تاثیر شکست آمریکا از ایران در روابط واشنگتن با مسکو

شکست دونالد ترامپ در جنگ منطقه‌ای ایران، وی را به جستجوی پیروزی‌های سریع و آسان در عرصهٔ سیاست خارجی، به ویژه در محور اوکراین واداشته تا بتواند پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، وضعیت انتخاباتی خود را بهبود بخشد.
کد خبر: ۸۴۹۹۲۵
تاریخ انتشار: ۰۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۰ - 25July 2026

گروه بینالملل دفاعپرس: در بحبوحهٔ تحولات غرب آسیا و در نزدیکی انتخابات میاندورهای کنگرهٔ آمریکا، عرصهٔ بینالمللی به میدان رقابت سیاسی تبدیل شده است. نشست اخیر ناتو در آنکارا، تصویری روشن از آشفتگی ترامپ در پیشبرد راهبردهای خود نشان داد. حملات لفظی ترامپ به متحدان خود در این اجلاس در کنار اظهارات غیرمنتظره دربارهٔ حمایت از اوکراین نشاندهنده این بود که سیاست خارجی ترامپ بار دیگر دستخوش تغییراتی اساسی شده است.

ترامپ و پوتین

یکی از مهمترین موضوعات نشست، اعلام آمادگی ترامپ برای اجازه به اوکراین در زمینه تولید مستقل موشکهای سامانهٔ پاتریوت بود. این تصمیم که کییف مدتها به دنبال آن بود، گامی جدی در تقویت قدرت پدافندی اوکراین به ویژه در برابر حملات گستردهٔ روسیه و کمبود حیاتی موشکهای رهگیر به شمار میرود. با این حال، مسیر دستیابی اوکراین به تولید سامانهپاتریوت در شرایط جنگی، طولانی و پرپیچوخم خواهد بود. با این وجود، این اقدام به همراه تعهدات جدید ناتو برای اختصاص ۸۰ میلیارد دلار کمک نظامی، نشان میدهد که حمایت غرب از اوکراین نه تنها ادامه دارد، بلکه احتمالاً به سطح تازهای وارد شده است.

پشت این موضع ظاهراً حامی اوکراین، بازی سیاسی پیچیدهای نهفته است. تحلیلگران این تغییر لحن ترامپ را با مشکلات جدی او در جبههای دیگر یعنی ایران مرتبط میدانند. یادداشت تفاهم اخیر میان آمریکا و ایران عملاً از هم پاشیده، مذاکرات به بنبست رسیده و عملیات نظامی از سر گرفته شده است. به اعتقاد تحلیلگران، شکست دونالد ترامپ در جنگ منطقهای ایران، وی را به جستجوی پیروزیهای سریع و آسان در عرصهٔ سیاست خارجی، به ویژه در محور اوکراین واداشته تا بتواند پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا، مواضع انتخاباتی خود را بهبود بخشد. به عبارت دیگر، اوکراین میتواند برای ترامپ به راه نجات تبدیل شود.

برای بررسی این تحولات، پایگاه تحلیلی «پولیتیکال کالیدوسکوپ» با «الکسی چرنیایف» کارشناس مسائل آمریکا، به گفتوگو نشستهاست.

متن کامل این گفتوگو بدین شرح است:

ترامپ در نشست ناتو گفت که در هفتههای اخیر «پیشرفت قابلتوجهی» در حل بحران اوکراین حاصل شده است. موضع اخیر او نسبت به اوکراین چگونه تغییر کرده است؟

ترامپ در آستانهٔ انتخابات میاندورهای کنگره در پی دستاوردهای سریعی است که موقعیت انتخاباتی حزب جمهوریخواه را تقویت کند. به نظر او، حل جنگ اوکراین یکی از همین مسیرهاست. تحت تأثیر کارزار رسانهای و لابی گسترده در غرب برای تبلیغ حملات موفق اوکراین به پشت جبههٔ روسیه، ترامپ اکنون تمایل دارد که آتشبس را از طریق تشدید فشار بر روسیه به دست آورد. به گمان او، موضع اوکراین قویتر و موضع روسیه ضعیفتر شده است، بنابراین گرفتن امتیاز از روسیه محتملتر است.

اوکراین روی بیثباتی داخلی روسیه شرط بسته است، نمونهاش ادعای «کفایت ۴۰ روز تلاش برای وادار کردن روسیه به صلح» است که از سوی اوکراین مطرح شده. آیا میتوان گفت ترامپ با سخنان و اقدامات خود در کنار کییف ایستاده است؟

بدون تردید دولت ترامپ اکنون فعالانه از کییف حمایت میکند. از انجام تعهدات توافقشده در انکوریج سرباز زده و میکوشد به هر شکلی آتشبس را بدون شرطهای اضافی بر روسیه تحمیل کند. آمریکا به ارائه اطلاعات به ارتش اوکراین برای حملات به اهداف نظامی و غیرنظامی روسیه ادامه میدهد. تنها تفاوت قابلتوجه با دوران بایدن، کاهش شدید بودجهٔ مستقیم آمریکا به اوکراین و واگذاری هزینهها به اروپاییهاست.

چه چیزی در روابط روسیه و آمریکا تغییر کرده؟ از زمان دیدار آلاسکا، پیشرفت چندانی حاصل نشده، اما اوکراین تواناییهایش را در جبهه افزایش داده. چرا تماسهای نمایندگان ویژه میان دو کشور قطع شده است؟

روابط دو کشور در سال گذشته به شدت بدتر شده و مسکو دریافته که ترامپ توان عمل به وعدههایش را ندارد و زیر فشار جبههٔ حامی اوکراین، آنها را نقض میکند. در واشنگتن نیز این باور تقویت شده که میتوان روسیه را با تشدید حملات به پشت جبهه وادار به آتشبس کرد. دستورکار مذاکرات انکوریج اکنون به پایان رسیده و قطع تماسها کاملاً منطقی است.

چرا ترامپ سیاست خود را نسبت به روسیه تغییر داد؟ چقدر این تغییر به شرایط جبهه مربوط است؟ آیا میتوان گفت ترامپ از روسیه روی گردانده و به دوران پیش از بازگشتش بازمیگردیم؟

ترامپ با مقاومت عظیم جبههٔ طرفدار اوکراین در غرب، از جمله دولتهای اروپایی و بخش بزرگی از طبقهٔ سیاسی آمریکا مواجه شد. آنها مصرانه ترامپ را متقاعد کردند که اوکراین دوام میآورد و باید مورد حمایت واقع شود. افزون بر این، ترامپ پس از شکست در جنگ منطقهای ایران، به پیروزیهای سریع خارجی پیش از انتخابات نیاز دارد.

در این شرایط، او از مصالحه با روسیه دست کشیده است. با این حال دولت ترامپ همچنان به دنبال تحمیل شکست راهبردی یا تغییر رژیم در روسیه نیست و حاضر نیست دهها میلیارد دلار دیگر در اختیار کییف قرار دهد.

در مورد ایران چه میتوان گفت و چقدر این موضوع ترامپ را به قطع گفتوگو با روسیه واداشت؟

تفاهمنامه اسلامآباد شکست سنگینی برای آمریکا بوده است. ترامپ میکوشد برخی شروط آن به ویژه دربارهٔ تردد کشتیها در تنگهٔ هرمز را به نفع خود تغییر دهد، اما ایران آمادهٔ پاسخ نظامی به هرگونه اخلال در سلطه خود بر تنگه هرمز است. برای ترامپ این وضعیت باتلاقی سیاسی است که بعید است ماههای آینده از آن رهایی یابد. رویارویی ناتمام با ایران مهمترین عامل تضعیف ترامپ در داخل و خارج است. تنشهای تازه حول محور ایران، او را به جستجوی دستاوردهای آسان در اوکراین از طریق تحمیل شروط نامطلوب به روسیه وادار میکند.

سیاست ترامپ را با توجه به بحران غرب آسیا و انتقادات متحدان سابق چطور ارزیابی میکنید؟ این وضعیت چه فرصتهایی برای دموکراتها و لیبرالهای اروپایی ایجاد میکند؟

سیاست ترامپ در غرب آسیا فاجعهبار بوده و جایگاه آمریکا را در منطقه تضعیف کرده است. همچنین تنشهای داخلی را در آمریکا افزایش داده است؛ دموکراتها امیدوارند با استفاده از نارضایتی پیش آمده از جنگ منطقهای ایران و افزایش قیمت بنزین، انتخابات را ببرند. دولتهای لیبرال اروپا نیز امیدوارند ترامپ را به حمایت بیشتر از اوکراین و رویارویی با روسیه ترغیب کنند.

این مسائل چه تأثیری بر انتخابات پاییز خواهد داشت؟

در حالحاضر میتوان پیروزی دموکراتها را پیشبینی کرد؛ تنها پرسش میزان قاطعیت پیروزی آنان است. اگر شکست جمهوریخواهان سنگین باشد، ترامپ به «اردک لنگ» تبدیل و حتی امکان استیضاح وی مطرح خواهد شد. همچنین از نوامبر، رقابتی برای جانشینی دونالد ترامپ آغاز میشود.

آیا ناکامیهای ترامپ او را به مصالحههایی وادار میکند که یک سال پیش حتی در نظر نمیگرفت؟ آیا انعطافپذیری در قبال اوکراین نوعی معاوضه است و این برای روسیه چه معنایی دارد؟

تضعیف سیاسی ترامپ او را به مصالحههایی وادار کرده که در سیاستهای وی نبود. چرخش اخیر به سمت اوکراین با نیاز به حمایت اروپا در بحران ایران مرتبط است. بهای این حمایت، تغییر موضع به نفع اوکراین و کنارگذاشتن «روح انکوریج» است. این نکته برای روسیه یعنی باید با امید به توافق با ترامپ وداع کرد. ترامپ بخش بزرگی از سرمایهٔ سیاسی خود را در خلال جنگ منطقهای ایران از دست داده است؛ بنابراین روسیه ناچار به راهبردی نوین برای نیل به اهدافش، فارغ از نقش ترامپ نیاز دارد. روسیه باید خود را برای دوران پساترامپیستی آماده کند.

انتهای پیام/ ۹۹۹

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار