چه کسی از حوادث اسپانیا سود میبرد؟
گروه بینالملل دفاعپرس - رسول حسین ابو السبح؛ در سیاست بینالملل، تصادفهای بیدلیل وجود ندارد و پروندههای حساس هرگز جدا از موازنه قدرت حرکت نمیکنند. هنگامی که ناگهان مرزها به روی دهها هزار جوانی که در جستوجوی راهی برای رسیدن به اروپا هستند گشوده میشود، پرسش اصلی این نیست که «چه اتفاقی افتاد؟»، بلکه این است که «چه کسی از وقوع این رخداد در این زمان سود میبرد»؟

شهر سئوتا، شهر مغربی که تحت اداره اسپانیا قرار دارد، شاهد موجی بیسابقه از ورود دهها هزار شهروند مراکشی بود که از طریق گذرگاههای مرزی یا با شنا از دریا خود را به آنجا رساندند، این صحنه بار دیگر نشان داد که مهاجرت دیگر صرفاً یک مسئله انسانی نیست، بلکه به یکی از مؤثرترین ابزارهای فشار سیاسی در روابط بینالملل تبدیل شده است.
این تحولات در شرایطی رخ داد که اسپانیا مواضعی متفاوت از جریان رایج غرب اتخاذ کرده بود؛ از جمله مخالفت با مشارکت در جنگ آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، مخالفت با استفاده از پایگاههای نظامی و حریم هوایی خود برای این عملیات و همچنین ادامه حمایت از آرمان فلسطین. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، همزمانی این تحولات را نمیتوان به سادگی یک اتفاق تصادفی دانست.
در سوی دیگر، مراکش از روابطی راهبردی و عمیق با آمریکا برخوردار است که سابقه آن به قرنها پیش بازمیگردد. مراکش نخستین کشوری بود که استقلال آمریکا را به رسمیت شناخت. همین پیوندهای استراتژیک این پرسش را مطرح میکند که آیا بحران اخیر مهاجرت صرفاً یک بحران اجتماعی بوده است یا به ابزاری در رقابت ارادهها میان قدرتهای بزرگ تبدیل شده است؟
نتیجه این رخداد تلخ بود. دهها هزار نفر با رؤیای رسیدن به اروپا راهی سفری نامعلوم شدند، برخی جان خود را در آبهای دریا از دست دادند و برخی دیگر میان بازداشت، اخراج و آیندهای نامعلوم سرگردان ماندند. این جوانان در واقع ضعیفترین حلقه یک بازی سیاسی بودند که هیچ نقشی در تصمیمگیری آن نداشتند، در حالی که دولتها بر اساس معادلات قدرت و منافع خود حرکت میکنند.
آنچه بیش از همه نگرانکننده است، نه تعداد مهاجران، بلکه پیامی است که این رخداد در خود دارد، زمانی که باز و بسته شدن مرزها تابع ملاحظات سیاسی میشود، مهاجرت از یک مسئله انسانی به ابزاری برای اعمال فشار تبدیل و انسانها به مهرههایی در رقابت قدرتها بدل میشوند. در چنین شرایطی، بحران تنها بحران پناهجویان نیست، بلکه نشانهای از نظام بینالمللی است که از پروندههای انسانی برای تحقق اهداف سیاسی بهره میگیرد.
نمیتوان با قاطعیت از وجود طرحی از پیش طراحیشده یا تصمیمی مستند سخن گفت، اما طرح این پرسش از منظر سیاسی کاملاً مشروع است، آیا اسپانیا به دلیل مواضع اخیر خود در حال دریافت یک پیام سیاسی بود؟ و آیا هدف آن بود که به مادرید یادآوری شود استقلال در تصمیمگیری سیاسی میتواند هزینههای سنگینی به همراه داشته باشد؟
پاسخها ممکن است متفاوت باشد، اما آنچه مسلم است این است که رخداد اخیر را نمیتوان تنها با منطق «تصادف» تفسیر کرد. در جهانی که جغرافیا و سیاست به یکدیگر گره خورده و مرزها به ابزار چانهزنی تبدیل شده، مهاجرت امروز به یکی از آرامترین، اما در عین حال مؤثرترین ابزارهای فشار سیاسی بدل شده است.
انتهای پیام/ ۱۳۴
