عقب نشینی تاکتیکی دشمن در آستانه فاجعه راهبردی/ زرادخانه نیروهای مسلح ایران انتها ندارد

شبکه سی‌ان‌ان گزارش داد که دونالد ترامپ در پی هشدار جدی معاون اول و فرمانده ارتش تروریستی آمریکا مبنی بر ته‌کشیدن مهمات راهبردی پنتاگون، از توهم حمله بزرگ به خاک مقدس ایران خارج شد و مجددا مسیر آتش‌بس را در پیش گرفت.
کد خبر: ۸۵۰۸۴۹
تاریخ انتشار: ۰۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۳ - 27July 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس- محمد زرچینی؛ ۱۳ روز جنگ بی امان و ضربات کوبنده نیرو‌های مسلح ایران، سرانجام دولت تروریستی آمریکا را به یک آتش بس نیم بند سوق داد و مانع از تشدید بیشتر تنش‌ها شد. گزارش‌های منابع میدانی موثق و تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌های غربی، از جمله شبکه خبری «سی‌ان‌ان»، حاکی از آن است که رئیس‌جمهور آمریکا در روز‌های خواستار اتخاذ تصمیم برای اجرای یک حمله نظامی گسترده علیه ایران بوده است؛ با این حال دونالد ترامپ پس از دریافت هشدار‌های جدی، صریح و تکان‌دهنده از سوی بالاترین مقامات نظامی و مشاوران امنیتی خود، از این توهم خطرناک و ویرانگر خارج شده است.

جنگ منطقه‌ای ایران

این عقب‌نشینی تاکتیکی در حالی رخ می‌دهد که ایران با اتکا به دکترین بازدارندگی فعال و هوشمند، زرادخانه‌ای عظیم و بی‌پایان متشکل از بیشمار موشک بالستیک، کروز و پهپاد‌های انتحاری پیشرفته خود هرگونه ماجراجویی نظامی را برای واشنگتن به کابوسی غیرقابل‌جبران و پرهزینه تبدیل می‌کند. همچنین کمبود شدید و بحرانی ذخایر موشکی «پاتریوت»، فرسودگی نیرو‌های آمریکایی در مأموریت‌های طولانی‌مدت و بی‌حاصل در غرب آسیا، بحران جذب نیرو در ارتش این کشور و توان ویرانگر، دقیق و غیرقابل‌رهگیری موشک‌های ایرانی، از جمله دلایل اصلی و انکارناپذیر قدرت آفندی ایران در برابر زیاده‌خواهی‌های کاخ سفید ارزیابی می‌شود.

عقب نشینی تاکتیکی 

در روز‌های اخیر، تنش‌ها در منطقه حساس و استراتژیک غرب آسیا به اوج بی‌سابقه‌ای رسیده بود و شایعات متعددی مبنی بر آماده‌سازی ناوگان‌های نظامی آمریکا و متحدانش برای حملات هوایی و موشکی گسترده به اهداف حیاتی، نظامی و زیرساختی در عمق خاک جمهوری اسلامی ایران در فضای رسانه‌ای جهان پیچیده بود. با این حال، تحولات پشت پرده در کاخ سفید و جلسات فوق‌العاده و اضطراری شورای امنیت ملی آمریکا، روایتی کاملاً متفاوت و حاکی از ترس، تردید و وحشت حاکم بر تصمیم‌گیران ارشد واشنگتن را به تصویر می‌کشد.

بر اساس اطلاعات به‌دست‌آمده از منابع میدانی موثق و تأیید شده توسط گزارش‌های تحلیلی رسانه‌های بین‌المللی، «دونالد ترامپ» که تحت فشار شدید لابی‌های جنگ‌طلب داخلی، «نتانیاهو» و برخی متحدان منطقه‌ای، گزینه حمله نظامی تمام‌عیار را به‌طور جدی روی میز داشت، در آخرین لحظات و پس از مواجهه با واقعیت‌های تلخ و غیرقابل‌انکار نظامی، از این مسیر خطرناک منحرف شد. این تصمیم نه ناشی از تغییر ماهیت خصمانه و ذاتی سیاست خارجی آمریکا، بلکه محصول مستقیم درک این واقعیت است که هرگونه درگیری نظامی مستقیم با ایران، پیامد‌هایی فراتر از یک جنگ محدود و کنترل‌شده خواهد داشت و می‌تواند به سرعت به یک جنگ تمام‌عیار منطقه‌ای با خسارات جبران‌ناپذیر جانی، مالی و سیاسی برای منافع و پایگاه‌های ایالات متحده تبدیل شود.

جمهوری اسلامی ایران در طول سال‌های اخیر، با سرمایه‌گذاری هوشمندانه، مستمر و راهبردی بر روی توانمندی‌های بومی دفاعی، به‌ویژه در حوزه موشکی، پهپادی و جنگ الکترونیک، معادلات نظامی را به گونه‌ای بنیادین تغییر داده است که هیچ محاسبه‌گر استراتژیکی در پنتاگون یا اندیشکده‌های واشنگتن نمی‌تواند از عواقب ویرانگر چنین اقدامی چشم‌پوشی کند یا آن را کم‌اهمیت جلوه دهد.

هشدار‌های صریح و تکان‌دهنده ژنرال‌های آمریکایی

شبکه خبری سی‌ان‌ان (CNN) در گزارشی تحلیلی درباره توانمندی آفندی نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران و بازنگری دونالد ترامپ در جنگ تمام عیار با ایران می‌گوید: مطالب افشاگرانه و بی‌سابقه که به‌تازگی منتشر شده است، پرده از جزئیات تکان‌دهنده‌ای از جلسات پشت‌بسته و محرمانه کاخ سفید برداشته است که ابعاد واقعی ترس آمریکا از ایران را نشان می‌دهد. طبق این گزارش «جی‌دی ونس» معاون رئیس‌جمهور آمریکا و ژنرال «دن کین» رئیس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده، در جلسه‌ای بسیار حساس در روز جمعه، نگرانی‌های عمیق و جدی خود را درباره تشدید درگیری نظامی با ایران به صراحت و بدون پرده‌پوشی با دونالد ترامپ در میان گذاشتند.

سی‌ان‌ان در ادامه می‌افزاید: پس از نزدیک به دو هفته حملات هوایی پیاپی و محدود، عملیات نظامی آمریکا علیه ایران در حالت تعلیق کامل (on a hold) قرار گرفته است؛ همچنین ژنرال «دن کین» به‌طور مشخص در این جلسه به ترامپ و فرماندهان عالی‌رتبه نظامی هشدار داد که اگرچه ارتش آمریکا می‌تواند گزینه‌های موجود را اجرا و از نظر فنی و تاکتیکی موفقیت‌های اولیه‌ای کسب کند اما پیامد‌های استراتژیک، عملیاتی و سیاسی چنین اقدامی بسیار سنگین، طولانی‌مدت و خطرناک خواهد بود. یکی از محور‌های اصلی و کلیدی این هشدارها، وضعیت بحرانی و فاجعه‌بار ذخایر مهمات و تسلیحات راهبردی آمریکا بود.

سی‌ان‌ان با تأکید بر این موضوع گزارش می‌کند که ذخایر کلیدی آمریکا، به‌ویژه موشک‌های رهگیر پدافندی، به‌طور قابل‌توجهی تخلیه شده و ادامه حملات علیه ایران، فشار غیرقابل‌تحمل و جبران‌ناپذیری بر این ذخایر باقیمانده وارد خواهد کرد که امنیت خود خاک آمریکا و پایگاه‌هایش را به خطر می‌اندازد. این گزارش همچنین نقل‌قول می‌کند که «استیون چونگ» مدیر ارتباطات کاخ سفید، اعلام کرده است که ترامپ همواره بر ترجیح راه‌حل دیپلماتیک تأکید داشته است، اما این در حالی است که منابع آگاه فاش کرده‌اند ترامپ حتی پس از بررسی جدی گزینه حمله بزرگ، به‌طور خصوصی و مخفیانه به مذاکره‌کنندگان خود دستور داده است که به گفت‌و‌گو‌ها ادامه دهند. این تناقض ظاهری، نشان‌دهنده درگیری ذهنی شدید رئیس‌جمهور آمریکا با واقعیت محدودیت‌های عملیاتی نظامی و عدم تمایل قاطع به درگیر کردن نیرو‌های زمینی آمریکایی در یک باتلاق جدید و خونین در منطقه غرب آسیا است.

کابوسی بی‌پایان پدافند هوایی دشمن

یکی از اصلی‌ترین و محکم‌ترین دلایلی که مشاوران نظامی ترامپ را به وحشت انداخته و مانع از صدور دستور حمله گسترده شده است، ابعاد کمی و کیفی بی‌سابقه زرادخانه موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ایران است. ایران امروز نه تنها دارای هزاران فروند موشک بالستیک با برد‌های مختلف (کوتاه، متوسط و بلندبرد) از جمله خانواده‌های «قدر»، «عماد»، «سجیل»، «خیبرشکن» و «حاج قاسم» است، بلکه با توسعه نسل جدید موشک‌های هایپرسونیک (فراصوت) مانند «فتاح» و «فتاح ۲» و موشک‌های کروز پیشرفته با قابلیت مانورپذیری بالا در فاز نهایی و رهگیری‌گریزی، معادلات دفاعی دشمن را به‌طور کامل برهم زده است.

علاوه بر موشک‌ها، ناوگان پهپادی ایران شامل پهپاد‌های انتحاری سری «شاهد (مانند شاهد ۱۳۶ و ۱۳۱)»، پهپاد‌های شناسایی-رزمی «مهاجر-۶» و «کمان-۲۲» و پهپاد‌های پیشرفته‌تری مانند «شاهد-۱۹۱» که توانایی انجام حملات هماهنگ، پیچیده و اشباع‌کننده (Swarm Attacks) را دارند، به عنوان یک نیروی ضربت استراتژیک و بازدارنده عمل می‌کند. دکترین نظامی ایران بر پایه شلیک انبوه، همزمان و از محور‌های متعدد طراحی شده است؛ به این معنا که در صورت بروز هرگونه تهدید جدی، صد‌ها موشک و پهپاد به‌طور هم‌زمان از نقاط مختلف جغرافیایی، شامل شهر‌های موشکی زیرزمینی و پایگاه‌های مخفی و با مسیر‌های پروازی متفاوت و غیرقابل پیش‌بینی به سمت اهداف از پیش تعیین‌شده شلیک خواهند شد.

جنگ منطقه‌ای ایران

این تاکتیک، که در عملیات‌های گذشته نیز به اثبات رسیده و دشمن را شوکه کرده است، هر سامانه پدافندی، حتی پیشرفته‌ترین سامانه‌های غربی مانند «پاتریوت»، «تاد» و «اجیس» را با «چالش اشباع» مواجه می‌کند. وقتی تعداد پرتابه‌های ورودی از ظرفیت رهگیری همزمان و کانال‌های درگیری سامانه‌های دفاعی فراتر رود، نفوذپذیری به نزدیک صد درصد می‌رسد و این همان نقطه‌ای است که محاسبه‌گران پنتاگون را به این نتیجه قطعی رسانده که حمله به ایران، هزینه‌ای بسیار فراتر از هر دستاورد احتمالی خواهد داشت و شکست را حتمی می‌کند.

فروپاشی سپر دفاعی آمریکا در منطقه

هشدار ژنرال «دن کین» درباره ذخایر مهمات، اشاره مستقیم و آشکاری به وضعیت بحرانی و نگران‌کننده سامانه‌های موشکی پاتریوت (Patriot) دارد که ستون فقرات پدافند هوایی نیرو‌های آمریکایی و برخی متحدان منطقه‌ای آنها را تشکیل می‌دهند. موشک‌های رهگیر پاتریوت، به‌ویژه مدل‌های پیشرفته PAC-۲ و PAC-۳، نه تنها بسیار گران‌قیمت هستند (هر فروند بین ۳ تا ۴ میلیون دلار)، بلکه فرآیند تولید آنها زمان‌بر و پیچیده است و ظرفیت تولید کارخانه‌های سازنده مانند «ریتیون» در ایالات متحده به هیچ‌وجه قادر به جبران سریع تلفات ناشی از یک درگیری گسترده و چندروزه با ایران نیست. در ماه‌های اخیر، مصرف بی‌رویه و مداوم این موشک‌ها در درگیری‌های مختلف منطقه‌ای و دفاع از اهداف رژیم صهیونیستی، ذخایر استراتژیک ارتش ایالات متحده آمریکا را به شدت و به سطوح خطرناکی کاهش داده است.

منابع نظامی مستقل و تحلیلگران دفاعی تأیید می‌کنند که ذخایر موشکی «پاتریوت» در پایگاه‌های حیاتی آمریکا در منطقه غرب آسیا، از جمله پایگاه هوایی «العدید» در قطر، «الظفره» در امارات متحده عربی، و پایگاه‌های مستقر در عربستان سعودی («شاهزاده سلطان») و کویت («احمد السالم» و «عریفجان» و «بوهرینگ»)، به سطوح هشداردهنده‌ای رسیده است. در صورتی که ایران تصمیم به شلیک موج‌های متوالی و هماهنگ موشک‌های بالستیک و کروز خود بگیرد، این سامانه‌ها در عرض چند ساعت اول درگیری، تمام موشک‌های رهگیر خود را شلیک کرده و عملاً بی‌دفاع و فلج خواهند شد. این شکاف پدافندی عمیق، به ترامپ و مشاورانش این پیام روشن و قاطع را مخابره کرده است که پایگاه‌های حیاتی آمریکا در منطقه، در معرض نابودی کامل و ویرانی قرار دارند و هیچ تضمینی برای حفاظت از نیروها، جنگنده‌ها و تجهیزات گران‌قیمت آمریکایی در برابر خشم موشکی ایران وجود ندارد.

فرسودگی نیروی انسانی ارتش تروریستی آمریکا

علاوه بر کمبود تسلیحات و بحران پدافندی، عامل انسانی نیز به عنوان یک بازدارنده قدرتمند و تعیین‌کننده در برابر ماجراجویی‌های ترامپ عمل کرده است. ارتش تروریستی آمریکا در دو دهه گذشته، درگیر جنگ‌های فرسایشی، بی‌حاصل و پرهزینه در افغانستان، عراق و سوریه بوده است. سربازان آمریکایی مستقر در منطقه غرب آسیا، هم‌اکنون با چالش‌های جدی روحی، روانی و جسمی ناشی از مأموریت‌های طولانی‌مدت، دوری از خانواده، و عدم وجود یک هدف استراتژیک روشن و قابل‌دفاع، دست‌وپنج نرم می‌کنند. نظرسنجی‌های داخلی در آمریکا به‌طور مداوم و با اختلاف زیاد نشان می‌دهند که جامعه آمریکا به‌شدت با ورود به یک جنگ جدید در منطقه غرب آسیا مخالف است. مردم آمریکا که هنوز زخم‌های اقتصادی، اجتماعی و روانی جنگ‌های گذشته را بر تن دارند، هیچ تمایلی به دیدن بازگشت تابوت‌های سربازان آمریکایی از منطقه‌ای ندارند که منافع حیاتی مستقیم آنها را تهدید نمی‌کند.

ژنرال‌های آمریکایی به‌خوبی آگاهند که هرگونه حمله هوایی به ایران، احتمالاً نیازمند عملیات زمینی گسترده برای تضمین نتایج و جلوگیری از پاسخ‌های متقابل خواهد بود و این دقیقاً همان کابوسی است که ارتش تروریستی آمریکا از آن گریزان است. نیروی زمینی ایران، با بهره‌گیری از نیروی مقاومت بسیجی، یگان‌های ویژه و زبده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران و همچنین شبکه گسترده و عمیق نیرو‌های هم‌پیمان در منطقه، آماده است تا هرگونه نیروی متجاوز را در یک جنگ نامتقارن، فرسایشی و همه‌جانبه در هم بکوبد.

ترامپ که خود را اصطلاحا «رئیس‌جمهور صلح» (صد البته که این موضوع حتی در محافل آمریکایی هم شبیه یک جوک است و حتی او در بین مجریان استند آپ‌های آمریکایی هم مورد تمسخر قرار می‌گیرد) می‌نامد و بار‌ها بر خروج از جنگ‌های بی‌پایان تأکید کرده است، نمی‌تواند ریسک درگیر شدن در یک باتلاق جدید را که می‌تواند شانس‌های سیاسی، اقتصادی و تاریخی او را به‌طور کامل نابود کند، بپذیرد. بحران جذب نیرو در ارتش آمریکا نیز این نگرانی را دوچندان کرده است.

توان ویرانگر موشک‌های ایرانی؛ هدف‌گیری دقیق و هوشمند پایگاه‌های حیاتی

توان ویرانگر موشک‌های ایرانی تنها به تعداد و کمیت آنها محدود نمی‌شود، بلکه دقت، قدرت تخریب، هوشمندی و قابلیت اطمینان این تسلیحات، نگرانی اصلی و کابوس استراتژیست‌های آمریکایی است. موشک‌های بالستیک ایران قادرند با دقت نقطه‌زنی با خطای بسیار پایین، حیاتی‌ترین و حساس‌ترین زیرساخت‌های نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار دهند. این اهداف شامل باند‌های پروازی پایگاه‌های هوایی، مراکز فرماندهی و کنترل، انبار‌های مهمات و سوخت، رادار‌های پیشرفته، و همچنین ناو‌های هواپیمابر و شناور‌های جنگی در خلیج فارس و دریای عمان می‌شود. موشک‌های کروز دریایی و موشک‌های بالستیک ضد کشتی ایران (مانند خلیج فارس و هرمز) نیز تهدیدی جدی و وجودی برای شناور‌های سطحی نیروی دریایی آمریکا محسوب می‌شوند و آنها را مجبور می‌کنند در فواصل صد‌ها کیلومتری سواحل باقی بمانند، که عملاً کارایی جنگنده‌های آنها را کاهش می‌دهد.

سناریو‌های شبیه‌سازی‌شده در اندیشکده‌های نظامی غرب نشان می‌دهد که یک حمله هماهنگ و برنامه‌ریزی‌شده موشکی ایران می‌تواند در کمتر از ۳۰ دقیقه، عملیات هوایی آمریکا را در چندین پایگاه کلیدی به‌طور هم‌زمان فلج و نابود کند. از بین رفتن باند‌های پروازی، باعث می‌شود جنگنده‌های گران‌قیمت آمریکایی روی زمین گیر کنند و عملاً برتری هوایی که ارتش ایالات متحده آمریکا با داشتن هزاران هواپیما همواره بر آن تکیه داشته است، خنثی و بی‌اثر شود. علاوه بر این، موشک‌های هایپرسونیک ایرانی با سرعتی بیش از ۵ ماخ و قابلیت مانور در فاز نهایی پرواز، عملاً هرگونه سامانه پدافندی موجود را دور می‌زنند و زمان واکنش را به نزدیک صفر می‌رسانند. این سطح از توانمندی، به ایران این اطمینان را می‌دهد که هرگونه آغازگر درگیری، اولین ضربه را با شدتی ویرانگر و غیرقابل‌جبران دریافت خواهد کرد و این همان جوهره و اصل «بازدارندگی فعال» است.

روزنامه انگلیسی «گاردین» در این زمینه می گوید: ایران در دوران تشدید تنش‌ها در غرب آسیا، موفق شده است توانایی خود را برای هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکایی و تأسیسات حیاتی در منطقه تقویت کند. این امر از طریق ترکیبی از پیشرفت‌های فنی در برنامه موشکی، بهره‌گیری از تصاویر ماهواره‌ای و اتخاذ تاکتیک‌های نظامی الهام گرفته از تجربه روسیه در جنگ اوکراین محقق شده است. 

این روزنامه می‌افزاید: حملات اخیر ایران نشان دهنده افزایش سطح دقت و قدرت تخریبی است؛ موضوعی که در عین حال، نقاط ضعف احتمالی در سامانه‌های پدافند هوایی آمریکا مستقر در منطقه را نیز آشکار کرده است. 

واکنش‌های منطقه‌ای و جهانی 

مشاوران ترامپ همچنین به او یادآوری کرده‌اند که حمله به ایران، تنها یک درگیری دوجانبه و محدود نخواهد بود، بلکه کل منطقه غرب آسیا را در شعله‌های یک جنگ فراگیر و بی‌سابقه فرو خواهد برد. ایران دارای عمق استراتژیک بی‌نظیری در منطقه است و شبکه گسترده‌ای از نیرو‌های مقاومت در لبنان، سوریه، عراق، یمن و قاره آفریقا آماده‌اند تا در صورت حمله به خاک ایران، منافع آمریکا، پایگاه‌هایش و رژیم صهیونیستی را در سراسر منطقه و به‌طور هم‌زمان هدف حملات سنگین قرار دهند. این گسترش درگیری، نه تنها امنیت انرژی جهانی را با اختلال جدی و تاریخی مواجه می‌کند و قیمت نفت را به سطوح بی‌سابقه‌ای می‌رساند؛ بلکه اقتصاد شکننده آمریکا را که با تورم بالا و بدهی‌های کلان ملی دست‌وپنج نرم می‌کند، با شوک جدیدی مواجه خواهد ساخت. کشور‌های اروپایی نیز که تمایلی به تکرار اشتباهات فاجعه‌بار گذشته ندارند، به‌طور خصوصی و دیپلماتیک به واشنگتن هشدار داده‌اند که از هرگونه اقدام تحریک‌آمیز که منجر به بی‌ثباتی بیشتر شود، خودداری کند. انزوای دیپلماتیک آمریکا در مجامع بین‌المللی در صورت شروع یک جنگ غیرقانونی و تجاوزکارانه علیه ایران، به شدت افزایش خواهد یافت و واشنگتن را در انزوای کامل سیاسی و اخلاقی قرار خواهد داد.

پایان قطعی توهم حمله نظامی 

در نهایت، گزارش‌های میدانی و تحلیل‌های رسانه‌ای، از جمله افشاگری اخیر و پرمخاطب شبکه سی‌ان‌ان، پرده از یک واقعیت انکارناپذیر و تاریخی برمی‌دارد؛ جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر قدرت درون‌زا، ایمان راسخ و توانمندی‌های بی‌بدیل نظامی و دفاعی، به سطحی از بازدارندگی فعال و پایدار دست یافته است که محاسبات کاخ سفید را به‌طور بنیادین و غیرقابل‌بازگشت تغییر داده است.

نیروهای مسلح ایران

رئیس جمهور تروریست آمریکا و مشاورانش به‌خوبی دریافته‌اند که رویارویی با ایران، رویارویی با یک ارتش کلاسیک ضعیف و وابسته نیست؛ بلکه مواجهه با یک شبکه دفاعی یکپارچه، هوشمند، تهاجمی و مبتنی بر دانش بومی است که بی‌شمار موشک و پهپاد را در زرادخانه‌های زیرزمینی و امن خود پنهان کرده و آماده شلیک در کسری از ثانیه است.    

یک مقام ارشد پنتاگون در این زمینه می گوید: ذخایر موشکی آمریکا به دلیل جنگ مداوم با جمهوری اسلامی ایران به شدت کاهش یافته و آمریکا در حال حاضر، برای ورود به یک جنگ تمام عیار دیگر علیه تهران، به تعداد کافی موشک در اختیار ندارد. 

کمبود ذخایر «پاتریوت»، فرسودگی نیرو‌های آمریکایی، بحران داخلی ارتش این کشور و توان ویرانگر و دقیق موشک‌های ایرانی، مثلثی از بازدارندگی مستحکم را تشکیل می‌دهند که عبور از آن برای هر رئیس‌جمهور آمریکایی، به معنای پذیرش یک شکست استراتژیک تمام‌عیار و پایان عمر سیاسی اوست. ایران بار دیگر در عمل ثابت کرده است که امنیت ملی و تمامیت ارضی خود را با هیچ قدرتی معامله نمی‌کند و هر کسی که بخواهد با زبان زور و تهدید با ملت ایران صحبت کند، پاسخی کوبنده، ویرانگر و پشیمان‌کننده را از طرف نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران دریافت خواهد کر.

عقب‌نشینی ترامپ از حمله بزرگ نتیجه مستقیم و منطقی ترس از مواجهه با قدرتی است که ایران با دستان توانمند فرزندان خود و با اتکا به خداوند متعال آن را رقم زده و در آینده هم در صورت شدت یافتن درگیری‌ها رقم خواهد زد. این فصل از تقابل، بار دیگر به جهان نشان داد که دوران زورگویی ابرقدرت‌ها به پایان رسیده و معادلات جدید منطقه، تنها با احترام به قدرت، اراده و حقانیت ملت ایران قابل ترسیم و پذیرش است.

انتهای پیام/281

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار