آمریکا؛ گاتهامی به وسعت یک قاره

آمریکا در مشت میلیاردرهایی است که همچون اربابان فاسد گاتهام، ثروت را می‌بلعند و جامعه را به مرز فروپاشی می‌رسانند. شکاف میان فقیر و غنی از وضعیتی که افلاطون نگرانش بود، عبور کرده و جامعه در آستانهٔ یک انفجار اجتماعی ایستاده؛ انفجاری که آغاز عصر تاریکی‌ است و آمریکا مدت‌هاست که نشانه‌هایش را در سپهر خود می‌بیند.
کد خبر: ۸۵۰۷۴۷
تاریخ انتشار: ۰۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۰ - 28July 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: علی‌رغم اظهارات متعدد مبنی بر اینکه دولت‌های کشورهای صنعتی ثروتمند به فکر مردم خود هستند، در حقیقت فرایند انباشت ثروت‌های هنگفت توسط گروه بسیار کوچکی از میلیاردرها در این کشورها ادامه دارد. نماد بارز این پدیده، ظهور اولین تریلیونر جهان یعنی ایلان ماسک است. در همین حال، تمام رویدادهای دراماتیک عرصهٔ بین‌المللی توسط ثروتمندان به نردبانی برای افزایش بیشتر دارایی‌های خود تبدیل می‌شوند. برای نمونه، بر اساس محاسبات «آکسفام»، سود شرکت‌های نفتی در جریان جنگ منطقه‌ای ایران روزانه بیش از ۴۰۰ میلیون دلار افزایش یافت. به گفتهٔ مدیر اجرایی این سازمان، جنگ‌ها کشورها را ویران و جان‌های بی‌شماری را می‌گیرند، اما در عین حال برای گروهی کوچک نیز سود سرشاری به ارمغان می‌آورند.

گاتهام

کشور‌های گروه هفت در سال گذشته بودجهٔ کمک‌های توسعه‌ای خود به دیگر دولت‌ها را ۴۸ میلیارد دلار کاهش دادند که به گفتهٔ آکسفام، معادل ثروت انباشتهٔ میلیاردر‌های این کشور‌ها در مدت ۹ روز است. به گزارش بلومبرگ، ۲۵ خرداد روزی برجسته برای ثروتمندترین افراد جهان بود؛ در این روز، ۵۰۰ ثروتمند جهان ۳۳۶ میلیارد دلار سود کردند و مجموع دارایی آنها به ۱۳.۳ تریلیون دلار رسید. دلیل این سود کلان و رکوردشکن، رشد شاخص‌های بورس به دنبال اخبار توافق صلح میان آمریکا و ایران بود که باعث افزایش ۰.۹ درصدی شاخص داوجونز و ثبت رکورد تاریخی جدیدی شد.

این پدیده‌ها نارضایتی جوانان را برانگیخته است. واشنگتن‌پست برنامه‌ای ویژه دربارهٔ نسل متولدشده در قرن بیست و یکم (نسل زد) منتشر کرده که نشان می‌دهد این نسل از سرمایه‌داری ناامید شده است. جوانان اغلب نگرانی خود را دربارهٔ سرمایه‌داری بی‌قاعده ابراز می‌کنند و بر مسائلی، چون نابرابری در توزیع ثروت و آلودگی محیط زیست تأکید دارند. این احساسات با تحقیقاتی تغذیه می‌شود که نشان می‌دهد ثروتمندان چگونه از مالیات فرار می‌کنند؛ بلومبرگ در گزارش خود اظهار داشت که یک درصد ثروتمندترین افراد آمریکا بیشترین بهره را از خلأ‌های مالیاتی می‌برند که سالانه ۴۸ میلیارد دلار به کشور ضرر می‌زند.

در چنین فضایی، محبوبیت زهران ممدانی شهردار جدید نیویورک، افزایش یافته است. همچنین یک کاندیدای ۳۲ سالهٔ سوسیالیست دموکرات به نام «دی. آویلا» شوالیه در حوزهٔ انتخابیه سیزدهم نیویورک به سمت پیروزی در انتخابات مقدماتی پیش می‌رود. پیروزی «لوئیس جورج» در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات برای شهرداری واشنگتن نیز نشانهٔ دیگری از رشد نفوذ سوسیالیست‌های دموکرات است. او اولین سوسیالیست دموکراتی است که در انتخابات شهرداری پایتخت پیروز می‌شود. این پیروزی پس از دهه‌ها سلطهٔ میانه‌روها، نشان‌دهندهٔ تغییر سیاسی چشمگیری است. محبوبیت ممدانی به دلیل اجرای وعده انتخاباتی‌اش یعنی تثبیت اجارهٔ یک میلیون آپارتمان در نیویورک، به طور قابل‌توجهی افزایش یافته است.

آمریکا در جشن ۲۵۰ سالگی خود با عدم‌اطمینان نسبت به توانایی‌ها و عظمت خویش مواجه است. تعداد افرادی که به غرور ملی خود افتخار می‌کنند به شدت کاهش یافته و تنها نیمی از پاسخ‌دهندگان به این پرسش پاسخ مثبت می‌دهند. بر اساس نظرسنجی «اکسیوس-ژنریشن لب»، ۶۷ درصد از دانشجویان کالج دیدگاه مثبتی نسبت به سوسیالیسم دارند. تعداد اعضای حزب دموکرات که خود را سوسیالیست دموکرات می‌دانند به بیش از ۱۱۰ نفر رسیده و ۱۷۲ کاندیدای تأییدشده توسط سوسیالیست‌های دموکرات در سطوح مختلف انتخاباتی پیروز شده‌اند. قابل‌توجه است که بسیاری از شخصیت‌های سوسیالیست دموکرات، نگاه بسیار انتقادی به اسرائیل دارند.

دو سال پیش، آمریکا از قتل آشکار «برایان تامپسون»، مدیرعامل یک شرکت بیمهٔ درمانی، شوکه شد؛ این در حالی است که «لوئیجی مانجیونه» قاتل او توسط برخی رسانه‌ها تقریباً به عنوان یک قهرمان ملی معرفی شد، زیرا تعداد زیادی از شهروندان عادی آمریکا از ناکارآمدی نظام درمانی رنج می‌برند. جالب‌تر این که تحقیقات قضایی بیش از یک سال و نیم است که ادامه داشته و دادگاه زودتر از پاییز امسال برگزار نخواهد شد؛ وکلای مدافع با استناد به اختلال شدید عاطفی، به دنبال توجیه رفتار متهم هستند.

بازداشت یک کلاهبردار با سرمایهٔ ۳.۷ میلیارد دلاری که از طریق تقلب در برنامهٔ مدیکر ثروتمند شده بود نیز واکنش گسترده‌ای در آمریکا برانگیخت. تبدیل ایلان ماسک به اولین تریلیونر جهان در اواسط ژوئن ۲۰۲۶، واکنش شدید مردم را به دنبال داشت. حتی نیویورک تایمز نیز اشاره کرد که ثروت اولین میلیاردر یعنی راکفلر، ۱.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی آمریکا بود، در حالی که ثروت ماسک اکنون از ۳ درصد تولید ناخالص داخلی فراتر رفته است.

رسانه‌های آمریکایی اغلب به افلاطون، فیلسوف بزرگ یونان باستان اشاره می‌کنند که در کتاب «قوانین» خود گفته بود اگر کسی ثروتی بیش از چهار برابر فقیرترین شهروندان به دست آورد، باید مازاد آن را به شهر ببخشد. شکاف بین فقرا و درآمد ایلان ماسک اکنون به یک به پنج میلیون رسیده است. انسانی که در آرزو‌های سیری‌ناپذیر خود غرق می‌شود، خود را بسیار بیشتر از بقیهٔ بشریت دوست خواهد داشت. نگرانی افلاطون از طمع سیری‌ناپذیر بشریت، با تلاش ماسک برای رسیدن به ثروت ۱۰ تریلیون دلار تأیید می‌شود؛ ماسک عملاً نتیجه‌گیری فیلسوف یونانی دربارهٔ کاستی‌های اخلاقی طواغیت را تأیید کرده و فقدان همدلی را «ضعف بنیادین تمدن غرب» خوانده است.

افلاطون به خوبی می‌دانست که راه‌حل‌های ایده‌آل مانند نسبت ۴ به ۱ پیشنهادی او، در جایی که نابرابری عظیم وجود دارد، قابل اجرا نیست، اما او قانونگذاران و شهروندان را به تسلیم شدن تشویق نمی‌کرد، بلکه آنها را به انجام هر کاری برای برابری جامعه تشویق می‌کرد، از جمله ایده‌های او، دادن حس شرمساری به کسانی بود که ثروت بیش از حد دارند. تنها از طریق محکومیت رذیلت طمع افراطی، جامعه می‌تواند تعادل سالم ثروت را که برای یک جمهوری شکوفا ضروری است، بازگرداند.

نکته جالب اینکه رسانه‌های آمریکایی تلاش زیادی برای اثبات انکارناپذیری مفهوم نابرابری و ضرورت مطلق وجود فقیر و غنی در جامعه به کار می‌برند. فرید زکریا تحلیلگر سیاسی شناخته‌شده، در واشنگتن‌پست معتقد است که حملات به ثروتمندان باید نه تنها به شدت رد شوند، بلکه باید به طور فعال با کسانی که دیدگاه‌های متفاوتی دارند مقابله کرد. به گفتهٔ او، لیبرال‌ها باید بازار‌ها را نه به خاطر کمک به سلطهٔ ثروتمندان یا رشد نابرابری، بلکه به این دلیل دوست داشته باشند که رقابت واقعی به افراد عادی امکان رویارویی با قدرتمندان را می‌دهد. رسانه‌های آمریکایی همچنین در تلاش‌اند همه‌پرسی برنامه‌ریزی‌شده در کالیفرنیا در نوامبر را که در آن به‌دنبال اخذ ۵ درصد از دارایی هر میلیاردر ساکن ایالت هستند، تضعیف کنند. ادعا می‌شود که مالیات‌های سنگین بر درآمد ثروتمندان در کشور‌های توسعه‌یافته ناکارآمد بوده و احتمال مهاجرت آنها به مکان‌های زندگی راحت‌تر را افزایش می‌دهد. سی‌ان‌ان، نیویورک تایمز و واشنگتن‌پست به ویژه در این زمینه فعال هستند.

هرگونه تلاش برای افزایش مالیات ثروتمندان، ناگزیر با مقاومت سیاسی کل این طبقه مواجه می‌شود. استدلال اصلی همیشه یکسان است؛ افزایش مالیات در نهایت به اقتصاد آسیب می‌زند و در نتیجه به همهٔ افراد جامعه ضربه خواهد زد. دونالد ترامپ نیز در پایان ژوئن امسال در شبکهٔ اجتماعی خود یادآور شد که مبارزه طبقاتی در آمریکا ادامه دارد و کمونیسم را بزرگ‌ترین تهدید برای آمریکا خواند. او چپ‌های رادیکال را به تلاش برای تغییر سبک زندگی سنتی آمریکایی از جمله نگرش به مذهب و ارزش‌های اجتماعی متهم کرد.

آمریکا بدون شک خود را به عنوان تولیدکنندهٔ ثروت نشان می‌دهد و هر ساله هزاران نفر به جمع ثروتمندان می‌پیوندند. با این حال، این رشد چشمگیر همزمان با افزایش شکاف میان ثروتمندان و کسانی است که درآمد محدودی دارند. میلیون‌ها آمریکایی برای تأمین نیاز‌های اساسی خود تحت فشار فزاینده‌ای قرار دارند. این تناقض، پرسش‌های بیشتری را دربارهٔ عدالت در توزیع مطرح می‌کند.

روزنامه‌ای انگلیسی اخیراً گزارش داد که در سال گذشته حدود ۱۲۰۰ میلیونر جدید در آمریکا ظهور کرده‌اند و در سال ۲۰۲۵، سهم آمریکا تقریباً نیمی از کل میلیونر‌های جدید جهان بوده است. حتی بر اساس داده‌های فدرال رزرو، سهم یک درصد از پردرآمدترین کارگران در سه‌ماههٔ اول امسال ۳۱.۶ درصد از کل ثروت بوده، در حالی که سهم ۵۰ درصد از کم‌درآمدترین کارگران از ۲.۵ درصد تجاوز نمی‌کرده است.

در آمریکا کارزار انتخاباتی در اوج است و انتخابات مقدماتی در هر دو حزب در جریان است، اما توجه ویژه‌ای به دموکرات‌ها معطوف شده است. اولین شگفتی‌ها در نیویورک رقم خورد، جایی که سه کاندیدای مورد حمایت ممدانی پیروز شدند. هرچند نتایج مقدماتی نیویورک را می‌توان به ویژگی‌های محلی نسبت داد، اما انتخابات مقدماتی ۸ خرداد در کلرادو شگفتی‌آفرین بود و «میلات کیروس»، وکیل ۲۹ ساله به پیروزی رسید. او تجسم ترس‌ها و فوبیا‌های محافظه‌کاران آمریکایی است. کیروس از اتیوپی (که ترامپ و هوادارانش به دنبال ممنوعیت کامل مهاجرت از آن هستند) به آمریکا مهاجرت کرده است. در کارنامهٔ کیروس نکتهٔ قابل‌توجهی برای توصیف دیدگاه‌های سوسیالیست‌های آمریکایی وجود دارد، او از یک شرکت حقوقی معروف اخراج شد، زیرا معتقد بود که فراخوان‌های عمومی برای نابودی اسرائیل قابل قبول است و ضدیت با صهیونیسم را نشانهٔ یهودستیزی نمی‌دانست. کیروس برندهٔ رقابت با یکی دیگر از چهره‌های جناح مترقی حزب دموکرات شد.

محور زندگی عمومی آمریکا به طور فزاینده‌ای حول پیروزی‌های هواداران سوسیالیسم دموکرات در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات می‌چرخد. جمهوری‌خواهان پیش‌بینی می‌کنند که اکثریت احتمالی دموکرات در سال آینده ممکن است به اندازهٔ اکثریت خودشان غیرقابل‌کنترل و ناآرام باشد و مبارزهٔ سیاسی میان لیبرال‌ها و میانه‌روها، شانس تصدی کرسی ریاست مجلس توسط «هاکیم جفریس»، رهبر فعلی اقلیت دموکرات در مجلس نمایندگان، را تضعیف کند. «مایک جانسون»، رئیس فعلی مجلس از حزب جمهوری‌خواه، پیروزی چپ‌ها در انتخابات مقدماتی را «انقلاب بلشویکی» خواند و به شوخی برای جفریس کارت تسلیت و گل فرستاد.

نارضایتی آمریکایی‌ها تنها به دلیل افزایش هزینه‌های زندگی نیست. جنگ منطقه‌ای ایران که باعث افزایش قیمت بنزین شد، به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. بیشتر شهروندان از خودرو استفاده می‌کنند و در تابستان به سفر علاقه دارند. ناامیدی همچنین از سیاست‌های دولت جمهوری‌خواه نیز ناشی می‌شود؛ «قانون بزرگ و زیبای واحد» که سال گذشته توسط ترامپ تصویب شد، معیار‌های دریافت کمک‌های دولتی را سخت‌تر و ایالت‌ها را ملزم به انجام بررسی‌های دقیق‌تر کرد. در همین حال، بسیاری از آمریکایی‌های کم‌درآمد کوپن‌های غذایی دریافت می‌کنند که به آنها کمک می‌کند تا هزینه‌های خود را پوشش دهند. در نتیجه، به گزارش وزارت کشاورزی، تعداد کوپن‌های غذایی در سراسر کشور امسال ۱۲ درصد کاهش یافته است. به عنوان مثال، در آریزونا، تعداد افراد واجد شرایط دریافت این کوپن‌ها به حدود ۵۰۰ هزار نفر رسیده است که به نسبت سال گذشته کاهش ۵۰ درصدی را تجربه می‌کند.

بر اساس نظرسنجی‌ها، ۵۲ درصد از آمریکایی‌ها شکاف میان فقیر و غنی را مشکل بسیار بزرگی می‌دانند. حتی مجلهٔ اکونومیست که از منافع میلیاردر‌ها دفاع می‌کند نیز اذعان دارد که افزایش سرمایهٔ خصوصی «تنها تلاشی برای تحمیل برتری سهامداران» است که بر اساس آن، همهٔ شرکت‌ها باید در خدمت منافع سهامداران خود باشند و نسبت به منافع جامعه بی توجه هستند.

قابل‌توجه است که روزنامه‌های بزرگ آمریکا اخیراً مقالات متعددی منتشر کرده‌اند که به تفصیل توضیح می‌دهند که پروژه‌های مالیاتی جدید بر ثروتمندان، ناکارآمد و بی‌نتیجه هستند و سوسیالیسم زمانی جذاب‌ترین گزینه بوده که بسیاری از مردم در آستانهٔ بقا زندگی می‌کرده‌اند. روزنامه‌ها در تلاش برای القای این مطلب به جامعه آمریکا هستند که هرگونه گسترش بزرگ نظام تأمین اجتماعی به معنای «کاهش قابل‌توجه درآمد قابل‌تصرف طبقه متوسط» خواهد بود.

میلیاردر‌های حوزهٔ فناوری نیز نگران‌اند و معتقدند که خطر واقعی «تسلط سوسیالیست‌های دموکرات بر حزب دموکرات» است که به گفتهٔ آنها به معنای «پایان این کشور» خواهد بود. «پیتر تیل»، یکی از نظریه‌پردازان اصلی ترویج هوش مصنوعی و از میلیاردر‌های حوزهٔ فناوری، این نظر را مطرح کرده است. به گفتهٔ وی، نفوذ عظیم شرکت‌های فناوری یکی از جنبه‌های واقعاً مثبت آمریکاست. با این حال، نهاد‌های دموکراتیک موجود در آمریکا دچار عارضه فلجی شده‌اند و دهه‌ها رکود فناورانه، سیاست غرب را به سمت بی‌ثباتی بیشتر سوق داده است. دیدگاه‌های افراطی تیل به خوبی شناخته شده است؛ او اخیراً مدعی شد که پاپ برای افراط‌گرایان چینی کار می‌کند، اما اقدامات پرانرژی این غول فناوری تا حد زیادی منعکس‌کنندهٔ دیدگاه‌های اکثر میلیاردر‌های آمریکایی است.

روابط پرتنش در جامعهٔ آمریکا به طور فزاینده‌ای توسط تحلیلگران سیاسی مختلف مورد بحث قرار می‌گیرد و در بسیاری از این اظهارنظرها، نگرانی آشکاری برای آیندهٔ آمریکا وجود دارد. سرمقالهٔ اخیر نیویورک تایمز به وضوح این نگرانی‌ها را بیان کرده و نسبت به قطبی‌شدن سیاست داخلی ابراز نگرانی کرده است. بسیاری از مردم همسایگان خود را که در طرف دیگر طیف سیاسی قرار دارند و با آنها موافق نیستند، نه به عنوان هموطن، بلکه به عنوان دشمنانی می‌بینند که باید درهم شکسته شوند. نگرانی ویژه، حجم فعلی نابرابری اقتصادی است که عملاً بی‌سابقه بوده و سطح زندگی بخش قابل‌توجهی از آمریکایی‌ها در حال رکود است. این سرمقاله همچنین شکست تلاش‌ها برای متحد کردن افراد با هر ریشه، مذهب و زبانی در یک شهروندی واحد بر اساس توافق بر سر مجموعه‌ای از ایده‌ها، نه بر اساس خون یا سرزمین را تأیید می‌کند.

نمی‌توان از نظرات برخی اقتصاددانان مبنی بر اینکه بیش از ۲۵ درصد از رشد اقتصادی آمریکا به شرکت‌های فناوری مربوط است، چشم پوشید. «حباب هوش مصنوعی» می‌تواند پیامد‌های بسیار جدی داشته باشد. اکونومیست در واکنش به موفقیت سیستم پرداخت فوری برزیلی «پیکس» که شرکت‌های آمریکایی مانند ویزا و مسترکارت را در موقعیت نامناسبی قرار داده، نتیجه‌گیری کرده که «ابر‌های تیره بر برتری مالی آمریکا سایه افکنده‌اند» و اولین قربانیان آن ممکن است شرکت‌های پرداخت باشند.

رواج روحیه انتقادی علیه ثروتمندان در جمعیت آمریکا به مرز‌های خطرناکی رسیده است. حتی نیویورک تایمز نیز ناچار به انتشار مقاله‌ای شده که می‌گوید: برای سلامت اقتصاد آمریکا در سال‌های آینده، لازم است نرخ مالیات برای شهروندان ثروتمند افزایش یابد. در نیم قرن گذشته، علی‌رغم افزایش شدید درآمد ثروتمندان، نرخ‌های مالیاتی کاهش یافته است. علاوه بر این، آمریکا با بدهی فدرال عظیم و رو به رشدی مواجه است که برای کاهش آن، افزایش مالیات و کاهش هزینه‌ها ضروری است. افزایش مالیات بر ثروتمندان، یکی از آشکارترین، کم‌ضررترین از نظر اقتصادی و محبوب‌ترین راه‌حل‌های سیاسی برای این مشکل است.

همهٔ اینها در پس‌زمینهٔ تشدید وخامت اوضاع سیاسی داخلی آمریکا و عمیق‌تر شدن شکاف در جامعهٔ آمریکا رخ می‌دهد. تاکر کارلسون تحلیلگر شناخته‌شده، اخیراً نسبت به احتمال بالای انفجار اجتماعی در آمریکا به دلیل کاهش کیفیت زندگی و بی‌تفاوتی مسئولان نسبت به مشکلات شهروندان هشدار داده است. کارلسون یکی از متحدان برجستهٔ ترامپ در جریان کارزار انتخاباتی و در سال اول پس از بازگشت او به کاخ سفید بود، اما جنگ منطقه‌ای ایران، باعث ایجاد شکاف میان کارلسون و ترامپ شد. کارلسون اکنون معتقد است که ترامپ از برنامهٔ «اول آمریکا» خود دست کشیده و اجازه داده است اسرائیل سیاست خارجی آمریکا را تعیین کند. کارلسون نتیجه‌گیری می‌کند که زوال کنونی آمریکا، فروپاشی این کشور را تسریع می‌کند و پس از آن، بازنشانی در سیستم رخ خواهد داد. کارلسون ابراز امیدواری کرده که این فرایند رادیکال نباشد، اما معتقد است که ادامهٔ مسیر فعلی به ناچار به انقلاب منجر خواهد شد.

انتهای پیام/ 999

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار