دفاع‌پرس گزارش می‌دهد؛

قدرت موشکی و پهپادی نیرو‌های مسلح ایران از نگاه اندیشکده‌های غربی

اندیشکده‌های غربی معتقدند که ادعای مصونیت پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس دیگر یک واقعیت استراتژیک نیست؛ در حقیقت ارتقای دقت (CEP) موشک‌های ایرانی به زیر ۱۰ متر، به این معنی است که دیگر نیازی به شلیک ده‌ها موشک برای نابودی یک آشیانه یا باند فرود نیست و یک موشک دقیق با کلاهک مانورپذیر کافی است.
کد خبر: ۸۴۹۳۵۱
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۱۷ - 08August 2026

گروه دفاعی امنیتی دفاع‌پرس- محمد زرچینی؛ درگیری‌های اخیر منطقه غرب آسیا پرده از واقعیت جدیدی برداشته که در آن، دیگر پایگاه‌های نظامی امپریالیسم در منطقه همچون گذشته ارزش و اعتبار نظامی ندارند. گزارش‌های اخیر نشریات معتبر آمریکایی از جمله وال‌استریت ژورنال، پرده از تغییر استراتژیک در معادلات نظامی منطقه راهبردی غرب آسیا برداشته است. بر اساس این گزارش‌ها، ایران با توسعه فناوری‌های نوین در موشک‌های بالستیک و کروز برد متوسط خود، از جمله افزایش سرعت و قابلیت مانورپذیرکردن کلاهک‌ها در مرحله پایان (Terminal Phase)، توانایی قابل‌توجهی برای عبور از پیشرفته‌ترین سامانه‌های پدافندی مستقر در منطقه، از جمله سامانه پاتریوت (Patriot)، ایجاد کرده است. این تحول تکنولوژیک، معماری پدافندی ایالات متحده و متحدانش در خلیج فارس را با چالش‌های بی‌سابقه‌ای مواجه ساخته و مفهوم بازدارندگی در منطقه را دستخوش تغییر کرده است.

پاتریوت

تغییر موازنه در نبرد موشک و پدافند

برای دهه‌ها، دکترین نظامی ارتش ایالات متحده آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدانش در منطقه غرب آسیا بر پایه برتری هوایی و برتری مطلق پدافندی استوار بود؛ در حقیقت سامانه‌هایی مانند «پاتریوت (Patriot)»، «تاد (THAAD)» و «اجیس (Aegis)» به‌عنوان سپر‌های نفوذناپذیر در برابر تهدیدات موشکی در نظر گرفته می‌شدند؛ با این حال، گزارش‌های جدید اطلاعاتی و نظامی نشان می‌دهد که این برتری در حال از بین رفتن است. ایران با درک این موضوع که کمیت موشک‌ها به تنهایی نمی‌تواند در برابر لایه‌های چندگانه پدافندی پیروز شود، استراتژی خود را به سمت «کیفیت» و «پیچیدگی فناوری» تغییر داده است. توسعه موشک‌هایی که در لحظات آخر پیش از اصابت، تغییر مسیر داده و سرعتی فراتر از توان پردازش رادار‌های رهگیری دارند، معادله سنتی «موشک بالستیک در برابر پدافند» را دگرگون کرده است.

گزارش «وال‌استریت ژورنال»؛ قدرت‌نمایی موشکی نیرو‌های مسلح ایران و عبور از سد رهگیری آمریکا 

روزنامه «وال‌استریت ژورنال» در گزارشی اختصاصی به نقل از مقامات پنتاگون و فرماندهان نظامی آمریکا فاش کرد که توان موشکی ایران در ماه‌های اخیر به گونه‌ای توسعه یافته که قادر است از سامانه‌های دفاعی و رهگیری آمریکا در منطقه عبور کند. بر اساس این گزارش، مقامات آمریکایی تأیید کرده‌اند که ایران روش‌های جدیدی برای بی‌اثرکردن سامانه دفاع موشکی آمریکا به‌کار گرفته است. هسته اصلی این گزارش بر دو قابلیت کلیدی تمرکز دارد؛ سرعت بسیار بالا و قابلیت مانور در مرحله پایانی.

سرعت بسیار بالا (هایپرسونیک و شبه‌هایپرسونیک)؛ موشک‌های جدید با سرعتی بسیار فراتر از سرعت صوت (ماخ ۸ به بالا) حرکت می‌کنند که زمان واکنش سامانه‌های پدافندی را به شدت کاهش می‌دهد.

موشک

قابلیت مانور در مرحله پایانی (Terminal Maneuverability)؛ برخلاف موشک‌های بالستیک سنتی که پس از خروج از جو و در مسیر بازگشت به زمین (فاز شیرجه)، مسیری قابل پیش‌بینی دارند، موشک‌های جدید ایران در مرحله نهایی پرواز قادر به تغییر مسیر ناگهانی هستند.

این گزارش تأکید می‌کند که این قابلیت‌ها امکان عبور از سامانه‌های رهگیری را به‌شدت افزایش داده و عملاً سامانه‌هایی مانند پاتریوت را در برابر حملات اشباع‌کننده و هوشمند آسیب‌پذیر کرده است. برای مثال، در حملات موشکی قدرتی و سرعتی نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران به پایگاه‌های نظامی «احمد السالم»، «شیخ عیسی» و «موفق السلطی» ایران با شلیک دقیق موشک‌های بالستیک و با استفاده از قابلیت مانورپذیری موشک‌ها ضربات سنگینی را به این پایگاه‌ها وارد آورده است. 

بررسی فنی؛ چگونه موشک‌ها از پاتریوت عبور می‌کنند؟

برای درک بهتر ادعا‌های مطرح‌شده در وال‌استریت ژورنال و تأییدشده توسط اندیشکده‌های نظامی، باید به کالبدشکافی فنی نحوه عملکرد سامانه پاتریوت و نقاط ضعف آن در برابر فناوری‌های نوین ایرانی پرداخت. 

چالش کلاهک‌های مانورپذیر

سامانه پاتریوت به‌ویژه نسخه «پک ۳» این سامانه، برای رهگیری موشک‌هایی طراحی شده است که مسیرشان قابل پیش‌بینی باشد. رادار‌های این سامانه مسیر پرواز موشک را محاسبه کرده و نقطه برخورد را پیش‌بینی می‌کنند تا موشک رهگیر (Interceptor) را به آن نقطه بفرستند؛ اما هنگامی که کلاهک موشک در فاز شیرجه (چند ثانیه پیش از اصابت) شروع به مانورکردن تغییر مسیر با استفاده از بالک‌های پویا و دینامیک یا پیشران‌های جانبی می‌کند، الگوریتم‌های رادار پاتریوت دچار خطای محاسباتی شده و موشک رهگیر از هدف عبور می‌کند. موشک‌هایی مانند «عماد» و نسل‌های جدیدتر ایرانی از سال‌ها پیش به این فناوری مجهز شدند و اکنون این قابلیت به‌شدت ارتقا یافته است. در حقیقت شلیک موشک‌های نسل جدید با قابلیت‌های ارتقاءیافته ضربه سختی را بر پیکره ایالات متحده آمریکا و هم‌پیمانانش وارد آورده است؛ برای مثال، موشک‌های هایپرسونیک (مانند فتاح) در مسیری متفاوت از موشک‌های بالستیک سنتی حرکت می‌کنند. آن‌ها می‌توانند در جو زمین یا لبه جو پرواز کنند و مانور‌های پیچیده‌ای انجام دهند. از آنجا که سامانه پاتریوت برای رهگیری اهدافی طراحی شده که یا از بالا سقوط می‌کنند (بالستیک) و یا در ارتفاع پایین پرواز می‌کنند (کروز)، مواجهه با هدفی که هم سرعت هایپرسونیک دارد و هم در حال مانور است، کابوس اپراتور‌های پدافندی است؛ موشک مانورپذیر فتاح در حقیقت همچون یک بازیکن فوتبال موانع خود را دریبل و با شیرجه‌ای فوق سنگین به هدف اصابت می‌کند. 

جنگ الکترونیک و فریب راداری

علاوه بر مانور فیزیکی، گزارش‌های نظامی نشان می‌دهد که موشک‌های ایرانی به فناوری‌های کاهش سطح مقطع راداری (RCS) و تجهیزات فریب راداری مجهز شده‌اند. این تجهیزات باعث می‌شوند رادار‌های پاتریوت اهداف اساسی و ارزشمند را کاذب شناسایی کرده و موشک‌های رهگیر ارزشمند خود را برای چنین اهدافی هدر ندهند.

معماری پدافندی آمریکا و متحدانش در خلیج فارس 

ایالات متحده و کشور‌های میزبان پایگاه‌هایش در بحرین (پایگاه پنجم نیروی دریایی)، قطر و امارات (پایگاه العدید و الظفره)، کویت (پایگاه‌های عریفجان و علی السالم) از یک معماری پدافندی یکپارچه استفاده می‌کنند. این معماری شامل رادار‌های هشدار و موشک‌های پیشرفته پدافندی تاد، پاتریوت و اجیس است که برای رهگیری در ارتفاع بالا و سامانه‌های پاتریوت و آجیس برای رهگیری در ارتفاع متوسط و پایین است. 

با این حال، کارشناسان نظامی در مجلاتی مانند " Jane's Defence Weekly" و "Defense News" اشاره کرده‌اند که این معماری در برابر استراتژی جدید ایران با چالش مواجه است که این محدودیت‌ها ه شرح زیر است:

محدودیت خشاب پاتریوت؛ هر لانچر پاتریوت تنها تعداد محدودی موشک رهگیر (معمولاً ۱۶ موشک در نسخه‌های جدیدتر) دارد. اگر ایران از تاکتیک «حمله اشباع‌کننده (Saturation Attack)» استفاده کند، یعنی همزمان ده‌ها موشک و پهپاد را به سمت یک پایگاه شلیک کند، پدافند در عرض چند دقیقه تخلیه شده و آسیب‌پذیر می‌شود.

آسیب‌پذیری در برابر زوایای حمله جدید؛ موشک‌های مانورپذیر می‌توانند از زوایایی به پایگاه‌ها حمله کنند که رادار‌های پاتریوت به دلیل موانع طبیعی یا زمینی، دید مستقیم «سایت لاین» ندارند و لذا این حملات می‌تواند در صورت شلیک انبوه با موفقیت همراه شود. 

ارزیابی اندیشکده‌های غربی از توازن بازدارندگی

بسیاری از اندیشکده‌های غربی و مراکز مطالعاتی معتبر غربی به دقت تحولات منطقه غرب آسیا را بررسی می‌کنند و به نکات جالبی نیز درباره وضعیت درگیری ایران با آمریکا و متحدانش در منطقه و همچنین قدرت بازدارندگی ایران دست یافته‌اند. مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک (IISS) و مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) در گزارش‌های اخیر خود در این زمینه به نکات زیر اشاره کرده‌اند:

پایان دوران مصونیت پایگاه‌ها؛ اندیشکده‌ها معتقدند که ادعای مصونیت پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس دیگر یک واقعیت استراتژیک نیست. ارتقای دقت (CEP) موشک‌های ایرانی به زیر ۱۰ متر، به این معنی است که دیگر نیازی به شلیک ده‌ها موشک برای نابودی یک آشیانه یا باند فرود نیست؛ یک موشک دقیق با کلاهک مانورپذیر کافی است.

هزینه نامتقارن؛ عبور از سامانه پاتریوت یک پیروزی اقتصادی-نظامی برای ایران است؛ موشک رهگیر پاتریوت (PAC-۳ MSE) میلیون‌ها دلار قیمت دارد، در حالی که هزینه تولید موشک بالستیک مانورپذیر ایرانی نهایتاً بین یکصد هزار تا نیم میلیون دلار (در نسخه‌های پیشرفته) است. این عدم تقارن هزینه، در یک درگیری طولانی‌مدت، کفه ترازو را به نفع نیرو‌های مسلح ایران تغییر می‌دهد.

نیاز به بازنگری در دکترین پدافندی؛ پنتاگون در گزارش‌های خود به کنگره اذعان کرده است که برای مقابله با این تهدید جدید، نیاز به استقرار سامانه‌های لیزری، مایکروویو با توان بالا (HPM) و توسعه نسل جدیدی از رهگیر‌ها (مانند پروژه LTAMDS) دارد که هنوز به‌طور کامل در منطقه مستقر نشده‌اند.

گذار از برتری مطلق پدافندی به بازدارندگی پیچیده

گزارش وال‌استریت ژورنال تنها یک افشاگری رسانه‌ای نیست، بلکه تأییدی بر یک واقعیت تلخ برای استراتژیست‌های پنتاگون است. توان موشکی ایران با تکیه بر بومی‌سازی فناوری‌های پیچیده مانند کلاهک‌های مانورپذیر در مرحله شیرجه، موتور‌های سوخت جامد پیشرفته و فناوری‌های هایپرسونیک، از یک تهدید کمّی به یک تهدید کیفی و اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است. 

این ارتقای توانمندی‌ها نشان می‌دهد که سامانه‌های پدافندی فعلی مستقر در بحرین، امارات، کویت و قطر، اگرچه همچنان در برابر تهدیدات سنتی و پهپاد‌ها کارآمد هستند؛ اما در برابر موج‌های ترکیبی و موشک‌های نسل جدید با قابلیت عبور از سد رهگیری، با بن‌بست تکنولوژیک مواجه شده‌اند؛ در حقیقت ایران با ترکیبی از موشک و پهپاد به خوبی توانسته سد دفاعی ایالات متحده را در منطقه بشکند. 

در نهایت، این تحولات نشان می‌دهد که منطقه غرب آسیا وارد فاز جدیدی از بازدارندگی شده است؛ فازِ «بازدارندگی از طریق آسیب‌پذیری متقابل». در این معادله جدید، چتر پدافندی آمریکا دیگر یک سپر جادویی و نفوذناپذیر نیست و این واقعیت، متغیر اصلی در محاسبات استراتژیک تمامی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در سال‌های پیش رو خواهد بود و ایران در روزهای اخیر به خوبی به آمریکا و هم‌پیمانانش نشان داده که استقرار سامانه‌های چند میلیارد دلاری در منطقه، تضمین‌کننده یک پدافند یکپارچه نخواهد بود. 

انتهای پیام/ 281

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار