان باشد، مصاحبه‌های من، صحبت‌های من در تلویزیون و سخنانم در مجلس پیش از آن موجود است که گفتم: هدف این مذاکرات مشخص است و اهداف نظامی دشمن نیز کاملاً روشن است.

وی افزود: فکر می‌کنید مذاکره فریب است؟ کسی نباید فریب بخورد. فریب نخوردن برای ما بسیار آسان است. نیرو‌های مسلح نباید به امید مذاکره‌کننده بنشینند. من مأموریتی دارم که انجام می‌دهم؛ یا موفق می‌شوم یا نمی‌شوم. نیرو‌های مسلح نباید به امید من باشند. دولت هم نباید به امید من در تأمین معیشت مردم باشد. هر انباری باید پر شود، هر ذخیره‌ای باید ایجاد شود و همه اقدامات لازم باید انجام شود. به همین دلیل، وقتی جنگ چهل‌روزه آغاز شد، ما کاملاً آماده بودیم. نشانه آن هم این است که دو ساعت بعد پاسخ خود را آغاز کردیم، زیرا همه این طراحی‌ها از قبل انجام شده بود. کاملاً مشخص بود که اگر سطح حمله دشمن هر اندازه‌ای باشد، ما متناسب با همان سطح پاسخ خواهیم داد.

عراقچی ادامه داد: چرا تنگه هرمز هم از روز اول بسته شد؟ چون از قبل طراحی شده بود که اگر رهبری هدف قرار گرفت، بلافاصله تنگه بسته شود.

وی درباره اهداف مذاکره با آمریکا گفت: مذاکره چند هدف داشت. یکی اینکه شاید در مذاکره راهی برای رسیدن به خواسته‌ها پیدا شود و ما نباید این فرصت را از دست بدهیم. جنگ به هر حال هزینه‌های خودش را دارد و اگر هر کشوری بتواند از مسیر مذاکره به اهداف خود برسد، قطعاً این راه کم‌خطرتر و کم‌هزینه‌تر را ترجیح می‌دهد. ما می‌گفتیم شاید حتی با احتمال ۱۰ درصد بتوانیم در مذاکره به نتیجه‌ای غیر از جنگ برسیم؛ باید این فرصت را امتحان کنیم. ممکن است به نتیجه نرسیم، اما حداقل اتمام حجت کرده باشیم؛ هم با دشمن، هم با جامعه بین‌المللی و هم با مردم خودمان که ما همه مسیر‌ها را امتحان کردیم.

تمام مباحث مربوط به مذاکره در کمیته ۶ نفره انجام می‌شد

وزیر امور خارجه کشورمان درباره کمیته ۶ نفره برای برررسی مذاکرات گفت: در آن مقطع، نام آن کمیته هسته‌ای بود و در داخل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی فعالیت می‌کرد. مدت زیادی آقای شمخانی ـ که ان‌شاءالله روحشان با شهدای کربلا محشور محشور شود ـ مسئولیت این کمیته را بر عهده داشتند. بعد از ایشان نیز آقای دکتر لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، ریاست این کمیته را بر عهده داشتند. تمام مباحث مربوط به مذاکره؛ اینکه مذاکره انجام شود یا نشود، با چه اصولی انجام شود، همه در این کمیته بررسی و جمع‌بندی می‌شد.

وی افزود: مصوبات این کمیته نیز مانند مصوبات خود شورای عالی امنیت ملی اعتبار داشت؛ یعنی دقیقاً همان مسیر را طی می‌کرد. صورت‌جلسات این جلسات نیز وجود دارد و شاید روزی، پس از گذشت چند دهه، منتشر شود. تعبیر‌هایی که در آن جلسات درباره مذاکره‌کنندگان و روند مذاکرات به کار رفته، تعبیر‌های جالبی است.

این دیپلمات ایرانی بیان کرد: در آنجا تصمیم گرفته شد که ما مذاکره کنیم، اما کشور باید آماده جنگ هم باشد. من چند بار تأکید کردم که کسی فریب نخورد. حتی در یکی از جلسات دیدم که یکی از فرماندهان ارشد نظامی کمی ناراحت شد و گفت: «چرا هر بار می‌گویید کسی فریب نخورد؟ ما قرار نیست فریب بخوریم؛ ما کاملاً آماده‌ایم. شما کار خودتان را انجام دهید، نگران این موضوع نباشید. ما آماده هستیم.» ما با همین منطق وارد مذاکره شدیم.

وی همچنین گفت: در مذاکرات نیز درخواست طرف مقابل همچنان «غنی‌سازی صفر» بود و موضوع ما هم همچنان این بود که اجازه نمی‌دهیم این حق مردم ایران از بین برود. در مذاکرات پیش از جنگ چهل‌روزه، زمانی بود که تأسیسات هسته‌ای ما را هدف قرار داده بودند. همان زمان ما با سربلندی گفتیم: تأسیسات ما را زدید، اما ساختمان‌ها دوباره ساخته می‌شوند؛ تجهیزات و ماشین‌آلات دوباره ساخته می‌شوند. آن چیزی که نمی‌توانید از بین ببرید، علم و فناوری است که وجود دارد و باقی خواهد ماند. مواد ما هم سر جای خود قرار دارد. اما آنها آمدند و گفتند غنی‌سازی صفر؛ حتی مواد خود را هم تحویل دهید. طبیعی بود که موضوع اصلی ما چه باشد؛ نهایتاً بحث غنی‌سازی صفر مطرح بود.

رئیس دستگاه دیپلماسی در ادامه اظهار داشت: آنها در آن مقطع گفتند یا بپذیرید یا اقدام می‌کنیم. با اینکه تأسیسات ما آسیب دیده بود و ما در یک تعلیق، به نوعی اجباری، قرار داشتیم، اما همین را هم مأموریت داشتیم که نپذیریم. با همان عزم و اراده رسمی، موضوع ما در سه دور مذاکره‌ای که انجام دادیم کاملاً روشن بود. صورت‌جلسات و گزارش‌های آن مذاکرات نیز وجود دارد. روز پنجشنبه همان هفته، دور سوم مذاکرات را داشتیم. در آن جلسه بحث تعلیق غنی‌سازی مطرح شد؛ آنها می‌گفتند باید یک دوره چندین‌ساله تعلیق وجود داشته باشد که ما قبول نکردیم. اما قرار گذاشتیم با توجه به بحث‌هایی که انجام شده بود، کمیته‌های فنی دو طرف تشکیل جلسه دهند و روز دوشنبه نتیجه بررسی‌های خود را ارائه کنند.

شاید مسئله هسته‌ای هنوز هم حل نشدنی باشد

عراقچی درباره اینکه آیا بحث تعلیق غنی‌سازی جزو خطوط قرمز ایران بود، گفت: بحث تعلیق و مواد نیست. اولاً سالی که آنها می‌خواستند، سال کمی نبود. چون هنوز یکی از آخرین درخواست‌های آنها همین بود. ما الان هم که مذاکرات دو مرحله‌ای هسته‌ای را انجام دادیم، موضوع غنی‌سازی را کنار نگذاشتیم، چون مسائلی در حوزه هسته‌ای وجود داشت که حل‌نشدنی بود و هنوز هم در شرایط فعلی شاید حل‌نشدنی باشد.

وی افزود: الان بحث ساختن و صبر نیست بلکه بحث این بود که به دشمن اجازه دهیم بجنگد و به خواسته اش برسد، شکست اینجاست. اگر این اتفاق می‌افتاد و این الگو شکل می‌گرفت. اما ما در مذاکره ایستادگی کردیم ولو به قیمت جنگ.
یک عبارتی از رهبر شهیدمان همیشه پیش چشم من بوده است؛ اینکه جمهوری اسلامی جنگ نمی‌کند، چون جنگ هزینه دارد، خطر دارد و تبعات دارد. ما نمی‌جنگیم، مگر اینکه هزینه نجنگیدن از هزینه جنگیدن بیشتر باشد. اگر شما به نقطه‌ای برسید که نجنگیدن هزینه بیشتری برای شما داشته باشد تا جنگیدن، باید وارد جنگ شوید و تردید نکنید. این اتفاق هم در جنگ دوازده‌روزه و هم در جنگ چهاردروزه رخ داد.

وزیر امور خارجه خاطرنشان کرد: ما روز هفتم اسفند در ژنو مذاکرات داشتیم. تقریباً مذاکرات به نتیجه نرسیده بود. با این حال تصمیم گرفتیم کمیته‌های فنی دو طرف در وین با یکدیگر ملاقات کنند؛ دوشنبه هفته بعد. وقتی برگشتیم، از همان روز جمعه دیدم که فضا کاملاً آماده جنگ شده است. جمعه شب تماس‌هایی با وزرای خارجه در منطقه داشتند و همه به من گفتند که ما هم تعجب می‌کنیم؛ با اینکه مذاکرات پنجشنبه مذاکرات بدی نبود و نشانه‌ای از جنگ نداشت، چرا ناگهان از روز جمعه فضا تغییر کرد؟ معلوم بود که آمریکا به این نتیجه رسیده است که از طریق مذاکره به چیزی که می‌خواهد نمی‌رسد و باید با جنگ کار را تمام کند.

عراقچی ادامه داد: ضمن اینکه تعبیر شما که اشاره کردید، شاید درست باشد؛ حداقل از منظر صهیونیستی آنها این تحلیل وجود داشت که موضوع هسته‌ای و مواد هسته‌ای، در واقع پوشش است و هدف اصلی چیز دیگری است. هدف اصلی برای نتانیاهو چیست؟ بعضی معتقدند بین این دو تفاوتی نیست و آمریکا و اسرائیل در یک مسیر حرکت می‌کنند. بله، حتماً در یک مسیر هستند و حتماً یکدیگر را تکمیل می‌کنند، ولی اختلاف منافع و اختلاف مواضع هم گاهی وجود دارد که خودش بحث دیگری است و فرصت دیگری می‌طلبد.

وی تاکید کرد:، اما نتانیاهو بار‌ها گفته بود که یک «کار ناتمام» وجود دارد؛ یک کار تمام‌نشده باقی مانده است. آن کار چیست؟ جنگ دوازده‌روزه و نابودی جمهوری اسلامی. او معتقد بود کار تمام نشده و باید این کار را تمام کرد؛ جمهوری اسلامی را باید از بین برد. از نگاه آنها هیچ فرصتی در تاریخ بهتر از این وجود نداشت؛ چون ایران کاملاً ضعیف شده بود، یک دور جنگیده بود، توانش کاهش پیدا کرده بود، مردم هم به خیابان‌ها آمده بودند و اعتراضات شکل گرفته بود.

این دیپلمات ایرانی در ادامه بیان کرد: آنها تصور می‌کردند تحریم‌های اقتصادی، فشار‌های منطقه‌ای و همه ابزار‌های دیگر، ایران را در اوج ضعف قرار داده است و باید کار را تمام کرد. این هدف اسرائیل بود و با این تحلیل، آمریکا را هم وارد جنگ کرد. این تحلیل اشتباه را به ترامپ ارائه کردند؛ به شکلی که بعداً در مواضع مختلف هم مشخص شد ترامپ از این تحلیل که به او داده بودند، عصبانی شده بود؛ اینکه گفته بودند کار در دو سه روز تمام می‌شود. وقتی جنگ شروع شد، فکر می‌کنم روز دوم بود که ترامپ یک توییت کوتاه زد: تسلیم بدون قید و شرط.

انتهای پیام/ ۱۳۴

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین