بازخوانی تشکیل شورای ملی مقاومت به بهانه سالروز فرار بنی‌صدر و رجوی

فرار ابوالحسن بنی‌صدر و مسعود رجوی از ایران در مردادماه ۱۳۶۰ نقطه آغاز شکل‌گیری ائتلافی بود که با عنوان «شورای ملی مقاومت» تلاش کرد خود را به‌عنوان آلترناتیو جمهوری اسلامی معرفی کند. اما این ائتلاف از همان آغاز با اختلافات درونی و اهداف متفاوت اعضای آن همراه بود و درنهایت به بن‌بست رسید.
کد خبر: ۸۵۱۵۶۷
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۸ - 29July 2026

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، تحولات سیاسی سال ۱۳۶۰ از مهم‌ترین مقاطع تاریخ جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود. عزل ابوالحسن بنی‌صدر از ریاست‌جمهوری، ورود سازمان مجاهدین خلق به فاز مسلحانه، تشدید اقدامات تروریستی و در نهایت خروج ابوالحسن بنی‌صدر و مسعود رجوی از کشور، زنجیره‌ای از رخداد‌ها را رقم زد که آثار آن سال‌ها در فضای سیاسی اپوزیسیون خارج از کشور ادامه یافت.

فرار بنی صدر

مهم‌ترین محصول این دوره، تشکیل «شورای ملی مقاومت» بود؛ شورایی که قرار بود مجموعه‌ای از مخالفان جمهوری اسلامی را زیر یک چتر واحد گرد آورد، اما در عمل بیش از هر چیز به بستری برای تثبیت موقعیت سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد. بررسی روند شکل‌گیری این شورا و مناسبات بنی‌صدر و رجوی، تصویری روشن از اهداف، اختلافات و سرنوشت این ائتلاف ارائه می‌دهد.

فرار بنی‌صدر و رجوی

ابوالحسن بنی‌صدر در ۶ مرداد ۱۳۶۰ به اتفاق مسعود رجوی و با همکاری عده‌ای از منافقین در لباس پاسداران، با هواپیمای بوئینگ ۷۰۷ و به هدایت سرهنگ خلبان بهزاد معزی از ایران خارج شد. هواپیمای مذکور را همان سرهنگ معزی هدایت می‌کرد که پیش‌تر نیز هدایت هواپیمای محمدرضا پهلوی را هنگام خروج از ایران برعهده داشت. بنی‌صدر پس از ورود به فرانسه، از فرودگاه نظامی حومه پاریس مستقیماً به محل اقامت خود در کشان رفت. [۱]صبح روز چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۶۰، خبرگزاری‌ها و رسانه‌های بین‌المللی خبر این فرار را منتشر کردند. نخستین تصاویر منتشرشده، بنی‌صدر را با ظاهری متفاوت و سبیل‌های تراشیده در کنار مسعود رجوی در فرودگاه نظامی «اورو» پاریس نشان می‌داد. براساس گزارش‌های اولیه، هواپیمای بوئینگ ۷۰۷ پس از عبور از حریم هوایی کشور‌های عضو ناتو، در فرودگاهی نظامی که از پیش برای پذیرش آن آماده شده بود، به زمین نشست. در فضای رسانه‌ای آن روزها، با توجه به شناخته‌شده بودن بنی‌صدر به‌عنوان نخستین رئیس‌جمهور جمهوری اسلامی، عمده توجه رسانه‌های خارجی متوجه او بود و نام رجوی در سایه شهرت سیاسی بنی‌صدر قرار داشت. [۲]

فرار بنی صدر

تشکیل شورای ملی مقاومت

ایده ایجاد جبهه‌ای واحد میان گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی، پیش از خروج بنی‌صدر از ایران نیز مطرح شده بود. از نخستین تلاش‌ها در این زمینه می‌توان به تشکیل «جبهه دموکراتیک ملی ایران» در ۱۴ اسفند ۱۳۵۷ اشاره کرد؛ جبهه‌ای با گرایش سوسیال‌دموکرات که اگرچه سازمان مجاهدین خلق و سازمان چریک‌های فدایی خلق به‌طور رسمی عضو آن نبودند، اما از طریق نمایندگان خود با آن ارتباط داشتند. همچنین مجاهدین در نخستین انتخابات مجلس شورای اسلامی با تشکیل «شورای معرفی کاندیدا‌های انقلابی و ترقی‌خواه» کوشیدند ائتلافی انتخاباتی ایجاد کنند، اما این تجربه با شکست روبه‌رو شد. [۳]زمینه اصلی تشکیل شورای ملی مقاومت، انتشار اطلاعیه‌ای از سوی ابوالحسن بنی‌صدر با عنوان «میثاق» در ۲۷ تیر ۱۳۶۰ بود؛ متنی که بعد‌ها مبنای شکل‌گیری شورا قرار گرفت.

در ظاهر، شورا قرار بود محلی برای گردآمدن همه نیرو‌های مخالف جمهوری اسلامی، بدون مرزبندی‌های سخت ایدئولوژیک باشد تا بتواند خود را به‌عنوان آلترناتیوی فراگیر معرفی کند. [۴]با استقرار بنی‌صدر و رجوی در فرانسه، این ایده جنبه عملی به خود گرفت. در ۵ مهر ۱۳۶۰ سند «برنامه شورای ملی مقاومت و دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران» به قلم مسعود رجوی و با امضای نخست بنی‌صدر منتشر شد. 

رجوی به‌عنوان نخست‌وزیر دولت موقت در تبعید معرفی شد و فرانسه نیز به‌عنوان محل استقرار شورا انتخاب گردید. اعتبار سیاسی بنی‌صدر در اروپا، به‌ویژه در فرانسه، نقش مهمی در معرفی شورا ایفا کرد. سابقه اقامت او در فرانسه پیش از انقلاب و جایگاهش به‌عنوان رئیس‌جمهور سابق ایران، موجب شد شورای ملی مقاومت در نخستین ماه‌های فعالیت خود از پوشش رسانه‌ای و سیاسی مناسبی برخوردار شود. به همین دلیل، سازمان مجاهدین خلق از اعتبار بین‌المللی بنی‌صدر برای تثبیت موقعیت شورا بهره گرفت.

در واقع بنی‌صدر متحدی مؤثر، اما موقتی برای سازمان بود و اعتبار سیاسی خود را در خدمت معرفی شورای ملی مقاومت قرار داد [۵]بنی‌صدر درباره زمینه‌های تشکیل شورا می‌نویسد: «پیش از کودتای ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، آیت‌الله [سیدرضا]زنجانی نزد اینجانب آمد و گفت که ۷ یا ۸ سازمان به این نتیجه رسیده‌اند که اصرار مداوم شما بر تشکیل یک جبهه سیاسی بر حق بوده است... بدین قرار ضرورت تشکیل شورای ملی مقاومت، جلوگیری از ایجاد مدار بسته قهر بود.» [۶]به تدریج شماری از گروه‌ها و شخصیت‌های مخالف جمهوری اسلامی نیز به شورا پیوستند.

از جمله سازمان مجاهدین خلق ایران، حزب دموکرات کردستان ایران، شورای متحد چپ برای دموکراسی و استقلال، جبهه دموکراتیک ملی ایران، جنبش دموکراتیک انقلابی زحمتکشان، حزب کار ایران، سازمان اتحاد برای آزادی کار، جمعیت دفاع از دموکراسی و استقلال ایران و شماری از شخصیت‌های سیاسی همچون ناصر پاکدامن، منوچهر هزارخانی، علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی و دیگران. [۷]

با وجود این ادعاها، شورا هرگز نتوانست همه طیف‌های مخالف جمهوری اسلامی را گرد آورد. برخی شخصیت‌های شاخص، از جمله کریم سنجابی، نه‌تنها عضویت در شورا را نپذیرفتند، بلکه پیشنهاد ریاست آن را نیز رد کردند. سنجابی بعد‌ها دلیل این تصمیم را اختلافات میان بنی‌صدر و رجوی و نبود تفاهم واقعی میان آنان عنوان کرد و گفت: «تردید‌ها و ملاحظات باعث بود که نتوانم به نکته اصلی مورد توقع آقای رجوی و یاران او یعنی تأیید و همکاری با شورای مقاومت ملی، جواب مثبت بدهم. مخصوصاً تدریجاً که مستحضر شدم بین بنی صدر و دوستان او با رجوی و پیروان او چنان که باید تفاهم وجود ندارد. خود بنی صدر در ملاقات اخیرش با من نگرانی خودش را از این جهت پنهان نمی‌کرد.» [۸]

بنی‌صدر در شورا

با استقرار شورای ملی مقاومت در فرانسه، مناسبات میان ابوالحسن بنی‌صدر و مسعود رجوی وارد مرحله تازه‌ای شد. اگرچه در ظاهر بنی‌صدر یکی از پایه‌های اصلی این ائتلاف به شمار می‌رفت، اما به تدریج روشن شد که جایگاه واقعی او بیش از آنکه در تصمیم‌سازی‌های شورا باشد، در اعتبار سیاسی‌ای نهفته است که می‌توانست در اختیار سازمان مجاهدین خلق قرار دهد. از همین رو، در نخستین سال‌های فعالیت شورا، نام بنی‌صدر در صدر اخبار قرار داشت و رجوی می‌کوشید از این سرمایه سیاسی برای معرفی خود و سازمانش به محافل غربی بهره ببرد.

با گذشت زمان، اختلاف دیدگاه‌های بنی‌صدر و رجوی درباره نحوه اداره شورا آشکارتر شد. بنی‌صدر معتقد بود بسیاری از تشکل‌های عضو شورا تنها نامی بر خود داشتند و در عمل، سازمان مجاهدین خلق بر همه تصمیمات شورا سلطه یافته است. او در این باره می‌گوید: «اغلب [سازمان‌ها و تشکلات عضو شورا]اسمی بیش نبودند. غالب آنها هم از دسته خود آقای رجوی بودند؛ بنابراین به آقای رجوی گفتم این شورایی که تو تشکیل دادی یعنی هژمونی شما. این خلاف آن اصل میثاق است؛ بنابراین شما باید یک نوشته‌ای به من بدهید که مصوبات شورا را تا من امضاء نکردم، اعتباری ندارد. اینکه آقای رجوی برای رفتن به بغداد جدا شد، این بود که می‌دانست برای رفتن به بغداد تصویب نمی‌کنم و بدون تصویب من هم او نمی‌توانست برود به بغداد. بدین خاطر برای رفتن به بغداد پایان دادند به این همکاری.» [۹]

در عمل نیز جایگاه بنی‌صدر در شورا وضعیتی دوگانه داشت. از یک سو، اعتبار سیاسی شورا تا حد زیادی به نام او گره خورده بود و از سوی دیگر، او خود را عضو عادی شورا نمی‌دانست و در تصمیم‌گیری‌های داخلی آن مشارکت نمی‌کرد. گزارش‌ها نشان می‌دهد بنی‌صدر معمولاً پس از پایان مباحث مقدماتی، پیش از آغاز بررسی دستور جلسات، نشست را ترک می‌کرد و تصمیم‌های اتخاذشده بعداً برای تأیید یا رد نزد او فرستاده می‌شد. این وضعیت، بیش از هر چیز بیانگر تفاوت نگاه بنی‌صدر و رجوی نسبت به ماهیت شورای ملی مقاومت بود.

یکی شورا را یک ائتلاف سیاسی واقعی می‌خواست که خودش در رأس آن باشد و دیگری آن را در خدمت راهبرد‌های سازمان مجاهدین خلق قرار می‌داد. بنی‌صدر درباره این وضعیت چنین توضیح می‌دهد:

«من دخالت نمی‌کردم. اگر می‌کردم یعنی قبول می‌کردم آن شورا را؛ بنابراین می‌گفتم هروقت شورای شما واقعی شد. چون قرار بود همان احزابی باشند که حاج‌آقا رضا زنجانی دعوت کرده بود. از آنها هیچکدام نبودند. ایشان یک عده اشخاصی را آورده بود که در انتخابات ریاست‌جمهوری، آقای رجوی را نامزد کرده بودند. مثلاً این جریان جنبش زحمتکشان گیلان.

به غیر از آقای ماسالی، چند نفر بودند؟ و یا مثلاً از فدایی خلق یک نفر بود. من به او [رجوی]می‌گفتم خودت را مشغول نکن با این اسامی بی‌محتوا. مسئله این بود، یک نوشته‌ای از او گرفتم و، چون آن بازی را که او با آن طرف می‌کرده، با این طرف هم می‌خواست بکند. او می‌خواست وسط قرار بگیرد و هر کاری را که خودش نمی‌خواست ولی آنها می‌خواستند، به آنها بگوید که بنی‌صدر با آن موافق نیست یا بالعکس. بدین ترتیب، یک بازی وسط بکند. من خیال خود را راحت کردم. از اول هم قرار نبود که من عضو شورا باشم. من با صفت منتخب مردم، این شورا را تشکیل دادم و به صفت شخصی که نداده بودم. او هم اعتبار آن شورا را از منتخب مردم ایران اخذ می‌کرد. پس از صفت باید حفظ می‌شد.» [۱۰]

فرار بنی صدر

کناره‌گیری از شورا

نقطه عطف اختلافات، موضوع برقراری ارتباط مستقیم سازمان مجاهدین خلق با حکومت عراق بود. بنی‌صدر این سیاست را نه‌تنها از نظر سیاسی بی‌نتیجه، بلکه از منظر افکار عمومی ایران نیز زیان‌بار می‌دانست. به اعتقاد او، همکاری با رژیم صدام حسین موجب می‌شد سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت در نگاه مردم ایران وابسته به دشمن متجاوز تلقی شوند؛ مسئله‌ای که امکان هرگونه پایگاه اجتماعی را از میان می‌برد. از همین رو، وی مخالفت خود را در نامه‌ای به مسعود رجوی اعلام کرد و همکاری سازمان با حزب بعث را مورد انتقاد شدید قرار داد. [۱۱]اختلافات زمانی شدت گرفت که مسعود رجوی بدون حضور بنی‌صدر با طارق عزیز، معاون نخست‌وزیر عراق، دیدار کرد.

این ملاقات که در ۱۹ دی ۱۳۶۱ انجام شد، از دید بسیاری از اعضای شورا نشانه تغییر جهت راهبردی سازمان بود. اگرچه درباره اصل برگزاری این دیدار در شورا گفت‌و‌گو‌هایی صورت گرفته بود، اما نحوه انجام آن و بی‌اطلاعی برخی اعضا، از جمله بنی‌صدر، اعتراض‌هایی را در پی داشت. پس از این ملاقات، رجوی در جلسه‌ای از شورا به تشریح دلایل خود پرداخت، اما این توضیحات نتوانست شکاف ایجادشده را ترمیم کند. [۱۲]

در همین زمینه، بنی‌صدر بعد‌ها در خاطرات خود با صراحت از مخالفتش با انتقال رجوی به بغداد سخن گفت: «گفتند که رجوی می‌خواهد برود به بغداد. گفتم غلط می‌کند می‌خواهد برود بغداد. می‌ایستیم و نمی‌گذاریم برود به بغداد. [.]بعد خود آقای رجوی آمد و شروع کرد به اینکه ما یک تکه زمین داشته باشیم در مرز ایران و در آنجا مستقر بشویم.

فراخوان می‌کنیم و اقلاً یک میلیون نفر می‌آیند به مرز. بعد با این نیرو‌ها می‌رویم تهران را تصرف می‌کنیم. [.]من خیلی خندیدم و گفتم شما بچه شدید؟ فراخوان می‌کنیم و یک میلیون نفر می‌آیند به مرز، این حرف‌ها چیه که می‌زنی؟ کدام دیوانه‌ای می‌آید به مرز عراق و از آنجا با شما راهپیمایی بکند بیاید تهران تا آنجا را فتح کند؟ چطور شما به این مسائل فکر نمی‌کنی؟ اصلاً شما پایت را بگذاری به بغداد کار تو ساخته است. از دید مردم، آلت دشمن هستی. از آن لحظه که پایت به بغداد برسد، احدی به فراخوان تو نمی‌آید.

مگر آن اشخاصی که مانده و بیکار هستند و کاری تو زندگی ندارند و شما هم بخواهید به‌عنوان مزدور استخدامشان کنی و پولی بهش بدهی، آنها هم که تن به این کار بدهند برای جنگ نخواهند آمد، چون یک آدم ایرانی اصیل که حاضر نمی‌شود با فراخوان شما به عراق بیاید و از آنجا بخواهد برگردد و وطنش را فتح کند. چنین آدمی یا باید دیوانه باشد و یا آدم غیراصیل و بی‌بندوباری. به علاوه، از این نوع آدم‌ها نیرویی درنمی‌آید.

یک ترقه در بره، میدان خالی می‌کنند.» [۱۳]در نهایت، اختلافات به پایان رسمی همکاری انجامید. شورای ملی مقاومت در بیانیه مورخ ۴ فروردین ۱۳۶۳ اعلام کرد: «از آنجا که در شرایط کنونی عملاً همکاری میان آقای ابوالحسن بنی‌صدر و شورای ملی مقاومت در چارچوب این شورا نامیسر می‌نماید، مصلحت بر این قرار گرفت که به ائتلاف سیاسی فی‌مابین در شکل کنونی خاتمه داده شود.» [۱۴]

جمع‌بندی

فرار مشترک بنی‌صدر و رجوی از ایران، زمینه‌ساز تشکیل ائتلافی شد که با عنوان شورای ملی مقاومت، خود را جایگزین جمهوری اسلامی معرفی می‌کرد. با این حال، روند فعالیت شورا نشان داد که اختلاف در اهداف، شیوه اداره و راهبرد‌های سیاسی، از همان ابتدا در درون آن وجود داشت. بهره‌گیری سازمان مجاهدین خلق از اعتبار سیاسی بنی‌صدر، سلطه تدریجی این سازمان بر شورا و سرانجام اختلاف بر سر همکاری با حکومت بعث عراق، موجب شد این ائتلاف دوام نیاورد و بنی‌صدر راه خود را از رجوی جدا کند؛ رخدادی که سرانجام به جدایی رسمی او از شورای ملی مقاومت انجامید.

پی‌نوشت‌ها

[۱]نظری کهره، فاطمه (۱۳۹۱). از ظهور تا سقوط بنی‌صدر، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۳۲۳.

[۲]سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام (۱۳۸۴ ـ ۱۳۴۴) (۱۳۸۵). جلد دوم، چاپ اول، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص ۶۱۸.

[۳]راستگو، علی‌اکبر (۱۳۸۴). مجاهدین خلق در آیینه تاریخ، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص ۳۱۰ و ۳۱۱.

[۴]بنی‌صدر، ابوالحسن (۱۳۸۰). خاطرات ابوالحسن بنی‌صدر اولین رئیس‌جمهوری ایران، به کوشش حمید احمدی، چاپ اول، برلین: انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۱۵۰.

[۵]حق‌بین، مهدی (۱۳۹۲). از مجاهدین تا منافقین، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۲۴.

[۶]فراز و فرود شورای ملی مقاومت (۱۳۸۱). مجموعه مصاحبه‌های سیاسی، هلند: انجمن سیاسی ـ فرهنگی ایران پیوند، ص ۲۸ و ۲۹؛ به نقل از سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام، همان، ص ۷۴۲.

[۷]راستگو، همان، ص ۳۱۴.

[۸]سنجابی، کریم (۱۹۸۴). پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد، مصاحبه ضیاء صدقی با کریم سنجابی، ۴ ژوئن ۱۹۸۴ / ۱۴ خرداد ۱۳۶۳، شهر چیکو ایالت کالیفرنیا، نوار شماره ۳۲، ص ۹.

[۹]بنی‌صدر، همان، ص ۱۵۱.

[۱۰]همان.

[۱۱]حق‌بین، همان، ص ۲۲۶.

[۱۲]مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، «خروج بنی‌صدر از شورای ملی مقاومت»، بازیابی‌شده در تاریخ ۴ فروردین ۱۳۹۷.

[۱۳]بنی‌صدر، همان، ص ۱۵۵.

[۱۴]حق‌بین، همان، ص ۲۲۸.

انتهای پیام/ 119

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار