تاریخ حماسه؛

ماجرای فریب دشمن و قطع آتش با کمک بی‌سیم چی عراقی در عملیات قدس ۴

این فرد به پست شنود برده شد تا با فرماندهی خود در عقبه تماس بگیرد و از جمله از وی خواسته شد به فرماندهشان بگوید که آتش را قطع کنید، زیرا روی سر ما می‌ریزد. با این اقدام، بعد از لحظاتی آتش به طور کلی روی منطقه قطع شد.
کد خبر: ۸۵۰۲۱۹
تاریخ انتشار: ۰۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۶ - 23July 2026

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، عملیات قدس ۴ در دریاچه‌ام النعاج واقع در هور توسط سپاه در تاریخ یکم مرداد ۱۳۶۴ اجرا شد که به جز در بخش کوچکی از اهداف تعیین شده، با موفقیت به انجام رسید.

قدس 4

در ادامه با توجه به سالگرد این عملیات به بخشی از کتاب «روزشمار جنگ ایران و عراق: توسعه روابط با قدرت‌های آسیایی (کتاب سی و هفتم)» نوشته هادی نخعی و حمیدرضا فراهانی اشاره خواهیم کرد که ماجرای جالبی از این عملیات در آن بیان شده است.

دریاچه‌ام النعاج در شمال غربی هورالهویزه و جنوب شرقی عماره قرار دارد و طبق آنچه عشایر گفته‌اند، عمقی متفاوت (۸،۱۰،۱۵،۴۰ متر) دارد. آب دریاچه از رودخانه‌های ایران است که به وسیله آب راه‌های متفاوت وارد آن می‌شود.

کار شناسایی برای عملیات، به وسیله اطلاعات عملیات تیپ (بدر) که متشکل از نیرو‌های مجاهد عراقی، عشایر هور و تعدادی از نیرو‌های سپاه بود، از اوایل تیرماه (یک ماه قبل از عملیات) در دو محور غربی و شرقی شروع شد.

شناسایی‌ها عمدتا هنگام غروب آفتاب آغاز می‌شد و نیرو‌های شناسایی بعضی اوقات در شب در منطقه می‌ماندند. روی هم رفته در محور غربی ده‌ها بار و در محور شرقی، پنج تا شش بار مواضع دشمن شناسایی شد.

براساس طرح، منطقه عملیاتی به دو محور شرق و غرب تقسیم گردید (که عمدتا متمرکز برتصرف پاسگاه‌های موجود در منطقه بود)

مانور تصرف پاسگاه‌ها به این ترتیب بود که یک تیم غواص مجهز به کلاشینکوف، نارنجک دستی، تفنگ نارنجک انداز و کلت منور به رنگ‌های سبز و قرمز، می‌بایست در سکوت و با غافل گیری به پاسگاه‌ها حمله می‌کرد.

برای اطلاع نیرو‌های پشتیبانی- که سوار بر قایق و مجهز به دوشکا و تیربارسبک بودند- از چگونگی اوضاع جهت انجام دادن اقدام مناسب، قرار بود در صورت سقوط پاسگاه، گلوله منور سبز و در صورت عدم موفقیت و مقاومت دشمن، گلوله منور قرمز شلیک شود و نیرو‌های عمل کننده (غواص) با گرفتن جان پناه مناسب (زمین یا آب)، منتظر کمک نیرو‌های پشتیبان بمانند.

نیرو‌های پشتیبانی می‌بایست با موتور خاموش و به وسیله پارو تا محل معینی جلو می‌رفتند و در ساعت معین، با شنیدن صدای اولین شلیک، با موتور روشن و به آهستگی به سمت هدف می‌راندند تا با دیدن نشانه سبز یا قرمز، یکی از این دو ماموریت را انجام بدهند:

در صورت دیدن منور سبز، ماموریت، پاک سازی نی زار اطراف پاسگاه بود و می‌بایست یک قایق تا ۱۵۰ متر جلوتر از پاسگاه می‌رفت و تا پایان ماموریت، تامین را عهده دار می‌شد. نیرو‌های پشتیبانی بعد از پاک سازی، می‌بایست در میان نی‌ها با فاصله‌ای معین از پاسگاه، کمین می‌کردند، سپس مستقر می‌شدند.

حدود ساعت سه تا پنج بعد از ظهر نیرو‌ها در محل ماموریت خویش از آخرین کمین‌های خودی جدا شدند. طبق طرح مانور، هر گروه از غواصان و سپس قایق سواران، جداگانه به سمت هدف‌های تعیین شده به راه افتادند تا در زمان معین و طبق برنامه، درگیری را آغاز کنند.

در عمل، در همه محور‌ها عملیات با موفقیت و با سرعت فوق العاده‌ای همراه بود و اهداف عملیات محقق شد.

فریب دشمن و قطع آتش

در شرح چگونگی این پیروزی سریع، نکات جالبی وجود دارد؛ از جمله ماجرایی است که راوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، راجع به آن چنین گزارش داده است:

در تخلیه اسرا به عقب، آن‌ها ابتدا به محل هدایت عملیات (قایق فرماندهی) سپس به مقر تیپ انتقال می‌یافتند. از میان اسرا، بی سیم چی پاسگاه فرماندهی دشمن در محل هدایت عملیات نگه داشته شد.

دشمن با توجه به سقوط پاسگاه ها، منطقه را زیر آتش توپخانه گرفته و تردد در منطقه مشکل شده بود، لذا از بی سییم چی مزبور خواسته شد که با نیرو‌های ما همکاری کند. وی با اشتیاق پذیرفت و اظهار داشت که منتظر حمله نیرو‌های اسلام بوده است تا خود را تسلیم کند و می‌گفت به محض شروع درگیری، با الله اکبر خود را تسلیم کرده است.

این فرد به پست شنود برده شد تا با فرماندهی خود در عقبه تماس بگیرد و ازجمله از وی خواسته شد به فرمانده شان بگوید که آتش را قطع کنید، زیرا روی سر ما می‌ریزد. با این اقدام، بعد از لحظاتی آتش به‌طورکلی روی منطقه قطع شد.

حدود سه الی چهار ساعت شنود به‌وسیله این فرد با دشمن در تماس بود و قطع آتش در این مدت کمک بزرگی به نیرو‌های خودی کرد. منطقه کاملاً قابل تردد شد و برادران به‌راحتی رفت‌وآمد می‌کردند.

بعد از این مدت، مجدداً از بی‌سیم‌چی (جهت لو نرفتن شنود) خواسته شد با فرماندهی خود تماس گرفته و وانمود کند که نیرو‌های اسلام به طرفشان می‌آیند و قصد حمله‌دارند، سپس لحظه‌به‌لحظه گزارش کند تا سقوط پاسگاه، که پس از صحبت لازم با فرماندهی دشمن و در حین آن، بی‌سیم توسط شنود خودی قطع شد. در این لحظه فرماندهی دشمن سعی داشت بابی سیم چی تماس بگیرد و این نشان می‌داد که صحنه‌سازی مربوطه مؤثر بوده است.

پس از انتقال این بی‌سیم‌چی به همراه تعدادی دیگر از اسرا به مقر تیپ، زمانی که عده‌ای از مجاهدین عراقی به سمت اسرا آمدند، فرد مزبور به سمت یکی از آنها رفت و یکدیگر را در آغوش گرفته و بوسیدند؛ بعداً معلوم شد از آشنایان یکدیگر می‌باشند.

انتهای پیام/ 119

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار