مراکز داده به مثابه اهداف نظامی ارزشمند در جنگ منطقهای ایران
گروه بینالملل دفاعپرس - صبا عباسی؛ ماهیت جنگافزاری همگام با تغییر ماهیت اهداف نظامی تکامل یافته است. از زمان آغاز جنگ منطقهای در اسفند ۱۴۰۵، ایران از اهداف نظامی سنتی عبور کرد و بخش فیزیکی زیرساخت دیجیتال در مراکز داده شرکت آمازون در امارات و بحرین را مورد حمله قرار داد. تا کنون، مراکز داده به عنوان مکانهایی بیخطر تلقی میشدند، زیرا هیچ تجهیزات یا سختافزار نظامی را در خود جای نمیدادند. با این حال، جنگ منطقهای ایران، این سایتهای میلیارد دلاری را به دلیل توانایی آنها در عمل کردن به عنوان مزرعههای سروری که وبسایتها، برنامههای کاربردی، سیستمهای هوش مصنوعی و کل زیرساخت دیجیتال دشمنان بر روی آنها اجرا میشود، به اهدافی با ارزش بالا تبدیل کرده است.

تحویل خدمات ابری در مراکز داده، به یکپارچگی زیرساخت فیزیکی وابسته است. اختلال در هر بخشی از زیرساخت مشترک، جدا از سایر سیستم نمیماند، بلکه خطر ایجاد شکست سیستمی گسترده را به همراه دارد. شرکت آمریکایی آمازون، مناطق دسترسی چندگانه را در امارات و بحرین اداره میکرد. در نتیجه حملات ایران، آسیب شدیدی به مراکز داده وارد شده و هزاران پلتفرم حیاتی مانند سیستمهای بانکی و تجاری، ابزارهای دولتی، پورتالها، پلتفرمهای اطلاعاتی و بارهای کاری هوش مصنوعی به طور همزمان مختل شدند. همچنین به دلیل ماهیت لایهای معماری ابر، این اختلال به تمامی سیستم گسترش یافت.
حمله ایران به زیرساخت مرکزی دادههای آمازون، نقطه عطفی در شروع تسلیحاتی شدن معماری اینترنت جهانی رقم زده است که پس از آن، هر مرکز ابری بزرگ میتواند در آینده به یک هدف نظامی تبدیل شود. با این حال، این تنها چالش در محیط عملیاتی در حال تحول نخواهد بود. هنگامی که صحبت از هدفگیری مراکز داده به میان میآید، یک منطقه خاکستری حقوقی نیز وجود دارد. قوانین حقوق بینالملل و کنوانسیونهای ژنو برای دنیایی سرشار از اماکن نظامی و کارخانههای مهمات نوشته شدهاند؛ سرورهای مراکز داده که میزبان الگوریتمهای پیمانکاران نظامی هستند، در تدوین این قوانین و مقررات لحاظ نشدهاند. علاوه بر این، ماهیت دوگانه زیرساخت محاسباتی نیز بر ابهام حقوقی پیرامون هدفگیری مراکز داده تأکید دارد.
اگرچه زیرساختهای غیرنظامی تحت اصل تفکیک در حقوق بینالملل محافظت میشوند، اما استفاده نظامی از تأسیسات ابری عمومی، آب را گلآلود کرده و مراکز داده را به هدفی مشروع تبدیل میکند. به همین ترتیب، اصل تناسب، تنها حملاتی را ممنوع میکند که در آن آسیب ثانویه پیشبینی شده به شهروندان، نسبت به مزیت نظامی مورد انتظار، بیش از حد باشد. با توجه به اینکه هدفگیری یک مرکز داده هیچ آسیب مستقیمی به جان غیرنظامیان وارد نمیکند، این اصل، آسیبهای غیرنظامی را که ممکن است به دلیل قطعیهای احتمالی و از دست رفتن دادهها رخ دهد، در بر نمیگیرد.
همچنین حملات ایران به اعتبار کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به عنوان مکانی امن و بیطرف برای سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی جهت تأمین هدف تنوعبخشی اقتصادی آنها، لطمه زده است. در آینده، این امر میتواند منجر به بیرغبتی شرکتهای جهانی برای سرمایهگذاری و فعالیت در این منطقه شده و سرمایهگذاری میلیاردها دلاری در این کشورها را تضعیف کند. از آنجایی که این شرکتهای فناوری، رشد کلی در بازار سهام آمریکا را هدایت میکنند، هدفگیری مراکز داده آنها نه تنها بر کشور میزبان، بلکه بر خود آمریکا نیز هزینه تحمیل کرده و دستور کار اقتصادی ترامپ را خدشهدار میسازد.
با تبدیل شدن مراکز داده به اهداف نظامی، دولتها باید با این واقعیت تلخ کنار بیایند که برنامهریزی تابآوری ملی آنها باید تغییر کند. در مجموع، درک محدودی درباره اینکه کدام خدمات حیاتی به کدام بخش از زیرساخت فوقمقیاس مراکز داده وابسته است و آن زیرساخت فیزیکی در کجا قرار دارد، وجود دارد.
از آنجایی که دولتها به شدت به سیستمهای ابری متکی هستند، عدم دید و کنترل بر روی آنها، مدیریت ریسکها را در آینده دشوار خواهد کرد. با تبدیل شدن تأسیسات ابری به میدانهای نبرد جدید، حکمرانی و سیاستگذاری نیز باید تکامل یابد تا به سوالات دشوارتر در مورد اینکه چگونه دولتها باید حفاظت فیزیکی از مراکز داده را در قلمرو خود الزامی کنند، بپردازد.
انتهای پیام/ ۹۹۹
