دود واشنگتن به چشم ترامپ رفت
گروه بینالملل دفاعپرس: آتشسوزیهای گسترده و مهارنشدنی در ایالت واشنگتن، روزهای بحرانی و بیسابقهای را برای غرب آمریکا رقم زده است. این شعلههای سرکش که از روزهای گذشته مناطق وسیعی از این ایالت را به خاکستر تبدیل کرده، نه تنها خسارات ساختاری و اقتصادی سنگینی به بار آورده، بلکه به دلیل پیچیدگیهای سیاسی و جغرافیایی، دامنه تبعات آنها از مرزهای داخلی فراتر رفته و به یک مناقشه اجتماعی و دیپلماتیک میان مردم آمریکا و کانادا تبدیل شده است.

فاجعه اخیر در شهر «اسپوکن»، بهعنوان دومین شهر بزرگ ایالت واشنگتن، تابلویی تمامنما از آسیبپذیری زیرساختها در برابر بحرانهای اقلیمی را به نمایش گذاشته است؛ بحرانی که تحت تأثیر عوامل جوی شدید، دامنه اثرات خود را به بطن زندگی روزمره هزاران شهروند آمریکایی و همسایگان شمالی آنها کشیده است.
بر اساس آخرین گزارشهای منتشر شده از سوی مقامات محلی و دستگاههای امدادی، سه آتشسوزی بزرگ و همزمان در منطقه اسپوکن شامل آتشسوزیهای «اولد تریلز» (Old Trails)، «فرویو» (Fairview) و «مدوویو» (Meadowview)، وضعیت بسیار وحشتناکی را ایجاد کردهاند. گسترش سریع شعلههای آتش در پهنهای به وسعت حدود ۲۱ کیلومتر مربع در اطراف اسپوکن، مقامات را وادار کرد تا حکم تخلیه اضطراری بیش از ۶۰ هزار نفر از ساکنان را صادر کنند. این تخلیه گسترده که شامل انتقال سرپایی و اضطراری بیماران مرکز درمانی مجروحان جنگی آمریکا در اسپوکن نیز میشد، موجی از نگرانی و اضطراب را در میان افکار عمومی ایجاد کرد.
شدت ویرانگری آتش به حدی بوده است که دستکم ۶۰۰ خانه، واحد تجاری و سازه شهری به طور کامل در آتش سوختهاند و تنها تلی از خاکستر و دودکشهای سنگیِ به جای مانده از منازل، نشان از وجود زندگی در این مناطق دارد. اگرچه تا این لحظه گزارشی از تلفات جانی یا مفقودی افراد به ثبت نرسیده، اما مقامات هشدار دادهاند که به دلیل گسترش پرسرعت آتش، هنوز برای ارزیابی نهایی میزان خسارات جانی زود است.

ارزیابیهای هواشناسی و نظر کارشناسان نشان میدهد که عامل اصلی دشواری در مهار این زبانه کشیدنها، وزش بادهای شدید همراه با شرایط زمینشناختی خاص منطقه اسپوکن بوده است. سرعت بادهای محلی که بین ۵۶ تا ۷۲ کیلومتر بر ساعت متغیر است، در کنار توپوگرافی کوهستانی و درههای عمیقی که رودخانه اسپوکن را در بر گرفته، همانند یک تونل باد عمل و جریان آتش را با سرعتی باورنکردنی به سمت شیبها و مناطق مسکونی هدایت میکند.
در کنار این فاکتورهای طبیعی، وقوع رعد و برق خشک و خنک نشدن هوا در ساعات پایانی روز نیز وضعیت را بحرانیتر کرده است. در پی این شرایط، فرماندار واشنگتن وضعیت اضطراری اعلام کرده و سازمان هواشناسی فدرال هشدار «وضعیت بسیار خطرناک» را صادر کرده است. همزمان، آسیب شدید به خطوط اصلی انتقال نیرو باعث قطعی برق دهها هزار خانه شده و اختلالات گسترده در شبکه توزیع، خدماترسانی شریانهای حیاتی شهری را با کندی مواجه کرده است.
علل شکلگیری این آتشسوزیها صرفا به ایالت واشنگتن محدود نمیشود، بلکه ریشه در خشکسالیهای زنجیرهای و تغییرات اقلیمی گسترده در سراسر غرب آمریکا نظیر آیداهو، اورگن و یوتا دارد. دراثر این آتشسوزیها، تلفات صدها رأس دام، نابودی مرتعهای کشاورزی و از بین رفتن اراضی طبیعی، زیرساختهای اقتصادی محلی را فلج کرده است. هزاران خانواده در واشنگتن نه تنها خانه و کاشانه خود را از دست دادهاند، بلکه با نابودی کسبوکارهای خرد و مشاغل شهری، با موجی از بیخانمانی و بیکاری ناگهانی مواجه شدهاند که بازیابی آن سالها زمان خواهد برد.

اما آنچه این بحران زیستمحیطی را به یک موضوع پرتنش اجتماعی و فرامرزی تبدیل کرده، چرخش روزگار و بازتاب پیامدهای آن در کشور همسایه است. مدت زیادی از زمانی که دونالد ترامپ در پلتفرم «تروث سوشال» با لحنی انتقادی و تند، دولت کانادا را به دلیل پدید آمدن آلودگیهای ناشی از آتشسوزیهای جنگلی آن کشور و ورود دود به آسمان آمریکا سرزنش کرده بود، نمیگذرد.
وی در پیامهای خود اصرار داشت که کانادا باید هرچه سریعتر به وضعیت مدیریت بحران زیستمحیطی خود رسیدگی کرده و مانع آلودگی هوای ایالتهای آمریکایی شود. با این حال، با وقوع آتشسوزی اخیر در واشنگتن، اکنون حجم عظیمی از دود غلیظ و سمی، مرزهای بینالمللی را پیموده و آسمان بخشهای جنوبی بریتیش کلمبیا در کانادا را تاریک کرده است.
ورود این حجم از آلایندهها به کانادا باعث شده تا مردم بریتیش کلمبیای جنوبی شدیدا نسبت به رفتار و ادعاهای طرف آمریکایی خشمگین و شاکی شوند. مردم منطقه که از اظهارات گذشته سیاستمداران آمریکایی آزردهخاطر بودند، اکنون آمریکا را به بیمبالاتی در کنترل بحرانهای اقلیمی خود و تحمیل هزینههای بهداشتی و زیستمحیطی به کانادا متهم میکنند.

این رویداد، تنشهای موجود را از سطح خطونشانهای رسانهای میان مقامات به بطن جامعه و افکار عمومی دو کشور کشانده است. تعمیق این شکاف نشان میدهد که چگونه بیتوجهی به مدیریت مسائل اقلیمی میتواند خطوط مدنی و روابط میان دو ملت همسایه را دچار فرسایش کند و افکار عمومی را در برابر یکدیگر قرار دهد.
بررسی این ابعاد ناگوار بار دیگر ناکارآمدی ساختاری آمریکا در مدیریت بحرانهای داخلی و زیستمحیطی را آشکار میسازد. در حالی که واشنگتن سالانه بخش عمدهای از سرمایهها و بودجههای هنگفت ملی خود را صرف مداخله در امور سایر کشورها و درگیریهای منطقهای در شرق و غرب آسیا میکند، از زیرساختهای لازم برای حفاظت از شهروندان خود در برابر فاجعههای اقلیمی پیشبینیپذیر عاجز است.
منطقیترین راهکار برای هیئت حاکمه آمریکا این است که به جای مداخله در مسائل فرامرزی و پیگیری سیاستهای مداخلهجویانه در نقاط مختلف جهان، تمرکز و منابع کشور را معطوف به مدیریت مسائل زیستمحیطی خود کند؛ چالشهایی که به صورت مستقیم سلامت، امنیت و آینده شهروندان آمریکایی را تهدید میکنند.
انتهای پیام/ ۱۳۴
