سیاست اتصال منطقه‌ای در گفتمان سیاست خارجی اروپا

توسعهٔ مفهوم «اتصال» در گفتمان اتحادیهٔ اروپا، نشان‌دهندهٔ نیاز این اتحادیه به به‌روزرسانی ابزار‌های سیاست خارجی و انطباق با شرایط متغیر بین‌المللی است.
کد خبر: ۸۴۹۶۷۳
تاریخ انتشار: ۰۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۰ - 25July 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: از اواسط دههٔ ۱۹۹۰، ارتقای اتصال منطقه‌ای به عنوان بستر مادی فرایند یکپارچه‌سازی، در دستورکار اتحادیه اروپا قرار گرفت. در سال ۱۹۹۴، شبکه‌های فرااروپایی در حوزه‌های حمل‌ونقل، انرژی و مخابرات نظام‌مند شدند. در آستانهٔ گسترش اتحادیه اروپا در اوایل دههٔ ۲۰۰۰، سیاست حمل‌ونقل و لجستیک برای شرکای خارجی نیز تدوین شد. دالان حمل‌ونقل اروپا-قفقاز-آسیا موسوم به تراسکا در سال ۱۹۹۳ و به دنبال برنامهٔ کمک فنی به کشور‌های مستقل همسود شکل گرفت. اگرچه در آن زمان از واژهٔ «اتصال» استفاده نشد، اما عملاً هدف آن برقراری پیوند‌های زیرساختی و هنجاری با مناطق همجوار بود. این برنامه بعداً به سازمانی با دبیرخانهٔ مستقل تبدیل شد و اهداف آن شامل بازسازی شبکه‌های ریلی، جاده‌ای و لجستیکی و گسترش استاندارد‌های امنیت، شفافیت و پایداری بود.

اتحادیه اروپا

در حوزهٔ انرژی، برنامهٔ «اینوگیت» و شبکهٔ انرژی فرااروپایی با هدف مطالعهٔ بازار‌های انرژی کشور‌های پساشوروی، افزایش ظرفیت صادراتی آنها برای تأمین امنیت انرژی اتحادیه اروپا و توسعهٔ استاندارد‌های انرژی اروپا ایجاد شدند. همچنین ایجاد جامعهٔ انرژی اروپا و الحاق کشور‌هایی مانند اوکراین، مولداوی و گرجستان، به عنوان نوعی ادغام بخشی، به دنبال هماهنگی استاندارد‌ها و تغییر جهت سیاست خارجی این کشور‌ها به سمت اتحادیه اروپا بود.

واژهٔ «اتصال» نخستین بار در سال ۲۰۱۳ در اسناد راهبردی اتحادیه در ارتباط با شبکهٔ انرژی فرااروپایی ظاهر شد و به «دسترسی و اتصال مناطق اتحادیه» اشاره داشت. سپس با عنوان «تسهیلات اتصال اروپا» برای جذب سرمایه‌گذاری در پروژه‌های زیرساختی داخل و خارج از اتحادیه به کار رفت. از اواسط دههٔ ۲۰۱۰، با افزایش سرمایه‌گذاری چین در اقتصاد اروپا، اتحادیه ابتکار «پلتفرم اتصال منطقه‌ای اتحادیه اروپا-چین» را راه‌اندازی کرد، اما به تدریج این همکاری به رقابت تبدیل شد و بروکسل کوشید با ارائهٔ مدل خاص خود از اتصال (مبتنی بر قوانین و هنجارها) و با گسترش ابعاد آن به حوزه‌های دیجیتال، نهادی، مالی و فرهنگی، از رویکرد محدودتر چین (متمرکز بر زیرساخت‌های سخت) پیشی گیرد.

سه جهت‌گیری در اسناد اتحادیه اروپا قابل تشخیص است: نخست، تفسیر موسع از اتصال به پیروی از دستورکار سازمان ملل؛ دوم، تأکید بر مدل ویژهٔ اروپایی مبتنی بر «قانون‌محوری» و هنجار‌های پایدار؛ سوم، توسعهٔ مشارکت‌های بین‌المللی با ژاپن، هند و آسه‌آن برای مقابله با نفوذ چین. در سال ۲۰۲۱، راهبرد هند-آرام اتحادیه نیز بر توسعهٔ اتصال در همهٔ ابعاد، اما بدون همکاری با چین، تأکید کرد.

در اوایل دههٔ ۲۰۲۰، تمام پروژه‌های زیرساختی پیشین در چارچوب برنامهٔ «دروازه‌های جهانی» گرد هم آمدند که به عنوان ابزاری ژئوپلیتیکی برای افزایش رقابت‌پذیری اروپا معرفی شد. این برنامه ترکیبی از مقررات هنجاری، حوزه‌های اتصال، ابزار‌های مالی و اولویت‌های منطقه‌ای است. شبکه‌های فرااروپایی نیز با تأکید بر تغییرات اقلیمی به‌روزرسانی شدند و پروژه‌های موجود در اوکراین و مولداوی به دالان‌های اصلی افزوده شدند، در حالی که مسیر‌های عبوری از روسیه و بلاروس به تعویق افتادند.

در منطقهٔ قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی، اتحادیه با دالان میانی ترانس‌خزر به رقابت با ابتکار چین می‌پردازد و از سال ۲۰۲۴، پلتفرم هماهنگی برای توسعهٔ این مسیر ایجاد کرده است. مشارکت با ژاپن عمدتاً بر حوزهٔ دیجیتال و با آسه‌آن بر گذار انرژی و پایداری متمرکز است. همکاری با هند، بزرگترین دریافت‌کنندهٔ وام از بانک سرمایه‌گذاری اروپا در خارج از اتحادیه، شامل سرمایه‌گذاری در حمل‌ونقل عمومی و انرژی‌های تجدیدپذیر است و بروکسل از دالان «هند-غرب آسیا-اروپا» حمایت می‌کند.

با وجود ظرفیت بالای برنامه «دروازه‌های جهانی» برای رقابت، ساختار سازمانی آن پیچیده و منابع مالی اتحادیه اروپا محدود است. تا سال ۲۰۲۷، هدف جذب ۳۰۰ میلیارد یورو از طریق بانک‌های توسعه و سرمایهٔ خصوصی تعیین شده، اما بیشتر پروژه‌های اولویت‌دار همچنان در مراحل اولیه هستند و بسیاری از آنها ادامهٔ توافق‌های پیشین به شمار می‌روند.

توسعهٔ مفهوم «اتصال» در گفتمان اتحادیهٔ اروپا، نشان‌دهندهٔ نیاز این اتحادیه به به‌روزرسانی ابزار‌های سیاست خارجی و انطباق با شرایط متغیر بین‌المللی است. محرک اصلی این تحول، فعال‌سازی چین در مناطق مورد علاقهٔ اتحادیه اروپا از اواسط دههٔ ۲۰۱۰ بوده است. با این حال، مقایسهٔ اقدامات اتحادیه اروپا در دوره‌های قبل و بعد از شکل‌گیری این گفتمان، نشان می‌دهد که «اتصال» به عنوان یک ابزار نوین و منحصر‌به‌فرد، تفاوت چندانی با رویهٔ پیشین ندارد و بیشتر به عنوان برچسبی برای فعالیت‌های زیرساختی پیشین به کار رفته است. امروزه بسامد کاربرد این واژه کاهش یافته و بروکسل بیشتر بر پروژه‌های نزدیک به مرز‌های خود به ویژه گسترش به سمت اوکراین و مولداوی متمرکز شده است. کمبود منابع مالی و دخالت در جنگ روسیه و اوکراین، تمرکز اتحادیه اروپا را از اهداف جهانی به اولویت‌های منطقه‌ای معطوف کرده و نشان می‌دهد که سیاست اتصال، در عمل، همان ابزار‌های سنتی یکپارچه‌سازی و گسترش هنجاری را دنبال می‌کند.

انتهای پیام/ ۹۹۹

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار