یادداشت/

از والفجر ۸ تا امروز؛ تبیین منطق «دفاع پیش‌دستانه» در اندیشه دفاعی انقلاب

در فرهنگ دفاعی مبتنی بر اندیشه انقلاب اسلامی، دفاع به معنای انفعال نیست. بررسی تاریخی عملیات‌هایی نظیر والفجر ۸ نشان می‌دهد که تعقیب متجاوز و ایجاد تهدید در خانه دشمن، نه تنها یک ضرورت استراتژیک، بلکه بخشی از فقه دفاع مشروع است تا امنیت ملی از طریق بازدارندگی فعال تضمین شود.
کد خبر: ۸۵۲۰۶۵
تاریخ انتشار: ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۹ - 01August 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس_«سیده معصومه حسینی»؛ در فرهنگ دفاعیِ مبتنی بر اندیشه ایدئولوژیک انقلاب اسلامی، یک اصل اساسی وجود دارد: ما آغازگر جنگ نیستیم. این اصل از آموزه «جهاد دفاعی» نشأت می‌گیرد؛ جایی که در نبود امام معصوم، تنها زمانی می‌توان دست به اسلحه برد که دشمن متجاوز، حریم مسلمانی را مورد تهدید قرار دهد. اما این «دفاع»، هرگز به معنای «انفعال» و «انتظار برای تلفات» نیست.

از والفجر ۸ تا امروز؛ تبیین منطق «دفاع پیش‌دستانه» در اندیشه دفاعی انقلاب

دفاع مقدس هشت ساله، بهترین گواه بر این مدعاست. در سپتامبر ۱۹۸۰، صدام با حمله تمام‌عیار به ایران، عملاً شراره جنگ را روشن کرد و ما وارد فاز «دفاع» شدیم. اما پس از آزادسازی خرمشهر در سال ۱۹۸۲، ایران در یک دوراهی بزرگ قرار گرفت: اگر صرفاً منتظر می‌ماندیم و از خطوط مرزی دفاع می‌کردیم، یعنی به متجاوز فرصت می‌دادیم تا مجدداً سازماندهی شده و بازگردد.

در این نقطه، منطق دفاعی ما از یک «واکنش صِرف» به یک «اقدام هوشمندانه» تبدیل شد. در اندیشه دفاعی، «تعقیب متجاوز» نه تنها جایز، بلکه واجب است. جایی که دشمن سابقه نقض آتش‌بس دارد و تهدید زوال‌ناپذیر است، ماندن در خطوط مرزی، عقب‌نشینیِ استراتژیک است.

به همین دلیل، جنگ وارد فاز آفندی شد. عملیات والفجر ۸ (بهمن ۱۳۶۴) نقطه عطف این نگاه است. رزمندگان اسلام با عبور از رودخانه اروند (که خود یک مانع طبیعی دفاعی بود)، شبه‌جزیره فاو را در خاک عراق تصرف کردند.

فاو صرفاً یک حمله نبود؛ بلکه یک «تهدید قریب‌الوقوع» علیه دشمن بود. با تصرف فاو: خطوط مواصلاتی عراق فلج شد و دسترسی این رژیم به خلیج فارس قطع شد. معادلات استراتژیک تغییر کرد: ایران ثابت کرد که صرفاً یک کشور خط‌شکن نیست، بلکه بازدارندگی فعال دارد.

بنابراین، در فرهنگ دفاعی ما، «شروع کننده جنگ» کسی است که اراده تجاوز را به فعل درآورد، وقتی دشمنی مثل آمریکا، ماهیتش بر اساس «تجاوز» و «نقض عهد» تعریف شود (شاهد مثال: نقض مکرر آتش‌بس‌ها در جریان جنگ ۱۲ روزه که با آمریکا و اسرائیل و جنگی که هم اکنون درگیرش هستیم)، آنگاه «منتظر ماندن» برای حمله دوباره او تا به او پاسخ دهیم، ترجیح «باطل» است.

در پایان باید گفت: درشرایطی که جنگ را آمریکا شروع کرده و ما در میانه آن هستیم به بهانه مذاکره و توافق فقط منتظر نقض‌های مکرر آمریکا و متحدانش باشیم تا پاسخی متقابل دهیم نشناختن درست جهاد دفاعی است، عملیات والفجر ۸ مصداق این جمله است که: «اگر دشمن حتی به یک وجب از خاک تعرض کند و ما حتی او را پس بزنیم، اما اگر با خیال راحت در خانه‌ی خود بنشید، امنیت ما تضمین نمی‌شود مگر اینکه او را در خانه خودش تهدید کنیم.» این مصداق عینی «دفاعِ پیشدستانه» در چارچوب فقهی دفاعِ مشروع و تعقیبِ متجاوز بوده است.

نیاز است مسئولین با اشراف دقیق از واقعیت میدان و خواست مردم در خیابان، محسابات خود را با خطوط قرمز رهبری و خواست ایشان در پیام‌های رسمی صادر شده تنظیم کنن تا دچار خطای محاسباتی نشوند جنگ بُرده را به سمت تزلزل و فرسایش پیش ببرند یا باعث شوند خسارات وارد شده به آمریکا که خود بازدارندگی بالایی ایجاد میکرد کم اثر و حتی ترمیم شود.

دقیقا همین فضای حاکم در ضربات مهلک و پیش دستانه باید حفظ بماند تا نابودی و پیشمانی کامل متجاوزین. در یک کلام باید گفت آمریکا فقط زبان زور را می‌فهمد و در مقابلش کُرنش نشان می‌دهد ولاغیر.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار